نمایشگاه نقاشی «با سیبدانهها»؛ روایت دیگری از توانستن برگزار شد؛
وقتی رنگها، مرزها را کنار میزنند
گاهی یک نمایشگاه نقاشی، تنها مجموعهای از رنگها و قابها بر دیوار نیست؛ گاه پنجرهای است رو به جهانی که در آن، هر خط و هر لکه رنگ، معنایی فراتر از زیبایی دارد. نمایشگاه نقاشی «با سیبدانهها» از همین جنس است؛ رویدادی هنری که در آن، کودکان و هنرمندان دارای سندرم داون، روایت خود را نه با واژهها که با رنگ و نقش و خیال بر بوم آوردهاند.
این نمایشگاه به همت آموزشگاه سیب برگزار شد و آثاری از هنرجویان دارای سندرم داون را در معرض دید علاقهمندان قرار داد؛ آثاری که پیش از آنکه صرفا یک اثر هنری باشند، تصویری از جهان درونی هنرمند و گواهی بر ظرفیتهای کمتر دیدهشده اویند.
در میان نامهای حاضر در این رویداد، نامهایی چون سیمین فارغدل، عسل باقری، فاطمه منوجَهری، مجتبی عدالتخواه، پرهام سرخیل، فرحان رحیمی، روزبه علیرزاده و آراد صابری به چشم میخورد؛ هنرمندانی که هر یک با زبان شخصی خود، بخشی از جهانشان را به تماشا گذاشتهاند.
شاید ارزشمندترین ویژگی چنین نمایشگاهی آن باشد که مخاطب را وادار میکند برای لحظاتی از کلیشهها فاصله بگیرد. سندرم داون نباید پایان یک تعریف باشد؛ چهبسا آغاز روایتی باشد که در آن، توانایی، خلاقیت و میل به آفرینش مجال دیدهشدن پیدا میکند. بوم نقاشی در اینجا به زبانی مشترک بدل شده است؛ زبانی که در آن، مرز میان «توانستن» و «نتوانستن» رنگ میبازد و آنچه باقی میماند، میل انسان به خلق کردن و دیدهشدن است.
این نمایشگاه همچنین فرصتی است برای آنکه جامعه بهجای نگاه کردن از فاصله با جهان این هنرمندان همراه و همدل شود. هنر در چنین موقعیتی، تنها یک فعالیت فرهنگی نیست؛ پلی است میان آدمها، پلی که میتواند سوءتفاهمها و پیشداوریها را کنار بزند و تصویری واقعیتر از تواناییهای افراد دارای سندرم داون پیش چشم جامعه بگذارد.
و همچنین یادآور ضرورت پذیرش، فرصت برابر و حضور فعال افراد دارای سندرم داون در جامعه است. از این منظر، هر تابلوی این نمایشگاه را میتوان تکهای از یک پیام بزرگتر دانست: اینکه انسانها را نباید در چارچوب یک عنوان یا تشخیص خلاصه کرد؛ هر انسان، جهانی از استعدادها، احساسات و امکانهاست.
«با سیبدانهها» در روزهای ۱۰ و ۱۱ مهرماه از ساعت ۱۶ تا ۲۰ در آموزشگاه سیب، خیابان معلم، میدان مادر برگزار شد. این نمایشگاه، دعوتی بود برای تماشای چند تابلو؛ اما شاید آنچه مخاطب با خود از این دیدار به خانه برد، چیزی بیش از تصویر و رنگ باشد: یادآوری ساده و عمیقی از اینکه گاهی کافی است فرصت دیدهشدن را به انسانها بدهیم تا زیباییهای پنهانشان، خود را آشکار کند.
شاید هر کدام از این نقاشیها، یک «سیبدانه» باشند؛ کوچک، ظریف و خاموش، اما سرشار از امکانِ روییدن.



