در سالهای نه چندان دور که ساختمانهای بلند هنوز قد نکشیده بودند و نفیر زندگی ماشینی چندان جان نگرفته بود و گوشیها، تبلتها و بازیها و سرگرمیهای مدرن ساعتها را به خود اختصاص نمیدادند، آدمی به گونهای دیگر اوقات فراغتش را سپری میکرد.
آن سالها حیاطهای سبز و کوچهها و زمینهای بایر محلات میزبان کودکانی بودند که روزهای بلند تابستان و عصرهای کوتاه زمستانشان را با انواع بازیها پشت سر میگذاشتند. آنها ساعتها کنار همسن و سالان خویش به بازیهای سرشار از جنب و جوش میپرداختند و شبهنگام با تنی خسته به خواب میرفتند.
آنان پرورش جسم، دوستی، مشارکت، رقابت و طعم برد و باخت را در فراز و نشییب همین بازیها تجربه میکردند. و البته که در همان روزگار بسیاری از بزرگسالان نیز در اوقات فراغت به ورزشهای بومی و محلی میپرداختند.
در همین راستا، نگاهی کوتاه به خاطرات پدربزرگها و مادربزرگها نشان از روایتهای شیرینی در حوزه بازیها و سرگرمیهای بومی دارد. واقعیت این است که بازیهای بومی و ورزشهای سنتی بخشی مهم از میراث فرهنگی ما هستند.
در واقع کنار عناصر مهمی چون زبان، لهجه، پوشاک، خوراک، صنایع دستی، معماری و آداب و رسوم هر منطقه، بازیهای محلی آن ناحیه هم حائز اهمیت بسیار است.
در این میان از یاد نباید برد که فرهنگ غنی گیلانزمین نیز دربرگیرنده طیف وسیعی از بازیها، سرگرمیها و ورزشهای سنتی است.
گفتنی است که بازیها و ورزشهای بومی، زمانی بخشی دلنشین از برگزاری مناسبتها و جشنها در شهرها و روستاها بود و شور و شوق را در وجود کودک و پیر و جوان جاری میساخت.
بیتردید روایت ورزشهای سنتی و بازیهای محلی از سوی برخی پژوهشگران مورد توجه قرار گرفته و ثبت و ضبط میشود اما گذشته از حفظ آنها در قالب مقالات و کتابها میتوان دست کم بخشی از آنها را احیاء و در زندگی امروز جایی برایشان لحاظ کرد.
آشنایی کودکان و نوجوانان با این بخش از فرهنگ ضرورتی است که مشارکت متولیان میراث فرهنگی، تربیت بدنی، آموزش وپرورش و رسانهها را میطلبد؛ هرچند این همه ماجرا نیست
و توجهِ تک تک افراد یک جامعه در برابر مواردی از این دست میتواند، تاثیر گذار باشد و قدمی ارزشمند در مسیر حفظ میراث فرهنگی ناملموس محسوب شود.
مثلا این که بعضی وقتها، دمی از مشغولیات روزمره خویش دست بکشیم و پای حرف بزرگترهای فامیل بنشینیم و از آنها بخواهیم از باورها، سنن، سرگرمیها و بازیهای سالیان پیش با ما سخن بگویند، جای دوری نمیرود.
خوب است گاهی به این موضوع فکر کنیم که بخشی از مطالبی که در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذاریم میتواند مربوط به داشتههای ارزشمندی از این دست و تلاش ما برای حفظ و احیای آنها باشد.
و باز باید گفت در روزگاری که از کمتحرکی و وابستگی کودکان و نوجوانان به اینترنت و بازیهای رایانهای گلهمند هستیم، میتوانیم با معرفی و همچنین بهروز کردن بازیها و سرگرمیهایی که ریشه در فرهنگ ما دارند، نقشی هر چند کوچک در افزایش تحرک، ترویج فعالیتهای گروهی و حفظ هویت در ایشان داشته باشیم.
نگاهی کوتاه به پیشینه غنی گستره سبز گیلان از بازیهای بومی بسیاری نظیر آغوزبازی، لپهبازی، گلمشته، دالپِلان، پوچ مغز، بایمبایم، پیتگلهبازی، آهوچره، برمومبازی، گلپاگلپا، غشبازی، کلاهپران، عروسگولی، شیریندودو، پیتچوماقبازی، چوبکِشی و… نشان دارد.
بین بازیهای و ورزشهای بومی گیلان برخی از شهرت و محبوبیت بیشتری برخوردارند، همانند کشتی گیلهمردی، لافندبازی، مرغانهجنگ و الکاوه بازی که به ثبت ملی نیز رسیدهاند.
از یاد نباید برد که ورزشها وبازیهای سنتی موضوعی جهانی است و به آن دسته از فعالیتهای بدنی گفته میشود که انسانها در سراسر زمین، سالیانِ سال پیش از حضور و رواج ورزشهای امروزی به آن میپرداختند.
بیشک حفظ این فعالیتها در جهان امروز، موضوعی حائز اهمیت است و یونسکو میکوشد تا آن را به عنوان بخشی ازمیراث فرهنگی ناملموس رواج دهد. تقویم جهانی را که ورق بزنیم بر تارک چهاردهم اگوست، روزجهانی ورزشها و بازیهای سنتی نقش بسته است. این روز، فرصتی ارزشمند برای اندیشیدن و توجه بیشتر به آداب و رسوم گذشتگان، تعاملات بین نسلها و حفظ میراث فرهنگی ماست.