رفتن به بالا
  • شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸
  • السبت ۹ ربيع ثاني ۱۴۴۱
  • 2019 Saturday 7 December

تاکنون چند بار این فرصت را داشته ام که با مهندسین جوان رشته های آبیاری، سیالات و عمران کارگاه طراحی پروژه های آب شرب را برگزار کنم. عموما ابتدای اولین جلسه را با یک آزمون کوچک کلاسی آغاز و از آن ها میخواستم که کاغذی برداشته، نام خود و رشته های تخصصی افرادی که باید در یک پروژه آب شرب از ابتدای مطرح شدن طرح تا پایان اجرا و آغاز بهره برداری همکاری کنند را بنویسند.

در بهترین حالت رشته های تخصصی نوشته شده به چهار یا پنج مورد می رسید و در پایان کارگاه وقتی کاغذ به دوستان برگردانده می شد به اشتباه خود در این زمینه پی می بردند، جالب اینکه تاکنون حتی یک مورد هم نبوده که به متخصص محیط زیست اشاره کنند و این نشانگر سطح پایین اهمیت به موضوع محیط زیست در دانشگاه ها و به ویژه دانشکده های فنی و رشته های مهندسی است و تفکر سازه ای حاکم بر تصمیمات کشوری به نوعی ریشه ای آکادمیک داشته و تبدیل به یک فرهنگ شده است.

متاسفانه این طرز تفکر در ذهن بسیاری از همکاران مهندس حک شده و به راحتی نیز قابل رفع نیست و امیدوارم به زودی در فرصتی مناسب به غلط بودن ارجحیت تفکر سازه ای در ایران با ذکر نمونه در زمینه های مختلف بپردازم .

اما انگیزه نوشتن این نوشته که بصورت سریالی تقدیم می شود برخی ساده انگاری هایی است که توسط موافقین طرح انتقال آب خزر حتی در سطوح مدیریتی ادارات مربوطه یا سازمان حفاظت محیط زیست و بعضا کارشناسان مدعی صورت می گیرد که با خوش بینی اگر نگاه کنیم ناشی از ناآگاهی است و در غیر این صورت منافعی از اجرا وجود دارد که منجر شده با فرض تاثیر گذاری بر افکار عمومی وعلیرغم آگاهی چشم بر واقعیات علمی ببندند.

یکی از موضوعاتی که از زبان برخی موافقین مطرح می شود این است که وقتی در سال 30 میلیارد متر مکعب تبخیر از سطح آب دریا صورت می پذیرد، برداشت و انتقال 200 میلیون متر مکعب آب که در مقابل آن چیزی نیست.

مطرح شدن چنین نظری این پرسش را ایجاد می کند که فرد مذکور اطلاعی از مبانی دانش آب و هواشناسی ندارد یا در راستای مغلطه خود را به ندانستن زده است؟

اما برای آگاهی از ایرادی که به این گفته وارد است نکاتی را در زیر مرور می کنیم.

  • حوزه و حوضه دو کلمه ای است که بارها شنیده و یا خوانده اید که البته در مورد بحث ما به کار بردن “حوضه” پیش از کلمات “آبخیز” و “آبریز” صحیح تر است. برای هر منبع آبی حوضه آبریزی تعریف می شود که عموما از زیرحوضه هایی تشکیل شده است. دریاچه خزر هم از این قاعده مستثنا نیست. حوضه ها محدوده هایی هستند که آبهای ناشی از بارش در آنها جاری و در نهایت به منبع مورد نظر وارد می شود.
  • تبخیرپدیده پیچیده ای است که به سه عامل عمده دما، خشکی و حرکت هوا مرتبط است. و از قضا با هر سه عامل ارتباط مستقیم دارد یعنی با افزایش دما، افزایش خشکی و افزایش سرعت جریان هوا پدیده تبخیر افزایش می یابد. در این بین جریان هوا بیش از دو عامل دیگر به عوامل جوی دیگر نقاط جغرافیایی زمین وابسته است و اتفاقا دریاچه خزر و مناطق حاشیه آن به شدت تحت تاثیر جریانهای غربی و شمالی هستند.
  • بسیاری از متخصصین هواشناسی معتقدند برای بررسی جو هر منطقه باید در کنار تبخیراز سطح آبها به موضوع تعرق گیاهان نیز همزمان پرداخته شود و اینجا است که نقش عامل پوشش گیاهی و بویژه جنگل های انبوه و بررسی تاثیر آن اهمیت ویژه می یابد.
  • بارش در اثر “صعود” توده هوای “مرطوب” رخ می دهد و هر چه این دو عامل موثرتر عمل کنند احتمال و میزان بارش بیشتر می شود و علت تفاوت بارش در بخش جنوبی و شمالی رشته کوه های البرز بخصوص در نیمه شرقی آن این است که اگرچه در هر دو سمت به واسطه وجود کوه صعود توده هوا صورت می پذیرد اما میزان رطوبت توده ها با هم متفاوت است.
  • بارش در یک منطقه ناشی از رطوبت موجود در توده هوای وارد شده به منطقه و تبخیر و تعرق همان منطقه می باشد و آب تبخیر شده از یک دریا یا دریاچه و یا هر منبع آبی دیگر برخلاف نظر موافقین طرح ناپدید نشده و از مدار زمین خارج نمی شود بلکه بخشی از آن در همان منطقه و گاه کمی دورتر اما در همان حوضه آبریز باریده و مجدد به همان منبع بر می گردد و بخشی نیز بصورت رطوبت با جریانات جوی از حوضه خارج می گردد.

ناگفته پیداست آماری که در خصوص تبخیر مطرح می شود صرفا تبخیر بوده و نه جمع جبری آبهای ورودی و خروجی و کاملا مشخص است که علاوه بر بارشی که ناشی از تبخیر در دیگر حوضه ها در قالب توده هوای مرطوب در حوضه خزر  می بارد بخشی از  تبخیر آب خزر نیز در حوضه خزر می ریزد و به نوعی مجددا به دریا باز می گردد. اما دویست میلیون متر مکعب آبی که قرار است به حوضه جنوب البرز منتقل شود کاملا از این حوضه خارج می شود و دیگر به این حوضه باز نمی گردد.

در واقع عامل پایداری یک اکوسیستم آبی این است که میزان خروجی ها و ورودی های آن در طی سالیان، نزدیک به هم باشد و اکوسیستم هایی که بطور کلی از بین رفته یا به دلیل کاهش آب، زیست مندان آن دچار چالش شده و برخی از موجودات زنده آنها از بین رفته اند اکوسیستم هایی هستند که در طول سالیان متوالی حاصل تفریق آب ورودی و خروجی آنها منفی بوده و عموما در اثر فعالیتهای انسانی به اصطلاح مبتنی برتوسعه از ورود آبی که هزاران و بلکه میلیونها سال بطور طبیعی به آنها وارد می شد جلوگیری شده است.

بدیهی است مقایسه دو عدد از دو جنس مختلف، با تاثیرات متفاوت و به رخ کشیدن بزرگی یکی به دیگری از اساس فاقد منطق  بوده و نتیجه گیری صورت گرفته بر چنین مبنایی نیز فاقد ارزش است.

گرچه بحث تراز آب دریای خزر خود نیازمند بررسی مستقل است اما اشاره به نمودار فوق که توسط مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر تهیه شده و حاکی از حدود هجده سانت کاهش سطح تراز آب دریاچه خزر در یک سال گذشته است خالی از لطف نیست تا موافقان انتقال آب و البته عامه مردم بدانند که وجود هشتاد هزار میلیارد متر مکعب آب ( با تاکید بر بزرگی این عدد) به هیچ وجه ضامن آسیب ناپذیر بودن آن نیست.

مسائل اکولوژیک مربوط به اکوسیستم های آبی مسئله ای چند وجهی و بسیار پیچیده است که نمی توان صرفا از دایره تنگ مهندسی و آن هم مهندسی سازه به آن نگریسته و فتوا صادر کرد.

واقعیت محض و غیر قابل رد این است که آنچه به آن دریای خزر می گویند دریا نیست بلکه دریاچه ای است که همین امروز هم انواع و اقسام آسیبها از جمله کاهش آب ورودی ( به دلایل مختلف) و پایین آمدن تراز، افزایش بار آلی (انواع فاضلابها و زهابها) ، ورود انواع آلودگی های نفتی و صنعتی و حتی به قولی رادیواکتیوی، صید بی رویه و آسیب به چرخه زیستی، از بین رفتن یا ضعیف شدن اکوسیستم ها و اکوتونهای وابسته، تغییر جهانی اقلیم و گرم شدن کره زمین و … آن را تهدید می کند و انتقال آب بین حوضه ای از چنین اکوسیستمی از این منظر فاقد توجیه است.

 

به اشتراک گذاری

اخبار مرتبط



آخرین اخبار