ثبت میراث جهانی به ماندگاری ماسوله؛

ماسوله؛ آن‌چه در پرونده نمی‌گنجد

0 ۵

صبح که آرام‌آرام روی شیب ماسوله می‌نشیند، خانه‌ها یکی‌یکی از دلِ مه بیرون می‌آیند؛ پنجره‌ای بازمی‌شود، صدای قدم‌ها در کوچه‌ها می‌پیچد و زندگی، همان‌طور که سال‌ها جریان داشته، راهِ خودش را ادامه می‌دهد. زندگیِ آدم‌هایی که کار کرده‌اند، دل بسته‌اند، فرزندانشان را بزرگ کرده‌اند، پیر شده‌اند و قصه‌هایشان را برای نسل‌های بعد به جا گذاشته‌اند. برای آن‌ها، ماسوله پیش از هر عنوانی، خانه و یک مکانِ زیسته است.

 

حالا نام ماسوله در مسیری قرار دارد که بناست به‌عنوان یک میراث جهانی به رسمیت شناخته شود. در این مسیر از ارزش‌های تاریخی و فرهنگی ماسوله، بافت و بناها، طبیعت و ضرورت حفاظت از آن‌ها سخن گفته می‌شود. زبانِ این مسیر، زبان پرونده، معیار و ضابطه است؛ زبانی دقیق و ضروری برای آن‌که یک مکان در مقیاس جهانی شناخته و حفاظت شود.

 

اما ماسوله زبانِ دیگری هم دارد؛ زبانی که از تجربه‌ زیسته‌ی مردمانش شکل گرفته است. زبانی که در خاطرات آدم‌ها، در شیوه‌ کار و زیستن در غذاهایی که هنوز به رسم قدیم طبخ می‌شوند و در دانشی که از نسلی به نسل دیگر رسیده، خودش را نشان می‌دهد.

 

برای کسی که سال‌ها در ماسوله زندگی کرده، آن‌جا فقط مجموعه‌ای از خانه‌ها و کوچه‌ها نیست؛ جایی است که کودکی‌اش را در آن گذرانده، راه‌هایش را شناخته، همسایه‌هایش را به خاطر سپرده و بخشی از هویتِ خود را در آن ساخته است.

 

فاصله‌ میان این دو زبان، لزوما به معنای اختلاف نیست؛ اما اگر قرار باشد آینده‌ ماسوله هم‌زمان با حفظ ارزش‌هایش و تداوم زندگی در آن شکل بگیرد، این دو زبان باید به درکی مشترک از معنای ماسوله برسند.

 

در فرآیند ثبت، آن‌چه از ماسوله به جهان معرفی می‌شود، تنها بخشی از واقعیتِ آن است. برای اهالی ماسوله، این مکان فراتر از توصیف و ثبت در پرونده است؛ زندگی روزمره، شیوه‌های کار، روابط همسایگی، خاطرات و امکان ماندن و ساختن آینده نیز بخشی از معنای آن است.

 

بسیاری از آن‌چه ماسوله را ساخته، به‌سادگی در یک پرونده قابل بازنمایی نیست؛ مهارت و دانش بومیِ منتقل‌شده میان نسل‌ها، شناخت راه‌ها و فصل‌ها، خاطره‌ی یک شب طولانی زمستانی یا قصه‌ای که هنوز در خانه‌ای روایت می‌شود.

 

آن‌هایی که سال‌ها در ماسوله زیسته‌اند، فقط صاحبان خاطرات نیستند؛ تغییرات را دیده‌اند. مهاجرت برخی خانواده‌ها، خالی شدن بعضی خانه‌ها و تغییر شیوه‌های کار و دگرگونی سبک زندگی را تجربه کرده‌اند. آن‌ها لایه‌هایی از ماسوله را می‌شناسند که از فاصله‌ دور دیده نمی‌شود و درباره‌ آینده‌ این مکان، خواسته‌هایی دارند که نمی‌توان آن‌ها را صرفا در چارچوب‌های رسمیِ پرونده خلاصه کرد.

 

اگر قرار است ثبت میراث جهانی به ماندگاری ماسوله کمک کند، باید این صداها نیز شنیده شوند و زبان تخصصی میراث با زبان زندگی به هم برسد؛ به‌گونه‌ای که نه زندگی در برابر ثبت و حفاظت قرار بگیرد و نه ثبت به معنای کنار گذاشتن زندگی باشد.

 

ماسوله پیش از آن‌که میراث جهانی باشد، خانه است. ثبت آن فقط به معنای ثبت ارزش‌های کالبدی و تاریخی نیست؛ بخشی از معنای ماسوله در پیوندی شکل گرفته که میان آدم‌ها و این مکان، در طول سال‌ها به وجود آمده است.

 

آن‌چه در پرونده نمی‌گنجد، چیزی نیست که از قلم افتاده باشد؛ جانِ ماسوله است. همان چیزی که در حافظه‌ خانه‌ها در صدایِ قدم‌ها و در شیوه‌ زیستنِ آدم‌ها باقی می‌ماند؛ چیزی که می‌توان روایتش کرد، اما نمی‌توان تمامِ آن را ثبت کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.