بازارچه صنایعدستی “خشتپورد” که با هدف حمایت از هنرمندان و کسبوکارهای کوچک شکل گرفته، این روزها در محل موسسه گردشگران پایدار در رشت برگزار شده است؛ رویدادی که از دل محدودیتهای اینترنت و دشواریهای اقتصادی متولد شد و حالا با گردهمآوردن هنرمندان محلی و حتی مهمانانی از استانهای دیگر، تلاش میکند فضایی برای ارتباط، فروش و دیدهشدن تولیدات دستساز فراهم کند.
این بازارچه با الهام از کارکرد تاریخی پلهای خشتی- که در گذشته نه فقط محل عبور، بلکه نقطهای برای دادوستد، دیدار و شکلگیری رابطههای انسانی بودند- تلاش میکند فضایی تازه برای ارتباط مستقیم تولیدکنندگان با مردم، عرضه محصولات دستساز، و دیدهشدن هنرمندان کمترشناختهشده فراهم کند.
نام بازارچه ما و این رویداد “خشتپورد” یا همان پل خشتی است. این نام را به خاطر ماهیت و تاریخچه همین پلها انتخاب کردیم؛ چرا که پلهای خشتی در گیلان هیچگاه فقط محل عبور و گذر نبودند، اطراف آنها همیشه محل شکلگیری کسبوکارهای کوچک و محلی، رفتوآمد مردم و شکلگیری دوستیها و ارتباطهای انسانی بوده است. ما نیز با الهام از همین روح همبستگی و پیوند، نام “خشت پورد” را برگزیدیم
اکنون با حضور برندهای محلی و مهمانانی از استانهای دیگر، “خشتپورد” به نمادی کوچک اما مؤثر از همبستگی، بازآفرینی امید و پافشاری بر تداوم حیات صنایعدستی در روزهای دشوار بدل شده است.

در این رویداد، فهیمه شفیعی، مدیر برند چوچاغ و مسئول برگزاری این بازارچه به مرور گفت: نام بازارچه ما و این رویداد “خشتپورد” یا همان پل خشتی است. این نام را به خاطر ماهیت و تاریخچه همین پلها انتخاب کردیم؛ چرا که پلهای خشتی در گیلان هیچگاه فقط محل عبور و گذر نبودند، اطراف آنها همیشه محل شکلگیری کسبوکارهای کوچک و محلی، رفتوآمد مردم و شکلگیری دوستیها و ارتباطهای انسانی بوده است. ما نیز با الهام از همین روح همبستگی و پیوند، نام “خشت پورد” را برگزیدیم.

فهیمه شفیعی در خصوص نقطه آغاز برای برگزاری این بازارچه به مرور گفت: شروع این مسیر در همان روزهایی بود که اینترنت محدود شده بود. همان روزها به این فکر افتادیم که علاوه بر فضای کسبوکار آنلاین، باید فضایی حضوری نیز ایجاد کنیم؛ جایی برای ارتباط نزدیکتر میان هنرمندان، تولیدکنندگان و مردم. تصمیم گرفتم چند نفر از دوستان نزدیکم را دعوت کنم و پیشنهاد برگزاری یک بازارچه حضوری را مطرح کردم. از همینجا، تولد “خشت پورد” رقم خورد.
شروع این مسیر در همان روزهایی بود که اینترنت محدود شده بود. همان روزها به این فکر افتادیم که علاوه بر فضای کسبوکار آنلاین، باید فضایی حضوری نیز ایجاد کنیم؛ جایی برای ارتباط نزدیکتر میان هنرمندان، تولیدکنندگان و مردم. تصمیم گرفتم چند نفر از دوستان نزدیکم را دعوت کنم و پیشنهاد برگزاری یک بازارچه حضوری را مطرح کردم. از همینجا، تولد «خشت» رقم خورد
شفیعی در ادامه گفت: من خودم اصالتا اهل لنگرود هستم و در نزدیکی پل خشتی لنگرود زندگی میکنم؛ جایی که برایم بسیار محترم و خاطرهانگیز است. از همان مکان، ایده و نام این بازارچه به ذهنم آمد. پل خشتی لنگرود، مثل بسیاری از پلهای دیگر در گیلان، محل زندگی و جریان بود؛ از زیرش رود میگذشت، کشاورزان محصولاتشان را از آن عبور میدادند و قایقهای چوبی از کنار آن رد میشدند. تمام این تصویرها در انتخاب اسم این بازارچه نقش داشت.
مدیر برگزاری در خصوص رویدادهایی که تاکنون برگزار شده گفت: بازارچه را تصمیم گرفتیم بهصورت فصلی برگزار کنیم. هر فصل، جمع بزرگتری از دوستان و کسبوکارهای محلی به ما پیوستند. حتی میزبان استانهای دیگر نیز شدیم؛ یک بار دوستانمان از بلوچستان را دعوت کردیم، و دوباره همان معنای “پل”، اتصال و همراهی، میان مردم رقم خورد. در آخرین رویداد رسمی، بخشی ویژه برای کسبوکارهای بازیافتی داشتیم: ده غرفه با محصولات ساختهشده از شیشه، کاغذ و مواد بازیافتی دیگر.

با قطع سراسری اینترنت بسیاری کسبوکارهای وابسته به اینترنت و فضای مجازی، برای ارتباط با مخاطبان خود دچار چالش شدند. فهیمه شفیعی از روزهای سخت بدون اینترنت گفت: اما محدودیتهای اینترنت، شرایط جنگی و دشواریهای اقتصادی، همهچیز را متوقف کرد. بسیاری از کسبوکارها ناامید شدند. با این حال تصمیم گرفتم از نو شروع کنم؛ در حیاط خانهام میز و صندلی گذاشتم و با کمک دوستان، بازارچهای کوچکتر، به اندازه 15 غرفه، راه انداختیم؛ “خشتِ پورد کوچک”. سه روز در ایام عید برگزار شد، فقط با تبلیغ پیامکی و دهانبهدهان، و برخلاف همهچیز، استقبال بسیار خوبی داشت.
پیش از جنگ قرار بود بازارچه بزرگتری در رشت برگزار کنیم، اما موفق نشدیم. پس از آن دوستانمان لطف کردند و گفتند اگر انرژی داریم، بیاییم همکاری کنیم. همین شد که دوباره بازارچه را برگزار کردیم، در میانه روزهایی که شاید همه درگیر ناامیدی بودند.
با قطع سراسری اینترنت بسیاری کسبوکارهای وابسته به اینترنت و فضای مجازی، برای ارتباط با مخاطبان خود دچار چالش شدند. فهیمه شفیعی از روزهای سخت بدون اینترنت گفت: ” اما محدودیتهای اینترنت، شرایط جنگی و دشواریهای اقتصادی، همهچیز را متوقف کرد. بسیاری از کسبوکارها ناامید شدند. با این حال تصمیم گرفتم از نو شروع کنم؛ در حیاط خانهام میز و صندلی گذاشتم و با کمک دوستان، بازارچهای کوچکتر، به اندازه 15 غرفه، راه انداختیم؛ “خشتِ پورد کوچک”
فهیمه شفیعی در خصوص انواع کسبوکارهایی که در این بازارچه حضور دارند به مرور گفت:
اکثر غرفهداران از شهرهای گیلان هستند: رشت، لاهیجان، لنگرود، چند نفر هم از صومعهسرا و اطراف آن. برخی کسبوکارها کوچک و خانگیاند، بعضی بزرگتر و شناختهشدهترند. برای ما، تعداد دنبالکنندههای صفحات مجازی هرگز معیار انتخاب نبود؛ هدف اصلی حمایت از هنرمندان و کارآفرینانی بود که هنوز دیده نشدهاند. در بازارچه ما غرفههایی بودند از کسی با صد هزار دنبالکننده تا کارآفرینی با فقط صد نفر مخاطب. این حمایت و روح جمعی اساس کار ماست.
فضای جمعی بازارچه پر از برکت است – از ارتباط انسانی گرفته تا گردش مالی، انتقال ایدهها و انرژی مثبت. همیشه گفتهام که هر رویداد یک “پسارویداد” هم دارد: وقتی افراد در این فضا با هم آشنا میشوند، بعد از آن هم به ارتباط و همکاری ادامه میدهند.

فهیمه شفیعی در خصوص ادامه مسیر برگزاری بازارچه در رشت یا شهرهای دیگر گیلان ادامه داد: با همه دشواریهای مالی امروز، تصمیم داریم فعالیت را ادامه دهیم؛ چون حتی تولید با سود کم، باز هم باعث حفظ پویایی و روح امید در میان بچههاست. اکنون در تدارک رویداد تازهای در لنگرود هستیم که میزبان هنرمندانی از بلوچستان و قزوین نیز خواهد بود؛ ترکیبی فرهنگی و هنری در هفته میراث فرهنگی.
حیف است که هنرهای اصیل ایرانی قربانی شرایط اقتصادی و اجتماعی شوند. باید هوای هنرمندان و دستسازکارها را بیشتر داشت، چون آنها پایهای فرهنگ و امید زندهاند
در میان غرفهداران این بازارچه مجموعهای متنوع از تولیدکنندگان و برندهای محلی حضور دارند؛ چادرشببافی “چوچاغ”، از سفال و سرامیک “آرورا”، آثار نقاشی روی متریالهای مختلف با الهام از رنگهای بومی “باغ سبز”، رشتیدوزی “ایمانی”، زیورآلات دستساز عرفانی “مرجان روشنی” و شیرینیهای محلی “بهناز”، خوراکیها و غذاهای خانگی “سالی مزه” ، عسل “گیلسو” و همچنین کسبوکارهای چرم چرمینه و خراطی “کلبه جنگلی”، مُروابافی “گلیپور” و تولید زیورآلات سنگی، زیورآلات گیلانی “شینسازه”؛ محصولات ابریشمی “سحر ناظمی”؛ عودگیاهی “مهربابا”؛ عطر دستساز “هندفیوم”؛ پوشاک “فاطر”؛ شیشه و بلور “بلوردکان”؛ محصولات آرایشی بهداشتی “آرکا”.

مدیر بازارچه “خشت پورد” در پایان گفت: بیش از همه، در این دوران سخت، صنایع دستی آسیبپذیرند. اما باور داریم که همین صنایع دستی میتوانند نجاتبخش باشند؛ چون هنرمندان ایرانی ظرفیت تولید و خلاقیت بالایی دارند. اگر بتوانند تولید کنند و در بازارهای حضوری حمایت شوند، هم اقتصاد جان میگیرد، هم روح جامعه.
حیف است که هنرهای اصیل ایرانی قربانی شرایط اقتصادی و اجتماعی شوند. باید هوای هنرمندان و دستسازکارها را بیشتر داشت، چون آنها پایهای فرهنگ و امید زندهاند.



