گوهر یوسفزاده مدیر اجرایی بانی جنگل در گفتوگو با مرور عنوان کرد؛
هدف مشارکت و تقویت جامعه محلی بود
“ﺑﺎنی ﺟﻨﮕﻞ” ﻳﻚ ﺗﺠﺮﺑﻪ میدانی متمایز و مثال زدنی در زﻣﻴﻨﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ و اﺣﻴﺎى ﺟﻨﮕﻞﻫﺎى هیرکانی در لیشک سیاهکل استان گیلان است. این پروژه طی ﺳﺎلﻫﺎى ١٣٩٩ ﺗﺎ ١۴٠۴ در ﻋﺮﺻﻪﻫﺎیی از ﮔﻴﻼن اجرا شده و روﻳﻜﺮدی مبتنی ﺑﺮ ﻧﻬﺎلﻛﺎرى با نگاهی ﺟﺎﻣﻊﺗﺮ ﺑﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ و اﺣﻴﺎى ﺑﻮم ﺳﺎزﮔﺎن جنگلی را دنبال کرده است.
حال در پایان پنجمین سال فعالیت بانی جنگل و در آستانه آغاز دوره دوم به گفته دستاندرکاران اجرایی آن؛ این بار هدف صرفا کاشت نهال نبوده بلکه بر حفاظت از درختان، تقویت معیشت جوامع محلی، توسعه مشارکت مردمی و تدوین الگویی پایدار برای احیای جنگلهای هیرکانی تمرکز خواهد داشت. «گوهر یوسفزاده» مدیر اجرایی بانی جنگل در گفتوگو با مرور از تجربه پنج سال حضور خود در این طرح، چالشها و دستاوردهای آن بیشتر گفت.
***
*چه شد که به پروژه بانی جنگل و لیشک وارد شدید؟ آیا پیش از آن سابقه نهالکاری و حفاظت از درختان داشتید؟
– من از سال هشتاد و سه به مجموعه سبزکاران وارد شدم و هرسال در این موسسه برنامههای درختکاری داشتیم که به نوعی هم آموزشی و هم نهالکاری درجنگل و طبیعت را انجام میدادیم. این برنامه هرسال تداوم داشت و البته به دلیل اینکه خودم در روستا زندگی میکنم از قبل با نهالکاری و درختکاری آشنایی داشتم و مهمتر اینکه رشته دانشگاهیم نیز گیاهشناسی و زیستشناسی بود و ارتباط مستقیمی با درخت و جنگل داشت وارد این پروژه شدم.
*در شروع اجرای پروژه با چه چالشهایی در منطقه مواجه شدید؟
-چالشهای ما پیش از بستن تفاهمنامه با اداره کل منابعطبیعی، اختصاص مکانی برای عرصه پروژه بود. منابعطبیعی ابتدا مکانی در ارتفاع 3000 متری را به ما پیشنهاد داد که بسیار دور و دسترسی به آن مشکل بود. تعداد اندکی مردم محلی در آنجا زندگی میکردند و برای احیای جنگل مناسب نبود. در ادامه به کمک دوستان NGO مکان جدیدی در لیشک سیاهکل پیدا کردیم و مشکل مکان پروژه حل شد.
در مسیر پروژه اتفاقهای مختلفی رخ داد که گاها ما را ناامید کرد اما با گفتوگو و برگزاری چند جلسه و همدلی با اعضا این مرحله را طی کردیم و توانستیم راه حلهایی پیدا کنیم و در نهایت مقاومت کردیم
چالش دیگر ما شرکت همکاری بود که قرار بود در بخش جذب مشارکت دستگاههای دیگر از طریق مسولیت اجتماعی به ما کمک کند اما در شروع، کار را رها کرد و موجب شد فشار زیادی برای جذب حامی مالی متحمل شویم. در نتیجه حصارکشی و نهالکاری پروژه کمی دیرتر شروع شد. اما توانستیم با مشارکت اولین شرکت بر این مشکل فایق آییم.
*به عنوان مدیر اجرایی در ادامه مسیر نهالکاری و حفاظت چگونه چالشها و موانع را رصد و رفع میکردید؟
– در مسیر پروژه اتفاقهای مختلفی رخ داد که گاها ما را ناامید کرد اما با گفتوگو و برگزاری چند جلسه و همدلی با اعضا این مرحله را طی کردیم و توانستیم راه حلهایی پیدا کنیم و در نهایت مقاومت کردیم. از جمله میتوان به فیلترینگ اینترنت و حوداث اجتماعی در سال 1403 و 1404 اشاره کنم که سبب قطع سایت پروژه و کاهش شدید خریداران نهال و مذاکره با شرکتها شد. در ادامه مشکلاتی برای تعدادی از اعضای پروژه رخ داد و کارها را با دشواری همراه کرد. اما تلاش کردیم با گفتوگو سیاستهای جدیدی را برای پروژه در نظر بگیریم.
از دیگر چالشها میتوانم به افزایش ناگهانی قیمتها اشاره کنم که پیشبرد پروژه را دشوار میکرد. اما تیم پروژه ناامید نشدند و مسیرهای جدیدی را برای جذب حمایت مالی طی کردیم. همچنین آتشسوزی جنگل لیشک در سال 1400 و 1402 و نابودی درصد زیادی از سطح جنگل و آسیب به نهالها ما را مجبور به کاشت دوباره نهالها کرد.
* اعتمادسازی جوامع محلی برای مشارکت در پروژه چگونه انجام شد؟
– ما برای تامین منابع مالی پروژه و جلب مشارکت حداکثری سایت بانی جنگل یا ایرانفارست را راه اندازی کردیم. منابعطبیعی ابتدا بر این تصور بود که ما قصد فروش نهال داریم در حالیکه در این پروژه افراد مالک معنوی نهالها بودند و حقی بر آن نداشتند. از سوی دیگر بروز بیماری کرونا هم در شروع پروژه تردد ما را به محل پروژه و ارتباطگیری با محلیها و افراد دیگر سخت میکرد و مجبور بودیم هر باز مجوز عبور از شهر را بگیریم.
البته برای جلب اعتماد مردم محلی در پروژه یک سال تلاش کردیم تا به ما اعتماد کنند چرا که قبل از ما یک شرکت پیمانکاری مسولیت جنگلکاری لیشک را برعهده داشت و حقوق محلیها را پرداخته نکرده بود.
* آیا فکر میکنید بعد از گذشته 5 سال کار اجرایی موفق در لیشک این پروژه میتواند الگو و مبنایی برای سایر پروژههای نهالکاری و حفاظت در سطح کشور قرار بگیرد؟
– بله. پروژه بانی جنگل لیشک به عنوان یک پروژه الگویی و پایلوت در حوزه مدیریت پایدار جنگل و از ابتدا نیز با همین عنوان شروع به کار کرد. بانی جنگل میتواند یک پروژه الگویی برای نواحی رویشی دیگر با مدل محلی آن منطقه باشد.
جنگل لیشک هم اکنون در شرایط بهتری نسبت به 5 سال اول خود قرار دارد. ارزیابی و رصد تنوع زیستی منطقه و وضعیت تعادل منطقه و افزایش زنده مانی نهالهای کاشته شده و نیز رشد و رویش تعداد زیادی از نهالهای خودرو نشان میدهد که تنش در منطقه کاهش پیدا کرده و به تعادل نسبی رسیده
ساختارها و چارچوبهایی که در این 5 سال بدست آمده در 5 سال آینده تکمیلتر خواهد شد. ما دستاوردهای زیادی در پروژه بدست آوردیم. البته نواقص و چالشهایی نیز داشتیم که نیاز باید طرف بشود.
* حال بعد از گذشت 5 سال حضور موفق در این پروژه چقدر خودتان را موفق دیدید؟ کسب تجربیات جدید در این حوزه چقدر به ادامه مسیر و شروع دوره دوم کمک میکند؟
_ من خودم به شخصه تجربههای زیادی در پروژه کسب کردم. البته حجم کار، تازگی پروژه و پیچ و خم و روابطهای گستردهای که داشت، نیازمند دید کلانتر به سایر موضوعات را میطلبد که بکار بردن آن شاید به تنهایی دشوار باشد. حتما در 5 سال دوم پروژه، همراه تیم اجرایی بانی جنگل خواهم بود و تلاش میکنم از تجربهها و دانش 5 سال اول برای پیشبرد بهتر پروژه بهره بگیرم.
* چه توصیهای برای علاقهمندان به درختکاری و احیای جنگل برای آیندگان دارید؟
_ من عضو کوچکی از یک تیم بزرگ هستم. فقط میتوانم بگویم که احیای جنگل و پروژههای این چنینی در حوزه محیطزیست نیاز به روحیه تیمی قوی، صبوری زیاد، بهرهگیری از تجربه و دانش دیگر گروههای فعال در این حوزه و عزم جدی دارد. ما این آمادگی را برای راهنمایی و مشاوره به گروههای علاقهمند و فعال این حوزه داریم.
*در پروژه بانی جنگل چقدر خود را موفق دیدید؟
_ من احساس میکنم یکی از مفیدترین سالهای زندگیم را طی کردم. تجربههای جدیدی که با وجود سختیهای فراوان چیزهای زیادی به من آموخت. دانش خوبی که درباره جنگل از این اکوسیستم پویا و پیچیده کسب کردم، ارزشمندی کار تیمی آن بود، ارتباط با جامعه محلی و ایجاد شغل برای آنها و عشق و علاقهای که در آنها میبینم و جوانانی که بعد از 5 سال رفتار، کلام و نگاه متفاوتی به جنگل پیدا کردند و آشتی دوباره و نزدیکی به جنگل بعد از سالها دوری داشتند.
با فرصتی که برای مدیریت این پروژه بزرگ به من داده شد و ارتباط زیاد و عمیقی که با جنگل داشتم یاد گرفتم مقاومت خود را بالا ببرم و یک کار تیمی بزرگ و متفاوت را تجربه کنم. حضور من در این پروژه برایم یک اتفاق مهم بود که میتواند سرآغاز اتفاقهای مهم دیگری در حوزه محیطزیست و جنگل باشد به من احساس افتخار و بزرگی میدهد.
* بانی چنگل اکنون برای شما چه تعریفی دارد؟
– هدف کلان پروژه بانی جنگل در لیشک طی 5 سال گذشته، احیای بخشی از جنگلهای هیرکانی براساس الگوی مدیریت پایدار جنگل بود. اکنون پس از 5 سال میشود تعریف دیگری بر آن افزود؛ حفاظت مشارکتی.
5 سالی که گذشت نشان داد؛ پروژههای احیای بدون مشارکت جمعی و حفاظت مشارکتی امکانپذیر نخواهد بود. طبق تعریف جدید اتحادیه جهانی حفاظت جامعه محلی جزیی از جامعه جنگل است و حفاظت از جنگلها در گروه مشارکت و دخیل کردن جوامع محلی است که میتواند پایدار بماند.
هدف کلان پروژه بانی جنگل در لیشک طی 5 سال گذشته، احیای بخشی از جنگلهای هیرکانی براساس الگوی مدیریت پایدار جنگل بود. اکنون پس از 5 سال میشود تعریف دیگری بر آن افزود؛ حفاظت مشارکتی
*خاطرهای چالش برانگیز در این مسیر برای شما رخ داد؟ چگونه با آن مواجه شدید؟
-چالشی در پروژه داشتم که البته به تنهایی چالش من نبود اما من بیشتر درگیر بودم. در مرحله اول مجاب کردن منابعطبیعی برای دریافت نهالهای بومی متنوع منطقه بود. تامین نهالهای پروژه بر عهده منابعطبیعی بود و ما تاکید داشتیم که حتما 9 گونه نهال بومی را در منطقه بکاریم زیرا برخی گونههای بومی بر اثر جنگل تراشی درحال انقراض بودند یا از بین رفته بودند. اما در گذشته در منطقه وجود داشتند.
منابعطبیعی اصرار بر کاشت دو تا سه گونه زود رشد داشت که سازگاری بیشتری با منطقه داشته باشند. برای مجاب کردن منابعطبیعی خیلی سخت به توافق رسیدیم. از طرفی به دلیل حضور گونه سرخس عقابی که سبب خوابیدن نهالها و خشک شدن آنها میشد ما نیاز به نهالهای بالای 1.5 متر داشتیم تا بتوانند در مقابل سرخس مقاوم باشند. اما بیشتر نهالهای منابع طبیعی کوچک بودند و ما دچار چالش میشدیم. به این دلیل مجبور بودیم گاها نهالهایی را به صورت آزاد تهیه و خریداری کنیم.
* چشمانداز شما برای آینده جنگل لیشک چیست؟
– جنگل لیشک هم اکنون در شرایط بهتری نسبت به 5 سال اول خود قرار دارد. ارزیابی و رصد تنوع زیستی منطقه و وضعیت تعادل منطقه و افزایش زنده مانی نهالهای کاشته شده و حفاظتی که توسط قرقبانها و جامعه محلی فعال در پروژه انجام شده و نیز رشد و رویش تعداد زیادی از نهالهای خودرو نشان میدهد که تنش در منطقه کاهش پیدا کرده و به تعادل نسبی رسیده و قطعا با همین روند اگر پیش بریم جنگل میتواند خودش را احیا کند و تنوع زیستی و شبکه حیاتی و غذایی آن کامل بشود.
از سوی دیگر، یکی از اهداف مهم سبزکاران بالان، ایجاد معیشت پایدار و مکمل برای جامعه محلی و تبدیل تهدیدی مانند سرخس عقابی به فرصت اشتغال و کار در پروژه بود تا به بالا بردن سطح درآمدی جوامع محلی کمک کند و انگیزهای باشد برای حفاظت پایدار و همیشگی آنها از جنگل و هم اینکه بتواند هزینههای پروژه را پوشش بدهد.