بیضایی؛ موقعیتی نمادین درتئاتر و سینمای مولف ایران
پدیده مرگ از منظر توقف زیستی جسم هرچند در منطق بیولوژیک انکارناپذیر است اما مرگ انسانی چون بهرام بیضایی به عنوان گسست یک سوژهی نمادساز از شبکهی معنا اشتباه است.
بیضایی مانند شعرای اساطیری ایران همچون فردوسی، حافظ، و سعدی خیام و مولانا و دیگر ارواح بزرگ هر سرزمین، تنها متعلق به زمانه خودش نیست. بلکه زیست نمادیناش موجب میشود تا گسست حافظه جمعی تاریخی یک ملت را در خلاءهای زمانی پیوند ببخشد. از همین رو بیش از آن که این زندهیاد، جسمی فناپذیر باشد ماهیتی همچون زمان دارد و زمان را نمیشود دفن کرد.
…