در این وانفسای نشر و چاپ کتاب، یافتن متنی که بتواند هم خستگی را از تن بزداید و هم تعلیم دهد و مانند آموزگاری خوشبیان چارهجوی دانشخواهان باشد، اگر نه نادر، ولی کمتر یافت میشود. حدود دوماه پیش در نشستی، دوست فرهیختهام، جعفر شجاع کیهانی کتاب «گلگشتهای ادبی و زبانی»، دفتر سوم مجموعهای از مقالات ریزبینانهی استاد احمد سمیعی گیلانی، پدر ویراستاری ایران را به اینجانب مرحمت کردند. کتابی که کلمه به کلمهاش را خواندم و استفاده بردم.
«گلگشتهای ادبی و زبانی» دفتر سوم در بیش از 400 صفحه، توسط نشر هرمس در سال 1403 به چاپ رسیده و اینک زینتبخش کتابخانهام است.
مطالب کتاب به شرح زیر است: در ابتدا کیهانی در بخش «بهیاد استاد» مختصری از استاد سمیعی و آخرین روزهایشان صحبت کرده است. متن کتاب در سه قسمت: تالیف، ترجمه و گزارش و چهرههای شاخص تنظیم شده و با نمایهای در 15 صفحه در ده + 407 صفحه بهپایان میرسد.
مقالهی خدمات ادبیات داستانی به زبان فارسی: [در فرازی از این مقاله میخوانیم: جمالزاده و صادق هدایت در یک دورهی زبانی داستان مینوشتند و هر دو از زبان مردم مایه میگرفتند. با اینهمه، زبان آنها فرق آشکار دارد. در زبان جمالزاده، عناصر مقتبس از زبان مردم با تکلف در اثر نشسته است و در زبان هدایت طبیعی و دیمیوار و بیتکلف. در زبان دشتی التهاب و گرما و عصیان احساس میشود و در زبان حجازی اعتدال و آرامش و مدارا و سازگاری
نگاهی به مقالات درج شده:
الف- تالیف (شامل 12 مقاله):
-رمان، دنیای خیال عصر ما [در فرازی از این مقاله میخوانیم: با خواندن رمان ما به زندگی دیگران و به زندگیهایی دیگر زیست میکنیم. با همنوعان خود همحسی پیدا میکنیم: نامردمیها را میبخشیم و مردمیها را میستاییم و از دیدن بارقههای انسانی به هیجان درمیآییم. همنوعشناس و در نتیجه همنوعدوست میشویم و تساهل و مدارا در عمق وجود ما پرورده میشود. توان گفت دید خدایی مییابیم]
– فواید زبانی شرح تعرف [مقالهای طولانی در 55 صفحه که بر کتاب 5 جلدی شرحالتعرف لمذهبالتصوف مستملی بخاری به تصحیح محمد روشن نگاشته شد و در آن فواید زبانی اثر را با ذیل عناوینی عرضه داشتهاند.]
– سابقهی فرهنگستان در ایران [در این مقاله از تشکیل انجمنی از نمایندگان وزارتخانههای جنگ و معارف و اوقاف در 1303 و انجمن وضع لغات و اصطلاحات علمی در اسفند 1311، آکادمی طبی در 1313 و سپس فرهنگستان ایران از روز شنبه 12 خرداد 1314 با اساسنامهای در 16 ماده و انحلال و تشکیل دوباره آن از 21 اردیبهشت 1317 و تشکیل بنیاد شاهنشاهی فرهنگستانهای ایران در مرداد 1347 به تفصیل سخن گفتهاند.]
– ترکیب و اشتقاق، دو راه اصلی واژهسازی [از متن مقاله: برای واژهسازی راههای متعددی وجود دارد و ترکیب و اشتقاق را دو راه عمده و اصیل آن میتوان شمرد. و سپس به 7 راه برای واژهسازی اشاره دارند]
– فنون استادی در سخن سعدی [از ابتدای مقاله: در هر فنی استادانی ظهور میکنند، اما استادی در سخن دیگر است. چون سخن شرح و انواع متعدد دارد و مهارت در همهی مراتب و اقسام آن را به درجه استادی رساندن، کار هر کسی نیست…]
– زبان رسانهها [در این مقاله به زبان ژورنالیستی پرداختهشده و بهروز بودن و عامالمنفعه بودن، نزدیکی با زبان محاوره، پویایی و تنوع، حلاوت، آزادگی و خلاقیت، ایجاز و زیرکانگی، عفت، عاری از ابتذال بودن، عدموجود تراکم و تزاحم، زیانآور بودن اطلاع نادرست و . . . را زبان رسانهای درست خوانده است]
– خدمات ادبیات داستانی به زبان فارسی [در فرازی از این مقاله میخوانیم: جمالزاده و صادق هدایت در یک دورهی زبانی داستان مینوشتند و هر دو از زبان مردم مایه میگرفتند. با اینهمه، زبان آنها فرق آشکار دارد. در زبان جمالزاده، عناصر مقتبس از زبان مردم با تکلف در اثر نشسته است و در زبان هدایت طبیعی و دیمیوار و بیتکلف. در زبان دشتی التهاب و گرما و عصیان احساس میشود و در زبان حجازی اعتدال و آرامش و مدارا و سازگاری. در زبان چوبک الفاظ رکیک و تعبیرهای خشن درج شده است و نوعی بیاحساسی و بیتفاوتی ناتورالیستی از آن میتراود؛ اما خانلری در زبان منزهطلب و بهنجابت الفاظ پابند است. زبان دریابندری راحت و بیادا و روشن است و زبان مسکوب پردستانداز و پرادا و مبهم. زبان آلاحمد شتابزده و مضطرب و خودروست و زبان گلشیری بردبار و ورزیده و پرداخته. به زبان منیرو نوعی خشونت دشت و بیابان و تلاطم دریایی سرایت کرده است و از زبان غزاله عطر گل و گیاه و نرمی و لطافت حریر استشمام و لمس و معصومیتی احساس میشود. زبان ساعدی زبان مکالمه نمایشنامهای است و زبان دولتآبادی زبان اساسا توصیفی. نثر دارابی جاندار و ملتهب و القاگر است و شخصیت بخشیدن به اشیا حتی معانی از ویژگیهای بارز زبان اوست و زبان احمد محمود آمیخته به عناصر محلی و احیانا کاریکاتورساز است.)
– نکاتی چند دربارهی شعر نو فارسی [دراین مقالهی استاد، اینکه نوگرایان در ابتدا از ادبیات فرانسه متاثر بودند را رد مینمایند]
– بهرهجویی از نشانههای سبکی در تصحیح متون [از متن مقاله: در این وجیزه، بهدستدادن مسطورهای منظور نظر بوده است که، در آن، به یاری نشانههای سبکی –نه خود سبک به حیث بیان بینش اثرآفرین که در پس آن نشانهها پنهان است- صورت اصیل از میان ضبطهای متفاوت نسخهها بازشناختی است.]
– سعدی و حافظ؛ چهرهبهچهره [وجوه اشتراک و افتراق سعدی و حافظ در ساحت متعدد غزلسرایی]
– جدال سعدی با مدعی [موشکافی در سخن مدعی در پایان باب هفتم گلستان سعدی]
– امانت در ترجمه [استاد سمیعی این جهات و مدارج را در ترجمه مهم دانسته و درباره هریک سخن گفته است: 1-رشته و موضوع و خصلت نوعی اثر؛ 2- زبانهای مبدا و مقصد؛ 3- فرهنگهای زبانهای مبدا و مقصد؛ 4- میزان قدمت زبان اثر مبدا؛ 5- تقدس اثر مبدا؛ 6- مخاطبان مفروض ترجمه و تعلق آنان به قشر یا قشرهایی از جامعهزبانی] که از صفحه اول تا صفحه 156 کتاب را شامل میشود.
ب- ترجمه و گزارش (شامل 11 مقاله):
-ژان ژاک روسو، پدر قومشناسی [از: کلود لووی- اشتراوس]
– ابنسینا، دانشمند معتبر جهان اسلام [از: کامیل ابوسوان]
– گاندی [از: راجارائو]
– اراسموس، متفکر جهانی نواندیش [از: ژان کلود مارگولن] [هریک بهبزرگی از بزرگان نامآشنا پرداخته شده است]
– پرتوی نو بر چگونگی شکلگیری زبان فارسی: ترجمهای از قرآن به پارسی گویشی [از: ژیلبر لازار درباره زبانشناسی ترجمه قرآن در دو جلد که در 1985 و 1986 به همت علی رواقی منتشر شده است و هم جناب رواقی و هم ژیلبر لازار با دلایل مختلف آن را از منطقه سیستان میدانند]
– تاثیر زبانهای بیگانه در زبان فارسی [متن سخنرانی محمدعلی فروغی در 13 آوریل 1907 به زبان فرانسه در مدرسهی آلیانس تهران که به لغات راهیافته از زبانهای بیگانه به زبان فارسی پرداخته شده و با توجه به تاریخ سخنرانی بسیار جالب است]
مقالهی امانت در ترجمه: [استاد سمیعی این جهات و مدارج را در ترجمه مهم دانسته و درباره هریک سخن گفته است: 1-رشته و موضوع و خصلت نوعی اثر؛ 2- زبانهای مبدا و مقصد؛ 3- فرهنگهای زبانهای مبدا و مقصد؛ 4- میزان قدمت زبان اثر مبدا؛ 5- تقدس اثر مبدا؛ 6- مخاطبان مفروض ترجمه و تعلق آنان به قشر یا قشرهایی از جامعهزبانی]
– ملاحظاتی دربارهی نظام آموزشی در ایران [از: آ. نیکلا. نویسنده وابسته هیأتنظامی فرانسه اعزامی به ایران بود که در سال 1858 به مدت 18 ماه در مدرسه شاه تهران تدریس نمود و نتیجه پژوهشهای خود را درباره تعلیمات در ایران گزارش نموده است]
– شاهنامه فردوسی و ترجمههای آن در دانش زبان و در ادبیات فرانسه و آلمانی [از: کامبیز جلالی که در آن به نخستین ترجمههای شاهنامه به زبانهای اروپایی منجمله ماتیو لومسدن، جیمز آتکینس، یوزف گورس، ترنر ماکان، ویلیام جونز، ژوزف شامپیون، ژول مول و دیگران اشاره دارد]
– هنر و اثر [دیدگاه نویسنده از هنر میباشد و به مقولات هنر بیاثر، هنر را چگونه بر اساس اثر میتوان تعریف کرد؟، اثر هنری و شناخت، کشف و شنود جهان، عنوانبندی شده است]
– سابقه ادبیات تطبیقی در جهان و چشمانداز آن [از متن مقاله: ادبیات تطبیقی، در واقع، بیشتر تطبیق ادبیاتهاست تا تطبیق در دوران ادبیات واحد، هرچند به مفهوم اخیر نیز مصادیق شاخصی دارد]
– ابن خلدون [از: جمالالدین بن شیخ. که به زندگی و زمانهی ابنخلدون میپردازد] تا صفحه 318 کتاب.
ج- چهرههای شاخص (شامل 11 مقاله):
-استاد احمد تفضلی، اسوهی اخلاق علمی [درگذشت دی 1375]
– استاد استادان، بدیعالزمان فروزانفر
– بهار، شاعر سیاستپیشه
– پروین گنابادی، خادم صدیق و فداکار زبان و ادب فارسی [تولد1282 کاخک گناباد- درگذشت چهارشنبه اول شهریور 1357]
– یاد دوست (رضا سیدحسینی)
– ابوالحسن نجفی و دستاوردش
– حدیثی مجمل از حکایتی مفصل (ابوالحسن نجفی «معاصر» بود)
– بهآذین، مترجم خوشقلم و پرکار
– خاموشی مترجم خاموش [استاد اسماعیل سعادت]
– کشاورز، مترجم پرکار و سهلآفرین
– فضلالله رضا، ادیب و دانشمند معاصر [که در هر یک به استادی از استادان بزرگ اشاراتی دارند] تا صفحه 392 کتاب و سپس نمایهای در 15 صفحه.
این مقالات در نشریات: پیام یونسکو، زبانشناسی، نامه فرهنگستان، ایرانشهر امروز، زیباشناخت، مترجم، شرق، نشردانش، سعدیشناسی، پیک نو و سه کتاب زندگی و خدمات علمی و فرهنگی دکتر مهدی گلشنی، محققنامه و زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی مرحوم استاد اسماعیل سعادت و یک مقاله چاپ نشده که قدیمیترین آن در تاریخ آبان 1348 و جدیدترین آن در تاریخ زمستان 1400، قلمی گردیده و به چاپ رسیدهاند.
این معرفی کوتاهی از کتابی بزرگ است که به همت و گردآوری جعفر شجاع کیهانی از آثار استاد احمد سمیعی جمعآوری، چاپ و در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است، امید آنکه به سعی و تلاش ستودنی ایشان، به زودی شاهد چاپ دیگر آثار استاد شامل: «نقد و بررسی»، «ویرایش»، «گیلانشناسی»، «سرمقالات» و «مصاحبه و سخنرانیها» باشیم.