راهآهن رشت–آستارا برای قطارهای مسافری با سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت و برای قطارهای باری با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت طراحی شده است. در این مسیر، یک تونل به طول یکهزار و ۹۶۰ متر، ۶۳ پل به مجموع طول ۴۱ کیلومتر و هشت ایستگاه شامل سه ایستگاه مسافری درجه دو و پنج ایستگاه مسافری درجه سه احداث خواهد شد.
با بهرهبرداری از این خط، ظرفیت جابهجایی سالانه بار به ۱۵ میلیون تن خواهد رسید و اتصال شبکه ریلی ایران به جمهوری آذربایجان در مرز آستارا، گامی مهم در توسعه همکاریهای اقتصادی و سیاسی دو کشور به شمار میرود.
بخش دوم گفتگو با استاندار گیلان به راه آهن رشت_آستارا ، تالاب انزلی و محیط زیست و زیرساختهای استان اختصاص داشت که در ادامه میخوانید:
***
*اگر دولت فردا از شما گزارش بخواهد چه وعدههایی را میگویید محقق شده و چه وعدههایی را در دست تحقق میدانید؟ بهویژه درباره کشاورزی که در زمان معارفه هم درباره آن صحبت کرده بودید.
-من از ابتدا گفته بودم که کشاورزی باید اقتصادی باشد. اگر کشاورزی اقتصادی شود، تغییر کاربری زمینها به حداقل میرسد. وقتی کشاورز احساس کند از زمینش درآمد دارد، دیگر انگیزهای برای فروش زمین و تغییر کاربری ندارد.
در دو سال گذشته باغهای چای اقتصادیتر شدهاند. امروز حرف چایکاران مثل دو یا سه سال پیش نیست. بسیاری از کارخانههای چای، محصول چایکاران را حتی بیش از قیمت تضمینی خریدند. بنابراین اگر بخواهم درباره چای صحبت کنم، میگویم حال چایکاران نسبت به دو یا سه سال قبل بهتر است.
گیلان شرایط خاص خودش را دارد. سفرها، جمعیت شناور، گردشگری، نانوایی، آب، برق، گاز و فشار خدماتی در گیلان بسیار بیشتر از بعضی استانهاست. بنابراین برنامهریزی هم باید متناسب با شرایط گیلان باشد
*وضعیت برنجکاران چطور است؟
-برنجکاران هم وضعیت نسبتا خوبی دارند. قیمت برنج سال گذشته مناسب بود. من الفبای اقتصاد را میدانم و بر اساس همان میگویم حال برنجکاران خوب است.
امسال اگرچه در گیلان کاهش بارندگی داشتیم، اما در کل کشور بارندگی افزایش داشت. در گیلان به طور میانگین حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش بارندگی داشتیم، اما با این حال وضعیت کشاورزان خوب است. شما جایی نمیبینید که کشاورزان به شکل گسترده با کمبود آب مواجه شده باشند. سدها و منابع آبی وضعیت مناسبی دارند و سال گذشته هم اعتراض جدی از سوی کشاورزان درباره آب نداشتیم.
*وضعیت کیویکاران گیلان چگونه است؟
-کیویکاران هم حالشان خوب است. در سالهای گذشته سردخانههای خوبی در گیلان ساخته شده و همین باعث شده محصول کیوی پس از برداشت در سردخانه نگهداری شود و در زمان مناسب صادر شود. بخشی از صادرات کیوی هم از مرز آستارا انجام شده و با قیمت خوبی هم فروخته شده است. بنابراین هم در زمان برداشت قیمت مناسب بوده و هم صادرات به کمک کشاورزان آمده است.
*درباره زیتونکاران چه نظری دارید؟ آیا بازار زیتون در گیلان وضعیت مناسبی دارد؟
-زیتونکاران هم وضعیت بدی ندارند. اگر کسی به تهران برود و در فروشگاهها یا بازارها بپرسد زیتونی که میفروشند متعلق به کجاست، بخش زیادی از آن به گیلان برمیگردد. حتی از جاهای دیگر زیتون میآورند و در گیلان میفروشند.
اگر بازار زیتون خوب نیست، پس چرا از جاهای دیگر محصول میآورند و اینجا میفروشند؟ این نشان میدهد بازار وجود دارد. اگر زیتون وجود ندارد، پس آنچه مردم میخرند چیست؟ بنابراین باید واقعبینانه صحبت کنیم.
*اما در حوزه زیتون، آفتهایی مثل مگس مدیترانهای وجود دارد. آیا مدیریت شده است؟
-بله، امسال درباره مگس مدیترانهای از همان ابتدا جهاد کشاورزی استان، جهاد رودبار، فرمانداری و بخشهای مرتبط هشدارهای لازم را دادند و مداخله کردند.
البته در کشاورزی چه در زیتون و چه در برنج، همیشه احتمال بروز آفت وجود دارد. در همه دنیا کشاورزی با آفات روبهروست. نکته مهم این است که وقتی آفت میآید، آیا ابزار مقابله وجود دارد؟ آیا هشدار داده میشود؟ آیا سیاستگذار به فکر کشاورز هست یا نه؟
یکی از پروژههای مهم، تصفیهخانه انزلی است. این پروژه بهزودی به بهرهبرداری میرسد و امسال تمام میشود. در واقع بخش مهمی از آن انجام شده و باید وارد مدار بهرهبرداری شود.تصفیهخانه صومعهسرا هم امسال به نقطه خوبی میرسد. وقتی میگویم نقطه خوب، یعنی درصد پیشرفت قابل توجهی پیدا میکند و از حالت بلاتکلیفی خارج میشود
یکی از مشکلات ما این است که میزان استفاده از ابزارهایی مثل چسب زرد برای مبارزه بیولوژیک با آفت در برخی استانها مثل زنجان چند برابر گیلان است، در حالی که وقتی آفت از آن مناطق رانده میشود، ممکن است به سمت گیلان بیاید. بنابراین ما باید بیشتر مراقبت کنیم و پیشگیری را جدیتر بگیریم.
گیلان شرایط خاص خودش را دارد. سفرها، جمعیت شناور، گردشگری، نانوایی، آب، برق، گاز و فشار خدماتی در گیلان بسیار بیشتر از بعضی استانهاست. بنابراین برنامهریزی هم باید متناسب با شرایط گیلان باشد.
*در مورد نهادههایی مثل کودکشاورزی چه وضعیتی وجود دارد؟ برخی کشاورزان از افزایش قیمت کود گلایه دارند.
-ما در گیلان سالانه حدود ۵۰ هزار تن کود مصرف میکنیم. از این مقدار، حدود ۴۰ هزار تن با قیمت مناسب و حدود ۷۰۰ هزار تومان تامین شده است. یعنی حدود ۸۰ درصد نیاز کشاورزان با قیمت خوب تامین شده و فقط حدود ۲۰ درصد دچار تغییر قیمت شده است.
بنابراین نباید طوری صحبت کنیم که انگار تمام هزینهها چند برابر شده است. باید حساب و کتاب دقیق انجام دهیم. قیمت مصرفی کود در یک هکتار را باید با قیمت فروش برنج مقایسه کنیم. وقتی این حساب انجام شود، مشخص میشود که سهم کود در هزینه نهایی آنقدر نیست که بگوییم کل اقتصاد برنجکاری را تحت تاثیر منفی قرار داده است.
مشکل ما گاهی این است که اهل حساب و کتاب دقیق نیستیم. من این محاسبات را انجام دادهام و خواهش میکنم دیگران هم حساب کنند. در مجموع، برنجکاران وضعیت بدی ندارند.
*در حوزه پروژههای زیستمحیطی و عمرانی استان چند پروژه زمانبندیشده وجود دارد که افکار عمومی واقعا منتظر نتیجه آنهاست. بهویژه پروژههایی که به مسایل زیستمحیطی مربوط میشوند. در این زمینه چه خبرهایی وجود دارد؟
-یکی از پروژههای مهم، تصفیهخانه انزلی است. این پروژه بهزودی به بهرهبرداری میرسد و امسال تمام میشود. در واقع بخش مهمی از آن انجام شده و باید وارد مدار بهرهبرداری شود.
تصفیهخانه صومعهسرا هم امسال به نقطه خوبی میرسد. وقتی میگویم نقطه خوب، یعنی درصد پیشرفت قابل توجهی پیدا میکند و از حالت بلاتکلیفی خارج میشود.
ما میگوییم گیلان استان گردشگری است، اما تعداد هتلهای پنجستاره آن بسیار کم است. واقعا برای استانی به این زیبایی و جذابیت، داشتن فقط چند هتل پنجستاره کافی نیست.امسال چند هتل چهارستاره و پنجستاره از خاک بیرون میآیند؛ یعنی پروژههایی که تا امروز فقط روی کاغذ یا در مراحل اولیه بودهاند، وارد مرحله ساخت و اجرا میشوند. شاید به اندازه چند دهه گذشته، امسال پروژه هتلسازی جدید در استان فعال شود
*تصفیهخانه انزلی دقیقا چه زمانی به بهرهبرداری میرسد؟
-تصفیهخانه انزلی امسال افتتاح میشود. این پروژه یکی از پروژههای مهم استان است و اثر مستقیم بر کاهش آلودگی منطقه و تالاب انزلی دارد.
*در حوزه درمان و بیمارستانها چه پروژههایی آماده بهرهبرداری است؟
-بیمارستان ۴۲۰ تختخوابی رشت امسال به بهرهبرداری میرسد. همچنین بیمارستان انزلی هم که حدود ۹۸ تخت دارد، به بهرهبرداری خواهد رسید. اینها پروژههای مهم درمانی استان هستند و میتوانند بخش مهمی از نیازهای مردم را پاسخ دهند.
*درباره راهآهن رشت ـ آستارا که برای کشور اهمیت زیادی دارد، وضعیت چگونه است؟
-راهآهن رشت ـ آستارا پروژه بسیار مهمی است. بحث آزادسازی زمینها انجام شده است. البته هنوز از طرف وزارت راه پیمانکار نهایی بهطور قطعی مشخص نشده که کار به کدام پیمانکار سپرده شود؛ ممکن است طرف خارجی باشد یا پیمانکار ایرانی.
اما امسال پیمانکار پروژه قطعی میشود تا این مسیر حدود ۱۶۰ کیلومتری وارد مرحله اجرایی شود.
*تصفیهخانه فاضلاب شهر صنعتی رشت که از منابع مهم آلودگی دو رودخانه زرجوب و گوهررود محسوب میشود، چه وضعیتی دارد؟
-این پروژه هم از پروژههای بسیار مهم زیستمحیطی استان است. شهر صنعتی رشت یکی از مهمترین منابع آلودگی رودخانههای زرجوب و گوهررود است. امسال این پروژه تعیین تکلیف میشود. یعنی بالاخره مشخص میشود مسوولیت آن با چه کسی است و چگونه باید اجرا شود.
به هر حال، این مساله باید از بلاتکلیفی خارج شود، چون اثر مستقیم بر آلودگی رودخانهها و تالاب انزلی دارد.
*در حوزه گردشگری چه برنامهای وجود دارد؟ گیلان با این همه ظرفیت طبیعی، چرا هتلهای پنجستاره کمی دارد؟
-این یکی از مشکلات مهم ماست. ما میگوییم گیلان استان گردشگری است، اما تعداد هتلهای پنجستاره آن بسیار کم است. واقعا برای استانی به این زیبایی و جذابیت، داشتن فقط چند هتل پنجستاره کافی نیست.
امسال چند هتل چهارستاره و پنجستاره از خاک بیرون میآیند؛ یعنی پروژههایی که تا امروز فقط روی کاغذ یا در مراحل اولیه بودهاند، وارد مرحله ساخت و اجرا میشوند. شاید به اندازه چند دهه گذشته، امسال پروژه هتلسازی جدید در استان فعال شود. مردم باید ببینند که در بخش گردشگری، بهویژه در حوزه هتلهای چهار و پنجستاره، اتفاقات واقعی در حال رخ دادن است.
وعده دادن باید با ابزار باشد. آدم عاقل وقتی ابزار در اختیار ندارد، وعده قطعی نمیدهد. من میتوانم بگویم تلاش میکنم وضعیت خودروها بهتر شود؛ تلاش میکنم خودرو منشا آلودگی نباشد؛ تلاش میکنم خودرو عامل افزایش واردات بنزین نباشد؛ تلاش میکنم خودرو عامل کشتار در جادهها نباشد.اما در نهایت، ما یکسری پروژه نیمهکاره داریم که باید تکمیل شوند. پروژههایی مثل فاضلاب، پسماند، راهآهن، گردشگری و کشاورزی نیازمند ابزار، بودجه و تصمیمگیری هستند
*به طور مشخص درباره راهآهن، مرز زمینی و بندرآستارا بپرسم. درباره راهآهن هدفگذاری برای پایان این پروژه چه زمانی است؟
-هدفگذاری برای تکمیل پروژه حدود سه سال است. اکنون در مرحله آزادسازی زمین هستیم و بخش مهمی از زمینها آزاد شده است. برای آزادسازی زمین هم حدود ۶ همت هزینه شده است. البته عدد را گرد میکنم، اما در همین حدود است.
*از دوره کرونا، مرز زمینی آذربایجان از آن طرف بسته شد و خروج از مرز زمینی با محدودیتهایی همراه بود. الان وضعیت چگونه است؟
-الان اگر کسی ویزا بگیرد، میتواند از این مسیر خارج شود و مشکلی برای خروج ندارد. یعنی هر کسی که ویزا داشته باشد، از نظر رفتوآمد زمینی مشکل خاصی ندارد.
حتی در دوران جنگ اول و دوم، بسیاری از مقامات دیپلماتیک از همین مسیر رفتوآمد داشتند. برخی هوایی میرفتند و زمینی برمیگشتند. بنابراین اگر کسی از تهران ویزا بگیرد، میتواند از مسیر آستارا هم عبور کند.
*تا پایان دوره مسئولیتتان در استانداری گیلان، اگر بخواهید یک وعده مشخص بدهید، آن وعده چیست؟
-وعده دادن باید با ابزار باشد. آدم عاقل وقتی ابزار در اختیار ندارد، وعده قطعی نمیدهد. من میتوانم بگویم تلاش میکنم وضعیت خودروها بهتر شود؛ تلاش میکنم خودرو منشا آلودگی نباشد؛ تلاش میکنم خودرو عامل افزایش واردات بنزین نباشد؛ تلاش میکنم خودرو عامل کشتار در جادهها نباشد.
اما در نهایت، ما یکسری پروژه نیمهکاره داریم که باید تکمیل شوند. پروژههایی مثل فاضلاب، پسماند، راهآهن، گردشگری و کشاورزی نیازمند ابزار، بودجه و تصمیمگیری هستند.
*اولویتهای گیلان و شیوه مطالبهگری استان از دولت چگونه است؟ به نظر شما چالش اصلی استان در این خصوص چیست و چرا بسیاری از پروژهها سالها نیمهکاره ماندهاند؟
-به نظر من یکی از چالشهای اصلی این است که وقتی مقامات به استان سفر میکنند، ما اصل مطلب را مطرح نمیکنیم. همه حرف میزنند، اما گاهی مساله اصلی گم میشود.
در شکار دو روش وجود دارد: یکی روش تکتیراندازی و دیگری روش شاتگان. در روش شاتگان، تعداد زیادی ساچمه شلیک میشود؛ ممکن است یکی به بال پرنده بخورد، یکی به پا، یکی به سر، اما در نهایت شکار قطعی انجام نشود. اما در تکتیراندازی، یک هدف مشخص انتخاب میشود و همان هدف زده میشود.
در مطالبهگری از دولت هم باید همینطور باشیم. نباید فهرست بلندبالایی از همه مشکلات بدهیم که در نهایت هیچکدام حل نشود. باید چند مساله اصلی را دقیق انتخاب کنیم.
اگر دولت بیاید، من چند چیز بیشتر نمیخواهم: بودجه برای اصلاح و تکمیل سیستم فاضلاب تا محیط زیست گیلان نابود نشود. / بودجه و تصمیم جدی برای ساماندهی پسماند./ تامین اعتبار و تصمیم برای راهآهن رشت ـ آستارا و نقاط مرتبط با آن./ حمایت از گردشگری، بهویژه در مناطقی مثل رستمآباد و دیگر نقاط مستعد/ حمایت از کشاورزی از طریق بهزراعی، بهنژادی و اقتصادی کردن تولید
*اگر دولت به گیلان بیاید، اولویتهای اصلی شما برای مطالبه از دولت چیست؟
-اگر دولت بیاید، من چند چیز بیشتر نمیخواهم:
اول، بودجه برای اصلاح و تکمیل سیستم فاضلاب تا محیط زیست گیلان نابود نشود.
دوم، بودجه و تصمیم جدی برای ساماندهی پسماند.
سوم، تامین اعتبار و تصمیم برای راهآهن رشت ـ آستارا و نقاط مرتبط با آن.
چهارم، حمایت از گردشگری، بهویژه در مناطقی مثل رستمآباد و دیگر نقاط مستعد.
پنجم، حمایت از کشاورزی از طریق بهزراعی، بهنژادی و اقتصادی کردن تولید.
این به معنای آن نیست که ما مشکل مدرسه نداریم، مشکل بهداشت نداریم، مشکل ورزش و اماکن ورزشی نداریم، مشکل سند نداریم یا سایر مشکلات وجود ندارد. همه اینها وجود دارد. اما هنر مدیریت این است که اولویت اول را درست تشخیص دهد.
*یعنی شما معتقدید مهمتر از خوب حرف زدن، درست تشخیص دادن مساله است؟
-دقیقا. یک وقت کسی خوب حرف میزند، یک وقت کسی حرف خوب میزند. خوش به حال کسی که هم خوب حرف میزند و هم حرف خوب میزند. اما مهمتر از همه این است که مساله را درست تشخیص دهد و بتواند آن را درست تبیین کند.
تصور من این است که در گیلان، ظرف اهمیتش بیشتر از مظروف است. البته این به معنای بیاهمیت بودن مظروف نیست. منظورم این است که اگر محیط زیست، آب، تالاب، فاضلاب و پسماند حل نشود، همه چیز تحت تاثیر قرار میگیرد.
*اگر فکر میکنید پروژهای وجود دارد که رسانهها میتوانند در پیگیری آن به شما کمک کنند، آن پروژه چیست؟
-رسانهها میتوانند در برجستهسازی مساله محیط زیست گیلان به عنوان «اولویت اول استان» نقش حیاتی ایفا کنند. ببینید اگر رسانهها مدام درباره معضل پسماند، وضعیت شیرابهها، آلودگی رودخانههای زرجوب و گوهررود و فاضلابهایی که بیمهابا وارد تالاب انزلی میشوند بنویسند، این موضوع از یک مطالبه محلی تبدیل به یک «گفتمان ملی» میشود.
مشکل الان ما این است که گاهی موضوعات فرعی جای اولویتهای اصلی را میگیرند. رسانه باید روی «قطع منشا آلودگی» تأکید کند. مثلا درباره تالاب انزلی، نگذارید بحثها فقط به سمت «لایروبی» برود. لایروبی یک مُسکن است؛ اگر منشا فاضلابهای انسانی، صنعتی و سموم کشاورزی را نبندیم، تالاب دوباره پر میشود.
رسانه باید مطالبهگرِ «اتصال تصفیهخانهها» و «تکمیل شبکه فاضلاب شهر صنعتی رشت» باشد. وقتی همهچیز شفاف شود و رسانه مدام بپرسد «فلان تصفیهخانه که قرار بود امسال افتتاح شود چه شد؟» یا «وضعیت پیمانکار پروژه پسماند به کجا رسید؟»
مسوولین ناگزیر میشوند که سرعت کار را بالا ببرند و تمرکزِ بودجهها را به سمت اولویتهای زیستمحیطی هدایت کنند. بهعبارت دیگر، رسانه باید آن «تکتیراندازی» باشد که ما در مطالبهگری به آن نیاز داریم؛ تمرکز بر یک هدف مشخص تا حصول نتیجه. اگر رسانهها روی این محورها قفل کنند و اجازه ندهند مطالبه محیطزیستی به حاشیه برود، هیچ دولتی نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت بماند.
رسانهها میتوانند در برجستهسازی مساله محیط زیست گیلان به عنوان «اولویت اول استان» نقش حیاتی ایفا کنند. ببینید اگر رسانهها مدام درباره معضل پسماند، وضعیت شیرابهها، آلودگی رودخانههای زرجوب و گوهررود و فاضلابهایی که بیمهابا وارد تالاب انزلی میشوند بنویسند، این موضوع از یک مطالبه محلی تبدیل به یک «گفتمان ملی» میشود
*فرمودید رسانهها میتوانند در برجستهسازی مساله محیط زیست گیلان کمک کنند؛ منظورتان دقیقاً چیست؟
-ببینید، در گذشته در انزلی مردم یکصدا شعار میدادند: «هاشمی، انزلی بندر آزاد کن». خدا رحمت کند آقای هاشمی را که آمد و آن مطالبه مردمی تبدیل به کار شد. یا وقتی مقام معظم رهبری به گیلان آمدند، مطالبه مردم پل غازیان بود و همان انجام شد.
من میگویم اگر مقامات به گیلان بیایند و همه یکصدا بگویند «محیط زیست گیلان، پسماند و فاضلاب مسئله اصلی ماست»، من یقین دارم که این مشکل حل میشود. من وقتی درباره پروژه ۳۰۰ میلیون دلاری صحبت میکنم، بر اساس یک بررسی اجمالی است. اگر فاضلاب انسانی، صنعتی و سموم کشاورزی که وارد تالاب انزلی میشود قطع شود، تالاب خودش را بازیابی میکند.
مشکل دریاچه ارومیه این است که آب در آن جاری نمیشود؛ اما مشکل تالاب انزلی این نیست. سالانه یک میلیارد مترمکعب آب وارد تالاب میشود، اما چون این تالاب پر از فاضلاب و رسوب شده، دیگر جایی برای ماندن آب ندارد. لایروبی مسکن است، اما راهش این است که ورود آلایندهها را قطع کنیم. اگر این ظرفیت آزاد شود، تالاب احیا میشود.
*چطور میتوان این تمرکز را بین همه مسوولان و مردم ایجاد کرد که فقط روی یک مسئله اصلی متمرکز شوند؟
-داستانی وجود دارد که میگویند یک نفر بالای منبر رفته بود و مردم صحبتهایش را گوش نمیدادند. او صلوات فرستاد و گفت: «حق پدرِ صلواتفرست، صلوات». گفت «همه یک قدم بیایند جلو تا عقب جا بشود». آن آقایی که داشت صحبت میکرد، از منبر آمد پایین و گفت: «چه شد؟» گفت: «حرفم همین بود که یک قدم بیایند جلو، آمدند دیگر؛ حالا من رفتم».
حکایت گیلان هم همین است. اگر همه (مردم، رسانهها، مسوولان) بگویند «تالاب انزلی مسئله اصلی است»، کار تمام است و حل میشود. ما نباید درگیر حواشی شویم که در فلان روستا مدرسه کم داریم یا فلان خانه بهداشت ساخته نشده؛ نه اینکه اینها مهم نیستند، اتفاقا مهم هستند، اما وقتی دولت دارد میآید، باید روی اولویتهای کلان تمرکز کنیم تا ۹۰ درصد مشکلات حل شود.
*به عنوان کلام آخر، از دلبستگیتان به این استان و تاریخ آن بگویید. چرا اینقدر روی هویت گیلان تأکید دارید؟
-ببینید، تالاب انزلی زایشگاه طبیعی دریای گیلان است؛ ۲۰ هزار هکتار است، شوخی نیست! چرا میگوییم «دریای گیلان»؟ در شاهنامه فردوسی، داستان منوچهر و فریدون را داریم که میگوید:
«ز دریای گیلان ابر سیاه
دمادم به ساری رسید سپاه»
این دریا اسامی زیادی دارد؛ دریای مازندران، دریای خزر، اما هزار سال پیش فردوسی آن را «دریای گیلان» نامیده است. شاهنامه از هر سندی برای ما مستندتر است. ما باید به این هویت و این ظرفیتها افتخار کنیم و برای حفظ آن، یعنی همان محیط زیست و تالاب، با تمام توان تلاش کنیم.
لینک بخش اول این گفتوگو: