در عصری که تضمین صرفه اقتصادیِ فعالیتهای کشاورزی با عوامل متنوع ومتعددی مواجه است و این پارامترها بهطور مستمر تاثیرات نامطلوب خود را بر چرخه تولید کشاورزی میگذارند، چالش خزنده دیگری بر این زنجیره شکننده سایه انداخته است که میتواند مسیر توسعه و پویایی آن را در کشاورزی مسدود کند. و اما این تهدید بزرگ ورود و شیوع عوامل خسارتزای نوظهور است.
البته نوظهور بودن یک عامل باید بر اساس شواهد پراکنش، تاریخ شناسایی، تشخیص علمی و شدت خسارت تعریف شود. همچنین، اولویتبندی شهرستانی بدون دادههای میدانی باید صرفا مقدماتی تلقی شود.
از این دسته از عوامل خسارتزای نوظهور میتوان به آفات زنجرک اورسانگا، سوسک کلرادو، مگس میوه مدیترانهای، پروانه هاوایی، پروانه سفید أشجار و علفهای هرز کاهوی وحشی، یونجه ایرلندی، سرخس آبزی آزولا، سنبل آبی، اروجیا، امبروزیا و بیماریهای پوسیدگی ریشه، گموز و پوسیدگی قهوهای مرکبات و … اشاره کرد.
واقعیت این است که کشاورزی گیلان با توجه به تنوع محصولات، شرایط اقلیمی مرطوب و اهمیت اقتصادی نظامهای زراعی و باغی، در معرض مجموعهای از تهدیدها در حوزه گیاهپزشکی قرار دارد. برخی عوامل، مانند زنجرک اورسانگا، از نظر خطر ورود یا گسترش جدید اهمیت دارند؛ برخی دیگر، مانند بیماریهای زوال فندق و علفهای هرز شالیزار، مشکلات شناختهشدهای هستند که میتوانند تحت تأثیر شرایط محیطی و مدیریتی تشدید شوند.
از این رو باید توجه داشت که مدیریت پایدار این عوامل نیازمند تغییر رویکرد از مبارزه واکنشی و عمدتا شیمیایی به نظامی مبتنی بر پایش، تشخیص دقیق، پیشگیری، مدیریت تلفیقی و مشارکت کشاورزان است.
توسعه این رویکرد میتواند ضمن حفظ عملکرد محصولات کشاورزی و درآمد باغداران و شالیکاران، به کاهش آلودگی محیط زیست، حفاظت از تنوع زیستی و افزایش تابآوری کشاورزی گیلان در برابر تغییرات اقلیمی و تهدیدهای نوظهور کمک کند.
لازم به تاکید است؛ عواملی نیز هستند که اهمیت بهسزایی دارند اما خوشبختانه هرچند تا پشت مرزهای ایران رسیده اما هنوز آلودگی در مزارع ما گزارش نشده است. علف هرز قرنطینهای اصلی و شاخص گندم در ضوابط سازمان حفظ نباتات ایران، گیاه انگلی استریگا یا علف جادو (Striga asiatica) است.
وجود این علف هرز به همراه بیماری قارچی سیاهک ناقص گندم (Tilletia indica)، مهمترین عامل اعمال محدودیت و ممنوعیت قرنطینهای برای واردات یا ترانزیت محمولههای گندم از کشورهای آلوده به ایران به شمار میرود.
بنا براین اوصاف، کشاورزی گیلان در آستانه مواجهه با مجموعهای از تهدیدهای جدید و تشدیدشونده قرار دارد که بخشی از آنها ناشی از تغییرات اقلیمی، بخشی ناشی از جابهجایی عوامل خسارتزا و بخشی حاصل تغییر در نظامهای تولید کشاورزی است.
گفتنی است که ظهور یا گسترش زنجرک اورسانگا، شناسایی بیماری قارچی نوظهور در باغات فندق اشکورات، گزارش برگخوار جدید در مزارع برنج و افزایش اهمیت برخی بیماریها و علفهای هرز، ضرورت بازنگری در نظام سنتی حفظ نباتات استان را نشان میدهد.
در این شرایط، اتکای صرف به مبارزه شیمیایی نهتنها پاسخگوی همه تهدیدها نیست، بلکه میتواند زمینه افزایش مقاومت آفات، آلودگی محیط زیست و کاهش پایداری نظامهای تولید را فراهم کند.
در پایان باید گفت، آینده پایدار کشاورزی گیلان در گرو گذار از مبارزه واکنشی با آفات به مدیریت پیشگیرانه، علمی، تلفیقی و مبتنی بر پایش است. چنین رویکردی میتواند ضمن حفظ عملکرد و کیفیت محصولات، سلامت کشاورزان و مصرفکنندگان، منابع آب و خاک، تنوع زیستی و توان اقتصادی جوامع روستایی را تضمین کند.
*دانشجوی دکترای فیزیولوژی گیاهی -گرایش گیاهان دارویی