هر روز میلیونها تصویر از زندگی، شهر، آدمها و طبیعت ثبت، ویرایش و در شبکههای اجتماعی منتشر میشود؛ تصویری که چند هزار لایک و چند میلیون بازدید میگیرد، گاهی صاحبش را به این باور میرساند که هنرمند است و آنچه تولید کرده، اثر هنری. در روزگاری که دوربین دیگر در انحصار عکاسها نیست و تقریباً هر گوشی موبایل به یک دوربین تبدیل شده، «عکاسی» بیش از همیشه دیده میشود و شاید کمتر از همیشه «عکاسی» میشود.
اما پشت این هیاهوی بیپایان تصویر، پرسشی جدی پنهان شده است: مساله فقط فضای مجازی نیست. عکاسی در گیلان با بحران آموزش، نقد، کار جمعی و حتی ساختار صنفی نیز دستوپنجه نرم میکند. در جهانی که همه میتوانند عکس بگیرند، چه کسی واقعاً عکاس است؟ عکاسی، صرفاً فشردن شاتر نیست؛ دانش، مطالعه، مشاهده، تحقیق و مواجهه با جهان میخواهد و اثر هنری زمانی شکل میگیرد که این دانش در فرآیند خلق اثر با تجربه و نگاه عکاس درهمآمیزد.
شاید نمونهای از وضعیت امروز عکاسی را بتوان در فراخوان سال ۱۴۰۵ انجمن عکاسان گیلان دید؛ جایی که حدود ۴۵۰ عکس از حدود به ۱۵۰ عکاس ارسال شد، اما به گفته هیات مدیره این انجمن، حتی ۲۰ عکس قابل قبول برای برگزاری نمایشگاه وجود نداشت. تا جایی که اگر این نمایشگاه برگزار میشد، بهنوعی آبروی عکاسی میرفت. حتی عجیبتر آنکه به گفته یکی از عکاسان مطرح تهران در میان آثار ارسالی به یکی از جشنوارههای معتبر کشور، عکاسی برای اثرش نوشته بود: «قابل توجه، این عکس 10 میلیون ویو داشته است.» گویا معیار هنر از «آنچه دیدهای و خلق کردهای» به «چقدر دیده شدهای» تغییر کرده است.
۱۹ آگوست، برابر با ۲۸ مرداد، در بسیاری از کشورهای جهان بهعنوان «روز جهانی عکاسی» گرامی داشته میشود؛ روزی که به یکی از مهمترین اختراعات بشر در قرن نوزدهم پیوند خورده است؛ اختراعی که شیوه دیدن، ثبت کردن و به خاطر سپردن جهان را برای همیشه تغییر داد
گالریهای نمایش عکس و سایر هنرهای تجسمی زمانی برای آثار چارچوب و داوری داشتند؛ امروز اما فضای مجازی بیچارچوب است و لایک و ویو و کامنت میتواند جای کیفیت را بگیرد. شاید پایان این مسیر هم روشن باشد: وقتی عکاس فضای مجازی میمیرد، چیزی که از او باقی میماند نه لزوماً اثر، بلکه این جمله است: «خدابیامرز صد هزار فالوئر داشت.» اما هنر قرار نیست با تعداد فالوئر به یاد آورده شود؛ اثر باید بماند.
از سوی دیگر به باور برخی منتقدان؛ انجمنها و نهادهای صنفی نیز در سالهای اخیر نتوانستهاند با آموزش، نقد و جذب نسل جوان، این روند را اصلاح کنند؛ حتی برخی عکاسان، تکرار ترکیب مدیریتی و داوری و غلبه سلیقههای محدود را مانعی برای ورود نگاههای تازه میدانند. از سوی دیگر اتحادیه عکاسان نیز بیشتر از آنکه با رویکردی فرهنگی و حرفهای به مسئله عکاسی نگاه کند، درگیر مسائل اقتصادی و صنفی است و نقش مؤثری در مسیر آموزش و ارتقای هنر عکاسی ایفا نمیکند.

۱۹ آگوست؛ از نخستین تصویر تا جهانِ بیپایان عکس
۱۹ آگوست، برابر با ۲۸ مرداد، در بسیاری از کشورهای جهان بهعنوان «روز جهانی عکاسی» گرامی داشته میشود؛ روزی که به یکی از مهمترین اختراعات بشر در قرن نوزدهم پیوند خورده است؛ اختراعی که شیوه دیدن، ثبت کردن و به خاطر سپردن جهان را برای همیشه تغییر داد. داستان این روز به سال ۱۸۳۹ بازمیگردد؛ زمانی که «لوئی داگر» در پاریس فرایند داگرئوتیپ را بهطور عمومی معرفی کرد و امکان ثبت تصویر بر سطحی ماندگار را در اختیار انسان قرار داد. از آن زمان تاکنون، عکاسی مسیر طولانی و پرشتابی را پشت سر گذاشته است؛ از صفحات حساس و دوربینهای ابتدایی تا نگاتیو، دوربینهای دیجیتال و امروز، دوربینهای کوچک تلفنهای همراه که تقریباً در جیب هر انسانی حضور دارند.
پیشنهاد نامگذاری ۱۹ آگوست بهعنوان روز جهانی عکاسی، نخستین بار از سوی انجمنهای عکاسی در آمریکا مطرح شد، اما شورای عکاسی بینالمللی هند در سال ۱۹۹۱ نخستین نهادی بود که این روز را بهطور رسمی جشن گرفت. از آن زمان، کشورهای بیشتری این تاریخ را در تقویم رویدادهای فرهنگی خود گنجاندهاند و هر سال دامنه برگزاری آن گستردهتر شده است.
اما عکاسی صرفاً تاریخ یک فناوری نیست. عکس، در بیش از یک قرن و نیم گذشته، به بخشی از حافظه جمعی بشر تبدیل شده است؛ از ثبت چهرهها و شهرها و لحظههای تاریخی گرفته تا روایت زندگی آدمهایی که شاید هیچگاه نامشان در کتابهای تاریخ نوشته نشود. عکس گاهی سند است، گاهی خاطره، گاهی روایت و گاهی حتی اعتراضی خاموش به آنچه در برابر چشم انسان رخ میدهد.
امروز دیگر عکاسی در انحصار عکاس و دوربین نیست. میلیاردها تصویر هر روز در جهان ثبت و منتشر میشود و شبکههای اجتماعی، فاصله میان «دیدن»، «ثبت کردن» و «دیده شدن» را به حداقل رساندهاند. تقریباً هر کسی میتواند عکسی بگیرد و در چند ثانیه آن را با جهانیان به اشتراک بگذارد. همین فراگیری، در کنار فرصتهای بیسابقه، پرسشهای تازهای نیز پیش روی عکاسی گذاشته است: آیا هر تصویر، عکس است؟ آیا ثبت یک تصویر به معنای خلق یک اثر هنری است؟ و در جهانی که همه عکاس شدهاند، مرز میان «تصویر گرفتن» و «عکاسی کردن» کجاست؟
آبروی عکاسی میرفت
افشین میرزایی، عکاس و عضو هیات مدیره انجمن عکاسان گیلان پس از لغو نمایشگاه عکاسان گیلان که با فراخوان از سوی انجمن عکاسان گیلان و گروه عکس خانه فرهنگ گیلان همراه بود، به خبرنگار مرور گفت: تقریباً هر سال در مردادماه، همزمان با ۱۹ آگوست، روز جهانی عکاسی، تلاش میکنیم به این مناسبت یک حرکت فرهنگی انجام دهیم که معمولاً به برگزاری یک نمایشگاه عکس گروهی منجر میشود. فراخوان منتشر میکنیم و عکاسان و علاقهمندان آثارشان را ارسال میکنند. سپس هیأت داوران تشکیل میشود و آثار را متناسب با ظرفیت گالری و تعداد عکسهایی که امکان نمایش دارند، داوری میکند.
این عکاس گیلانی افزود: امسال هم همین اتفاق افتاد. فراخوان دادیم و حدود ۴۵۰ عکس از حدود ۱۵۰ عکاس به دست ما رسید. اما بهجرأت میگویم نتیجه برای من بسیار دردآور بود. متأسفانه حتی ۲۰ عکس قابل قبول نداشتیم که بتوانیم آنها را روی دیوار یک نمایشگاه قرار دهیم.
وی تصریح کرد: به هر حال نام این رویداد «روز جهانی عکاسی» است و برگزارکننده و متولی آن نیز انجمن عکاسان گیلان و گروه عکس خانه فرهنگ گیلان هستند. اگر از منظر سازمانی نگاه کنیم، در عرصه عکاسی استان، بالاتر از این دو نهاد نداریم. بنابراین به ناچار تصمیم گرفتیم نمایشگاه را لغو کنیم، چون سطح آثار بسیار ضعیف بود و برگزاری آن میتوانست به اعتبار عکاسی آسیب بزند. اگر این نمایشگاه برگزار میشد، بهنوعی آبروی عکاسی میرفت.

ترکیب ثابت و تکراری مدیران و داوران مرتبط با انجمن عکاسان گیلان
یک عکاس جوان که ترجیح میدهد نامش فاش نشود، یکی دیگر از دلایل ضعف جریان عکاسی در استان را به ترکیب ثابت و تکرارشونده مدیران و داوران مرتبط با انجمن عکاسان گیلان نسبت میدهد. به گفته او، نزدیکی سلیقه میان داورانی که سالهاست در ساختار مدیریتی انجمن حضور دارند، باعث شده طیفهای متنوعتر سلیقه و نگاه عکاسانه کمتر فرصت حضور و اثرگذاری پیدا کنند.
این عکاس معتقد است وقتی ترکیب داوران و مدیران برای سالهای متوالی تغییر چندانی نمیکند، طبیعی است که یک سلیقه مشخص بهتدریج بر فضای انتخاب و ارزیابی آثار غالب شود و نگاههای متفاوت کمتر امکان دیدهشدن پیدا کنند. از نظر او، این مسئله حتی میتواند یکی از عواملی باشد که در وضعیت فعلی و لغو نمایشگاه امسال باید مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که صرفاً نمیتوان ضعف آثار را به عکاسان نسبت داد و ساختار انتخاب، آموزش و نقد آثار نیز نیازمند بررسی است.
او همچنین به حضور کمرنگ نسل جوان در ساختار مدیریتی انجمن اشاره میکند و میگوید تاکنون جوانان فرصت چندانی برای حضور در هیأتمدیره پیدا نکردهاند. به اعتقاد او، اگر قرار است انجمن نماینده طیفهای مختلف جامعه عکاسی باشد، باید امکان ورود نسل جدید، تغییر ترکیب مدیریتی و حضور سلیقههای متنوعتر فراهم شود.
عکاسی در گیلان با بحران آموزش، نقد، کار جمعی و حتی ساختار صنفی نیز دستوپنجه نرم میکند. در جهانی که همه میتوانند عکس بگیرند، چه کسی واقعاً عکاس است؟ عکاسی، صرفاً فشردن شاتر نیست؛ دانش، مطالعه، مشاهده، تحقیق و مواجهه با جهان میخواهد و اثر هنری زمانی شکل میگیرد که این دانش در فرآیند خلق اثر با تجربه و نگاه عکاس درهمآمیزد
هنر در درجه اول دانش و آگاهی است
افشین میرزایی، عضو هیات مدیره انجمن عکاسان گیلان گفت: در اساسنامه انجمن، «ارتقای هنر عکاسی» بهعنوان یکی از اهداف اصلی تعریف شده است. تلاش ما همواره این بوده که هر کاری که به این هدف کمک میکند، انجام دهیم. البته ممکن است در این مسیر ضعفهایی داشته باشیم که قطعاً داشتهایم و اشتباهاتی مرتکب شده باشیم. با وجود اینکه عکاسی و هنر در بسیاری از مواقع امری فردی تلقی میشود، من بهشدت معتقدم که کار تیمی در کشور و جامعه ما باید بیشتر شود. ما در کار گروهی و داشتن روحیه تیمی ضعف داریم، چون آن را یاد نگرفتهایم.
مدیر گروه عکس خانه فرهنگ گیلان در رابطه با ضعف نهاد انجمن عکاسان توضیح داد: بخش بزرگی از ضعفهای انجمن، بهخصوص در سالهای اخیر، ریشه در مشکلات اقتصادی و اجتماعی دارد. از سال ۱۳۹۸ و با آغاز شرایط کرونا، ناچار شدیم تا حد زیادی به حاشیه برویم. بسیاری از کارها انجام نشد و برنامههایی که داشتیم، به دلیل شرایط کرونا و بعد هم مشکلات اقتصادی، عملاً متوقف شد. در گذشته اصلاً به هزینهها فکر نمیکردیم. بسیاری از برنامهها را خودمان برگزار میکردیم و هزینههایش را شخصاً پرداخت میکردیم. آن زمان اساساً این هزینهها برای ما مسئلهای نبود. اما امروز، با توجه به شرایط اقتصادی، انجام بسیاری از این فعالیتها دیگر بهسادگی ممکن نیست.
عکاسی گیلان و مسئله جزیرههای جدا از هم
یک عکاس گیلانی که سالهاست خارج از استان زندگی میکند، بخشی از مشکلات امروز عکاسی گیلان را نه فقط در ضعف آموزشی، بلکه در ساختار صنفی و مناسبات میان عکاسان میداند. به باور او، حتی برخی از عکاسان شناختهشده استان که سابقه کسب عنوان در جشنوارهها و برگزاری نمایشگاه دارند، تمایل چندانی به شکلگیری یک جریان جمعی و منسجم ندارند.
او معتقد است عکاسی در گیلان و حتی در برخی دیگر از استانها، گرفتار نوعی «جزیرهای کار کردن» شده است؛ هر گروه یا فرد مسیر خود را میرود و گاهی موازیکاریهایی شکل میگیرد که نهتنها به ارتقای عکاسی کمک نمیکند، بلکه انرژی و ظرفیتهای موجود را پراکنده میکند. از نگاه او، رقابت نیز در بسیاری از موارد رقابتی حرفهای و سازنده نیست و همین مسئله مانع شکلگیری یک جامعه عکاسی پویا میشود.
این عکاس همچنین انتقادهایی را متوجه ساختار مدیریتی انجمن عکاسان گیلان میداند. به گفته او، بخشی از عکاسان احساس میکنند ترکیب هیأتمدیره برای مدت طولانی تغییر نمیکند و فرصت کافی برای حضور و نقشآفرینی نسل جوان فراهم نمیشود.
او معتقد است همین مسئله باعث شده برخی عکاسان تمایلی به عضویت در انجمن نداشته باشند و فاصله میان بدنه عکاسان و نهاد صنفی بیشتر شود. از سوی دیگر، او درباره اتحادیه عکاسان نیز نگاه انتقادی دارد و معتقد است این نهاد بیشتر از آنکه با رویکردی فرهنگی و حرفهای به مسئله عکاسی نگاه کند، درگیر مسائل اقتصادی و صنفی است و نقش مؤثری در مسیر ارتقای هنر عکاسی ایفا نمیکند.
با این حال، شاید مسئله اصلی همینجا باشد: اگر قرار است عکاسی از وضعیت فعلی خود فاصله بگیرد، آیا نهادهای صنفی، انجمنها، عکاسان باسابقه و نسل جوان میتوانند از جزیرههای شخصی خود بیرون بیایند و یک جریان جمعی برای آموزش، نقد، گفتوگو و ارتقای این هنر شکل دهند؟ یا قرار است هرکدام همچنان در قاب خود بمانند و دیگری را از قاب بیرون نگه دارند؟

عدم حمایت اداره ارشاد از انجمن عکاسان
الوند رضازاده، رئیس هیأتمدیره انجمن عکاسان در واکنش به انتقادهایی درباره ثابت بودن اعضای هیأتمدیره انجمن گفت: ممکن است من در طول این سالها عضو ثابت هیأتمدیره بوده باشم، اما هیأتمدیره انجمن همیشه ثابت نبوده و ترکیب آن براساس رأی اعضا تغییر کرده است. برخی افراد در دورههای مختلف رأی آوردهاند و در هیأتمدیره حضور داشتهاند. اعضای هیأتمدیره نیز براساس اساسنامه و از طریق رأی اعضای انجمن انتخاب میشوند.
رضازاده درباره وضعیت حقوقی انجمن نیز توضیح داد: «انجمن ما از سال ۱۳۹۸ تحت نظارت تشکلهای وزارت کشور قرار گرفته و فرآیندهای اداری مربوط به آن طی شده است. اساسنامه انجمن در وزارت کشور به ثبت رسیده و در استانداری نیز مورد پایش قرار گرفته است.
رئیس هیأتمدیره انجمن عکاسان، در مورد تأثیر فضای مجازی بر گسترش عکاسی گفت: «انتشار عکس در فضای مجازی را میتوان یک حُسن و اتفاق مثبت دانست، چرا که باعث عمومیتر شدن عکاسی شده است. در گذشته و در دوران عکاسی آنالوگ، ورود به این حوزه دشوارتر بود و افراد برای یادگیری عکاسی ناچار بودند دورههای آموزشی بگذرانند. تهیه دوربین عکاسی آنالوگ نیز بسیار سختتر از امروز بود. اما اکنون حتی با یک تلفن همراه معمولی میتوان عکس گرفت، بدون آنکه فرد الزاماً دانش تخصصی درباره هنر عکاسی داشته باشد.
رضازاده همچنین با انتقاد از وضعیت حمایتهای اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی از فعالیتهای تخصصی عکاسی در گیلان اظهار کرد: یکی از مشکلات ما نبود حمایت کافی از سوی اداره ارشاد است. وضعیت گالریها در رشت و حتی دیگر شهرهای استان نیز مطلوب نیست. بهعنوان مثال، کیفیت برخی گالریهای رشت حتی در مقایسه با شهری کوچکتر مانند تاکستان پایینتر است.
به گفته او، حمایت از انجمن برای برگزاری نشستها و برنامههای تخصصی عکاسی نیز بسیار محدود شده است. رضازاده میگوید: در گذشته تقریباً هر ماه جلسات عکاسی برگزار میکردیم؛ از پخش فیلم گرفته تا نقد و بررسی آثار و نشستهای تخصصی. اما از سال ۱۳۹۸ به بعد، به دلیل دریافت هزینه از سوی اداره ارشاد برای در اختیار گذاشتن سالن و همچنین مسائل اقتصادی، این روند بهتدریج کمرنگ شد.
یکی از مشکلات نبود حمایت کافی از سوی اداره ارشاد است. وضعیت گالریها در رشت و حتی دیگر شهرهای استان نیز مطلوب نیست. بهعنوان مثال، کیفیت برخی گالریهای رشت حتی در مقایسه با شهری کوچکتر مانند تاکستان پایینتر است
آموزش؛ حلقه مفقود عکاسی امروز
آتنا آرش، داور فراخوان نمایشگاه گروهی انجمن و مدرس دانشگاه در رابطه با نمایشگاه عکس عکاسان گیلان و کیفیت ضعیف عکسها اظهار کرد: این مسئله فقط مختص ایران نیست و در بسیاری از نقاط جهان اتفاق افتاده است. هنوز افرادی هستند که واقعاً به عکاسی علاقه دارند و میخواهند آن را جدی دنبال کنند، اما فضای مجازی و ورود هوش مصنوعی، نگاه ما به تصویر را تغییر داده است.
وی افزود: به نظر من، هجوم فرهنگی و گسترش اینترنت و فضای مجازی مشکلاتی را برای عکاسی ایجاد کرده است. امروز هر کسی که گوشی یا دوربین در اختیار دارد، باید حداقل یک آموزش مقدماتی عکاسی دیده باشد؛ اما متأسفانه کمتر کسی به این مسئله توجه میکند. فرد گوشی را برمیدارد و بدون اینکه بداند چگونه باید ببیند، کادر ببندد یا سوژه را انتخاب کند، شروع به عکاسی میکند.
آرش در ادامه یادآور شد: مشکلی که این بار در فراخوان انجمن با آن مواجه شدیم، فقط به کیفیت آثار محدود نبود؛ از نظر کمیت نیز با کاهش قابل توجهی روبهرو بودیم. تعداد عکسهای قابل دفاع پایین بود و آثار ارسالی حتی از نظر ابتداییترین مسائل عکاسی، از جمله کادربندی، در مواردی ضعف جدی داشتند. در مجموع، آثار بازخورد و اثرگذاری لازم را نداشتند.
مدرس عکاسی و عضو هیات مدیره انجمن تصریح کرد: ما در سالهای گذشته جلسات مختلفی برگزار میکردیم؛ از جلسات نقد و بررسی عکس گرفته تا نمایش فیلمهای مرتبط با عکاسی، کارگاههای آموزشی و نشستهای تخصصی. این جلسات فرصتی بود تا عکاسان آثارشان را ارائه کنند، درباره آنها صحبت شود و نقاط ضعف و قوتشان مورد نقد قرار بگیرد. متأسفانه از زمانی که نتوانستیم مکان مناسبی برای برگزاری این برنامهها پیدا کنیم و سالن در اختیار داشته باشیم، این جلسات متوقف شد. البته در حال تلاش هستیم که دوباره امکان برگزاری آنها را فراهم کنیم.
این عکاس گیلانی در پایان خاطر نشان کرد: راهکار من این است که دوباره مردم را با خودِ عکاسی آشنا کنیم؛ با دیدن عکس، فیلم و گفتوگو درباره تصویر. اگر امکانش فراهم شود و مردم نیز استقبال کنند، میتوان برنامههای آموزشی رایگان برگزار کرد؛ برنامههایی که حتی برای مخاطب عمومی طراحی شده باشند.
با این تفاسیر نمیتوان زوال عکاسی را فقط به گردن فضای مجازی انداخت؛ بخشی از این مسئولیت متوجه نهادهایی است که قرار بوده چراغ نقد، آموزش و ارتقای این هنر را روشن نگه دارند. انجمن عکاسان گیلان و گروه عکس خانه فرهنگ گیلان در کنار همه محدودیتها و مشکلات اقتصادی و اجتماعی، باید بیش از برگزاری نمایشگاه و انتشار فراخوان، به آموزش، نقد عکس، گفتوگو و تربیت نگاه عکاسانه بازگردند. از سوی دیگر، پراکندگی جریان عکاسی و موازیکاری و بیمیلی بخشی از عکاسان به همکاری با نهادهای صنفی، خود به مسئلهای دیگر تبدیل شده است؛ هرکس جزیرهای برای خود ساخته و کمتر حاضر است در یک جریان جمعی برای ارتقای این هنر مشارکت کند.