«حاجی داود»، 3 پسر داشت. از این سه؛ یکی «پور داود» شد و دو دیگر«داود زاده». این را از نوشتهی سنگ مزار فهمیدم. سلیمان و محمدعلی، همچون پدر«خان» ماندند. اما سومی کتاب به دست. «ابراهیم» به سن کِهتَر بود، اما به خِرَد مِهتَر. با کتاب و دانشی که داشت، املاک پدر و برادران را به گونهای به خدمت گرفت که نه تنها چرخ فرهنگ که بنای بسیاری از صنایع تبدیلی در حوزه محصولات کشاورزی گیلان را پایهگذاری کرد.
ابراهیم، پس از سالها رنج تحصیل، مهمترین کتاب دینی ایرانیان باستان را ترجمه کرد. اما وقتی با چاپ «اوستا» از هندوستان بازگشت، نخستین ماشینآلات کنف بافی، دخانیات و چای خشک کنی و صنایع سلولزی را نیز همراه خود آورد و برادران را راضی کرد که با ثروت و زمین پدر، گیلانی مدرن برای ما بسازند. وقتی حرف از زمین و ثروت باشد، طبیعت انسان به بدگویی متمایل است و در پایان این گزارش خواهیم دید که خدمات خانواده «حاجی داود»، چگونه در سایه تهمت و کم بینی پنهان ماند.
فردوسی ثانی، درباری، دوست صهیون و وابسته انگلیس و.. تنها برخی از غبارهای پیرامون «ابراهیم پورداود» است. اما او در وقار و سکوت، خادم گیلان ماند و آبادانی کشور را میجست. نویسنده «پورداود پژوهنده روزگار نخست»، درباره نخستین ملاقاتش(خرداد1347) از قول استاد پورداود مینویسد: «کسی که میخواهد زندگی شخصی مرا بنویسد، باید با مخالفان من هم تماس داشته باشد؛ آیا با مخالفان من تماس داشتهای؟ نیکویه میگوید مخالفان به شما نسبت زرتشتیگری میدهند. و پاسخ این است، اصولا نمیدانم چرا مردم ایران به این شایعات توجه میکنند. من ۴۰ سال در اروپا زندگی کردم و کسی در مذهب و مسائل شخصی من کنجکاوی نکرد! نام من ابراهیم است و به دین و آیین پدرانم پایبندم.»
استاد ابراهیم پورداود را در دنیا به عنوان مترجم اوستا به پارسی میشناسد. اما کمتر کسی میداند که او به جز خدمات فرهنگی، پایهگذار گیلانی مدرن بود و با آوردن صنایع و ماشینآلات، به فرآوری بهتر محصولات کشاورزی گیلان کمک بزرگی کرد
چند ماه پس از این گفت و گو، نخستین دانشجوی ایرانی زبانهای باستانی و استاد بنیانگذار رشته اوستاشناسی دانشگاه تهران از جهان رفت و او را به آیین مسلمانان در آرامگاه خانوادگی در رشت دفن کردند. در حالیکه در جهان شهره بود. هم در هندوستان از او پذیرایی شاهانه کردند، هم در واتیکان و هم در میان یهودیان محبوب بود. در پایتخت ایران نیز درباری و دانشگاهی ستایشگرش بودند.
ثمرهی علمی او شاگردانی همچون؛ محمد معین، جلیل دوستخواه، احسان یارشاطر، ساسان سپنتا، منوچهر ستوده، سعید نفیسی، ایرج افشار و… بودند. اما کمتر کسی از دیگر ثمرات او نوشته است. استاد پورداود نیازی نداشت در پاسخ به «نیکویه» پنهانکاری کند. منش او بود که بیاموزاند از تجسس در احوالات شخصی دیگران بپرهیزند، همانطور که از قرآن آموخته بود که از گمان بد باید پرهیز کرد. (حجرات-12)

وقتی جسم استاد از تهران به رشت رسید، گوشهای از تابوت پورداود، بر شانه «آرسن میناسیان» و برخی علمای بنام در رشت مشایعت میشد. اگرچه برخی از وعاظ در مراسم حاضر نمیشوند. با اینکه «نه کسی از پورداود زرتشتیگری دیده بود، نه علیه اسلام چیزی از او شنیده. گرچه میگویند «او کینه عربی-عجمی داشته است.»
به پاسداشت منش استاد، مبنی بر حفظ حریم خصوصی، با سفرهای علمی «ابراهیم پورداود» همراه میشویم تا ببینیم در پایان، چگونه او به مدرن شدن محصولات کشاورزی گیلان کمک کرده است.
پارسیان هندوستان یا زرتشتیان ایرانی تبار
«پورداود»، پیش از سفر به اروپا و تحصیل در رشته زبانهای پارسی باستان، مردی شناخته شده بود و نامش در دائرهالمعارف بریتانیکا به عنوان یکی از شعرای برجسته آن دوران آمده. گرچه به گفته تنها فرزندش«پوراندخت»، استاد از ۱۳۰۵ به بعد دیگر شعر نگفت. «مادرم همیشه میگفت پدرت اول عاشق ایران باستان است بعد تو بعد کتابهایش و آخر من»
آوردن ماشینآلات و احداث کارخانههای مختلف در شرق و غرب گیلان، دستآورد آشنایی استاد پورداود با پارسیان هند بود و ماشینآلات نساجی، چای خشک کنی و کاغذسازی و توتون خشک کنی را به گیلان آورد
او در آلمان زبانهای ایران باستان را فراگرفت. همانجا بود که با همسر آلمانیاش ازدواج کرد و در تیر ماه ۱۳۰۱ تنها فرزندش به دنیا آمد.(جامجم آنلاین)
در آلمان، نوشتههای پهلوی به ویژه گاتها و اوستا را ترجمه کرد. اما چاپخانههای ایران، کلیشه الفبای پهلوی را نداشت. بنابراین، پورداود به سراغ چاپخانههای زرتشتیان ساکن شبه قاره هند رفت.
این گروه – که نبیرگان زرتشتیان مهاجر از ایران به هند هستند-«پارسیان» /The Parsis شناخته میشوند و غالبا در شمال غربی هندوستان و ایالت «گجرات» ساکن هستند. ثروتمندترین گروههای قومی-مذهبی و از مهمترین نقشآفرینان دوران صنعتی شدن هند، دورانی که با تاسیس اولین کارخانه ریسندگی در بمبئی در سال ۱۸۵۴ آغاز شد.(TRT AFRiKA)

باوجود تفاوت در دین، پارسیان به پاس خدمات ارزشمندشان به پیشرفت و آبادانی هندوستان، مورد احترام همه هندیان از فرق و مذاهب گونهگون هستند. (مرکز پژوهشهای ایرانشناسی) بسیاری از صنایع بزرگ هندوستان توسط پارسیان تاسیس شده است. خاندان «تاتا»، یکی از ثروتمندترین خاندانهای جهان، تنها یکی از این سرشناساناند. «راتان تاتا» سرپرست قبلی این خاندان، شهرتی جهانگیر داشت.
چاپ کتابهای پورداود در هندوستان، زمینهساز آشنایی او با «پارسیان» شد و در ۱۳۰۵ خورشیدی برای دو سال و نیم سال به دعوت انجمن زرتشتیان هندوستان با خانواده عازم هندوستان و بمبئی شد و مورد استقبال گرم پارسیان قرار گرفت.(همان) دستآورد این سفر تنها آشنایی با جامعه پارسیان و انتشار کتابی به نام «ایرانشاه» نبود.
پارسیان هند- که زرتشتیان مهاجر ایران به هندوستان هستن- در گجرات از ثروتمندترین خاندانها بوده و قلب ریسندگی هندوستان در گجرات میتپد
این کتاب درباره تاریخچه مهاجرت زرتشتیان ایران به هند از انتشارات شفیعی همراه با عکس خانوادگی «جمشیدجی تاتا»، سرپرست خاندان در دوره پورداود بود و پس از انقلاب 1357 منتشر شده است. مهمترین رهآورد پورداود از هندوستان و آشنایی با پارسیان هند، کمک به «ایران» بود که تازه برای مدرن شدن گام برمیداشت.
پارسیان هند، پیوندهای آریایی قوی و تاریخی با ژرمنهایی داشتند که یک قرن پیشتر آلمان، سوییس و اتریش را صنعتی کرده بودند. پارسیان، بسیاری از صنایع بزرگ گجرات را با کمک همین مهندسان و صنعتگران ژرمن برپا کردند.
کارخانه چای هوختیف در لاهیجان
یکی ازین شرکتهای آلمانی HOCHTIEF نام دارد که از دیرباز در پروژههای صنعتی ایالت «گجرات» مشغول به کار بود. نام این کمپانی در زبان آلمانی بی معنا ست، اما با جستوجو در زبانهای پهلوی- که ریشه مشترک با زبان آلمانی دارند- «برآوردن سبزی – آبادانی» معنا میدهد. Hoch در آلمانی امروز همچنان «بلندی و بلند کردن و برآوردن» معنا دارد. «کمپانی هوختیف» کمتر از ۳ سال پس از پایان اولین سفر استاد به هند، در لاهیجان کارخانه «چای هوختیف» را ساخت و در پروژههای بزرگ صنعتی در سرتاسر ایران از جمله استانهای؛ اصفهان و یزد نقشآفرینی کرد. (مصوبات هیات وزیران از ۱۳۱۴ تا ۱۳۳۵)
آلمانیها در ساخت و تجهیز کارخانه «چای نو» لاهیجان نیز نقش داشتند. این کارخانه را «قوامالسلطنه» ساخت. اما هم تجهیزات و هم مهندسان، آلمانی بودند. علاوه بر اینکه اولین گروه از پرسنل فنی و کارشناسان کارخانه چای نو از همان کارخانه «هوختیف» به مجتمع تازه تاسیس «چای نو» رفتند.
کارخانه گونی بافی در رشت
ایالت گجرات هند قلب ریسندگی شبه قاره هند بود. پس از بازگشت پورداود به کشور، بزرگترین کارخانه گونیبافی ایران در رشت و به دست مهندسان آلمانی ساخته میشود. در کتاب تاریخ گیلان (ص234) شرح مفصلی از تاسیس کارخانه گونیبافی با سرمایهگذاری بخش خصوصی(شرکت سهامی خاص کنف کار) آمده. همچنین در سندی به شماره ۲۲۳۹۷ مورخ ۲۴ آبان ۱۳۲۱ از دفتر نخستوزیر به وزارت پیشه و هنر و بازرگانی، آقایان«داودزاد» و«ملکی»، با عنوان مدیران کارخانه نام برده شده است. (مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران)چند سال پس از تاسیس، «عباس مسعودی»، مدیرمسول روزنامه اطلاعات نیز از گونی بافی دیدن و شرح بازدیدهایش را منتشر میکند.
«هوشنگ نهاوندی»، از مقامات بلندپایه دوران پهلوی دوم، در نوار اول مجموعه تاریخ شفاهی شرح میدهد که پدرش و «حاج محمدعلی داودزاده»، برادر ابراهیم پورداود، کارهای تاسیس گونیبافی را با هزینه شخصی آغاز کردند و سپس گروهی دیگر از ثروتمندان رشت به آنها پیوستند. به نقل از دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ابراهیم فرزند«حاجی داود»- که علاقه خاصی به پارسیگویی داشت- نام خانوادگی «پورداود» و برادرانش«داودزاده» را برای خویش برگزید.
تاتاموتورز و کارخانه ریسندگی در فومنات
نقشآفرینی پارسیان هند و ژرمنها، در صنعتیسازی گیلان به این دو مورد ختم نمیشود. در ۱۳۳۳ کمپانی«تاتاموتورز» یکی از شرکتهای اقماری خاندان تاتا با کمپانی «بنز-دایملر» قراردادی برای راهاندازی کارخانه تولید خودروهای سنگین-کامیون امضا میکند.( پایگاه اینترنتی تاتاموتوز) تنها ۵ سال بعد بنز-دایملر، «ایرانخودرو دیزل» را در ایران افتتاح میکند. یعنی؛ کلنگ پروژه را چند سال پیش از آن به زمین زدهاند.
همین شرکت ایرانخودرو دیزل در گیلان، «ریسندگی و بافندگی خاور» را میسازد. نام شرکت ایرانخودرو دیزل در بدو تاسیس «بنز خاور» بود. ایران خودرو دیزل ردپایی هم در تجهیز«ریسندگی فومنات»، دیگر کارخانه صنعتی بزرگ غرب گیلان دارد. جایی که بازهم داودزادهها املاک دارند.
باغهای توتون حاجی داود و شرکت دخانیات
پای ژرمنها در «مجتمع دخانیات گیلان» نیز هویداست. ریاست«موسسه انحصاری دخانیات ایران»، از بدو تاسیس(1313)به دکتر فردلیب آلمانی سپرده شد. در ۱۳ مهر ۱۳۱۷ هیات وزیران تصویب میکند، اقساط هزینههای ماشینآلات و مواد اولیه کارخانه گیلان را به مبلغ ۱۰۱۶ مارکِ آلمان بپردازد و این نشان میدهد، ماشینآلات از آلمانی تامین شدهاند(سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران)
میدانیم که حاجی داود، مَلّاک بزرگی در فومنات و غرب رشت تا محدوده آتشگاه نیز بود. باقی مانده باغ توتون داودی، در محله چمارسرای رشت هنوز موجود است.(نک، رشت شهرباران، باغهای رشت)
پورداود و آشنایی با موسس پارس توشیبا
یکی دیگر از صنایع بزرگی که در نتیجه تلاش پورداود در رشت به بهرهبرداری رسید، کارخانه «پارسخزر توشیبا» است. حاج محمدتقی برخورداری، تاجر متدین و ثروتمند یزدی، سرمایهگذار و موسس این کارخانه بود. «خاندان برخوردار»ی از مشهورترین خانوادههای زرتشتی ایران بودند که در ابتدای قرن ۱۹ میلادی به دین اسلام گرویده و بعدها علما و روحانیون بزرگی تقدیم اسلام کردند. (ویکی نور)
احداث کارخانه گونیبافی در رشت، در املاک حاجی داود، نخستین کارخانه تولید گونی کنفی در شمال کشور بود
همدلی برای آبادانی ایران، مهمترین دستآورد گیلانشاه
میدانیم، سرزمین گیلان تا پیش از صفویه، میدان جدال مذهبی میان فرمانروایان محلی (کیاییان) و (آل اسحاق) بود. هنوز هم رگههایی از این جدال در عرصه سیاست و کسب قدرت در ادارات دولتی خود را نشان میدهد. گزافه نیست اگر «ابراهیم پورداود» را «گیلانشاه» بنامیم. آموزههایی که او از متون ایران باستان به ویژه ترجمه «اوستا» آموخت، راه رستگاری را نشان داده است؛ دست برداشتن از جدالهای بینتیجه عقیدتی و تلاش برای آبادانی کشور.
به همین دلیل او از نفوذی که در مجامع علمی و حکومتی داشت، استفاده کرد و ثروت خانواده خویش را نیز به میان آورد و بی آنکه شرق و غرب و مرکز گیلان برایش تفاوتی داشته باشد، پایههای صنعتی شدن محصولات کشاورزی گیلان را پایه گذاری کرد. «گیلانشاه»، همانطور که به «محمود نیکویه» نوجوان گفت که مردم نباید در زندگی شخصی و مذهب دیگران کنجکاوی کنند، باوقار در دانشگاه تهران ماند ولی به گیلان خدمت کرد.
اگر آلمانیها در شرق گیلان، «هوختیف» را ساختند در غرب گیلان «چوکا» را بنا بنهادند و در رشت «گونیبافی» را. او باور داشت که ایران را باید همه ایرانیان با دست خویش بسازند. اسناد تاریخی نشان میدهد «گونی بافی»، بیشترین سهم را در توسعه کشت کنف در دو استان گیلان و مازنداران ایفا کرد و نیاز کشور را به تولید گونیهای کنفی تامین نمود. پارچه کنفی، تا پیش از این از پاکستان وارد میشد. کارخانه گونیبافی در زمان جنگ 8 ساله، گونی لازم برای سنگرهای جبهه را نیز تامین میکرد.
اگرچه استاد «ابراهیم پورداود» متهم به درباری بودن شد، اما کسی نگفت نقش دربار و دولت، تنها صدور مجوز واردات ماشینآلات و تایید قراردادهای کارخانه گونی بافی بوده است. کسی نپرسید زمین کارخانه برای ابراهیم و برادرانش بوده و در بدو تاسیس، سهامی خاص بودهاست. بد نیست بدانیم، گروهی دیگر از نزدیکان پورداود نیز در عرصه سیاست، برای صنعتی شدن گیلان به پورداود کمک کردند.
کارخانه چای خشک کنی هوختیف در لاهیجان، ریسندگی خاور در فومنات، دخانیات و همکاری در تاسیس شرکت توشیبا تنها بخشی از دستآوردهای علمی و صنعتی پورداود در گیلان بود
«سیاوش داودزاده»، برادرزادهاش، نماینده مردم فومن در مجلس شورای ملی است. خاندان«نفیسی» که یکی از ایشان، داماد و شاگرد ابراهیم پورداود بود. خاندان «نهاوندی»، هم شریک تجاری ایشان در کارخانه گونیبافی بود. (نک، خاطرات هوشنگ نهاوندی)
به موازات پیشرفتهای صنعتی، لغو مالیات قند و شکر و چای در سال ۱۳۰۴ و نیز توسعه پرشتاب تامین برق، زهکشی، سدسازی و آبرسانی در خطه گیلان و… همه از دستاوردهای فرزندان فرهیخته گیلان بود که در مکتب ابراهیم پورداود خدمت به کشور را آموخته بودند، نه در دربار پهلوی.
پورداود دشمنی و سوختن و خون ریختن را کنار زد و تعاون برای احسان و نیکوکاری و ساختن را میدان رقابت کرد. رقابتی که هم به مال و ثروت آن خاندانهای تاریخی افزود هم زندگی مردم گیلان را دگرگون ساخت و رفاه و ثروت را بر خوان گیلان آورد. «ابراهیم»، پورِ حاجی داود، در مکتب خانهای -که پارسی آموخت- آرمیده است. و از تمام آن خانهی بزرگ اربابی «حاجی داود» در محله آفخرای رشت، همه وقف مدرسه شد، جزهمان چاردیواری مکتبخانه که آرامگاه ابدی حاجی داود و پسرانش شده است.
منابع:
-نیکویه،محمود «پورداود پژوهنده روزگار نخست»
– نیکویه، محمود « رشت شهر باران»، رشت: ایلیا.
– کسروی،احمد، «تاریخ مشروطه ایران»
– آرشیو مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران.
– دائرهالمعارف بزرگ اسلامی.
– سایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
-گزارش: «ابراهیم پورداود ایرانشناسی سترگ در معرفی فرهنگ ایران باستان، خبرگزاری ایرنا کد خبر: 83557272.، 26 آبان 1398.
– شیرمحمدی،مهری «بیمهری به بنای ثبت شده در میراثفرهنگی»،روزنامه همشهری، آبان1394
– شیرمحمدی،مهری«کارخانهای به قدمت تاریخ چای ایران، هوخ تیف ثبت ملی شد»، خبرگزاری شبستان، 5/مهر1399.
– شیرمحمدی، مهری و مائده اسفندمز «کارخانه چای نو و فروش دستگاههای چای خردکنی به عنوان آهن قراضه»، خبرگزاری مهر، 24 آذر 1398.
– شیرمحمدی،مهری «کشتیبان را سیاستی دیگر آمد»،پایگاه خبری تحلیلی مرور، 23 شهریور 1404.
– شیرمحمدی،مهری «گونیبافی رشت؛ دریچهای رو به صنعتیسازی گیلان»، پایگاه خبری تحلیلی مرور.
عکاس: مهری شیرمحمدی

