سازو کار بقا در جنگ
در روزهای نخست جنگ، از دلشورهها و نگرانیهایم که میگفتم، تقریبا همه دوستان و آشنایانم توصیه میکردند؛ «اخباررو دنبال نکن». رطب میخوردند و منع رطب میکردند، رطب تلخ خوردهای؟ سعی میکردم به توصیهشان عمل کنم، اما نمیشد؛ انگار آسیب بیخبری در نظرم بیشتر مینمود.
به نظر میرسید هیچ کاری جز پیگیری خبرها ندارم. خواسته و ناخواسته یک خبر را چندین بار میشنیدم و میخواندم، نه فقط از کانالهای خبری، که از دهان دیگران هم. اطرافیانم خبرهایی که شنیده بودند و میدانستند دیگران هم شنیدهاند را بازگو میکردند. آنهایی که…