از دو سال قبل به خصوص در جریان سال ۱۴۰۴، بازار برنج ایران دستخوش نوسانات قیمتی کمسابقهای شد تا جاییکه قیمت هر کیلوگرم برنج سفید و کیفی گیلان از ۹۰ هزار تومان به بالای ۵۰۰ هزار تومان رسید. تاثیر این تغییرات در دو جبهه اتفاق افتاد. یکی در جبهه مصرفکنندگانی که از فشار تورم، قدرت خرید خود را از دست داده بودند و دیگری رفتار مالکان و کشاورزان گیلانی.
بررسیها نشان میدهد افزایش قیمت برنج در معاملات فروش اراضی شالیزاری به شکلی قابلتوجه تاثیرگذار بوده و طیفی از کشاورزان را از فروش منصرف کرده است. اگرچه افزایش قیمت برنج ایرانی تا مرز بیش از ۵۰۰ هزار تومان برای هر کیلوگرم از یکسو نشاندهنده رشد ارزش محصول و زمین شالیزاری است و شاید تا حدودی به نفع شالیکار تمام شد، اما از سوی دیگر کاهش قدرت خرید خانوارها و گرایش آنان به سمت خرید برنجهای وارداتی ارزانتر همچون هندی، پاکستانی و تایلندی را سبب شده است. ارقامی که خود نیز در سال گذشته با رشد قیمت چشمگیری روبهرو بودهاند.
در چنین فضایی، تصمیمگیری درباره نوع بهرهبرداری از زمین برای کشاورزان گیلانی پیچیدهتر از همیشه شده است. در حال حاضر بازار فروش زمینهای شالیزاری و یا حفظ آن به حالت اصطلاحا دوپاره و 50 -50 رسیده است. این وضعیتی است که از دل گفتوگو با مالکان و فعالان این حوزه استخراج شده است.
همین حالا حدود نیمی از مالکان به علت مشکلات مالی و مسکن همچنان تمایل به فروش دارند و افزایش ارزش زمین را فرصتی برای نقد کردن سرمایه خود تلقی میکنند. در واقع این طیف با چالشهایی از جمله هزینههای بالای کشت، افزایش قیمت نهادهها، کمبود کارگر و نگرانی نسبت به آینده شالیکاری مواجه هستند و ترجیح میدهند تا وقتی که بازار زمین پرتقاضا است از این فرصت استفاده کنند. در مقابل، نیمی دیگر از مالکان با توجه به رشد قیمت برنج ایرانی و خارجی و بالا رفتن درآمد بالقوه کشت و کار، تا حدود زیادی از فروش زمین منصرف شدهاند. در این شرایط نمیتوان شور و ذوق کشاورزان گیلانی برای شروع کشت برنج را نادیده گرفت. امیدی که در سالهای گذشته رنگ باخته بود.
اجاره به جای فروش
«محمد رهنما»، ساکن روستای شالده شفت، از این دسته مالکان است. وی قطعه زمینی به مساحت ۸۰۰ متر دارد و بیشتر از 12 سال است که به گفته او به علت قیمت پایین فروش و هزینه بالا نهاده و دستمزد کارگری، یا کشت برنج انجام نمیدهد و یا به ندرت آن را برای کشت اجاره میدهد. وی قصد دارد امسال شالیزارش را خودش کشت کند چون قیمت برنج به صرفه است و میتواند هزینههای بالا کارگری و تهیه نشا و کود را پوشش دهد.
نیمی از مالکان به علت مشکلات مالی و مسکن همچنان تمایل به فروش دارند و افزایش ارزش زمین را فرصتی برای نقد کردن سرمایه خود تلقی میکنند. در مقابل، نیمی دیگر از مالکان با توجه به رشد قیمت برنج ایرانی و خارجی و بالا رفتن درآمد بالقوه کشت از فروش زمین منصرف شدهاند
«مصطفی لقمانی»، کشاورزی دیگری است که به مرور میگوید: فقط قیمت برنج سفید افزایش پیدا نکرده بلکه هزینه کاشت، داشت و برداشت چند برابر شده است. از طرفی مشکل کمبود آب هم هست. بنابراین از آنجایی که مشکل مالی و مشکل مسکن ندارد؛ فعلا از فروش شالیزار صرفهنظر کرده و فقط آن را اجاره میدهد. با اینحال او هنوز هم درصدد است در فرصتی مناسب و با قیمت عادلانه زمین را بفروشد.
در واقع این دسته از مالکان ترجیح میدهند تا اطلاع ثانوی زمینشان را نگه دارند و بهجای واگذاری کامل، آن را برای یک یا چند فصل به کشاورزان دیگر اجاره بدهند. به عقیده آنان این اقدام، امکان کسب درآمد بدون تحمل ریسکهای تولید را برایشان فراهم میکند.

نتیجه گفتوگو با مالکان اراضی شالیزاری، دوگانگی در رفتارشان را به خوبی نشان میدهد و تصویری پیچیده اما معنادار از آینده شالیکاری در گیلانی که در تله سالمندی هم گرفتار شده را نمایان میسازد. اگرچه سرمایهگذاری در زمین شالیزاری جذابیت نسبی پیدا کرده اما آینده برای شالیکاران گیلانی هنوز هم پر از تردیدد و غیرقابل پیشبینی است.
دگرگونی اولویتهای سرمایهگذاری
«یونس امیدی»، از روستای بیالوا شهرستان شفت، از جمله کشاورزانی است که تا سال قبل قصد داشت شالیزار حدود دو هزار متری خود را بفروشد. زیرا به عقیده او برنج ارزان بود. حدود ۹۰ هزار تومان در هر کیلوگرم. بنابراین میتوانست به راحتی آن را خریداری کند تا در عوض پول فروش زمین را در جای دیگری مانند مسکن سرمایهگذاری نماید. از طرفی هزینه کاشت هم برایش سنگین بود. اما در حال حاضر از این کار صرفه نظر کرده زیرا به علت معیشت ضعیف، نمیتواند برای مصرف روزانه خود برنج کیلویی ۴۰۰ هزار تومانی بخرد.
«میثاق ولیزاده»، اما جوانی تحصیلکرده است که سالهاست در کنار شغل اداری، شالیزار هم در اطراف شهرستان رشت اجاره میکند. او میگوید امسال بیشتر از سال گذشته یعنی 5 هکتار را اجاره خواهد کرد. زیرا قیمت فروش برنج افزایش یافته است. با اینحال او همچنان راضی نیست زمین شالیزاری خریداری کند. زیرا به عقیده او زمین شالیزاری برای سرمایهگذاری مناسب نیست و حتی نمیتوان به این زودیها آن را به عنوان کاربری مسکونی فروخت.
کاربری کشاورزی، مانع فروش اراضی شالیکاری
هرچند نمیتوان تاثیر دو اهرم فشارهای اقتصادی و ارزش یافتن محصول برنج ایرانی که دائما در نوسان است را بر کشت برنج کتمان کرد. برخی کارشناسان با نگاه به این دو متغیر اساسی، معتقدند این عوامل میتوانند الگوی مالکیت، فروش زمین و نوع بهرهبرداری اراضی کشاورزی گیلان را بازتعریف کرده امکان تازهای برای استمرار فعالیتهای اقتصادی کشاورزی استان پدید آورند.
«محمد ابراهیمی»، از شالده شفت، کشاورزی است که هنوز هم قصد دارد زمین شالیزاری خود را بفروشد. اما مشکلش این است که زمین کاربری کشاورزی دارد و کسی زمین با کاربری شالیزار را از او نمیخرد. وی میگوید سالها تلاش کرده تا برای زمین کاربری مسکونی بگیرد و بتواند آن را بفروشد اما موفق نشده و به او گفتهاند این کار امکانپذیر نیست. زمین او در وسط شالیزارهای تسطیح اراضی شده جهاد کشاورزی قرار دارد. قیمتی که امسال او برای فروش زمین شالیزاری خود تعیین کرده متری 4 میلیون تومان است. با این وجود این شالیکار از افزایش قیمت برنج بسیار خرسند است و به عقیده وی این وضعیت هرچند دیرهنگام اتفاق افتاد اما برای رونق کشاورزی گیلان کمک بزرگی است.
به نظر میرسد فارغ از افزایش قیمت برنج سفید، کاربری صرفا کشاورزی از مهمترین دلایل عدم فروش رفتن زمینهای شالیزاری در گیلان است. یک خانواده شامل یک برادر و یک خواهر هر دو متاهل هرکدام دارای دو فرزند و ساکن رشت، دقیقا با همین مانع عدم کاربری روبهرو هستند. آنها سالهاست قصد دارند زمین خود در روستای جیرده به متراژ 1800 متر را بفروشند. این زمین کاربری شالیزاری دارد و در میان اراضی اصلاح شده جهاد کشاورزی قرار گرفته است. آنها در دست کم 10 سال اخیر موفق به فروش زمین خود نشدهاند بنابراین زمین را برای کشت برنج اجاره دادهاند. ظاهرا انصرافی در کار نیست. زیرا این خانواده به علت مشکلات مالی همچنان درصدد پیدا کردن راهی برای فروش زمین خود هستند.
پشیمانی از فروش و فرصتهای از دست رفته
در مقابل اما کشاورزانی هم هستند که به دلایلی از فروش شالیزارهای خود پشیمان شدهاند. «بهروز نیکخواه»، اهل روستای چوبر شفت، است. وی هشت سال قبل دو هکتار زمین شالیزاری خود را به قیمت هر متر 800 هزار تومان فروخت و الان از کارش به شدت پشیمان است. زیرا در بازنگری طرح هادی نیمی از آن زمینها که در کنار جاده فرعی قرار داشت، کاربری مسکونی گرفتند و قیمت هر مترشان در سال ۱۴۰۵ به حدود 15 میلیون تومان رسیده است. از سویی دیگر وی قادر به خریداری برنج کیلویی 400 هزار تومانی برای مصرف خانواده نیست. وی دو سال است در روستای صیقلان ورزل فلکده رشت حدود 700 متر زمین شالیزاری اجاره میکند و برنج میکارد. او در این خصوص به مرور گفت که سال ۱۴۰۴ از محل فروش جو برنج بعد از محاسبه هزینهها، سود خوبی نصیبش شده است.
دوگانگی در رفتار کشاورزان مشهود است و تصویری پیچیده اما معنادار از آینده شالیکاری در گیلانی که در تله سالمندی هم گرفتار شده را نمایان میسازد. اگرچه سرمایهگذاری در زمین شالیزاری جذابیت نسبی پیدا کرده اما آینده برای شالیکاران گیلانی هنوز هم پر از تردیدد و غیرقابل پیشبینی است
«طهمورث احمدیان»، ساکن روستای چوسر شفت هست. وی نیز به مرور میگوید بیشتر از ۱۰ سال است که یک قطعه شالیزار به مساحت 2800 متر را برای فروش عرضه میکند اما به علت نداشتن کاربری مسکونی نتوانسته زمین را با قیمت عادلانه بفروشد. وی با توجه به گران شدن برنج، مایل است فعلا زمین را کشت کند یا اجاره بدهد اما هراس دارد که در صورت انجام این کار، دیگر نتواند کاربری زمین را تغییر دهد. مخصوصا اینکه قرار است طرحهای هادی به تدریج بازنگری شوند.
تحلیل اقتصادی کشت برنج در گیلان
با توجه به افزایش قیمت برنج سفید به بیش از ۴۰۰ هزار تومان برای هر کیلوگرم، وضعیت اقتصادی کشاورزان گیلانی و تصمیمگیری آنها در مورد ادامه فعالیت یا فروش زمینهای شالیزاری، مورد بررسی قرار گرفته است.
شالیکاران معمولا جو مورد نیاز برای کشت را از طریق ذخیره سال قبل یا معاوضه با کیفیت مرغوب از شالیکوبیها تهیه میکنند. در سال جاری، قیمت هر کیلوگرم جو مخصوص برنج رقم هاشمی بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان متغیر است. مجموع هزینههای کاشت، داشت و برداشت برنج سفید رقم هاشمی برای یک هکتار زمین شالیکاری( اعم از هزینه خرید جو، نشاکاری، آمادهسازی زمین، کوددهی، تهیه سموم، درو و برداشت)، حداقل ۴۰۰ میلیون تومان برآورد میشود. این البته کف هزینهای است که از برآوردهای شالیکاران حاصل شده و اعداد دایما در نوسان است.
میانگین برداشت کف برنج سفید در هر هکتار نیز ۴ تن است. با احتساب قیمت فعلی برنج، ارزش محصول برداشت شده حدود ۱.۵ میلیارد تومان خواهد بود. با کنار گذاشتن ۴۰۰ میلیون تومان به عنوان هزینه لازم برای شروع سال زراعی بعد و کسر کل هزینههای تولید، سود خالص برآورد شده برای هر هکتار شالیزار حدود ۷۰۰ میلیون تومان است.
مقایسه با هزینههای املاک
خرید یک واحد خانه 65 متری در اطراف شهر رشت پایینتر از ایستگاه حبیبزاده (انتهای محدوده شهرک گلها) که همین حالا هم اخذ پروانه ساخت و امتیاز آب و برق آن از شهرداری و دیگر ادارات خدماتی بسیار مشکل است، به حدود ۱.۵ میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد. خرید یک آپارتمان کوچک در خیابان سمیعی (محله آقاسیدشریف رشت، مجاور جیرده) باتوجه به گردشگری بودن منطقه اما نیازمند سرمایهای در حدود ۳ و نیم میلیارد تومان است.
یک قطعه زمین با کاربری مطلق کشاورزی، حدودا ۳۰۰ متر مربع، در همین محدوده (نزدیک جیرده) حدود ۲ میلیارد تومان قیمتگذاری شده است. این مقایسه نشان میدهد که در پی فعل و انفعالات یکی دو سال اخیر، سود حاصل از یک هکتار شالیزار در مقایسه با هزینههای خرید مسکن و حتی زمینهای کوچکتر کشاورزی در مناطق اطراف رشت، با وجود تورم شدید نزدیک 50 درصدی هزینههای زندگی، میتواند تا حدودی کمک کننده باشد.
ظاهرا این موضوع بر تصمیم برخی از کشاورزان برای فروش زمین یا ادامه فعالیت کشت تاثیرگذار بوده است. تحقیق از سطح دفاتر املاک هم نشان میدهد؛ تا پایان سال 1404 خرید و فروش زمین با کاربری مطلق شالیزار کاملا در رکود قرار گرفته بود و خریداران بسیار انگشتشماری داشت؛ اما احتمال دارد این شرایط امسال تغییر کند.
تعلیق میان توسعه یا عدم توسعه کشاورزی
با این وجود واقعیتهای میدانی، تصویری نه چندان روشن و حتی ابهامآمیز از سرنوشت اراضی کشاورزی و تصمیمگیری مالکان را نمایان ساخته است. بازار اراضی کشاورزی گیلان امروز در نقطهای ایستاده که در نتیجه متغیرهای بیرونی مانند طرحهای هادی، ریسک سرمایهگذاری، هزینه بالا کشت و افزایش قیمت برنج سفید، حالت تعلیقی پیدا کرده و در نتیجه تصمیمگیری را برای مالکان برای توسعه یا عدم توسعه فعالیتهای زراعی دشوار و گاه متناقض کرده است.
در حال حاضر سیاستهای حمایتی از کشاورزی کم فروغ است و قیمت محصولات کشاورزی به خصوص برنج که افزایش قیمت شگفتانگیزی را در سال 1404 تجربه کرد ثبات نداشته و وابسته به نرخ دلار است. شالیکاران همزمان که خواستار حمایت از کشاورزی و رونق برنجکاری هستند؛ انتظار دارند کاربریهای سازگار با نیازهای روز املاکشان تعریف شود. به نظر میرسد تا زمانی که این ابهامها پابرجاست، فعالیتهای شالیکاری گیلان در وضعیت دوگانه و ناپایدار باقی خواهد ماند.