با وجود آنکه رییس سازمان مدیریت و برنامهریزی گیلان از اختصاص ۱۷ درصد اعتبارات استانی به بخش کشاورزی خبر داده؛ واقعیتهای میدانی نشان میدهد هنوز فاصله زیادی میان حرف از رونق کشاورزی و امکانات واقعی آن وجود دارد.
کشاورزی در گیلان یک بخش حاشیهای نیست، بلکه یکی از پایههای اصلی معیشت مردم است. ۳۲ درصد مساحت گیلان، یعنی ۴۳۱ هزار هکتار، اراضی کشاورزی بوده و 30 درصد اشتغال وابسته به این حوزه است. این آمار میگوید؛ ضعف در سیاستگذاری و سرمایهگذاری کشاورزی، مستقیما بر زندگی بخش بزرگی از مردم اثر میگذارد.
پرسش اصلی اینجاست. در شرایطی که زیرساختهای اصلی این بخش همچنان با کمبود جدی روبهرو است، این ۱۷ درصد اعتبار دقیقا چگونه قرار است کشاورزی گیلان را متحول کند؟ در استانی که بخش بزرگی از اقتصاد آن به کشاورزی وابسته است، تاکنون فقط ۲۹ هزار و ۲۰۰ هکتار از زمینهای کشاورزی به سامانههای آبیاری نوین مجهز شدهاند.
این رقم در برابر وسعت 431 هزار هکتاری اراضی کشاورزی گیلان، بسیار ناچیز است و نشان میدهد نوسازی زیرساختها با سرعتی بسیار کند پیش میرود. ۷۰ درصد کشت برنج استان نیز وابسته به وضعیت ذخیره سد سفیدرود است. بخش بزرگی از تولید برنج گیلان به منبعی وابستگی دارد که هرگونه تغییر در وضعیت آن به بحرانی مستقیم برای شالیزارها تبدیل میشود.
وضعیت در تجهیز و نوسازی اراضی شالیزاری بدتر است. تاکنون از ۲۳۸ هزار هکتار شالیزار گیلان، ۹۰ هزار هکتار تجهیز شدهاند. یعنی پس از حدود 30 سال از زمان آغاز طرح، هنوز بخش عمدهای از شالیزارهای گیلان از آن بیبهره ماندهاند. چگونه میشود با چنین روندی از توسعه، افزایش بهرهوری و رونق پایدار کشاورزی سخن گفت؟ وضعیت فعلی فقط یک عقبماندگی فنی نیست؛ بلکه تهدیدی جدی برای امنیت معیشتی کشاورزان و حتی تامین غذایی استان است.
وقتی امام جمعه رشت نیز اخیرا از تریبونهای رسمی اعلام کرده که بخش کشاورزی باید سفره مردم گیلان را پررونق کند، انتظار میرود پیش از اینگونه تاکیدها، ابزارهای تحقق آن فراهم شود. رونق سفره مردم با توصیه و شعار و اعتبارات قطرهچکانی به دست نمیآید.