دیروز:
اگر ساکنین اولیه غازیان و انزلی را همان افرادی که به قصد صید ماهی به این پهنه آبی توجه کردند بدانیم، اولین شکل سکونت در این مکان را هم احتمالا باید موقت و مخصوص به ماهیگیران بدانیم. قدیمیترین انواع اقامتگاه شناور که حتی در یاد و خاطره نسل طلایی جمعیت ساکن در شهر به جا مانده، “گاجامهها”بودند.
سرپناهی شناور که با نی، کاه و چوب، وی قایقهای چوبی، یعنی”لوتکا”ساخته میشدند و در کناره تالاب و رود برای استراحت و همزمان کمین و انتظار برای ماهیها استفاده میشدند. شاید تصویر اولیه از این شهر، همجواری تعدادی از قایقها به طاقی مسقف شده و شناور باشد.

بر مبنای نوشتهها، عکسها و نقاشیهای موجود، خانه “لوله”(نی ین) شاخصترین نمونه خانه برای قرنها بوده است که پوشش بام از جنس “لی” و “ملج” بوده و دیوارهای اتاقها از چوب و نی با روکشی از گل ساخته میشدند. بوم آورد بودن بخصوص در تامین مصالح و در دسترس بودن از اصول معماری بومی هر منطقه است.
در معماری گذشته غازیان و انزلی، نیهای حاشیه رود و تالاب بهترین مواد برای ساخت بناهایی ساده، با ساخت آسان، سبک و عایق گرما و سرما در زمستان و تابستان بوده است. بامها بلند و شیبدار بودند که مانند چتری از بدنه نسبتا آسیبپذیر بنا محافظت میکرده است
نیهای حاشیه رود و تالاب بهترین مواد برای ساخت بناهایی ساده، با ساخت آسان، سبک و عایق گرما و سرما در زمستان و تابستان بوده است. بامها بلند و شیبدار بودند که مانند چتری از بدنه نسبتا آسیبپذیر بنا محافظت میکرده است. تعدادی از این خانهها احتمالا تا دهه شصت شمسی هنوز به همان شکل اولیه و ابتدایی وجود داشته است.
در این شرایط بافت شهری همچنان شبیه به روستایی بزرگ با خانههایی در میان باغها و درختان تنومند و احاطه شده با تالاب و رودخانههاست.

سبک و سازههای معماری و تغییرات کالبدی شهری و روستایی دقیقا بر مرزهای تاریخی منطبق نیستند اما بیتاثیر از روندهای تاریخی نیز نیستند. بناهای قاجاری تحت تاثیر مشاهدات و همینطور دستاوردهای اروپایی و ترکیب با معماری و تزیینات ایرانیست.
البته که نمود معماری مسکونی به میزان کم و کمرنگ در شهر باقی مانده اما بنای تخریب شده شمس العماره با تزیینات خاص به عنوان نمونهای شاخص از این دوره در اسناد نوشتاری و تصویری موجود است. همینطور مناره انزلی، که عکسهای اولیه آن، آجری بودن بنا و برداشتی همزمان از میلهای ایرانی و فانوسهای دریایی اروپایی را نشان میدهد.
در دوران پهلوی، تصویر شهر ترکیبیست از معماری بومی با مصالح محلی و معماری بین المللی و بیش از هر چیز شرق اروپا با ترییناتی که از پایتخت و دیگر شهرهای ایران و جهان برای بناها به ارمغان آمده است. ساخت و سازها ارگانیک و کمتر با برنامهریزی قبلی بوده و تنوع ایجاد شده خود در مواردی منجر به درهم ریختگی بصری و احتمالا برجسته شدن اختلاف طبقاتی شده
در این زمان تصویر شهر ترکیبی ست از معماری بومی با مصالح محلی و معماری بین المللی و بیش از هر چیز شرق اروپا با ترییناتی که از پایتخت و دیگر شهرهای ایران و جهان برای بناها به ارمغان آمده است. ساخت و سازها ارگانیک و کمتر با برنامهریزی قبلی بوده و تنوع ایجاد شده خود در مواردی منجر به درهم ریختگی بصری و احتمالا برجسته شدن اختلاف طبقاتی شده اما نهایتا چشم انداز شهر در تناسب نسبی با زمین و زمینه بوده است.

دوران پهلوی سیمان به مصالح موجود و در دسترس اضافه شد. چهره امروز شهر بخصوص بخشی که با برنامه ریزی قبلی مثل بلوار ساحلی و خیابان ساحلی سیمتری طراحی و احداث شد، مدیون ساخت و سازهای این دوران است.
این برنامهریزی کلانشهری، حاصل ترکیب سلیقه شخصی و دریافتها از معماری سرزمینهای همسایه و البته مدرنیته غربی بود. پلهای غازیان و انزلی که نظامشهری را بکلی تغییر داده و از حالت شناوری دایم به امکان ارتباط با وسیله نقلیه جدید تبدیل کردند. شاید شاخصترین آثار مهندسی هستند که از این دوران باقی ماندند.
سیمای امروز غازیان و انزلی ترکیبیست از باقی مانده محلههای قدیمی و دهههای سازندگی و همینطور رونق آپارتمان سازی در دو دهه گذشته به همراه تک بناهای تاریخی قاجاری و پهلوی و نهایتا بافتی مغفول و از چشم پنهان مانده و بدون سامان در کنار رود و تالاب
از سال 1300 هجری شمسی، ساختمانهای عمدتا دو طبقه و نهایتا 5 طبقه به شهر اضافه شد. دهه 20 سرعت رشد ساخت خانهها با مصالح جدید بالاتر رفت. در دهه های بعدی تداوم ورود مبانی معماری و مصالح مدرن، منجر به معرفی معماری ساده با تزیینات حداقلی اما بهداشتی تر، فضامندتر با تفکیک عملکردی بهتر به شهر شد.
شهر حالا خیابانهای مشخص آسفالته دارد. ردیف خانهها از حالت ارگانیک خارج شده و در اطراف خیابانهای اصلی و برخی خیابانهای فرعی به شکل منظم جا گرفتهاند. شکل گیری شهرکهای ساحلی که محدودههای محفوظ و جدا از جریان عمومی شهر بودند هم محصول برنامههای ساخت و ساز در این دوران است.

امروز:
سیمای امروز غازیان و انزلی ترکیبیست از باقی مانده محلههای قدیمی و دهههای سازندگی و همینطور رونق آپارتمان سازی در دو دهه گذشته به همراه تک بناهای تاریخی قاجاری و پهلوی و نهایتا بافتی مغفول و از چشم پنهان مانده و بدون سامان در کنار رود و تالاب.
علی رغم تلاشهایی جسته گریخته و تک نفره برای حفظ و نگهداری بناها و وجود قوانین ضعیف بالادستی، عوامل بسیاری نظیر: غیر قابل استفاده بودن بناهای ثبت ملی، سوختن، فروریختن، بسته بودن و عدم امکان بازدید، مشکلات میراثی و مدیریتی، مالکیتهای خصوصی رها شده، نبود زونبندی تاریخی و گردشگری به صورت عملی و عملیاتی و… باعث میشود هر روز بنایی ارزشمند از دست رفته و ساختمانهای بلندی دقیقا از همان مکانها سر بر آورند.
این جریان ساخت و ساز تا به امروز به علت وجود مراکز مورد توجه در شهرهای ساحلی دیگر در ایران، هنوز در غازیان و انزلی کند بوده اما در چند سال آینده بیشک سرعتی بیش از پیش به خود خواهد گرفت.این روزها خانهها در کوچههای محلی با مردم آشنا و با مجتمعهای بزرگ با ساکنین نا آشنا جایگزین میشوند.
بندرانزلی در طرح بلندمرتبهسازی گیلان قرار دارد. طرحی که از سال 1402 مطرح شده و در شورایعالی معماری و شهرسازی کشور به تصویب نهایی رسیده است. با جانمایی زونهایی در محدوده شهری و بین شهری برای جنگلهایی از ساختمانهایی با تعداد طبقات 12-20 ، بزودی شاهد چهره کاملا متفاوتی در محدوده شهری و حومه آن خواهیم بود
فردا:
بندرانزلی در طرح بلندمرتبهسازی در گیلان قرار دارد. طرحی که از سال 1402 مطرح شده و در شورایعالی معماری و شهرسازی کشور به تصویب نهایی رسیده است.
با جانمایی زونهایی در محدوده شهری و بین شهری برای جنگلهایی از ساختمانهایی با تعداد طبقات 12-20 ، بزودی شاهد چهره کاملا متفاوتی در محدوده شهری و حومه آن خواهیم بود.
در حال حاضر مردم غازیان و انزلی تقریبا از داشتن هرگونه اطلاعات درباره سرنوشت و نوع تغییر چهره شهر محروم هستند و از گستردگی و نوع طرح و شرایط اجرای آن بیاطلاعاند.
به نظر میرسد بدون سند آمایش مشخص و ساز و کار نظارتی، بافت ارزشمند ، هویت شهر، مناظر طبیعی، جریان طبیعی هوا، منابع و زیرساختها و نظام جمعیتی و قومیتی شهر تحت تاثیر قرار گیرد. شاید فردای این شهر هم، همچون دیگر کلانشهرهای پرالتهاب در مهی خاکستری فرو رود.
جمع بندی:
لاجرم برای پاسخ به تقاضای مسکن، وجود جذابیت در شهری ساحلی، موج مهاجرت معکوس برای یافتن آسایش و همینطور تامین چرخش مالی مردم بومی و نیاز به توسعه و رشد که عموما به صورت ساخت و ساز نمود مییابد، نمیتوان مانعی برای ساختن ایجاد کرد. حتی توسعه صنعت فرهنگی اما پر درآمدی همچون گردشگری نیاز به زیرساختهای متنوع و استاندارد دارد.
اما شهر چه به عنوان محل سکونت و چه به عنوان مقصد بازدید، به جاذبه طبیعی و تاریخی، حفظ هویت و شخصیتاش نیز نیازمند است. بنابراین لازم است هرگونه اقدامی با برنامهریزی دقیق برای حفظ میراث معماری و شهری در کنار خاطرات جمعی خلق شده در شهر توسط مردم و برای منحصر به خودش ماندن غازیان و انزلی، الویت هرگونه طرح، طراحی و آینده نگری قرار گیرد.
منابع:
تاریخ جامع بندرانزلی، طویلی، عزیز، نشر فیض کاشانی، 1383.