گیلان زمین در واپسین روزهای بهار 1405 شاعری را از دست داد که شعر برایش شیوهای برای زیستن بود. استاد محمد فارسی ، شاعری که طبیعت، عشق، جامعه، مردم و گیلان را در واژههایش روایت میکرد و با نوآوری در زبان شعر گیلکی، راهی تازه پیش روی شاعران پس از خود گشود.
خانهی فرهنگ گیلان در چهلمین روز درگذشت این شاعر گرانقدر طی آیینی با حضور شاعران، نویسندگان، پژوهشگران و دوستداران فرهنگ و ادب گیلان ضمن گرامیداشت این شاعر به بازخوانی میراث ادبی او پرداخت.
سخنرانان با واکاوی ویژگیهای شعری محمد فارسی، او را از مهمترین نوآوران شعر گیلکی معرفی کردند.
به باور آنان، شعر گیلکی استاد فارسی، بهویژه غزلهایش، آمیزهای از موسیقی کلام، تصویرسازی، طبیعتگرایی و زبان بومی است؛ آثاری که جغرافیا، اقلیم و فرهنگ گیلان در تار و پود آن تنیده شده است.
از نگاه منتقدان، طبیعت در شعر فارسی تنها یک مضمون نیست، بلکه بخشی از جهانبینی اوست. صدها واژه مرتبط با طبیعت، جنگل، باران، رودخانه و زیستبوم گیلان در آثارش دیده میشود و همین ویژگی، شعر او را به سندی ادبی از فرهنگ این زیست بوم تبدیل کرده است.
هنرمند بخشی از حافظه فرهنگی جامعه است
هوشنگ عباسی در این مراسم گفت: شاعر و نویسنده خون خود را در کلام جاری میکند و با مرگ هر شاعر و نویسنده، گویی بخشی از حافظه فرهنگی جامعه از میان میرود.
امروز نیز در روزگاری سخت زندگی میکنیم؛ روزگاری که هنر و هنرمند یا به حاشیه رانده میشوند یا در سکوت و رنج، فرسوده و دقمرگ.
او با بیان اینکه شعر کلیدواژه زندگی محمد فارسی بود افزود: فارسی با شعر زندگی کرد، معلم بود و زیستن را با واژهها معنا میکرد.
گیلکی استاد فارسی، بهویژه غزلهایش، آمیزهای از موسیقی کلام، تصویرسازی، طبیعتگرایی و زبان بومی است؛ آثاری که جغرافیا، اقلیم و فرهنگ گیلان در تار و پود آن تنیده شده است
این پژوهشگر شخصیت محمد فارسی را « اجتماعی، مردمی،منتقد، بیتاب، کتابخوان و در عین حال عاطفی و عاشق توصیف و یادآوری کرد: فارسی در مقطعی به فعالیتهای نمایشی و تئاتر نیز پرداخت و ترانهسرایی را هم تجربه کرد، اما بیش از هر چیز شاعری نوسرا و طبیعتگرا بود که به دو زبان فارسی و گیلکی و در قالبهای گوناگون شعر سرود.
وی با اشاره به همکاری فارسی با نشریات معتبر گیلان، از جمله دامون و گیلهوا، اظهار کرد: او عضو بسیاری از انجمنهای فرهنگی و هنری گیلان بود و آثارش بارها در محافل ادبی خوانده شده است.
وی درباره ویژگیهای شعری محمد فارسی گفت: اوج شاعری او را باید در غزلهای گیلکیاش جستوجو کرد؛ غزلهایی سرشار از حلاوت، موسیقی و خواندنی که جغرافیا، طبیعت و اقلیم گیلان در آنها جاری است.
وی افزود: محمد فارسی شاعری طبیعتگرا بود؛ طبیعت در شعر و زندگی او در هم تنیده بود و صدها واژه و تصویر برگرفته از طبیعت و اقلیم گیلان در آثارش دیده میشود.

به گفته عباسی، هرچند بیشتر اشعار محمد فارسی عاشقانه، نمادین و آکنده از صور خیال است، اما آثار اجتماعی ارزشمندی نیز از او به جا مانده است؛ از جمله شعرهایی درباره زلزله رودبار، نهضت جنگل و میرزا کوچکخان.
این پژوهشگر ادبی، موسیقی کلام را از مهمترین ویژگیهای شعر فارسی عنوان و تصریح کرد: او همواره موجزترین، شیرینترین و خوشآهنگترین قالبهای شعری را برمیگزید. وزنهای گوشنواز، زبان روان و لطیف و موسیقی درونی از شاخصههای برجسته آثار اوست.
عباسی ادامه داد: شور عشق، تنهایی، درد فراق و حسانگیزی، از درونمایههای اصلی شعر محمد فارسی است. او همچنین با بهرهگیری فراوان از حسآمیزی، تخیل و صور خیال، تصاویر عینی را به تصویرهای ذهنی و شاعرانه تبدیل میکرد.
از نگاه منتقدان، طبیعت در شعر فارسی تنها یک مضمون نیست، بلکه بخشی از جهانبینی اوست. صدها واژه مرتبط با طبیعت، جنگل، باران، رودخانه و زیستبوم گیلان در آثارش دیده میشود و همین ویژگی، شعر او را به سندی ادبی از فرهنگ این زیست بوم تبدیل کرده است
وی یکی دیگر از ویژگیهای برجسته شعر محمد فارسی را نوآوری زبانی دانست و گفت: او بسیاری از اصطلاحات و ترکیبهای تازه را وارد شعر کرد؛ ترکیبهایی که بعدها در زبان ماندگار شدند.
به گفته وی یکی از ویژگیهای شاعران بزرگ، گسترش ظرفیت زبان است و محمد فارسی نیز با آفرینش ترکیبهای نو، به غنای زبان فارسی و گیلکی افزود.
عباسی در پایان با اشاره به دقت محمد فارسی در انتخاب واژهها گفت: همنشینی و جانشینی کلمات در شعر او چنان هنرمندانه است که گویی واژهها در کنار هم میرقصند؛ همین ویژگی به شعر او لطافت، موسیقی و ماندگاری بخشیده است.

بانی نوآوری در شعر گیلکی
عباس گلستانی، شاعر و پژوهشگر ادبی، نیز در این آیین با اشاره به نوآوریهای محمد فارسی در شعر گیلکی گفت: در شعر او، همنشینی و جانشینی واژهها چنان هنرمندانه است که از دل آنها استعارههای مفهومی شکل میگیرد و به شعر عمق و چندلایگی میبخشد.
وی افزود: محمد فارسی اغلب به مسائل به صورت مستقیم نمیپردازد، بلکه با بهرهگیری از نشانهها و لایههای معنایی، مخاطب را به کشف مقصود شاعر هدایت میکند. همین ویژگی، شعر او را به اثری تأویلپذیر و ماندگار تبدیل کرده است.
گلستانی، نوآوری در شعر گیلکی را مهمترین دستاورد این شاعر فقید دانست و اظهار کرد: به اعتقاد من، زندهیاد محمد فارسی را باید از پیشگامان نوآوری در شعر گیلکی به شمار آورد. آشناییزدایی، که از مهمترین مؤلفههای شعر مدرن است، در آثار او حضوری پررنگ دارد و او با نگاهی تازه به زبان و تصویر، تجربهای متفاوت در شعر گیلکی رقم زده است.
وی با بیان اینکه شعر مدرن ماهیتی انتقادی و معترض دارد، گفت: استعارههای مفهومی در آثار محمد فارسی، بهویژه در حوزه احساس و عاطفه، نقش برجستهای ایفا میکنند و به شعر او لایههای معنایی متعددی میبخشند.
پیرنهاد: محمد فارسی از بدعتگذاران شعر گیلکی است. یکی از مهمترین نوآوریهای او خلق قالب «هَساشعر» بود؛ شعرهای کوتاهی که بدون تکیه بر وزن عروضی، افق تازهای را در شعر گیلکی گشود
این پژوهشگر ادبی با اشاره به دو مجموعه «شوروم بیگیفته جنگلان» و «مرا دوخانده عشق» افزود: شاعر در این آثار، با اشارههای مستقیم و غیرمستقیم، هم به مسائل اجتماعی میپردازد و هم به عشق؛ موضوعاتی که در بستری شاعرانه و نمادین بازآفرینی شدهاند.
گلستانی با تأکید بر اینکه کار شاعر بازنمایی واقعیت است، نه روایت صرف آن اظهار کرد: اگر شعر تنها بازگویی عین واقعیت باشد، دیگر از مرز تاریخنگاری فراتر نمیرود. هنر محمد فارسی در این بود که واقعیت را در قالبی شاعرانه و خلاقانه بازآفرینی میکرد.
وی همچنین به یکی دیگر از ویژگیهای شعر محمد فارسی اشاره و خاطرنشان کرد: او حتی واژههای تکراری و روزمره را با چینش و ترکیب تازه، جانی دوباره میبخشید و آنها را به عناصری شاعرانه و اثرگذار تبدیل میکرد.

شاعری که به شعر گیلکی افقی تازه بخشید
ابراهیم پیرنهاد شاعر و منتقد ادبی نیز در این آیین با بیان اینکه رسالت شاعر، بازنمایی جهان و واقعیتهای آن است، افزود: محمد فارسی در شعرهای خود عشق، طبیعت، سیاست و مسائل اجتماعی را با نگاهی شاعرانه در هم میآمیخت و با بهرهگیری از ادبیات عامه، به آفرینش تصاویر و مضامین تازه دست مییافت.
پیرنهاد، محمد فارسی را از بدعتگذاران شعر گیلکی عنوان و اظهار کرد: یکی از مهمترین نوآوریهای او خلق قالب «هَساشعر» بود؛ شعرهای کوتاهی که بدون تکیه بر وزن عروضی، افق تازهای را در شعر گیلکی گشود.
وی در ادامه با اشاره به شعر «خروس» از محمد فارسی، بخشهایی از آن را قرائت کرد و گفت: در این شعر، شاعر با تصویرسازیهای بدیع، طلوع صبح و پایان شب را در قالبی سمبلیک شاعرانه و تأثیرگذار به تصویر میکشد.
پیرنهاد همچنین با خواندن بخشی دیگر از اشعار محمد فارسی، نگاه انسانی و اعتراضی این شاعر را یادآور شد.
وی در پایان تأکید کرد: به باور من محمد فارسی از نظر شاعرانگی و قدرت آفرینش ادبی، در شعر گیلکی یگانه بود و آثارش همچنان از شاخصترین نمونههای شعر معاصر گیلان به شمار میرود.
در بخش پایانی این مراسم، گروه موسیقی «جوما» با اجرای یکی از ترانههای محمد فارسی، روایت شاعرانه او از فرهنگ و زندگی مردم گیلان را زنده کرد.
عباس گلستانی، شاعر و پژوهشگر ادبی: در شعر فارسی، همنشینی و جانشینی واژهها چنان هنرمندانه است که از دل آنها استعارههای مفهومی شکل میگیرد و به شعر عمق و چندلایگی میبخشد
همچنین فیلم مستندی کوتاه از زندگی و آثار این شاعر، ساخته کمیل فتاحی، برای حاضران به نمایش درآمد.
آیین نکوداشت محمد فارسی، تنها یادآوری زندگی یک شاعر نبود؛ تأکیدی دوباره بر این حقیقت بود که زبان و ادبیات گیلکی، بخش مهمی از هویت فرهنگی گیلان را در خود حفظ کرده است و نام محمد فارسی، به واسطه نوآوریهای زبانی و شاعرانگی و شعرها و ترانههای منحصربهفردش، همچنان در حافظه ادبی این سرزمین ماندگار خواهد ماند.


زندگینامه
محمد فارسی( ۱۳۱۸ روستای شیجان خمام ـ ۱۴۰۵) متخلص به «(شواله) ، در زبان گیلکی به معنای شعله »، شاعر، ترانهسرا، معلم و از چهرههای تأثیرگذار شعر معاصر گیلکی بود. او بیش از شش دهه از عمر خود را صرف آموزش، شعر و پاسداشت زبان و فرهنگ گیلان کرد و از پیشگامان نوگرایی در شعر گیلکی و از بنیانگذاران «هسا شعر» به شمار میرود.
از مهمترین آثار او میتوان به «نسیم نرمآواز»، «مرا دوخانده عشق«، «شوروم بیگیفته جنگلان« اشاره کرد؛ آثاری که جایگاه محمد فارسی را بهعنوان یکی از اثرگذارترین شاعران گیلکیسرا تثبیت کردهاند.