احتمالا با خواندن این عنوان تعجب کردهاید، مگر میشود نام پیامبر باستانی ایران را در آبهای خزر جستوجو کرد؟ بله امکانش وجود دارد! عنوان این یادداشت، برخلاف آنچه در نگاه نخست به ذهن میرسد، بر پایه یک واقعیت تاریخی است!
البته در اینجا سخن از خودِ زرتشت، پیامبر ایرانی نیست، بلکه منظورم از زرتشت / 3opoacrp اسم اولین کشتی نفتکش مدرن جهان است که در سال ۱۸۷۷ میلادی، یعنی حدود یکصد و پنجاه سال پیش برای حمل نفت دریای خزر به سفارش خانواده نامدار نوبل، در سوئد ساخته شد و پس از برداشتن مخازن آن برای رسیدن به آبخور لازم جهت عبور، از طریق ولگا به باکو آورده شد. سپس خانواده نوبل نام زرتشت را برای این نفتکش جدید برگزیدند. این کشتی یک سال بعد فعالیت خود را رسماً در مسیرهای نفتی این دریا آغاز کرد.
این کشتی که نام خود را از پیامبر باستانی ایران وام گرفت و ساخت آن، سرآغاز انقلابی بزرگ در صنعت حملونقل نفت بود؛ انقلابی که از آبهای خزر برخاست و بعدها چهره تجارت جهانی انرژی را دگرگون کرد.
امروزه اهمیت نفتکشها به اندازهای است که میتوان تردد آنها در آبراههای راهبردی جهان را، یکی از ارکان ثبات اقتصاد جهانی دانست. اما این داستان از کجا آغاز شد؟
بهنظر میرسد انتخاب تصویر این بنای تاریخی به عنوان آرم شرکت برانوبل و نامگذاری نخستین نفتکش جهان به نام «زرتشت»، اتفاقی نبود؛ مدیران این شرکت که فعالیتشان در قلب سرزمینهای نفتخیز پیرامون باکو جریان داشت، آگاهانه از نمادها و میراث فرهنگی کهن این منطقه الهام گرفتند.
آغاز یک تحول؛ از بشکههای چوبی تا مخازن فولادی
در نیمه دوم قرن نوزدهم، با رونق استخراج نفت در باکو، انتقال این ماده ارزشمند به بازارهای مصرف اروپا به یکی از بزرگترین چالشهای اقتصادی منطقه تبدیل شد. تا آن زمان، نفت عمدتاً در بشکههای چوبی و توسط ارابهها و قایقها حمل میشد؛ روشی پرهزینه، غیراقتصادی و خطرناک که همواره تهدید نشت، آتشسوزی و انفجار را در پی داشت. پر واضح است که شیوههای انتقال این ماده با چنان حجم عظیمی، دیگر نمیتوانست با وسایل و ابزار ابتدایی صورت بگیرد.
در این میان، «لودویگ نوبل» یکی از برادران خانواده نوبل، راهحلی انقلابی ارائه کرد. او با بهرهگیری از تجربیات خود در طراحی شناورهای نیروی دریایی روسیه، نخستین نفتکش فولادی جهان را طراحی کرد؛ یک کشتی که دارای مخازن داخلی ویژه برای حمل نفت بود و بعدها به الگوی تمامی نفتکشهای مدرن دنیا تبدیل شد. آنها این نخستین نفتکش مدرن جهان را «زرتشت» نامیدند.

برادران نوبل؛ معماران اقتصاد نفتی خزر
وقتی نام «نوبل» را میشنویم، معمولاً ذهنمان به سوی «آلفرد نوبل» و معتبرترین جایزه علمی دنیا میرود؛ اما واقعیت این است که موفقیت این خانواده تنها به یک نفر محدود نمیشد. برادران آلفرد، یعنی لودویگ و رابرت نوبل، از برجستهترین صنعتگران و نوآوران عصر خود محسوب میشدند. آنها که سوئدیتبار بودند، پس از اقامت در روسیه، نقش مهمی در توسعه صنایع این کشور و شکلگیری اقتصاد نفتی دریای خزر ایفا کردند. «لودویگ نوبل» کارگاه کوچک مکانیکی خانوادگی را به یکی از پیشرفتهترین مجموعههای مهندسی و ماشینسازی روسیه تبدیل کرد و «رابرت نوبل» نیز با تأسیس شرکت «برانوبل» (برادران نوبل)، یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین شرکتهای نفتی جهان در اواخر قرن نوزدهم را بنیان نهاد. البته پس از انقلاب اکتبر در روسیه و تغییر شرایط سیاسی، آنها تابعیت خود را پس داده و روسیه را ترک کردند. به بیان دقیقتر، از خاندان نوبل «امانوئل» پسر «لودویگ نوبل» که تابعیت روسیه را داشت، با وقوع انقلاب کمونیستی در آن کشور به سوئد گریخت و امپراتوری نوبل در روسیه پایان یافت.
بنابراین اگر «آلفرد نوبل» نام خود را با علم و جایزه نوبل جاودانه کرد، لودویگ و رابرت نیز با نوآوریهای صنعتی، توسعه صنعت نفت و ایجاد نخستین ناوگان مدرن نفتکشهای جهان، نام خود را در تاریخ اقتصاد و فناوری ثبت کردند؛ تحولاتی که امواج آن از باکو و دریای خزر تا بنادر جنوبی این دریا، از جمله بندرانزلی، گسترش یافت.
نمادهای کهن و الهام از فرهنگ ایرانی
انتخاب نام «زرتشت» برای این شناور اتفاقی نبود؛ در قرن نوزدهم، آشنایی با فرهنگ باستانی ایران و شناخت اندیشه و آموزههای زرتشت در میان بسیاری از روشنفکران و اندیشمندان اروپایی متداول و مورد توجه بود. از همین رو، برادران نوبل نام پیامبر باستانی ایران را بر نخستین نفتکش جهان نهادند؛ نامی که بعدها به نماد شرکت بزرگ نفتی برانوبل نیز تبدیل شد. جالب اینکه پنج، شش سال بعد، نیچه، فیلسوف و نویسنده بزرگ آلمانی نیز اثر فاخر خود را «چنین گفت زرتشت» نامید.
نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کنم، این است که آرم و نماد شرکت نفت برادران نوبل (برانوبل)، تصویری از یک بنای تاریخی در حومه شهر باکو به نام «آتشگاه» بود؛ بنایی که برای قرنها یکی از شناختهشدهترین مراکز آیین زرتشتی در منطقه به شمار میرفت. این آتشکده که در سدههای هفدهم و هجدهم میلادی بر روی منطقهای دارای خروجی طبیعی گازهای قابلاشتعال ساخته شد، محل عبادت زرتشتیانی بود که آتش را نماد روشنایی، پاکی و حضور الهی میدانستند. بهنظر میرسد انتخاب تصویر این بنای تاریخی به عنوان آرم شرکت برانوبل و نامگذاری نخستین نفتکش جهان به نام «زرتشت»، اتفاقی نبود؛ مدیران این شرکت که فعالیتشان در قلب سرزمینهای نفتخیز پیرامون باکو جریان داشت، آگاهانه از نمادها و میراث فرهنگی کهن این منطقه الهام گرفتند. به این ترتیب در یکی از جالبترین پیوندهای تاریخ صنعت و فرهنگ، آتشگاه باکو و نام زرتشت نه تنها بخشی از هویت معنوی گذشته این سرزمین بودند، بلکه به نمادهای یکی از بزرگترین شرکتهای نفتی جهان در عصر طلایی نفت در دریای خزر نیز تبدیل شدند.
رد پای شرکت «موتالا» در بندرانزلی
جالب است بدانیم که ساخت نفتکش «زرتشت» به سفارش برادران نوبل، توسط مجموعه عظیم صنعتی آن زمان، یعنی شرکت «موتالا» سوئد انجام شد؛ شرکتی که در اواخر قرن نوزدهم از معتبرترین سازندگان تجهیزات مهندسی، کشتیسازی و سازههای فلزی در شمال اروپا به شمار میرفت. اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر میشود که بدانیم چند دهه بعد، همین شرکت در پروژه ساخت پلهای متحرک بندرانزلی نیز نقشآفرینی کرد و بخشهای متحرک پلهای مشهور انزلی و غازیان را به سفارش شرکت سنتاپ تولید کرد که خوشبختانه هنوز هم در منظر چشم ما قرار دارند. به بیان دیگر، نام شرکت موتالا در دو نقطه مهم از تاریخ اقتصادی دریای خزر و انزلی دیده میشود؛ نخست در ساخت اولین نفتکش مدرن جهان برای حمل نفت خزر و سپس در توسعه زیرساختهای بندری یکی از مهمترین دروازههای تجاری ایران.
این پیوند تاریخی نشان میدهد که بندرانزلی در آن دوران، نه صرفاً یک بندر محلی، بلکه بخشی از شبکه بینالمللی تجارت، صنعت و فناوری بود که پیشرفتهترین شرکتهای مهندسی اروپا در آن حضور داشتند.
بندرانزلی که آن روزگار در مسیر ارتباطی میان قفقاز، روسیه و ایران قرار داشت، نه تنها دروازه ورود کالاهای اروپایی به ایران بود، بلکه بهتدریج در شبکه مبادلات فرآوردههای نفتی و واردات نفت نیز نقش یافت.
بندرانزلی؛ هاب انرژی در مسیر تجارت جهانی
اما داستان زرتشت تنها یک نوآوری فنی نبود؛ این کشتی بخشی از شبکه عظیم ترانزیت نفت در دریای خزر را شکل داد. نفت استخراجشده از میدانهای باکو توسط نفتکشهای خزر جابهجا میشد و سپس از طریق مسیرهای دریایی و زمینی به بازارهای منطقه و اروپا میرسید. در این میان، بنادر جنوبی خزر نیز به حلقهای مهم در زنجیره تجارت نفت تبدیل شدند. بندرانزلی که آن روزگار در مسیر ارتباطی میان قفقاز، روسیه و ایران قرار داشت، نه تنها دروازه ورود کالاهای اروپایی به ایران بود، بلکه بهتدریج در شبکه مبادلات فرآوردههای نفتی و واردات نفت نیز نقش یافت. کشتیهایی که آبهای خزر را درمینوردیدند، در واقع بخشی از شبکه اقتصادی جدیدی بودند که ایران را به اقتصاد جهانی عصر صنعت پیوند میداد؛ اسناد آماری آن زمان نشاندهنده میزان اهمیت این گردش تجاری است.
اسناد و شواهد تاریخی نشان میدهند که این بندر تاریخی از اواخر قرن نوزدهم به یکی از مراکز مهم ذخیره، انتقال و توزیع فرآوردههای نفتی در شمال ایران تبدیل شده بود. مکان اسکلهها و انبارهای نفتی متعلق به شرکت نفت نوبل (برانوبل) در جزیره میانپشته بود و مدیریت بخشی از این تأسیسات و تجارت نفت را بازرگانان و نمایندگان شناختهشدهای چون خاندان «علیاف» بر عهده داشتند.

نفت و فرآوردههای نفتی پس از ورود به انزلی، علاوه بر تأمین نیازهای محلی و منطقهای، از طریق مسیر آبی انزلی–پیربازار به داخل کشور انتقال مییافت. بر اساس نقشهای تاریخی (پیوست این یادداشت)، در پیربازار، محمولههای حملشده توسط شناورها، به ایستگاههای تلمبه و تأسیسات انتقال نفت در مبارکآباد متصل میشدند و سپس از طریق خطوط لولهای که در مجاورت مسیر راهآهن پیربازار–رشت قرار داشت، به انبارهای ذخیرهسازی در رشت و مراکز مصرف منتقل میشد. این شبکه ترکیبی از کشتیرانی، ایستگاههای پمپاژ و راهآهن، در واقع نمونهای پیشرفته از زیرساختهای لجستیکی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود و نشان میدهد که بندرانزلی در آن دوران نهتنها دروازه ورود کالاهای اروپایی به ایران، بلکه یکی از هابهای اصلی گردش انرژی و تجارت نفت در جنوب دریای خزر در آن زمان نیز به شمار میآمد؛ نقشی که متأسفانه امروز چندان اثری از آن به چشم نمیخورد.

