اجرای نهال‌کاری(91 هکتار) در گفتگو با نسیم طوف‌زاده مدیر پروژه بانی جنگل؛

جنگل فقط درخت نیست.. یک جامعه است

0 ۲

طرح نهال کاری درخت در یکی از مناطق جنگل‌های هیرکانی در گیلان (جنگل لیشک، دهستان خرارود، شهرستان سیاهکل) که طی 5 سال در محیطی به مساحت 91 هکتار و در قامت 58 هزار نهال با ضوابط و اصول حرفه ای یکی از ماندگارترین میراث انسانی برای دهه ها و نسل های آینده است.

 

 کارزار جمعی از دوستاران و فعالان حوزه محیط زیست تحت عنوان موسسه سبزکاران بالان در یک کنش منظم جمعی، هدفمند و قانونی طی 60 ماه توانست مدلی برای حیات جنگل هیرکانی ارایه دهد که می‌تواند الگوی برای دیگر نهادها و تشکل های مردمی و دستگاههای متولی دولتی باشد.

 

«نسیم طواف‌زاده » مدیرعامل موسسه سبزکاران بالان و مدیر پروژه «بانی جنگل» در این مصاحبه  به عنوان یکی از یافته های این پروژه می گوید: «شاید مهم‌ترین نکته ای که در این پنج سال آموختیم، تنها یک جمله باشد. جنگل فقط درخت نیست، جنگل، یک جامعه است.»

 

*           *              *           *

 

*چه ضرورتی برای اجرای طرح لیشک وجود داشت؟

– هزاران طرح نهال کاری وجود داشت ولی اتفاق درست نمی‌افتاد، یعنی درخت کاشته می‌شد ولی عرصه‌های تبدیل شده به جنگل یا درختان قطور وجود نداشت، برای همین برای ما مهم بود که بتوانیم شرایطی را فراهم کنیم که نهال‌های کاشته شده به درختان بزرگسال تبدیل شوند.

 

از سوی دیگر، بدلیل عدم حفاظت از ورود دام، مباحث مرتبط با حفاظت به خوبی در عرصه‌ها رعایت نمی‌شد و نهال‌ها تبدیل به درخت نمی‌شدند و از آن مهم تر زایش طبیعی در عرصه‌ها اتفاق نمی‌افتاد. بنابراین ما دنبال این بودیم که کل مسیر احیاء یک عرصه را برعهده بگیریم یعنی از زمان کاشت تا نگهداری. بنابراین از دل این مسیر بانی جنگل شکل گرفت.

یکی از دلایلی که دنبال این بودیم که بودجه دولتی نداشته باشیم، این بود که دخالت دولتی را کاهش بدهیم و از الگوهای مرسوم فاصله بگیریم و دوم این که تلاش کنیم که دریابیم همه ما با هم می‌توانیم بانی باشیم و این ها دست به دست هم دادند و بانی جنگل شکل گرفت.

 

بدلیل عدم حفاظت از ورود دام، مباحث مرتبط با حفاظت به خوبی در عرصه ها رعایت نمی شد و نهال ها تبدیل به درخت نمی شدند و از آن مهم تر زایش طبیعی در عرصه ها اتفاق نمی افتاد. بنابراین ما دنبال این بودیم که کل مسیر احیاء یک عرصه را برعهده بگیریم یعنی از زمان کاشت تا نگهداری

 

*اولین باری که به این راهکار – اجرای طرح لیشک – رسیدید چه زمانی بود؟

– شاید پاسخ درست این باشد که اولین بار، اولین روزی بود که تصمیم گرفتیم که یک تشکل را ایجاد کنیم، اوایل اسم گروه خودمان را توسعه فضای سبز گذاشته بودیم.

لذا اگر بخواهم دقیق تر بگویم مسیری که طی شد تا بانی جنگل شکل بگیرد؛ سبزکاران اولین بار طرح پیشنهادی خود را در سال 1384 بعنوان درخواست‌های مردمی سفر رییس جمهور ارایه داد، طرح درختانی برای آینده در آن زمان شامل احیا و ایجاد یک مرکز آموزشی تخصصی جنگل یا دانشگاه جنگل در کنار عرصه جنگلی بود که برنامه‌های آموزشی برای تمامی سطوح و نیز فضایی برای کارورزی دانشجویان ایجاد می‌کرد که در آن زمان تنها یک جلسه برگزار شد، به دلایل ناروشن از دستور کار خارج شده و علی‌رغم پیگیری‌ها بازخوردی دریافت نشد.

 

سپس در سال 1392 با اندکی تغییرات برای یکی از نهالستان‌های منابع طبیعی واقع در منطقه لاکان شهرستان رشت بعنوان مرکز آموزش و تولید نهال ارایه شد که بدلیل درآمدزا نبودن طرح و برنامه عمل واگذاری نهالستان‌ها به بخش خصوصی برای درآمدزایی و … موافقت نشد.

 

این طرح در سال 1394 دوباره با اندکی تغییرات ارایه شد ولی اداره کل منابع طبیعی اعلام کرد که همکاری با یک سازمان غیردولتی با این مدل در شرایط منابع طبیعی قانونی نیست و امکان اجرای پروژه با این مدل وجود ندارد.

 

سپس در بهمن سال 1397 پروژه بانی جنگل با استفاده از تجربیات قبلی و اصلاح طرح اولیه طراحی و ارایه شد که دو جلسه ارایه طرح نیز برگزار شد، مقرر شد که پس از معرفی حامیان اولیه طرح به کمیته فنی ارایه شود. در سال 1398 در دو جلسه کمیته فنی ارایه شد و بخش اول یعنی واگذاری کار حفاظت، احیاء و مدیریت یک منطقه جنگلی تایید ولی ایجاد نهالستان در محل بدلیل فقدان اراضی مناسب و نیز شرایط تعریف شده در دستورالعمل‌های منابع طبیعی مورد موافقت قرار نگرفت.

 

مرحله بعدی انتخاب عرصه بود که اداره کل منابع طبیعی استان گیلان در ابتدا عرصه‌ای در زندانه (مرز گیلان و اردبیل) معرفی شد که شرایط پیشنهادی و درخواستی در طرح سبزکاران را نداشت و با بررسی چندین منطقه در تالش و سیاهکل در نهایت عرصه لیشک با پیشنهاد انجمن دوستداران محیط‌زیست سیاهکل انتخاب و چندین جلسه در این خصوص برگزار و در نهایت تایید شد و مقرر شد که با هماهنگی دفتر حقوقی اداره کل، متن تفاهم‌نامه و اصلاحات لازم قانونی صورت گیرد؛ در نهایت ابتدای آبان ماه تفاهم‌نامه منعقد و در آذرماه 1399 عرصه تحویل موسسه سبزکاران شد و پروژه بانی جنگل رسما آغاز شد.

*حدود و ثغور طرح از حیث دوره زمانی، تعداد نیروی انسانی، هزینه تمام شده پروژه و احیانا تلفات و خسارات احتمالی چگونه بود؟

– تاکنون 5 سال اول پروژه پایان یافته و 5 سال دوم آن در حال اجراست. من اطلاعات مرتبط با 5 سال اول را ارایه می کنم.

افراد شاغل مستقیم دایمی 7 جامعه محلی
افراد شاهل غیرمستقیم 14 جامعه محلی- غیرمحلی
افراد تولیدکننده نهال 12 جامعه محلی
مدیران اجرایی تیم سبزکاران 12 –
داوطلبان 46 جامعه غیرمحلی؛ بدون دریافت حق‌الزحمه

 

ما در این پروژه دو آتش سوزی را از سر گذراندیم و در آتش سوزی اول حدود 60 درصد نهال‌های کاشته شده را از دست دادیم و این خسارت زیادی بود که البته واکاری شد. در آتش سوزی دوم کم تر از 10درصد آسیب دیدیم که این بسیار عالی بود. نرخ زنده مانی نهال ها در عرصه به 65درصد رسیدیم.

 

*آیا مشابه چنین طرحی در دیگر نقاط کشور سابقه‌ای داشت؟ [اگر سابق‌ای داشت] اطلاعی دارید که با چه کیفیتی اجرا شد؟

– این تفاهم نامه اولین نوع از تفاهم نامه همکاری با یک سازمان غیردولتی در سازمان منابع طبیعی کشور بود و به همین دلیل هم زمان زیادی برای روش ایجاد تفاهم نامه صرف شد و البته باید بگویم که این طرح الگو گرفته از طرح‌هایی است که در نقاط دیگر جهان انجام شده است، با این مدل و اشل 5 طرح در دنیا اجرا شده است.

 

*کدام دستگاههای دولتی در این پروژه دخیل و  چه نوع همکاری داشتند؟ نوع همکاری آن ها در چه سطحی بود؟ چقدر همکاری آنها برای شما رضایت بخش بود؟

– تلاش ما بر این بوده که این پروژه کاملا خصوصی و مردمی اجرا شود اما بصورت کلی و از منظر قانونی اداره کل منابع طبیعی گیلان ناظر بر پروژه بوده و قرارداد ما با این سازمان بوده است. با توجه به شرایط قانونی درختان جنگلی از نهالستان منابع طبیعی تهیه شده (البته نهال ها فروشی نیست ولی هزینه‌های کارگری آن از سوی سبزکاران پرداخت می‌شود و البته حمل و نقل نهال به منطقه)

 

اوایل یعنی در 1.5 سال اول گارد اداره کل منابع طبیعی بالا بود و شاید حق هم داشتند چون اعتمادی در بین نبود و خوب ما هم در نظر نداشتیم به روش سنتی و خطی نهال بکاریم، این اختلاف موجب شد مدیر شهرستان برای ما دو بار اخطار بنویسند، اما خوب در مسیر همراه شدیم و با دیدن تلاش تیم و استوار ماندن پس از آتش سوزی و … آن اعتماد شکل گرفت.

 

مسیری که طی شد تا بانی جنگل شکل بگیرد؛ سبزکاران اولین بار طرح پیشنهادی خود را در سال 1384 بعنوان درخواست‌های مردمی سفر رئیس جمهور ارایه داد، طرح درختانی برای آینده در آن زمان شامل احیا و ایجاد یک مرکز آموزشی تخصصی جنگل یا دانشگاه جنگل در کنار عرصه جنگلی بود که برنامه‌های آموزشی برای تمامی سطوح و نیز فضایی برای کارورزی دانشجویان ایجاد می‌کرد

 

*فرایند موافقت اداری این پروژه چه مدت زمان برد و خود پروژه در فاصله چه مقطعی زمانی (سال و ماه) انجام شد؟

– همانطور که گفتم از ارایه طرح دقیق بانی جنگل تا انعقاد تفاهم نامه 23 ماه زمان برد و فاز 1 پروژه از آذر 1399 تا آذر 1404 انجام شد

 

*چرا در استان گیلان، چنین منطقه ای را انتخاب کردید؟

– خوب شاید در نگاه اول به این نکته آدم‌ها تصور کنند که بخاطر دفتر مرکزی سبزکاران در شهر رشت، استان گیلان ما لیشک را انتخاب کردیم این هم بود چون هزینه‌های اولیه را بسیار کاهش می‌داد و من نمی‌خواهم منکر این مساله شوم اما دلیل اصلی ما این بوده که هیرکانی آنقدر که لازم است به آن پرداخته نشده است.

 

هیرکانی ثبت شده و همیشه گفته می‌شود ریه ایران است ولی در عمل بدلیل سبز دیده شدن، تغییراتی که در این اکوسیستم در حال اتفاق افتادن است بخوبی دیده نمی‌شود. در جنگل‌های هیرکانی سرخس‌ها به سرعت درحال گسترش هستند، تمشک ها در حال جایگزینی با درختچه‌های اصلی جنگل هستند و این دیده نمی‌شود.

 

سومین وجه ماجرا این است که تداخلات زندگی مردمی با این جنگل‌ها بسیار گسترده است و با توجه به کوچک بودن وسعت گیلان و تداخل زیاد شهرها و روستاها با عرصه‌های طبیعی، نقش مردمی بسیار مهم و چشم‌گیر است.

پس با همه این ترکیب‌ها نیاز بود که ما در هیرکانی کار کنیم و با این وسعت از تداخلات مردمی به یک سیستم پایدار دست پیدا کنیم  و بنابراین اولین عرصه بانی جنگل در گیلان و هیرکانی انتخاب شد.

* برای اجرای این پروژه چه تعداد نیروی انسانی درگیر کار شد؟ از این تعداد چند نفر بومی منطقه بودند و چه تعداد از مناطق دیگر استان آمدند؟

افراد شاغل مستقیم دایمی 7 جامعه محلی
افراد شاهل غیرمستقیم 14 جامعه محلی- غیرمحلی
افراد تولیدکننده نهال 12 جامعه محلی
مدیران اجرایی تیم سبزکاران 12 –
داوطلبان 46 جامعه غیرمحلی؛ بدون دریافت حق‌الزحمه

 

 

* برای اجرای این پروژه، با چه موانع ساختاری اعم از روابط انسانی، اداری و جغرافیایی مواجه بودید؟

-اگر بخواهم موانع را دسته بندی کنم:

موانع بیرونی: شامل  موانع نهادی (مثل نگاه سنتی به کاشت نهال و عدم وجود تصویری از احیای اکوسیستم)

 

موانع اجتماعی: مثل اعتراضات سال 1401 – جنگ 12 روزه – جنگ 40 روزه و شرایط ناشی از هر کدام از این ها و از همه عجیب تر همه گیری کووید 19 و گسترش کرونا و شرایط حادث شده پس از آن.

 

 موانع اقتصادی: ناشی از بحران کرونا و پس از آن جنگ که جذب منابع مالی را بسیار دشوار کرد. موانع سیاسی ناشی از جنگ و فضای بسته سیاسی چند سال اخیر نیز بسیار در اجرای پروژه چالش ایجاد کرد.

 

*موانع درون سازمانی:

با توجه به شرایط اجتماعی کاهش نیروی داوطلب را داشتیم که خیلی فشار را بر تیم پروژه افزایش داد.

سپس مهاجرت نیروی کار متخصص نیز خیلی ما را دچار کمبود کرد و با توجه به کمبود منابع مالی به خدمت گرفتن نیروی انسانی متخصص نیز با چالش روبرو کرد. از سوی دیگر، مشکلات فشار بر سمن ها بصورت کلی از سبزکاران هم دور نبوده است.

 

*مهمترین تجربه ای که در این پروژه کسب کردید چه تجربه ای بود؟

– شاید مهم‌ترین چیزی که در این پنج سال آموختیم، تنها یک جمله باشد. جنگل فقط درخت نیست، جنگل، یک جامعه است.

 

این تفاهم نامه اولین نوع از تفاهم نامه همکاری با یک سازمان غیردولتی در سازمان منابع طبیعی کشور بود و به همین دلیل هم زمان زیادی برای روش ایجاد تفاهم نامه صرف شد و البته باید بگویم که این طرح الگو گرفته از طرح هایی است که در نقاط دیگر جهان انجام شده است، با این مدل و اشل 5 طرح در دنیا اجرا شده است

 

*دشوارترین بخش این پنج سال چه بود…

–شاید انتظار دارید از آتش سوزی و خشکسالی بگویم. از کمبود منابع، از کرونا، از جنگ‌ها، از بحران‌های اقتصادی و البته همه این‌ها هم بود و همه این‌ها مسیر را دشوارتر می‌کرد اما اگر بخواهم فقط یک پاسخ بدهم … می‌گویم: دشوارترین کار، ساختن و ایجاد اعتماد بود.

 

آزمون واقعی، این بوده که چگونه می‌توان درباره آینده‌ای سخن گفت که هنوز دیده نمی‌شود. چگونه می‌توان از یک شرکت خواست امروز برای جنگلی سرمایه‌گذاری کند که شاید نتیجه‌اش سال‌ها بعد دیده می‌شود؟ چگونه می‌توان از یک مدیر خواست تصمیمی بگیرد که ثمره آن، شاید در دوره مدیریت خودش هم آشکار نباشد؟ و چگونه می‌توان جامعه‌ای را به سرمایه‌گذاری برای آینده دعوت کرد، وقتی همه چیز، ما را به نتیجه‌های فوری عادت داده است؟

 

جنگل، هیچ‌وقت برای رشد عجله نمی‌کند. درخت، هر روز فقط اندکی رشد می‌کند اما همان اندک، اگر پیوسته باشد، روزی به جنگلی بزرگ تبدیل می‌شود. آن روزها فهمیدم اعتماد هم همین‌گونه است؛ اعتماد، یک‌شبه ساخته نمی‌شود.

 

آرام رشد می‌کند. با گفت‌وگو، با شنیدن، با وفادار ماندن و با ادامه دادن… حتی وقتی بارها پاسخ «نه» می‌شنوی. شاید بزرگ‌ترین سرمایه هر کنش جمعی، نه پول باشد، نه قدرت و نه حتی امکانات، اعتماد است. اعتمادی که انسان‌ها را کنار هم نگه می‌دارد. اعتمادی که همکاری را ممکن می‌سازد. و اعتمادی که آینده را شکل می‌دهد.

 

*این پروژه چه دستاورد مادی و معنوی برای موسسه سبزکاران بدنبال داشت؟ چه ارزش افزوده ای در جامعه ایجاد کرد؟

– این پروژه برای همه ما در مجموعه سبزکاران باعث افتخار است و دستاورد معنوی آن حس رضایت از خودمان بود، وقتی که می‌توانستیم به ناامیدی تن دهیم، خودمان را رها کنیم و به دلیل همه فشارها کار نکنیم و افسرده بشینیم. بنظرم مهم‌ترین ارزش آن برای جامعه – اگر ما بتوانیم بدرستی به جامعه برسانیم – این است که هر قدم هر فردی از جامعه موثر است و انتخاب‌های ماست که شرایط آینده را مشخص می‌کند.

 

*آیا در آینده برای استمرار این نوع کنش‌های اجتماعی تمایلی به اجرای پروژه مشابه دیگری دارید؟

– بله حتما

 

*در پایان این پروژه برای نگهداری از جنگل‌ها چه توصیه‌ای به فعالان محیط زیست، ساکنان منطقه و متولیان دولتی دارید؟

– من در جایگاهی نیستم که به جامعه مدنی ایران توصیه کنم ولی با کمال افتخار هر آن چه که در بانی جنگل تجربه کردیم، را در اختیار خواهم گذاشت.  بصورت کلی به همکارانم می‌گویم امیدوار باشید، سرسخت و با پشتکار و از حرکت در جریان مخالف نترسید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.