شهری که آبراه‌های خود را از دست داده است؛

رشت، شهر باران و مساله آب

0 ۱۷

شالکه شهر رشت در میانه دو رودخانه که شاهرگ‌های گیلان هستند، شکل گرفته است و امروزه به جای نام بردن از این دو رودخانه به عنوان یک میراث طبیعی، باید از آنها به عنوان یکی از آلوده‌ترین رودخانه‌ها نام برد.

 

از سویی، شهر رشت با وجود یک امکان زیست طبیعی، امروزه نه آن‌چنان مسوولیت زهکشی طبیعی باران‌های همیشگی رشت را در خود دارد و نه آن‌چنان نوایی برای حضور ماهی‌ها؛ رودخانه‌هایی که مالامال از فاضلاب‌های شهری و صنعتی‌اند و در میانه راه، محل پذیرش آب‌های باران مخلوط‌شده با فاضلاب شهری هستند. این موضوع نه صرفا یک خطای مهندسی، بلکه یک تصمیم مدیریتی در سطح کلان شهریست.

 

رودخانه‌هایی که حتی نمی‌تواند از ظرفیت موجود خود برای پذیرا شدن و تخلیه بخشی از آب‌های سطحی شهر هنگام آب‌گرفتگی و سیلاب باشند؛ گویی ساختار مدیریتی شهر هیچ آشنایی با این پدیده، یعنی باران، ندارد و نه شناختی از امکان دو رودخانه و هر بار نیز با این پدیده همیشه تکرار شونده، به عنوان یک رخداد غافلگیر کننده و موضوعی بحرانی برخورد می‌کنند.

 

اما با وجود تکرار همیشگی و آوازه شهری که به همین نام خوانده می‌شود”شهر باران”، پرسش اینجاست: مساله شدت بارندگی و وجود باران است یا شهر امکان‌های طبیعی خود برای عبور، جذب و هدایت آب را در طی چند دهه گذشته از دست داده است؟

***

باران، بخشی از زندگی رشت
رشت یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجاری درمیانه دو رودخانه است و باران باعث شده که از منظر شکل شهر، ویژگی منحصربه‌فردی را به خود ببیند. “عباس مسعودی” در کتاب یادداشت‌های مسافرت گیلان از باران‌های رشت یاد کرده که هفته‌های متوالی بارش و شهر ابری بوده است. او در آن سفر بیان کرده که وقتی به رشت رسیده، بعد از چهل روز بارندگی، اهالی رشت رنگ آفتاب را دیده‌اند و گویی روز اول عید آنهاست؛ و آن آفتاب را که همه ما می‌توانیم بی‌زور بودن تابندگی حرارتی آن را تصور کنیم، نعمتی می‌خوانند.

 

با این حال، با وجود روایت‌ها از دیرباز تا آمار و ارقام ثبت‌شده در میزان روزهای بارش و حجم آن، باید بیان کرد که این شهر ذاتا شهری بارانی است و به نوعی این شهر به باران وابسته است. رشت به طور میانگین حدود 1000 میلی‌متر بارش سالانه دارد و حدود ۱35 روز در سال روزهای بارانی را تجربه می‌کند؛ رطوبت نسبی نیز در حدود ۸1.9 درصد است.

 

شهر مدرن، با آسفالت کردن زمین و قطع ارتباط انسان با سطح طبیعی زمین، ما را از درک نیروهای طبیعی دور کرده است. از این منظر، سیلاب صرفا یک اختلال نیست که باید هرچه سریع‌تر از شهر تخلیه شود؛ بلکه رخدادی طبیعی است که باید آن را شناخت و برای حضور آن در زندگی شهری آماده شد

 

بنابراین باید تمام تصمیم‌ها، شکل زندگی، شیوه ساخت و ساز و نحوه طرح‌های مدیریتی، این موضوع را نه صرفا یک متغیر، بلکه یک اصل مهم در هر اقدام و تصمیم بدانند. اما مشکل از کجاست و ما چرا با وجود این پدیده غیرقابل چشم‌پوشی، همچنان هر بار آن را به عنوان مهم‌ترین بحران شهری مطرح می‌کنیم؟

 

میزان باران، چند بستر را برای شهر رشت ایجاد کرده است: یکی بستر رودخانه و حاشیه آن که یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های شهری محسوب می‌شود؛ دوم، آب‌های زیرزمینی که با نزدیک به دو متر حفاری می‌توان به آن دست یافت. هر دو مولفه، چنان شهرسازی سه دهه گذشته را به چالش کشیده‌اند که به جای نحوه برخورد درست با آنها، سیستم مدیریت شهری در حال حذف و مخدوش کردن آن‌هاست.

 

دو رودخانه شهر رشت که مهم‌ترین بستر زیستی رشت بودند، امروزه فقط به عنوان یک رویای خیالی، ظرفیت گردشگری یا صحنه‌های تبلیغاتی مبدل گشته‌اند؛ در صورتی که رودخانه و بستر آن به عنوان یک مولفه طبیعی درجهان هستی، اگر ورای رفتار طبیعت عمل شود و یک توازن ناهمگون در آن رخ دهد به ضد خود تبدیل می‌شود و تمام ظرفیت‌های پیش‌بینی‌شده خود را می‌بلعد.

و باید دانست همین بستر رودخانه در چند دهه گذشته چنان دستکاری شده و با بهره‌کشی مازاد از طبیعت به اینجا رسانده شده است که دیگر طبیعت با ما سازگار نیست و مدارا نمی‌کند؛ به همین دلیل، با بارش باران چند ساعته، این شهر از کار می‌افتد.

 

باران قابل کنترل نیست
باران قابل کنترل نیست، اما آب حاصل از باران هدایت‌ شونده است. این گزاره در بستری شهری، پوشیده با آسفالت‌های چندلایه و گذرگاه‌های مسدود شده آبراه‌ها، عملا مقوله‌ای به نام هدایت‌ شوندگی در اکثر پهنه‌بندی‌ها رخ نداده است. حتی نتوانسته‌ایم با شیب‌بندی درست و استفاده از توپوگرافی‌های موجود، از هدایت‌های طبیعی استفاده کنیم یا آنها را ایجاد کنیم تا بستر رودخانه در مواقعی که سیلاب‌های زمان‌ محدود و تند رخ می‌دهند، به عنوان زهکش طبیعی عمل کند.

 

اگر رشت شهری است که زندگی و هویت آن با باران و آب گره خورده، آیا راه‌حل آینده باید فقط افزایش ظرفیت شبکه دفع آب باشد، یا باید دوباره درباره رابطه شهر، زمین، رودخانه و آب باران بیاندیشیم؟

 

و از طرفی باید بیان کرد؛ در طرح‌های استراتژیک با درنظر گرفتن نوع خاک، توپوگرافی، میزان بارش، وزش بادها و دیگر عوامل، نقشه مسیرهای طبیعی آب را مشخص می‌کنند و فقط لوله‌رانی‌ها، بدون در نظر گرفتن نقاط تجمع و مسیر آب درخیابان‌ها، راهگشا نمی‌توانند باشند.

 

چون برطبق تجربه در مواقعی که شدت باران به شکل تند ظاهر می‌شود، لوله‌های آب بعضا مسدود شده و نمی‌توانند راهی برای خروج آب پیدا کنند. هرچند تمام شهر رشت نیز از این لوله‌گذاری تحت پوشش قرار نگرفته است واز همه فاجعه‌آمیزتر، سرریز آب‌های سطحی همراه با فاضلاب شهری از طریق یک لوله مشترک هدایت می‌شود.

 

پذیرا‌ی خیسی موقت باشیم
آداب و سبک زندگی در شهری و منطقه‌ای که میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی و رطوبت آن ویژگی منحصربه‌فردی را به خود می‌طلبد، باید متناسب با همین شرایط شکل بگیرد. اما ما با انباشتی از نبود راهکار در مسیر ساخت‌وساز سوق داده شده‌ایم و صرفا به این سمت رفته‌ایم که هر تولیدی در شهر باید غیرقابل نفوذ باشد.

 

این غیرقابل نفوذ بودن و عدم تنفس مصالح در قبال این تغییرات، ما را از انتخاب‌هایی که برای این منطقه بود فاصله انداخته است. این موضوع را هم در مقیاس بزرگ و هم در مقیاس کوچک، در تک‌بنا به صورت کامل می‌توانیم مشاهده کنیم.

 

سیلاب اخیر در شامگاه دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ و بامداد سه‌شنبه ۱۷ شهریور نیز دوباره نشان داد که تنوع خسارات وارده در دو مقیاس بزرگ شهری و کوچک‌مقیاس، یعنی تک‌بناهای مسکونی و تجاری، قابل مشاهده است. در این رخداد، بارش شدید و رگباری از اواخر وقت ۱۶ شهریور آغاز شد و آب‌گرفتگی برخی معابر رشت را به دنبال داشت.

آب‌گرفتگی شهری که وارد ترسالی شده است، نباید صرفا با گرفتگی لوله‌ها، که ترکیبی از آب فاضلاب با آب سطحی است، دانسته شود.
مدیریت این بخش که جزو زیست جداناشدنی زندگی رشت، یعنی باران‌های همیشگی آن است، از سطح پیچیدگی‌های راه‌حل و مدیریتی نیز برخوردار می‌شود؛ موضوعی که باید با خلاقیت و مطالعه سیلابی و آب‌گرفتگی ناشی از باران، برای هر گلوگاه و هر پهنه، راهکارهای مخصوص خود را داشته باشد.

 

باغ‌های باران
باغ‌های باران، رویکردی برای احترام، حفظ و احیای مسیرهای طبیعی آب، جدا از شبکه لوله‌رانی و کانال‌کشی شهری در مقیاس بزرگ است. در این تعریف، باغ باران تنها یک فضای سبز تزئینی نیست، بلکه زیرساختی هیدرولوژیک و اکولوژیک است که آب باران و روان‌آب سطحی را در بستر طبیعی خود نگه می‌دارد، کُند می‌کند و به‌تدریج به خاک و سفره‌های زیرزمینی بازمی‌گرداند.

 

این فضاها با استفاده از گودی‌های طبیعی، خاک نفوذپذیر و پوشش گیاهی بومی، به‌جای هدایت سریع آب به کانال‌های بتنی و رودخانه‌ها، امکان نفوذ، تبخیر-تعرق و ذخیره موقت آب را فراهم می‌کنند و در نتیجه هم خطر سیلاب را کاهش می‌دهند و هم چرخه محلی آب را ترمیم می‌کنند.

 

گودی‌ها و مناطق تَر، آب را موقتا نگه می‌دارند و پوشش گیاهی به نفوذ و تصفیه طبیعی آب کمک می‌کند. در رشت نیز می‌توان با الهام از این الگو، زمین‌های رهاشده بین بافت ها فشرده شهری در محله پارک‌ها یا مثلثی هایی را که بعضا کاربری عمومی تری دارند یا باغ‌های حاشیه گوهررود و زرجوب، و فضاهای خالی بین بافت و رود را به شبکه‌ای از باغ‌های باران تبدیل کرد تا هم مسیرهای طبیعی آب احیا شوند و هم شهر در برابر باران‌های شدید تاب‌آورتر گردد.

 

از مقاومت تا هم زیستی با باران
شاید زیست با آب در بستر شهریِ دنیای امروز، خلاف عادت‌ها و روزمرگی‌های زندگی باشد؛ اما باران اخیر در ورود به دوره‌ای ترسالی، ما را با این مساله مواجه می‌کند که در آینده چگونه قرار است عادت‌های خود را در مواجهه با ساخت‌وساز شهر و برنامه‌ریزی شهری تغییر دهیم؛ چه در مقیاس بزرگ شهر و چه در مقیاس یک بنا. پرسشی که نظریه‌پردازان مهمی در دنیا با توجه به تغییرات اقلیمی هم آن را مطرح می‌کنند. آیا قرار است این عادت‌ها را کنار بگذاریم؟ و اگر چنین است، رابطه‌ جدید ما با آب را چگونه باید بسازیم؟

 

Éric Daniel-Lacombe کیست و چه چیزی را در مواجهه با سیلاب تغییر می‌دهد؟
Éric Daniel-Lacombe، اریک دانیل-لاکومب معمار و استاد معماری پاری‌لاویلت، از جمله معمارانی است که مساله سیلاب را نه صرفا به‌عنوان خطری که باید از شهر دور نگه داشته شود، بلکه به‌عنوان یکی از نیروهای طبیعی موثر بر شکل شهر مورد توجه قرار داده است. شاید مهم‌ترین پرسشی که از دل رویکرد او بیرون می‌آید این باشد: چگونه می‌توانیم در جهانی ساخت‌وساز کنیم که طبیعت دیگر مانند گذشته با مداخلات ما مدارا نمی‌کند؟

 

چاه‌ها که زمانی برای تأمین آب استفاده می‌شدند، امروز کارکرد اصلی خود را از دست داده‌اند؛ اما در صورت بروز سیلاب اگر مسیر ورودی و جداره‌های نفوذپذیر آن‌ها همچنان باز باشد، می‌توانند هنگام بارش، بخشی از آب حیاط و بام را به زیرزمین منتقل کنند. بنابراین، چاه را می‌توان نه یک مخزن، بلکه یک مسیر موقت و موضعی برای انتقال رواناب به محیط زیرسطحی در نظر گرفت

 

یکی از نمونه‌های روشن این رویکرد، پروژه Romo 1 در شهر رومورانتن-لانته‌نه در مرکز فرانسه است؛ پروژه‌ای که دریک سایت صنعتی متروکه و در منطقه‌ای مستعد سیلاب شکل گرفت. لاکمب این متخصص معمار در مناطق پرخطر به جای آن‌که سایت را از آب جدا کند، زمین هفت‌ هکتاری پروژه را به‌گونه‌ای شکل داد که بتواند افزایش تدریجی سطح آب را بپذیرد. این طرح پس از چهار سال گفت‌وگو با نهادهای دولتی، شهرداری، مسوولان محیط‌زیست و آتش‌نشانی شکل گرفت.

 

در این پروژه، هدف حذف آب نبود؛ هدف، طراحی برای حضور موقت آب بود. لاکومب توضیح می‌دهد؛ منطق پروژه بر این اساس شکل گرفت که رودخانه بتواند در زمان طغیان، مانند یک شاخه موقت وارد سایت شود. به همین دلیل، شیب زمین، پیاده‌روها و مسیرهای عبور مرتفع طراحی شدند تا ساکنان بتوانند در هنگام بالا آمدن آب، بدون مواجهه اضطراری و ناگهانی از خانه‌های خود خارج شوند. برخی خانه‌ها نیز روی پایه‌ها یا بر روی سکوهای پارکینگی قرار گرفتند که قابلیت آب‌گرفتگی داشتند.

 

پارک موجود در پروژه نیز بخشی از همین منطق است. این فضای باز در شرایط عادی بخشی از زندگی روزمره محله است، اما هنگام طغیان می‌تواند به بستر موقت رودخانه تبدیل شود و از شدت جریان آب بکاهد. بنابراین یک فضای شهری واحد، بسته به شرایط اقلیمی، می‌تواند عملکردهای متفاوتی داشته باشد: در شرایط عادی فضای عمومی و در زمان سیلاب بخشی از سیستم طبیعی عبور آب.

اهمیت پروژه Romo 1 زمانی روشن‌تر می‌شود که عملکرد آن در بارندگی شدید سال ۲۰۱۶ بررسی شود. در آن بارندگی، آب وارد محله شد، اما حدود ۲۴ ساعت بعد عقب‌نشینی کرد و خسارت محدودی ایجاد شد؛ در حالی‌که در برخی محله‌های دیگر آب تا حدود ۱.۵ متر بالا آمد و برای سه هفته باقی ماند. این تجربه نشان می‌دهد که مساله فقط مقدار آب نیست؛ نحوه سازمان‌دهی زمین و ساختمان‌ها در برابر آب نیز تعیین‌کننده است.

 

اما شاید مهم‌تر از جزییات فنی پروژه، نگاه لاکومب به رابطه شهر و طبیعت باشد. او معتقد است؛ شهر مدرن با آسفالت کردن زمین و قطع ارتباط انسان با سطح طبیعی زمین، ما را از درک نیروهای طبیعی دورکرده است. از این منظر، سیلاب صرفا یک اختلال نیست که باید هرچه سریع‌تر از شهر تخلیه شود؛ بلکه رخدادی طبیعی است که باید آن را شناخت و برای حضور آن در زندگی شهری آماده شد.

 

او در برابر راه‌حل‌های فنیِ صرفا امنیتی که شهر را از محیط طبیعی جدا می‌کنند، رویکردی را پیشنهاد می‌کند که به جای مقابله کامل با جریان، امکان حرکت و سازگاری با آن را فراهم کند. این نگاه می‌تواند پرسش مهمی را برای رشت ایجاد کند: اگر رشت شهری است که زندگی و هویت آن با باران و آب گره خورده، آیا راه‌حل آینده باید فقط افزایش ظرفیت شبکه دفع آب باشد، یا باید دوباره درباره رابطه شهر، زمین، رودخانه و آب باران بیاندیشیم؟

 

اخراج زندگی از کناره‌های رودخانه
دنیای امروز با مساله‌ها و لایه‌های پیچیده‌ای در قبال طرح شهر روبه‌روست و دیگر نمی‌توان با راهکارهای صرفا مهندسی به شهری رسید که هم در شرایط عادی و هم در شرایط بحرانی درست کار نمی‌کند؛ یا بهتر بگوییم، اصلا کار نمی‌کند.

 

شاید بخشی از تاب‌آوری موقت ساغریسازان در برابر بارش شدید، نه از یک زیرساخت جدید، بلکه از ظرفیت‌هایی باقی‌مانده در منطق تاریخی شکل‌گیری بافت و رابطه آن با آب ناشی شده باشد

 

امروزه طرح‌های مهندسی و برنامه‌ریزان شهری و شرکت‌های مشاور، به دلیل نادیده گرفتن تمام مولفه‌های شهری، از انحراف‌های بسیاری برخوردارند؛ انحراف‌هایی که متاسفانه هرگز مسوولیت آن‌ها برعهده گرفته نمی‌شود. شاخص ارزیابی نیز یا اساسا وجود ندارد یا اجرا نمی‌شود یا در صورت بروز خطا، مشمول جریمه نمی‌شود و یا مشاوران تا پایان اجرای طرح پای کار نمی‌مانند.

 

نتیجه، چیزی جز آسیب‌های اجتماعی و هدررفت سرمایه‌های مالی و محیط‌زیستی نیست؛ آسیب‌هایی که به شهر وارد شده و هزینه آن را در نهایت شهروندان پرداخت می‌کنند. یکی از نمونه‌های این نوع نگاه، طرح‌های آزادسازی حریم رودخانه‌ها است؛ طرح‌هایی که در بسیاری از موارد با ترسیم یک خط به عنوان حریم رودخانه، زندگی و سکونت خانوارهایی را که سال‌ها در این محدوده‌ها جریان داشته، از معادله شهر خارج کرده‌اند.

 

در مواجهه با احتمال وقوع سیلاب، اولین و آخرین راه‌حل، آزادسازی حریم رودخانه‌ها و بیرون راندن زندگی از کناره رودخانه بوده است؛ گویی با حذف انسان از کنار رودخانه، مساله سیلاب نیز حل خواهد شد. اما مساله اینجاست که پس از آزادسازی این حریم‌ها، آیا این فضاها توانسته‌اند به بخشی از عملکرد طبیعی و تاب‌آوری شهر تبدیل شوند؟ آیا توانسته‌اند در زمان بارندگی شدید به عنوان مسیرهای هدایت، جذب یا مدیریت آب عمل کنند؟ در بسیاری از موارد، پاسخ این پرسش روشن نیست.

 

ما فضایی را که سال‌ها بخشی از زندگی، اقتصاد و حافظه شهر بوده، از شهروندان گرفته‌ایم؛ اما در عوض، الزاما فضای کارآمدی برای مدیریت آب و سیلاب ایجاد نکرده‌ایم. شاید سیلاب‌ها پدیده‌ای طبیعی برای رودخانه‌ها باشند؛ اما آن‌چه تا به امروز نشان داده، عملکرد ما در مواجهه با پیش از بحران و بعد از بحران است؛ چیزی که طبیعی نیست.

شاید مساله این نیست که چگونه زندگی را از کنار رودخانه اخراج کنیم؛ شاید باید بپرسیم چگونه می‌توان میان زندگی، رودخانه و سیلاب، رابطه‌ای دوباره تعریف کرد.

 

ساغریسازان؛ وقتی بافت تاریخی هنوز راه آب را می‌شناسد
در بارش شدید اخیر رشت، آن‌چه در ساغریسازان مشاهده شد، فقط تفاوت در وضعیت شبکه فاضلاب یا فاصله از رودخانه نبود؛ خودِ ساختار بافت در تخلیه آب نقش داشت. در رصد میدانی این بارش، در حالی که بخش‌هایی از رشت با آبگرفتگی گسترده مواجه شدند، ساغریسازان، با وجود نزدیکی به زرجوب و مشکلات شناخته‌شده شبکه اگو، در بخش‌هایی از بافت قدیمی رفتار متفاوتی داشت.

 

یکی از این تفاوت‌ها، وجود چاه‌های قدیمی در حیاط خانه‌های ویلایی است. این چاه‌ها که زمانی برای تامین آب استفاده می‌شدند، امروز کارکرد اصلی خود را از دست داده‌اند؛ اما در صورت بروز سیلاب اگر مسیر ورودی و جداره‌های نفوذپذیر آن‌ها همچنان باز باشد، می‌توانند هنگام بارش، بخشی از آب حیاط و بام را به زیرزمین منتقل کنند. آب در این حالت در چاه متوقف نمی‌شود، بلکه می‌تواند از کف و منافذ جداره آجری به لایه‌های زیرسطحی نفوذ کند.
بنابراین، چاه را می‌توان نه یک مخزن، بلکه یک مسیر موقت و موضعی برای انتقال رواناب به محیط زیرسطحی درنظر گرفت.

 

در کنار این سازوکار، هندسه خود بافت نیز اهمیت دارد. در بخش‌هایی از ساغریسازان که هنوز کمتر دستخوش تغییر و دستکاری شده‌اند، شیب طبیعی کوچه‌ها و راسته‌ها به سمت زرجوب حفظ شده است. در نتیجه، آب سطحی تحت اثر گرانش می‌تواند در امتداد همین شیب حرکت کند و سریع‌تر از نقاط فرورفته و محصور تخلیه شود. از سوی دیگر در قسمت‌هایی که حاشیه رودخانه هنوز کاملا بسته و دیوارکشی نشده، مسیر طبیعی میان بافت و رودخانه قطع نشده است.

 

آن‌چه در اینجا اهمیت دارد، جمع شدن چند ظرفیت کوچک در کنار یکدیگر است: چاه‌های قدیمی در مقیاس خانه، شیب طبیعی در مقیاس محله و ارتباط بازتر با رودخانه در مقیاس بزرگ‌تر. این‌ها الزاما به معنای اثبات علت نبود آبگرفتگی نیستند، اما یک فرضیه قابل بررسی می‌سازند: شاید بخشی از تاب‌آوری موقت ساغریسازان در برابر بارش شدید نه از یک زیرساخت جدید، بلکه از ظرفیت‌هایی باقی‌مانده در منطق تاریخی شکل‌گیری بافت و رابطه آن با آب ناشی شده باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.