اعتیاد در بین کارشناسان اجتماعی، اغلب به عنوان «منشا آسیبها» توصیف میشود و کارشناسان معتقدند؛ دست کم ۴۰ درصد اغلب آسیبهای اجتماعی دیگر (مانند جرایم، خشونت خانگی، طلاق، بزهکاری، افسردگی، بیماریهای عفونی همچون ایدز و هپاتیت و کودکان کار) متاثر از اعتیاد است.
گرایش جامعه جوان به انواع متعدد اعتیاد در سال های اخیر به نسبت ناهنجاری های دیگر اگرچه در آمار و منحنیهای اجتماعی کشور چالش برانگیز و بحرانی گزارش نشده است اما شیوع تدریجی آن بین آحاد جامعه و تسری آن به سنین پایین تر آنهم کم و بیش در انظار عمومی، این روزها به یکی از نگرانی های روز افزون جامعه ما تبدیل شده است. چندانکه، گرایش به آن به نسبت دیگر بزهکاری های اجتماعی در رتبه اول کشور قرار دارد.
براساس آخرین اطلس آسیبهای اجتماعی در آبان ماه ۱۴۰۴ و گزارش رسمی سازمان امور اجتماعی وزارت کشور، ناهنجاری های اجتماعی کشور در سه سطح به قرار زیر چنین تعیین شده است:
(1) رتبه اول: اعتیاد به مواد مخدر (خطرناکترین و فراگیرترین) (2) رتبه دوم: مصرف الکل (رشد نگرانکننده، بهویژه در جوانان) (3) رتبه سوم: طلاق.
مستندات و شواهد تجربی حاکی از آن است که آمارها تقریبیاند و ممکن است تحت تاثیر خوداظهاری حتی کمتر از واقعیت نیز گزارش شده باشند. براساس آخرین آمارها، بیش از ۵۸ درصد معتادان زیر ۳۴ سال و مربوط به نسل جوان و نیروی مولد جامعه به شمار میآیند.
چنانچه براساس آمار رسمی شیوعشناسی همچون دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر کشور، گیلان رتبه ۱۷ در میزان شیوع مصرف مواد مخدر در کشور را داراست.
نرخ شیوع آن در گیلان بین سنین ۱۵–۶۴ سال حدود ۲٫۹۳٪ است در حالی که میانگین کشوری بالاتر [حدود ۵٫۴٪] گزارش شده است. بنابراین به رغم آنکه آمارها گویای این واقعیت است که این استان در نیمه پایین جدول استانها قرار دارد و وضعیت آن پایینتر از میانگین کشوری است. اما برخورداری این استان از مواهب طبیعی، امکانات تفریحی و میانگین رو به بالای آموزشهای عمومی، تحصیلات و فرهنگ رو به بالای جامعه، این آمار با چنین استانداردی جای نگرانی است.
نتیجه آنکه،گیلان در مقایسه با استانهایی همچون کرمان، سیستان و بلوچستان یا برخی استانهای غربی که نرخ بالاتری دارند، وضعیت مساعدی دارد. با این حال، حدود ۱۰۰۰ معتاد متجاهر در استان گزارش شده و تخمینهایی از درگیری ۶–۱۰٪ جمعیت نیز به چشم میخورد.
***
کوچه بنبست ما چندی است گلستان شده. این شوخی تلخ اهالی محل است. در ساعات خلوت شبانه روز فضا آکنده از بوی تند گُل است گیاهی که حشیش، کانابیس یا ماریجوانا نیز نامیده میشود و مصرف آن بهویژه در میان بخشی از جوانان افزایش یافته است.
گرچه به قول صمد آقای فیلمهای طنز”صد رحمت به این سنتیها” چرا که صنعتیهایش با نامهایی چون شیشه ،کراک، هرویین ، اکستازی و غیره چنان به مصرف کنندگانش آسیب میزند که آنها را از هستی ساقط میکند.
دیدن گاه و بیگاه جوانهایی که گنگ و بیحواس در خیابان تلوتلو میخورند یا گوشهای از پیاده رو افتاده و گویی از این جهان به در شده اند، حکایت از مصرف مخدرها و روانگردانهای خطرناکتری دارد.
بر اساس آخرین آمار رسمی قابل دسترس، نرخ شیوع مصرف مواد مخدر در گیلان حدود2.92 درصد اعلام شده است. در سالهای اخیر، افزایش کشفیات مواد مخدر و تاکید مسئولان بر گسترش مراکز درمان و پیشگیری نشان میدهد که مساله اعتیاد همچنان یکی از مسایل اجتماعی مهم استان است
آمارهای رسمی چه میگویند
معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکتهای مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور سال ۱۴۰۵ تعداد مصرفکنندگان مستمر مواد مخدر در ایران را حدود ۲میلیون و ۸۰۸ هزار نفر اعلام کرده است. در این آمار، تریاک همچنان بیشترین سهم مصرف را دارد و پس از آن مواد دیگری مانند حشیش، کراک، هرویین و شیشه قرار دارند.
براساس آخرین آمار رسمی قابل دسترس، نرخ شیوع مصرف مواد مخدر در گیلان حدود2.92 درصد اعلام شده است.
در سالهای اخیر، افزایش کشفیات مواد مخدر و تاکید مسوولان بر گسترش مراکز درمان و پیشگیری نشان میدهد که مساله اعتیاد همچنان یکی از مسایل اجتماعی مهم استان است.
رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر گیلان تیر ماه امسال(1405) از کشف بیش از دو هزار و 150 کیلوگرم مواد مخدر در این استان طی سه ماهه نخست سال خبر داد که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 30 درصد افزایش نشان میدهد.
«سرهنگ پیروز عباسی» گفت: از این میزان کشفیات حدود 700 کیلوگرم تریاک، حدود 35 کیلوگرم شیشه و مابقی سایر مواد مخدر و روان گردانها بوده است.
همچنین به گفته وی در این مدت 11 هزار نفر اعم از مصرف کننده و فروشنده دستگیر شدهاند که از این تعداد 400 نفر قاچاقچی حرفهای هستند.

روایت های غیر رسمی
براساس آمار غیررسمی در حال حاضر گُل بخش عمده بازار مواد مخدر در شهر رشت را تشکیل میدهد، اما از تریاک گرفته تا کتامین، ریتالین و مواد دیگر هم عرضه و مصرف میشود.
یکی از جوانان دارای سابقه مصرف مخدر با اشاره به این مطلب در مورد میزان در دسترس بودن مواد گفت: دراگهای معمولی مثل گل یا تریاک خیلی راحتتر قابل تهیه است و بقیه مواد نیاز به صبر و هماهنگی بیشتری دارد.
به گفته وی، قیمتها در نقاط مختلف شهر متفاوت است و نرخ عرضه هر گرم گل، بسته به کیفیت و محل، از حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان آغاز میشود.
از سرخوشی کوتاهمدت تا پیامدهای بلندمدت
متخصصان هشدارمیدهند؛ اگرچه گل درمقایسه با برخی روان گردانهای صنعتی مانند متآمفتامین (شیشه) از نظر برخی آسیبها کمخطرتر ارزیابی میشود اما مصرف مداوم و طولانیمدت آنمیتواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد.
اختلال در حافظه، کاهش تمرکز، افت انگیزه، اضطراب، بیخوابی و لطمه به عملکرد تحصیلی، شغلی و روابط اجتماعی از جمله پیامدهایی است که درباره مصرف طولانیمدت آن هشدار داده شده .
همچنین مصرف گل در نوجوانان و جوانان زیر ۲۵ سال، بهویژه در افراد دارای زمینه ژنتیکی، میتواند خطر بروز برخی اختلالات روانی را افزایش دهد؛ به همین دلیل بسیاری از متخصصان بر پرهیز از مصرف این ماده تا پیش از کامل شدن رشد مغز تاکید میکنند.
براساس آمار غیررسمی در حال حاضر گُل بخش عمده بازار مواد مخدر در شهر رشت را تشکیل میدهد، اما از تریاک گرفته تا کتامین، ریتالین و مواد دیگر هم عرضه و مصرف میشود. دراگهای معمولی مثل گل یا تریاک خیلی راحتتر قابل تهیه است و بقیه مواد نیاز به صبر و هماهنگی بیشتری دارد
چرا عاقل کند کاری
برای بسیاری سوال این است: چرا با وجود آگاهی عمومی از پیامدهای مواد مخدر و مشاهده آسیبهای آن در جامعه، همچنان برخی افراد به سمت مصرف مواد گرایش پیدا میکنند؟
باید در نظر داشته باشیم اعتیاد پدیدهای تکعاملی نیست و امروزه در روانشناسی، جامعهشناسی و علوم اعصاب، آن را نتیجه تعامل عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی(مدل زیستی–روانی–اجتماعی) میدانند. بنابراین، نمیتوان آنرا صرفا به یک علت یایک ضعف فردی نسبت داد.
هنجارگسیختگی عاملی برای گرایش به مواد مخدر
« محمد مهدی رحمتی» استاد جامعه شناسی دانشگاه گیلان، مهمترین عوامل گرایش به مصرف مواد مخدر را تنشهای خانوادگی، شکستها و ناکامیهای فردی و اجتماعی و احساس «آنومی» یا هنجارگسیختگی میداند.
به گفته او، زمانی که افراد بهویژه جوانان نتوانند از راههای مشروع به اهدافی مانند اشتغال، ازدواج و زندگی موفق دست یابند، دچار سرخوردگی شده و احتمال گرایش آنان به رفتارهای انحرافی از جمله مصرف مواد افزایش مییابد. همچنین نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی و طبقاتی نیز زمینهساز این آسیب هستند.
وی با اشاره به نظریه کنترل اجتماعی تراویس هرشی، تعهد، وابستگی، مشغولیت و باورهای دینی را از مهمترین عوامل تقویت پیوندهای اجتماعی و کاهش گرایش به رفتارهای کجروانه دانست.
به گفته او، مسوولیتپذیری در قبال خانواده، اشتغال و مشارکت اجتماعی، همراه با باورهای دینی، سازوکارهای درونی کنترل رفتار را تقویت میکند.
رحمتی با استناد به نظریه «ناکامی منزلتی» آلبرت کوهن افزود: شکست در دستیابی به جایگاه اجتماعی مطلوب، بهویژه در میان جوانان، احتمال گرایش به آسیبهایی مانند اعتیاد را افزایش میدهد.
وی خاطرنشان کرد: بیکاری، فقدان امکانات مناسب برای گذران اوقات فراغت و معاشرت با گروههای دارای خردهفرهنگهای انحرافی، از دیگر عوامل موثر در گرایش به مصرف مواد هستند.
این پژوهشگر «سرمایه اجتماعی» را از مفاهیم کلیدی در پیشگیری از اعتیاد عنوان و تاکید کرد هرچه اعتماد، پیوندهای اجتماعی و سرمایه اجتماعی در سطح خانواده، گروههای اجتماعی و نهادهای حاکمیتی ضعیفتر باشد، احتمال بروز آسیبهای اجتماعی از جمله سوءمصرف مواد افزایش مییابد.
به گفته او، پژوهشهای انجامشده در ایران نیز نشان میدهد افراد دارای سوءمصرف مواد معمولا از پیوندهای اجتماعی ضعیفتری برخوردارند.
رحمتی با اشاره به آمارهای رسمی گفت؛ ایران از نظر نسبت سومصرف مواد به جمعیت در میان کشورهای دارای نرخ بالای مصرف قرار دارد و بر اساس یکی از گزارشهای پژوهشی نیروی انتظامی، حدود ۵۴ درصد کشفیات مواد مخدر جهان در ایران انجام میشود؛ موضوعی که با توجه به پایین آمدن سن مصرفکنندگان، نگرانکننده است.
وی تغییرات شتابان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، شهرنشینی گسترده، پیامدهای انقلاب، جنگ و سیاستهای توسعه پس از جنگ و کمتوجهی به حوزه فرهنگ را از عوامل موثر بر تغییر الگوی مصرف مواد دانست و افزود در سالهای اخیر علاوه بر کاهش سن اعتیاد، مصرف مواد در میان زنان و دختران نیز نسبت به گذشته افزایش یافته و مواد صنعتی و شیمیایی جایگزین مواد سنتی شدهاند.
رحمتی جامعه شناس: زمانی که افراد بهویژه جوانان نتوانند از راههای مشروع به اهدافی مانند اشتغال، ازدواج و زندگی موفق دست یابند، دچار سرخوردگی شده و احتمال گرایش آنان به رفتارهای انحرافی از جمله مصرف مواد افزایش مییابد. همچنین نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی و طبقاتی نیز زمینهساز این آسیب هستند
به گفته این استاد دانشگاه، رویکرد سیاستگذاری در سالهای اخیر بهتدریج از نگاه صرفا مجرمانه و تمرکز بر مقابله با عرضه به سمت کاهش تقاضا و اقدامات فرهنگی حرکت کرده، هرچند هنوز فاصله زیادی تا سیاستگذاری مؤثر وجود دارد.
رحمتی تاکید کرد که نباید تنها فرد مصرفکننده را مقصر دانست، بلکه باید عوامل ساختاری، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز در تحلیل و درمان اعتیاد مورد توجه قرار داد؛ زیرا در صورت باقی ماندن این عوامل، احتمال بازگشت افراد به مصرف مواد افزایش مییابد.
او اعتیاد را مسالهای اجتماعی و فرهنگی توصیف و بر لزوم انسجام کارکردی میان خانواده، رسانه، آموزشوپرورش، دانشگاه، نهاد دین و سایر سازمانهای مسئول برای حل این معضل تاکید کرد.

اعتیاد از منظر روانشناسی؛ فراتر از یک ضعف اراده
اگر جامعهشناسان بر نقش ساختارهای اجتماعی در شکلگیری اعتیاد تاکید میکنند، روانشناسان معتقدند؛ پاسخ این پرسش را باید در تجربههای نخستین زندگی، سلامت روان و شیوه مواجهه افراد با رنج و بحران نیز جستوجو کرد.
«معصومه ابراهیمی» کارشناس ارشد روانشناسی، اعتیاد را صرفا وابستگی به یک ماده نمیداند، بلکه آن را تلاشی برای تسکین دردهای روانی توصیف میکند؛ دردهایی که گاه ریشه در سالهای نخست زندگی دارند.
او با اشاره به دیدگاه روانکاوی میگوید کیفیت رابطه کودک با مراقبان اولیه، بهویژه مادر، نقشی تعیینکننده در شکلگیری احساس امنیت و عزتنفس دارد. اگر این احساس امنیت بهدرستی شکل نگیرد، فرد ممکن است در بزرگسالی برای جبران این خلأ، به تکیهگاههای بیرونی مانند مصرف مواد، پرخوری، خرید افراطی یا روابط ناسالم پناه ببرد.
به گفته او، ماده مخدر در چنین شرایطی نقش یک «آرامبخش روانی» را ایفا میکند؛ جایگزینی موقت برای احساس امنیتی که فرد هرگز آن را بهطور کامل تجربه نکرده است. به همین دلیل، بسیاری از افراد نه برای لذت، بلکه برای رهایی موقت از اضطراب، شرم، افسردگی، خشم یا احساس تنهایی به مصرف مواد روی میآورند.
ابراهیمی تاکید میکند که در درمان اعتیاد نیز نباید تنها بر قطع مصرف تمرکز کرد. به باور او، درمان زمانی اثربخش خواهد بود که درمانگر بتواند نیاز یا زخمی را که مصرف ماده در حال پوشاندن آن است، شناسایی کند. در غیر این صورت، احتمال بازگشت فرد به مصرف همچنان بالا خواهد بود.
او یادآور میشود که نگاه امروز علم به اعتیاد، نگاهی چندبعدی است. در مدل «زیستی ـ روانی ـ اجتماعی»، اعتیاد حاصل تعامل عوامل زیستی، ویژگیهای شخصیتی، تجربههای کودکی، روابط خانوادگی، گروه همسالان و شرایط اجتماعی است. از همین رو، نه میتوان آن را تنها نتیجه ضعف اراده دانست و نه صرفاً محصول شرایط اجتماعی.
این روانشناس همچنین به نقش بحرانهای اجتماعی در افزایش آسیبپذیری افراد اشاره میکند و میگوید جنگ، ناامنی، مهاجرت، طلاق، سوگ، مشکلات اقتصادی و تنشهای اجتماعی میتوانند با افزایش استرس، احساس ناامیدی و تضعیف شبکههای حمایتی، زمینه گرایش برخی افراد به مصرف مواد را فراهم کنند. البته میزان تاثیر این عوامل به شرایط اقتصادی، فرهنگی و سیاستهای حمایتی هر جامعه بستگی دارد.
به گفته او، برخی افراد نیز بهدلیل زمینههای ژنتیکی، بیش از دیگران در معرض وابستگی به مواد قرار دارند؛ موضوعی که نشان میدهد اعتیاد، مانند بسیاری از بیماریهای مزمن، نتیجه برهمکنش عوامل زیستی، روانی و اجتماعی است و نمیتوان آن را به یک علت واحد تقلیل داد.
ابراهیمی روانشناس: برخی افراد نیز بهدلیل زمینههای ژنتیکی، بیش از دیگران در معرض وابستگی به مواد قرار دارند؛ موضوعی که نشان میدهد اعتیاد، مانند بسیاری از بیماریهای مزمن، نتیجه برهمکنش عوامل زیستی، روانی و اجتماعی است و نمیتوان آن را به یک علت واحد تقلیل داد
اعتیاد جنگی خاموش
اعتیاد پدیدهای چند وجهی است و راهکار واحدی برای پیشگیری یا درمان آن وجود ندارد. بنابراین، موثرترین سیاستها ترکیبی از مداخلات فردی، خانوادگی، اجتماعی و ساختاری هستند.
امروزه بسیاری از متخصصان از مدل زیستی-روانی-اجتماعی(Biopsychosocial Model)به عنوان چارچوب جامع برای پیشگیری، درمان و بازتوانی اعتیاد استفاده میکنند.
در سطح فردی و خانوادگی، آموزش مهارتهای زندگی از جمله مدیریت استرس، حل مساله، کنترل هیجان و توانایی «نه گفتن» از مهمترین راهکارهای پیشگیرانه به شمار میرود.

در کنار آن، تقویت سلامت روان از طریق مشاوره، رواندرمانی و درمان اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب، آموزش والدین، بهبود روابط خانوادگی و کاهش تعارضها، نقش مهمی در کاهش احتمال گرایش به مصرف مواد دارد.
کارشناسان همچنین بر ضرورت گسترش خدمات درمان و بازتوانی تاکید میکنند. درمان دارویی، رواندرمانی، گروههای خودیاری و حمایت از افراد پس از ترک، از جمله اقداماتی است که میتواند احتمال بازگشت به مصرف را کاهش دهد.
به اعتقاد آنان، مدارس و دانشگاهها نیز با آموزشهای پیشگیرانه، شناسایی افراد در معرض خطر و ارجاع به خدمات حمایتی، نقشی کلیدی در پیشگیری از اعتیاد ایفا میکنند. افزایش مشارکت جوانان در فعالیتهای فرهنگی، ورزشی و داوطلبانه نیز به تقویت سرمایه اجتماعی و کاهش رفتارهای پرخطر کمک میکند.
در سطح کلان، پیشگیری از اعتیاد مستلزم توجه به عوامل ساختاری و اجتماعی است. کاهش فقر، بیکاری و نابرابریهای اجتماعی، ایجاد فرصتهای شغلی و افزایش امید به آینده، بهویژه برای جوانان، از مهمترین اقداماتی است که میتواند زمینه گرایش به مصرف مواد را کاهش دهد.
تقویت نظام رفاه اجتماعی، دسترسی عادلانه به خدمات سلامت روان و درمان اعتیاد، اجرای برنامههای فرهنگی و آموزشی برای افزایش آگاهی عمومی و کاهش انگ اجتماعی مراجعه به مراکز درمانی، مقابله مستمر با قاچاق و شبکههای توزیع مواد مخدر و توسعه فضاهای فرهنگی، ورزشی و تفریحی، از دیگر راهکارهایی است که کارشناسان بر آن تأکید دارند.
اعتیاد جنگی خاموش است که زیر پوست شهر جریان دارد؛ جنگی که قربانیانش تنها مصرفکنندگان مواد نیستند، بلکه خانوادهها، اقتصاد، امنیت اجتماعی و آینده نسل جوان را نیز تهدید میکند.
عدم توجه بایسته و محدود کردن آن به برخوردهای مقطعی، نهتنها از دامنه آسیبها نمیکاهد، بلکه هزینههای اجتماعی و اقتصادی آن را هر روز سنگینتر میکند.