وقتی غیرمتخصصین به بلندمرتبه‌سازی ورود می‌کنند؛

نگاه سوداگرانه در ساخت‌وساز

0 ۱۰

از دیدگاه ریسک زلزله، احداث ساختمان بلندمرتبه در مناطق ساحلی و جلگه‌ای، بدلیل اثر امواج پریود بلند حتی برای زلزله‌های دور نیز مخاطره‌آمیز است. تجربه زلزله‌های مکزیو، نپال و ونزوئلا کافیست که به درستی این سخن پی ببریم. صرفنظر از اینکه هرگونه تلاش برای جمعیت پذیری و مهاجرپذیری بیشتر در نوار محدود سرسبز شمالی اشتباه است، اثر خاک نرم و امواج پریود بلند زلزله‌های حتی دور نیز ریسک لرزه‌ای را در این خطه بمراتب بالا می‌برد.

 

تجربه زلزله‌های بزرگ جهان نشان می‌دهد که اثر زلزله‌های دور در مناطق ساحلی و جلگه‌ای با خاک‌های نرم و سطح ایستابی بالا می‌تواند بر ساختمان‌های بلند مرتبه تاثیر شگرفی بگذارد.

 

این واقعیت از زلزله مکزیکو، زلزله میکاتای ژاپن و چندین زلزله‌ مهم دیگر دهه‌های گذشته‌ی کره‌زمین به اثبات رسیده است. در سال‌های اخیر زلزله‌ رخ داده در نپال که باعث تخریب یک ساختمان بلند مرتبه در بانکوک تایلند شد و همینطور زمین لرزه‌ی اخیر ونزوئلا که در فاصله ۱۸۵ کیلومتری در کاراکاس منجر به تخریب ساختمان‌های بلندمرتبه واقع در سواحل جنوبی دریای کارائیب شد، بیانگر این است که باید در امر ساخت و ساز ساختمان‌های بلندمرتبه بر روی ساختگاه‌ها و پی‌های نرم، ریزدانه و با سطح ایستابی بالا و بطور کلی خاک نرم تا حد امکان اجتناب ورزید.

 

تجربه زلزله‌های بزرگ جهان نشان می‌دهد که اثر زلزله‌های دور، در مناطق ساحلی و جلگه‌ای با خاک‌های نرم و سطح ایستابی بالا می‌تواند بر ساختمان‌های بلند مرتبه تاثیر شگرفی بگذارد

 

موضوع ساختمان‌های بلندمرتبه علاوه بر افزایش جمعیت‌پذیری شهری، در مناطقی که از نظر زیست محیطی باید خیلی مراقب شد زیرا اگر بیش از توان اکولوژیکی منطقه بارگزاری جمعیت و به تبع آن نیاز‌های آبی و غذایی و مسایل مربوط به فاضلاب و آلودگی‌های ممتد و ترافیک و غیره را بر ما تحمیل می‌کند واقعا یک موضوع بسیار حایز اهمیتی است. تجربیات جهانی گوشزد می‌کند که باید بسیار محتاطانه در این زمینه عمل کرد.

 

مسایل شهرسازی، معماری، منظر شهری و موارد دیگری که متخصصین این رشته ها باید اظهار نظر کنند یک بحث دیگر است اما از دیدگاه خطر لرزه‌ای واقعیت این است که با افزایش فاصله از محل مرکز زلزله به طور عموم انرژی لرزه‌ای کاهش پیدا می‌کند و میرا می‌شود، مانند اینکه در فواصل چند صد کیلومتری زلزله‌ای رخ دهد و افراد ساکن در یک فاصله دور اصلا این زلزله را احساس نمی‌کنند، احساس زلزله معمولا با ارتعاشات تند و سریع ممکن است.

 

اما در سوی دیگر قضیه یک بحث مهندسی زلزله و زلزله شناسی مهندسی حاکم است و آن در واقع غلبه‌ی امواج پریود بلند یا با فرکانس خیلی پایین در ساختگاه‌های نرم دور دست است که اگر در چنین ساختگاه‌هایی ساختمان‌های بلندمرتبه احداث شود این امواج با ارتعاش پایین و ملایم به تکان این ساختمان های بلندمرتبه منجر می‌شود.

درحالی که ساختمان‌های یک و دو طبقه اصلا این زلزله را احساس نمی‌کنند مانند یک ستون بلند که وقتی نوسانی را به پایه این ستون فلزی بلند تحمیل می‌کنید انتهای این ستون فلزی دامنه جابجایی بیشتری خواهد داشت و در اثر این جابجایی‌ها و تغییر شکل‌ها در واقع سازه‌های بلند مرتبه تخریب می‌شوند در حالی که آن ساختمان‌های کوتاه اصلا اثری را نمی‌گیرند.

 

ما چنین تجربه‌ای را در زلزله‌ کرمانشاه در اسلام آباد غرب مشاهده کردیم. در شهر اسلام آباد غرب که فاصله زیادی از کانون مرکز زلزله‌ کرمانشاه داشت بیمارستان چندطبقه که البته خیلی هم بلند مرتبه محسوب نمی‌شد ولی نسبت به ساختمان‌های مجاور مانند ساختمان‌های خشت و گلی یک طبقه ارتفاع بیشتری داشت، همین بیمارستانی که از تاریخ تحویل بیش از شش ماه نگذشته بود دچار تخریب شد در حالی که این ساختمان با اسکلت بتنی مهندسی ساز است آن هم بیمارستان که باید با ضریب ایمنی بالایی ساخته شود آسیب می‌بیند و تخلیه می‌شود. درحالی که مجاور این ساختمان بیمارستان ساختمان‌های مسکونی یک طبقه خشت و گلی کاملا سالم ماندند.

 

طرح‌های بلندمرتبه‌سازی، به‌دلیل تمرکز بالای جمعیتی، فی‌نفسه در کشوری لرزه‌خیز مانند ایران نگران‌کننده است. به عبارت دیگر، آسیب‌پذیری بیشتر المان‌ها و افراد در برابر خطرات لرزه‌ای، یکی از ویژگی‌های ذاتی ساختمان‌های بلندمرتبه محسوب می‌شود

 

اینها واقعیات رخ داده است و همگی بر این حقیت صحه می‌گذارند که ما باید در ساخت و ساز ساختمان‌های بلند مرتبه در مناطق ساحلی و جلگه‌ای خیلی با احتیاط عمل کنیم و تا حد امکان ممنوعیت ساخت و ساز باید وجود داشته باشد و در صورت الزام باید ضوابط ویژه بخصوص در مورد زلزله‌های دور و اثر ارتعاشات با فرکانس پایین و پریود بلند را حتما در نظر بگیریم، معمولا در عمل برای این ارتعاش زلزله‌های دور کاری نمی‌توان کرد و ساختمان مرتفع با جابجایی بیشتر خیلی تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

این امر با توجه به صحبت‌هایی که در زمینه صدور مجوز برای ساختمان‌های بلندمرتبه می‌شود باید به طور جدی مد نظر قرار گرفته شود.

 

طرح‌های بلندمرتبه‌سازی، به‌دلیل تمرکز بالای جمعیتی، فی‌نفسه در کشوری لرزه‌خیز مانند ایران نگران‌کننده است. به عبارت دیگر، آسیب‌پذیری بیشتر المان‌ها و افراد در برابر خطرات لرزه‌ای، یکی از ویژگی‌های ذاتی ساختمان‌های بلندمرتبه محسوب می‌شود.

ونزوئلا

حادثه آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو را فراموش نکرده‌ایم؛ اگرچه ارتفاع آن ساختمان آن‌چنان زیاد نبود، اما به بحرانی بزرگ برای کل شهر تبدیل شد؛ این دقیقا بیانگر ویژگیِ بحران‌زای ساختمان‌های بلندمرتبه است.

 

بنابراین با این فرض که چنین ساختمان‌هایی درصورت احداث باید از تمهیدات و ملاحظات مهندسیِ دقیق برخوردار باشند، متاسفانه دو عاملِ «نگاه سوداگرانه در ساخت‌وساز» و «ورود عوامل غیرمتخصص به این حوزه»، نگرانی‌ها را دوچندان کرده است. در چنین شرایطی، اگر حادثه‌ای نظیر زلزله اخیر ونزوئلا رخ دهد، عمق فاجعه و خسارت‌بار بودن آن می‌تواند بسیار بحران‌زا باشد.»

 

در سوی دیگر می‌شود؛ با توجه به روند ویلاسازی‌ها و مهاجرت‌ها به گیلان، جمعیت‌پذیری بالای شهرهای این استان، نیاز آبی بیشتر شده و برداشت آب از سفره آب‌های زیرزمینی استان فزونی پیدا کند. اما به نظر می‌رسد که با توجه به نزولات جوی که فعلا در این استان وجود دارد به‌غیر از پهنه‌های محدود در مناطق کلی این استان، خطر فرونشست آن‌چنان که ما در سایر استان‌های دیگر داریم چندان تهدید اصلی تلقی نشود. این استنباطی است که با توجه به تجربه چندین و چندساله عرض می‌کنم.

 

ما در همین زلزله سال ۱۳۶۹ رودبار نیز در گیلان تجربه خسارت ساختمان‌های بلند را داشتیم، چندان دور نیست. من خودم آن زمان گزارش می‌نوشتم، بازدید کردم، بازدیدهای نواحی مختلفی که تعجب‌آور بود با این فاصله چطور ممکن است این ساختمان‌ها فرو بریزند

 

اما نکته مهمی که وجود دارد و نگران‌کننده است، بالا بودن سطح آب زیرزمینی و اثر خاک نرم و احداث ساختمان‌های بلندمرتبه است. واقعا یک مساله بسیار مهمی می‌باشد. من چندین پست گذاشته‌ام؛ تجربه زلزله ونزویلا، تجربه زلزله نپال در تایلند در بانکوک، تجربه زلزله مکزیک، تجربه زلزله‌های ژاپن که حتی زلزله‌های دور، بر اثر آن تقویت در واقع غلبه پریود بلندها روی خاک نرم در فواصل دور، ساختمان‌های بلندمرتبه را به‌شدت تکان می‌دهند جابه‌جا می‌کنند و تشدید پیدا می‌کند، پدیده تشدید در آن‌ها به‌وجود می‌آورد.

 

این موضوع برای استان گیلان بسیار، بسیار حیاتی است. ما در همین زلزله سال ۱۳۶۹ رودبار نیز در گیلان تجربه خسارت ساختمان‌های بلند را داشتیم، چندان دور نیست. من خودم آن زمان گزارش می‌نوشتم، بازدید کردم، بازدیدهای نواحی مختلفی که تعجب‌آور بود با این فاصله چطور ممکن است این ساختمان‌ها فرو بریزند. و واقعا این اثر زلزله‌های دور روی ساختمان‌های بلندمرتبه در خاک‌های نرم بسیار، بسیار جای تامل دارد، بسیار جای نگران‌کننده‌ای دارد.

علاوه بر مسایل شهرسازی مثل افزایش پتانسیل جمعیت‌پذیری، تراکم بالای جمعیت، مساله محیط‌زیستی، زباله‌ها، مسایل مختلف ترافیکی و غیره که واقعا خطه سرسبز گیلان را باید محافظت کنیم از این اندرکنش انسان و تراکم جمعیت بالا با طبیعت، خود این ساخت‌وسازهای بلندمرتبه تهدید بزرگی هست.

 

تجربه نشان داده که هرچقدر هم در حرف، هرچقدر هم روی کاغذ از نظر ضوابط و مقررات سخت‌گیرانه صحبت کنیم، اما آن چیزی که در عمل اتفاق می‌افتد این است که کاستی‌ها به‌طور ذاتی وجود خواهد داشت و حتی زلزله‌های دور هم می‌توانند چنین ساختمان‌هایی را تحت تاثیر قرار بدهند.

 

این صرفا یک حرف نیست. در فواصل بالای ۱۵۰ کیلومتری در همین زلزله ونزویلا که چند هفته پیش رخ داد، دیدیم در فاصله ۱۸۵ کیلومتری در خود شهر کاراکاس که از کانون زلزله ۱۸۵ کیلومتر فاصله داشت، ساختمان‌های بلندمرتبه چطور واژگون شدند و خسارت‌بار بودند.

 

در ارتعاش لانگ‌پریودها، پریود بلندها در خاک‌های نرم در زلزله‌های دور روی ساختمان‌های بلندمرتبه واقعا یک مساله بسیار مهمی است و عملا درچنین مواقعی تجربه نشان داده که ساختمان‌ها، پایداری ساختگاه و موارد مختلف دیگر دست‌ در دست هم می‌دهند و بحران‌زا می‌شوند

 

این نکات واقعا برای گیلان، شهر رشت و به‌ویژه در خطوط ساحلی این خطه‌ حایز اهمیت است. واقعا ما به‌عنوان یک کارشناس نگران توسعه ساخت‌وسازهای بلندمرتبه روی خاک‌های نرم، در جلگه‌های گیلان در خطوط ساحلی، حالا با نگاهی که معمولا در پشت همه این‌ها سوداگری نهانی نیز نهفته است، جا دارد که کارشناسان، مهندسین، مدیران خیلی روی این نکته حساس و جدی باشند. تا حد امکان باید ممنوعیت ساخت‌وساز ساختمان‌های بلندمرتبه روی خاک‌های نرم در خطوط ساحلی، جلگه‌ای و به‌ویژه استان‌های گیلان و مازندران را ما باید الزام‌آور تلقی کنیم.»

 

دانش مهندسی ایران دانش سطح بالایی است. ساخت و ساز ایمن، ساختمان‌های بلندمرتبه ایمن قابل ساخت هستند. اما نکته‌ای که در این میان به تجربه مشاهده می‌کنیم فدا می‌شود، آن نگاه‌های سوداگرانه‌ای هست که افراد را به ساخت و ساز ساختمان‌های بلندمرتبه روی خاک‌های نرم ترغیب می‌کند.

 

اینجا دیگرساختمان، فروریزش ساختمان، طراحی ساختمان مساله نیست. اینجا کل ستون ساختمان، یعنی اگر ساختمان بلندمرتبه را حتی اگر به عنوان یک تک‌ستون هم فرض کنیم، این به ارتعاش در خواهد آمد و از زلزله‌های دور نیز متاثر خواهد بود و مصالح و نوع ساخت و ساز و مواردی که در ساخت و سازها هست امکان تحمل جابجایی‌های بیش از حد را ندارند. در حالی که در زلزله‌های دور این جابجایی‌های بزرگ در ذات این زمین‌لرزه‌ها است.

در ارتعاش لانگ‌پریودها، پریود بلندها در خاک‌های نرم در زلزله‌های دور روی ساختمان‌های بلندمرتبه واقعا یک مساله بسیار مهمی است و عملا درچنین مواقعی تجربه نشان داده که ساختمان‌ها، پایداری ساختگاه و موارد مختلف دیگر دست‌ در دست هم می‌دهند و بحران‌زا می‌شوند.

 

این نکته‌ای هست که به صورت جمع‌بندی و خلاصه اگر بخواهیم صحبت کنیم این است که واقعا باید ممنوع باشد ساخت ساختمان‌های بلندمرتبه در مناطق ساحلی در مناطق خاک‌های نرم و به‌ویژه در استان‌های شمالی کشور. این از هر نظر بخواهیم فکر کنیم این ممنوعیت یک ضرورت است و واقعا نباید بدون حساب فقط یک مورد مثلا رونق اقتصادی و رونق ساخت و ساز را ببینیم، بعد خدای ناکرده فردای آن روز اگر حادثه لرزه‌ای رخ بدهد، آن‌وقت بگوییم که وای ما چرا این کارها را کردیم.

 

ما وظیفه داریم که به عنوان یک نگاه آینده‌نگر و دورنگر این خطرات را هشدار بدهیم و با واقعا هم تجربیات زلزله‌های دنیا این را نشان داده که از خطراتی که ساخت و ساز بلندمرتبه در روی خاک‌های نرم در سواحل و جلگه‌ها و به‌ویژه استان‌های شمالی کشور به عنوان یک موقعیت مکانی ویژه، نباید غافل شویم.

این خطر به‌طور بالقوه وجود دارد و رویکرد مهم این است که واقعا از ساخت چنین ساختمان‌های بلندمرتبه‌ای خودداری شود.

 

 

* عضو هیات علمی و مدیر بخش زلزله و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی،
مشاور رییس سازمان محیط زیست در حوزه فرونشست زمین و آب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.