اظهار نظر اخیر مدیرکل حفاظت محیطزیست گیلان مبنی بر اینکه “هیچ عملکرد قابل دفاعی در حوزه مدیریت پسماند استان وجود ندارد”، از آن دسته سخنانی است که بیش از آنکه به یک پرونده پایان دهد، پرسشهای تازهای را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد. اعتراف یک مقام مسئول به ناکارآمدی، در ذات خود میتواند نشانهای از صداقت و شفافیت باشد، اما زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که با پذیرش مسئولیت، ارائه گزارش عملکرد و پاسخگویی نسبت به وظایف قانونی همراه شود. در غیر اینصورت، چنین اظهارنظری ممکن است تنها به انتقال بار مسئولیت به سایر دستگاهها تعبیر شود.
وقتی عالیترین مقام محیطزیست استان اعلام میکند که عملکرد مدیریت پسماند قابل دفاع نیست، طبیعی است که شهروندان بپرسند مسئول این وضعیت چه کسانی هستند؟ آیا این ناکامی تنها متوجه شهرداریها، فرمانداریها و سایر دستگاههای اجرایی است یا اداره کل حفاظت محیطزیست نیز بهعنوان یکی از ارکان اصلی سیاستگذاری، نظارت و هماهنگی، سهم مشخصی در شکلگیری این وضعیت دارد؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم بر اساس قوانین موجود، اداره کل حفاظت محیطزیست دبیری کارگروه مدیریت پسماند استان را بر عهده دارد.
پارادوکس یک اعتراف
دبیر کارگروه مدیریت پسماند صرفا برگزارکننده جلسات نیست. این جایگاه مسئولیت هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، پیگیری اجرای مصوبات، ارزیابی عملکرد، ارائه هشدارهای قانونی، مطالبهگری از دستگاههای متولی و در صورت لزوم، گزارش تخلفات و ترک فعلها به مراجع ذیصلاح را بر عهده دارد. به بیان دیگر، اگر مدیریت پسماند را یک پروژه بزرگ استانی بدانیم، دبیر کارگروه هم طراح نقشه راه است، هم هماهنگکننده دستگاهها و هم ناظر اجرای برنامهها.
از همین رو، وقتی دبیر کارگروه اعلام میکند که عملکرد مجموعه مدیریت پسماند غیرقابل دفاع است، در واقع به یک شکست مدیریتی اعتراف میکند که بخشی از مسئولیت آن نیز متوجه جایگاه حقوقی خود اوست. این همان پارادوکسی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت؛ زیرا دستگاهی که باید سایر نهادها را به اجرای تکالیف قانونی ملزم کند، امروز از نتیجه عملکرد همان مجموعه ابراز نارضایتی میکند.
البته هیچکس منکر آن نیست که مدیریت پسماند در گیلان مسالهای چندوجهی است و دستگاههای مختلفی در آن نقش دارند، اما همین پیچیدگی، اهمیت جایگاه دبیرخانه کارگروه را دوچندان میکند. اگر قرار باشد همه دستگاهها مسئول باشند اما هیچ نهادی پاسخگو نباشد، نتیجه همان وضعیتی خواهد بود که امروز در بسیاری از نقاط استان مشاهده میشود.
پرسشهایی که باید پاسخ داده شوند
اگر قرار است این اعتراف، آغاز یک مسیر جدید برای شفافیت باشد، انتظار افکار عمومی ارائه پاسخهای روشن و مستند به چند سؤال اساسی است. در یک سال گذشته کارگروه مدیریت پسماند استان چند جلسه تشکیل داده است؟ مهمترین مصوبات این جلسات چه بوده و چه میزان از آنها اجرایی شده است؟ اداره کل حفاظت محیطزیست به عنوان دبیر کارگروه، چه گزارشی از روند اجرای این مصوبات در اختیار مردم قرار داده است؟
همچنین باید مشخص شود که در برابر ترک فعل یا قصور دستگاههای مسئول، چه اقدامات قانونی انجام شده است؟ آیا پروندهای به مراجع قضایی ارسال شده است؟ چه تعداد اخطار قانونی صادر شده و نتیجه این پیگیریها چه بوده است؟ اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، صرف بیان اینکه عملکرد قابل دفاع نیست، نمیتواند جایگزین گزارش عملکرد شود.
از سوی دیگر، افکار عمومی حق دارد بداند که آیا برای مدیریت پسماند استان، برنامهای جامع، زمانبندیشده و دارای شاخصهای ارزیابی وجود داشته است یا خیر. اگر چنین برنامهای تدوین نشده، مسئولیت آن با چه نهادی است و اگر تدوین شده، چرا به اهداف خود نرسیده است؟
از پسماند تا تالاب انزلی
اما مساله تنها به پسماند محدود نمیشود. یکی از مهمترین قربانیان این ضعف مدیریتی، تالاب بینالمللی انزلی است؛ زیستبومی ارزشمند که سالهاست زیر فشار ورود فاضلاب، شیرابه زباله، رسوبات و انواع آلایندهها، بخش مهمی از کارکردهای طبیعی خود را از دست داده است.
واقعیت آن است که بحران تالاب انزلی را نمیتوان مستقل از بحران مدیریت پسماند تحلیل کرد. هر میزان که مدیریت پسماند ناکارآمد باشد، آثار آن دیر یا زود در رودخانههای منتهی به تالاب و در نهایت در خود تالاب نمایان خواهد شد. بنابراین اگر عملکرد مدیریت پسماند غیرقابل دفاع است، چگونه میتوان عملکرد حوزه حفاظت از تالاب را موفق ارزیابی کرد؟
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که دبیری کارگروه استانی تالاب بینالمللی انزلی نیز بر عهده اداره کل حفاظت محیطزیست گیلان است. به همین دلیل، همان پرسشهایی که درباره پسماند مطرح است، درباره مدیریت تالاب نیز قابل طرح خواهد بود.
در یک سال گذشته این کارگروه چند جلسه برگزار کرده است؟ چه مصوباتی داشته و چه میزان از آنها اجرا شده است؟ اعتبارات اختصاصیافته برای احیای تالاب طی سالهای اخیر چه میزان بوده و این ارقام در مقایسه با تالابهای مشابه کشور، از جمله میانکاله، چه وضعیتی دارد؟ همچنین سرنوشت پروژههای مطالعاتی و اجرایی، از جمله پروژه واگذار شده به دانشگاه شهید بهشتی، اکنون در چه مرحلهای قرار دارد و نتایج آن چه زمانی در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت؟
انتشار گزارشهای دقیق درباره این موضوعات نه تنها به افزایش اعتماد عمومی کمک میکند، بلکه امکان ارزیابی منصفانه عملکرد دستگاههای مسئول را نیز فراهم میسازد.
ضرورت پاسخگویی به جای کلیگویی
مدیریت محیطزیست، بیش از هر حوزه دیگری، نیازمند شفافیت، مستندسازی و پاسخگویی است. امروز دیگر افکار عمومی با کلیگویی یا بیان جملات انتقادی قانع نمیشود. جامعه انتظار دارد بداند چه اقداماتی انجام شده، چه موانعی وجود داشته، کدام دستگاهها به وظایف خود عمل نکردهاند و سهم هر نهاد در وضعیت موجود چه میزان است.
اگر مدیرکل حفاظت محیطزیست گیلان، عملکرد مدیریت پسماند را غیرقابل دفاع میداند، انتظار میرود در ادامه، گزارشی جامع از عملکرد دبیرخانه کارگروه مدیریت پسماند و همچنین کارگروه تالاب انزلی منتشر کند؛ گزارشی که در آن تعداد جلسات، مصوبات، میزان تحقق برنامهها، اعتبارات هزینهشده، اقدامات نظارتی، اخطارهای صادرشده، مکاتبات انجامشده و پیگیریهای قضایی به صورت شفاف در معرض دید افکار عمومی قرار گیرد.
بدون چنین گزارشی، این نگرانی وجود خواهد داشت که اعتراف اخیر، بیش از آنکه نقطه آغاز اصلاح ساختارها باشد، به یک موضعگیری رسانهای تقلیل یابد.
در نهایت، تفاوت میان یک مدیر منتقد و یک مدیر پاسخگو در این نیست که مشکلات را بر زبان بیاورد؛ بلکه در آن است که سهم مسئولیت خود را بپذیرد، عملکرد مجموعه تحت مدیریت خود را با اعداد و اسناد در معرض قضاوت افکار عمومی قرار دهد و نشان دهد که برای اصلاح روندهای گذشته، برنامهای روشن و قابل ارزیابی در اختیار دارد. شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، گیلان به همین نوع از پاسخگویی نیاز داشته باشد.