چهارشنبه‌سوری در فرهنگ عامه:

زردی من از تو، سرخی تو از من

0 ۱۶

«زردی من از تو، سرخی تو از من»، «غم برو، شادی بیا» و «محنت برو، روزی بیا»، از جمله اشعاری است که قدیمی‌ها، در شب چهارشنبه‌سوری با خود زمزمه می‌کنند. از گذشته تا حال در ایران رسم بر این بود که مقارن چهارشنبه آخر سال، خانواده‌های ایرانی به یمن رسیدن آوای بهار، از روی کپه‌های خار و گزن افروخته شده می‌پریدند.

 

باور ایرانیان بر آن است که مراسم سه‌شنبه‌شب آخر سال، ریشه در اساطیر و فرهنگ ملی آنان دارد. این آیین نیز چونان: مهرگان، سده و نوروز  دارای رسوم خاص خود بوده و با آرامش و شادی در این روز برپا می‌شده است.

 

در ایران قبل از اسلام در شب چهارشنبه‌سوری، مردم از سه کپه‌ی آتش به نام‌های آسمان/ آذر/ آبان می‌پریدند که بعدها به هفت‌کپه به نام هفت امشاسپند افزایش یافت. پس از پایان آتش‌افروزی، خاکستر آن را جمع می‌کردند و از خانه بیرون می‌بردند و در کنار دیواری می‌ریختند. شاید به علت تقدس هفت امشاسپند در تفکر مردمان ایران زمین، آجیل چهارشنبه‌سوری نیز از هفت نوع میوه خشک تهیه می‌شود.

 

ایرانیان در مسیر نو شدن طبیعت، چهارشنبه‌سوری را فرصتی می‌شمردند تا از قضا و بلا برحذر باشند از این رو، دو عنصر آب و آتش را با هم برای دفع بلا به کار می‌گرفتند. چون آب را مظهر پاکی و یکرنگی و آتش را نماد روشنی، طراوت و سازندگی می‌دانستند، به کار گرفتن آب و آتش را نشانه خوبی و نیکی به حساب می‌آوردند و رفتارهای آیینی خاصی انجام می‌دادند که اسفند دود کردن یکی از آن مراسم بود. در اغلب مناطق ایران، دود کردن اسفند در چهارشنبه‌سوری رایج است.

 

قدیمی‌ها اعتقاد داشتند کــه خاکستر چهارشنبه‌سوری نحس است، چرا که مـردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و بیمـاری خود را به آتش می‌دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می‌کنند.

 

این اعتقاد سبب می‌شد تـا بانوی هـر خانـه خاکستر بر جای مانده از آتش چهارشنبه آخر سال را در خاک‌انداز جمع کرده، به بـیرون ازخانه ببرد و آن را در سر چهـارراه یـا در آب روان بریزد. زن در بازگشت بـه خانه، در خانه را می‌کوبید و به ساکنان خانه می‌گفت که از عروسی می‌آید و تندرستی و شادی را بـرای خانواده به ارمغان آورده است .

 

اهالی خانه نیز در این هنگام در را به روی زن می‌گشودند و اعتقـاد داشتند کـه وی تندرستی و شادی ‌را برای یکسال به درون خانه خود آورده است.

 

گیلانی‌ها نیز در گذشته در شب چهارشنبه‌سوری اسپند و کندر دود می‌کردند، گلاب به صورت خـود می‌زدند و شمع را به نیـت روشنایی روشـن می‌کردند. آن‌ها خاکستر آتـش‌افـروزی شب چهارشنبه‌سوری را، صبح چهارشنبه پای درخت‌ها می‌ریختنند و معتقد بودند کـه ایـن خاکستر موجب باروری درخت‌ها می‌شود.

 

«فال گوش ایستادن» یکی از سنت‌های مردم ایران در شب چهارشنبه‌‎‌سوری است که هـم زمـان بـا غروب آخرین سه‌شنبه‌شب سال، توسط زنان و دختران جـوان انجام می‌شد .در این رسم کهن، افراد آرزومند نیـت می‌کردند و از خانه بیرون می‌رفتند. آنان در سر گذر یا سر چهارسو می‌ایستادند و گـوش به صحبت رهگذران می‌سپردند.

 

آرزومندان بر این اعتقاد بودنـد کـه اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، حاجت و آرزوهایشان برآورده می‌شود، ولی اگر سخنان تلخ و اندوهناک از رهگذران شـنیدند، به این معنا است که رسیدن به مـراد و آرزو در سال نو ناممکن است.

 

از دیگر مراسم چهارشنبه‌سوری در روزگاران گذشته، کوزه‌شکنی بود. در این رسـم، مـردم پـس از آتـش زدن بوته‌ها و خارهای کوپه شده، مقـداری زغـال به نشانه سیاه‌بختی، کمی نمک بـه علامـت شورچشمی و یک سکه بی‌مقدار به نـشانه تنگدستی در کوزهای سفالین می‌انداختنـد و هر یک از افراد خانواده یک بار کـوزه را دور سر خود می‌چرخاند و آخرین نفر، کوزه را بـر سر بام خانه می‌برد و آن را به کوچه پرتـاب می‌کرد. باور بر این بود کـه بـا دورانــداختن کوزه، تیره‌بختی، شوربختی و تنگدستی از خانــه و خــانواده دور می‌شود. در گیلان نیز این عمل با شکستن «گمج» صورت می‌گرفت.

 

نذر آجیل برای چهارشنبه‌سوری هم یکـی دیگر از رسوم دیرین چهارشنبه آخر سال در ایران قدیم بود. در این رسم، زنانی کـه نذر و نیازی داشتند، در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام «آجیل مشکل‌گشا» خریده و میان دوست و آشنا پخش می‌کردند .

 

سخن آخر آن‌که چهارشنبه‌سوری نیز چونان دیگر آیین‌های ایرانی، نمادی از اعتقادات ریشه‌داری‌ هستند که از  پیشینیان به یادگار مانده است. مردم در آیین چهارشنبه‌سوری با پریدن از روی آتش به شکل نمادین، مرگ را به زمستان عرضه کرده و به حیات بهاری سلام می‌گویند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.