آرشیو برچسب

آتش

زردی من از تو، سرخی تو از من

«زردی من از تو، سرخی تو از من»، «غم برو، شادی بیا» و «محنت برو، روزی بیا»، از جمله اشعاری است که قدیمی‌ها، در شب چهارشنبه‌سوری با خود زمزمه می‌کنند. از گذشته تا حال در ایران رسم بر این بود که مقارن چهارشنبه آخر سال، خانواده‌های ایرانی به یمن رسیدن آوای بهار، از روی کپه‌های خار و گزن افروخته شده می‌پریدند. باور ایرانیان بر آن است که مراسم سه‌شنبه‌شب آخر سال، ریشه در اساطیر و فرهنگ ملی آنان دارد. این آیین نیز چونان: مهرگان، سده و نوروز  دارای رسوم خاص خود بوده و با آرامش و شادی در این روز برپا می‌شده است.…

مسیر صعب نگهبانان طبیعت

وقتی سایه‌های سنگین خاکستری در جست‌وجوی شکار زمین را در می‌نوردند، یا لبه‌ی تیز و سرد تبرها و اره‌های برقی جان از درختان می‌ستانند، یا آن زمان که بساط صید غیرمجاز پهن می‌شود، آن‌هنگام که خاک به یغما می‌رود، یا آتش در وسعتی سبز شعله می‌کشد، نیکانی هستند که سینه سپر می‌کنند تا حافظ طبیعت باشند. آنان صدای نفس‌نفس زدن‌ پرندگانی که آماج گلوله‌ قرار می‌گیرند را می‌شنوند و از دل‌نگرانی‌های مارال‌ها وشوکاها باخبرند. آن‌ها صدای پای پلنگ‌ها را می‌شناسند و با درخت‌ها خویشاوندند. و چه کسی می‌تواند بگوید دلبسته‌ی طبیعت است…