میزبانی لنگرود از هنرمندان گیلان، قزوین و بلوچستان؛

پیوند ریشه‌ها در خِشت‌پورد لنگرود

0 ۱۶

بازارچه صنایع‌دستی “خِشت‌پورد”، که در تاریخ‌های 2، 3 و 4 خردادماه در لنگرود برگزار شد، به میعادگاهِ هنرمندانی تبدیل شد که فرسنگ‌ها راه را پیموده‌اند تا راوی قصه‌ی دست‌سازه‌های خویش باشند. این رویداد، جوشیده از دلِ روزهای بدون اینترنت است که هنرمندان را بر آن داشت تا برای استمرار حیاتِ هنرشان، مسیری نو در فضای حقیقی جست‌وجو کنند؛ نیازی که فرصتی برای دیدارهای رو در رو و پیوند بی‌واسطه با مخاطب را ایجاد کرد.

 

در فضای این بازارچه، نجوای خاکِ بازآفرینی‌شده‌ی تپه‌های باستانی قزوین با ظرافتِ سوزن‌دوزی‌های زنان بلوچ گره خورده است تا پلی مستحکم میان فرهنگ‌های متنوع ایران در قلب گیلان بنا شود؛ رویدادی که فراتر از یک دادوستد ساده، مجالی برای بازخوانی هویت، اصالت و پیوند دوباره با ریشه‌های فرهنگی فراهم آورده است.

 

این حرکت فرهنگی که به همت مجموعه صنایع‌دستی “چوچاغ” و مدیریت فهیمه شفیعی شکل گرفته، نمایشگر هنر بانوان هنرمندی است که به عنوان حافظان اصلی میراث معنوی، تلاش دارند هنرهای در حال فراموشی را از غبار تاریخ پاک کنند. در این بازارچه، بانوان هنرمند نه تنها به عنوان خالق اثر، بلکه در مقام پژوهشگر و کارآفرین، ثابت کرده‌اند که سنت‌های ایرانی، میراثی زنده و پویا در دستان آن‌هاست. از بازآفرینی سفال‌های باستانی تا کاربردی‌سازی بافته‌های کهن، این زنان پیشرو نشان دادند که هنر دستشان می‌تواند فراتر از یک تماشاخانه، نان‌آورِ سفره‌های بومی و روایتگر داستان پایداری برای نسل‌های آینده باشد.

 

هنر برای حفاظت؛ روایتِ جان‌یافتن سفال‌های شکسته

در غرفه‌ای که بوی خاک و تاریخ می‌دهد، سلیمه زارعی، هنرمند سفالگر قزوینی، آثاری را عرضه کرده که ریشه در هزاره‌ها دارند. سلیمه زارعی، هنرمند سفالگر، که طبق گفته خودش با معرفی فهیمه شفیعی به همراه دیگر دوستان هنرمند خود در این بازارچه شرکت کرده است. زارعی دارای مدرک تحصیلی در رشته باستان‌شناسی است، در آثار خود از الگوها و هنر سفالگری ایران باستان الهام می‌گیرد و به همراه گروهی از هنرمندان شهر قزوین در این رویداد شرکت کرده است.

هر تکه سفال شکسته در تپه‌های باستانی، شناسنامه‌ای علمی و دنیایی از حرف در دل خود دارد. لزوما نباید به دنبال گنجینه‌های طلایی بود، گاهی یک قطعه سفال ساده، ارزشی معنوی و علمی فراتر از تصور دارد

او با شعار هنر برای حفاظت، قطعات شکسته و نقوش سفال‌های باستانی را در قالب اکسسوری‌های مدرن بازآفرینی کرده است. زارعی معتقد است: “هر تکه سفال شکسته در تپه‌های باستانی، شناسنامه‌ای علمی و دنیایی از حرف در دل خود دارد. حتما نباید به دنبال گنجینه‌های طلایی بود، گاهی یک قطعه سفال ساده، ارزشی معنوی و علمی فراتر از تصور دارد.”

 

او که در کنار تولید، دغدغه‌ی معیشت هنرمندان را نیز دارد، با گلایه از چالش‌های دنیای مجازی می‌گوید: “بخش بزرگی از فروش و ارتباط ما با مخاطب از طریق فضای آنلاین است و قطع اینترنت، ضربه‌ای کاری و منفی بر پیکره‌ی کسب‌وکارهای هنری ما وارد کرده است.”

 

از کوهپایه‌های الموت تا متن زندگی

در بخش دیگری از نمایشگاه، فروغ طهماسبی شکوهِ دست‌بافته‌های سنتی قزوین را به نمایش گذاشته‌ است. طهماسبی می‌گوید که با حمایت میراث فرهنگی با یک تیم 5الی 6نفره بر احیای هنرهای بومی استان قزوین از جمله چادرشب‌بافی منطقه الموت، موج‌بافی و پن‌بافی تمرکز کرده‌اند.

طهماسبی هدف خود را از حضور در لنگرود، تعامل با سایر اساتید و آشنایی مردمی می‌داند که شاید تاکنون این هنرها را تنها در کتاب‌ها دیده بودند.

 

فروغ طهماسبی در خصوص نحوه استقبال از بازارچه به مرور گفت: “استقبال خیلی خوب بود؛ خیلی‌ها فقط اسم کار را در تبلیغات شنیده بودند و از نردیک ندیده بودند. هر نمایشگاه برای خودش یک حرف و ایده‌ی خوبی است برای صنعتگرانی مثل ما که دوست داریم همیشه به‌روز باشیم و کارمان دیده شود.”

سوزن‌دوزی بلوچ؛ پیوندِ اصالتِ لباس با زیورآلات مدرن

در گوشه‌ای دیگر از بازارچه رنگ‌های شاد و دوخت‌های ظریفِ بانوان بلوچ جلوه‌ای خاص به بازارچه بخشیده است. سمیه دستیار که به نمایندگی از گروه بانوان “بلوچ پهره” بلوچستان، در این بازارچه حضور یافته، به مرور گفت: “از دوستان گیلانی بابت دعوت به این نمایشگاه صمیمانه سپاسگزاریم. به واسطه این فرصت، توانستیم صنایع‌دستی بلوچستان را در اینجا عرضه کنیم که خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد. امیدوارم این ارتباط تداوم یابد و در آینده همکاری‌های بیشتری با هم داشته باشیم.”

در این غرفه، هنر سوزن‌دوزی از حصار لباس‌های محلی فراتر رفته و در قالب گوشواره، دستبند و پابند، هویتی نوین یافته است. در کنار این ظرافت‌ها، چشیدن طعم اصیل “ترشی انبه” و “ترشی سه‌پستان” بلوچستان، تجربه‌ای تمام‌عیار از فرهنگ جنوب را برای بازدیدکنندگان گیلانی رقم زد.

به جای تولید انبوهِ اشیای ارزان‌قیمت، سفارش‌های بزرگ و ارزشمند به سفالگران می‌دهم تا نسل جوان با دیدن رونق اقتصادی به ادامه‌ی این مسیر ترغیب شوند

سفال کلپورگان؛ آخرین نفس‌های یک میراث جهانی

بهار پورکرمی، کارآفرین و پژوهشگر زاهدانی، با برند “کومبار” و با سابقه 5ساله کار و پژوهش بر روی سفال بلوچستان به این بازارچه آمده و سفال بلوچستان را معرفی و ارائه می‌کند.

پورکرمی یا اشاره به انواع سفال‌ها در بلوچستان؛ سفال کلپورگان، سفال فَنوج، سفال شهر سوخته، سفال سیستان، سفال هولَن چُوکان، سفال چابهار و سفال ایرانشهر به مرور گفت: ” در حال حاضر با ۵ هنرمند پیشکسوت همکاری دارم که آخرین نسل از سفالگران مناطق خود محسوب می‌شوند. هدف من ایجاد انگیزه و ارزش‌آفرینی برای این اساتید است؛ به طوری که با سفارش آثار فاخر و بزرگ‌مقیاس و ارائه آن‌ها در بازارها و نمایشگاه‌ها، تداوم این هنر کهن تضمین شود”.

 

پورکرمی با تمرکز بر احیای هنر سفالگری بلوچستان در ادامه گفت: “به جای تولید انبوهِ اشیای ارزان‌قیمت، سفارش‌های بزرگ و ارزشمند به سفالگران می‌دهم تا نسل جوان با دیدن رونق اقتصادی به ادامه‌ی این مسیر ترغیب شوند.”

 

پورکرمی با ستایش از نگاه هنری مردم شمال می‌گوید: ” مردم گیلان بسیار شریف و هنردوست هستند. نکته‌ی بسیار جالب برای من این بود که با وجود دوری مسافت و اینکه شاید بسیاری از آن‌ها هنوز به بلوچستان سفر نکرده باشند، اما شناخت خوبی از هنر ما داشتند. تقریبا نیمی از بازدیدکنندگان با “سفال کلپورگان” آشنا بودند؛ هنری که ثبت جهانی شده و اکنون آوازه‌اش در سراسر ایران پیچیده است. این سطح از آگاهی و استقبال مردم گیلان برای من بسیار تحسین‌برانگیز بود.”

عروسک “شیشلو” در برخی روایت‌های بلوچستان به آیینی برای باران‌خواهی مربوط دانسته می‌شود؛ یعنی مردم در زمان کم‌آبی یا خشکسالی، با ساختن این عروسک و همراهیِ شعر و دعا، از طبیعت و خداوند طلب باران می‌کردند

عروسک‌های باران‌خواه؛ نماد برکت

ملاقات با عروسک‌های باران‌خواه یا “شیشلو”، از گروه میراث دُهتوک بلوچ، از دیگر جذابیت‌های این بازارچه بود.

عروسک “شیشلو” در برخی روایت‌های بلوچستان به آیینی برای باران‌خواهی مربوط دانسته می‌شود؛ یعنی مردم در زمان کم‌آبی یا خشکسالی، با ساختن این عروسک و همراهیِ شعر و دعا، از طبیعت و خداوند طلب باران می‌کردند.

اشتیاقِ آدم‌ها برای یافتن روایات پنهان در پسِ آیین‌ها، به سمت این پیکره‌های کوچک می‌کشاند، عروسک‌هایی که روزگاری در سنت‌های قدیمی نماد باران‌خواهی بودند و حالا هر کس می‌تواند تکه‌ای از دعای خیر این سرزمین را با خود به یادگار ببرد. در این دیار بارانی، زندگی مردم با تار و پودِ قصه‌ها گره خورده است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.