از آبانگان تا هالووین؛

آیین‌های کهن در کام جشن‌های وارداتی

0 ۴

با نزدیک‌شدن به شب سی‌ویکم اکتبر، دعوت‌نامه‌هایی درشبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود که مقصد بیشترشان، جنگل‌های شمال با درختان کهنسال، مه پاییزی و فرشی از برگ‌های زرد و سرخ است. در نگاه نخست، این مکان تمام آن‌چه را یک شب هالووین می‌طلبد در خود دارد: تاریکی، وهم و رمز و رازهایی که میان درختان تنومند جنگل نشسته است.

 

واژه‌ی هیرکانی در فرگرد یکم وندیداد به صورت وهرکانه آمده است. وهرکانه نهمین سرزمینی است که اهورامزدا آفرید. جنگل‌های هیرکانی نیز وام‌دار همین اسم هستند. حال این جنگل‌ها چند سالی‌ست میزبانی جشنی است که ریشه‌اش به آیین‌های سلتی پایان فصل برداشت در شمال اروپا برمی‌گردد و در سده‌های اخیر، رنگی تجاری و نمایشی گرفته است.

 

برای سلت‌ها که زندگی‌شان با دگرگونی فصل‌ها تنظیم می‌شد، ۳۱ اکتبر آغاز فصل زمستان با روزهای سرد و شب‌های بلند و تاریک بود. برای جوامعی که به الگوهای پیش‌بینی‌ناپذیر طبیعت وابسته بودند، گذار از پاییز به زمستان با بیم و نااطمینانی همراه بود. آنان باور داشتند که در این لحظه‌ی گذار، پرده‌ای که جهان زندگان و مردگان را از هم جدا می‌کند، از همیشه نازک‌تر می‌شود. از آداب هالووین امروزی‌، پوشیدن لباس‌های ترسناک، نقاب و جشن‌های برپایه‌ی مهمانی باقی مانده است.

 

این جشن، موضوعی چندلایه دارد. یک لایه به فرهنگ، لایه‌‌ای به طبیعت و لایه‌ی سوم به حافظه‌ای برمی‌گردد که هر ملت از راه آیین‌هایش  آن را زنده نگاه می‌دارد. اما فردای شب هالووین در تقویم ایرانی، دهم آبان‌ماه است، روزی که آبانگان نام داشته و به ستایش آب‌ها اختصاص دارد. همین فاصله‌بسیار کوتاه، موضوع مهمی را مطرح می‌کند. کدام‌یک از این دو تاریخ در گفت‌وگوهای روزمره، در تبلیغات شهری و در برنامه‌‌های مدارس برجسته شده‌اند؟

 

واژه‌ها، خوراک‌ها، پوشاک و موسیقی ما در سده‌های گذشته از همسایگان و دورتر از آنان وام گرفته و بخشی از آن‌چه داشته را نیز به دیگران بخشیده است. از این منظر، برگزاری هالووین با فرهنگ ملی سازگار است و ورود یک مؤلفه‌ی بیرونی رویدادی طبیعی در زندگی فرهنگ‌هاست.

اما شتاب و گستره‌ی این داد و ستد، گویی دگرگون شده است. شبکه‌های اجتماعی، بازار پوشاک و تزیینات، کافه‌ها، هالووین را که در سرزمین خودش با خاطره‌ی جمعی مرگ و زندگی، گره خورده، به بسته‌ای آماده برای خرید تبدیل کرده‌ است.

 

خطر زمانی آغاز می‌شود که رویکرد ما به این عناصر، یک‌سویه، افراطی و مصرفی شود. گروهی همه‌چیز را با شوق می‌پذیرند، گروهی همه‌چیز را با خشم کنار می‌گذارند و هر دو از موضوع اصلی فاصله می‌گیرند.  آیین پیش از آن‌که سرگرمی باشد، ابزار انتقال حافظه است. ترانه‌ها، خوراک‌ها، اصطلاحات و قصه‌هایی که در آیین‌های کهن ملی دست‌به‌دست می‌شود تجربه‌ی نسل‌ها را به امروز می‌رساند و در این انتقال، لباس و تزیینات نقشی فرعی دارند.

 

تعبیر بلعیده شدن آیین‌های ملی به دست جشن‌های وارداتی، تصویری پرقدرت است و بخشی از واقعیت را بازمی‌نماید، اما روایت درست‌تر ماجرا، جابه‌جایی توجه است. آبانگان، مهرگان، شب چله و آیین‌های کاشت و برداشت که روزگاری رشته‌ی گفت‌وگوی نسل‌ها بودند، در تقویم مدارس و مهدکودک‌‌ها جایگاه کوچکی یافته‌اند و هر جای خالی را چیزی پر می‌کند. تعادلی که از دست رفته، پیش از آن‌که دستاورد مهمان تازه باشد، حاصل کم‌رنگ شدن حضور میزبان قدیمی است.

 

هالووین از سرزمین و تقویمی دیگر آمده است. ریشه‌اش به جشن پایان برداشت در فرهنگ سلتی و شب پیش از روز قدیسان در سنت مسیحی می‌رسد و بر باوری استوار است که مرز زندگان و مردگان را در این شب باریک می‌بیند. هدف و پیشینه‌ی این جشن با تجربه‌ی تاریخی و حافظه‌ی جمعی ما فاصله دارد و بیشتر ما آن را از راه لباس، ماسک وحشت و تصویر می‌شناسیم. در جای خودش این شب معنایی روشن دارد، اما در سفر از فرهنگی به فرهنگ دیگر، جامه و تصویر زودتر از معنا می‌رسند.

 

علاقه‌ی نسل امروز به هالووین دلیلی روشن دارد. این جشن برای شرکت‌کنندگان، نقش تعریف می‌کند. کودکان و نوجوانان شخصیتی برمی‌گزینند، با دوستانشان گروه می‌شوند و تصویرشان را با همسالان جهان در میان می‌گذارند. ورود به این آیین با یک لباس و گریم عجیب و اندکی هیجان ممکن می‌شود.

 

آیین‌های ملی پیشینه‌ای خوانا برای ما دارند. نام مهرگان بر مهر، دوستی و پیمان، استوار است که در آغاز نیمه‌ی سرد سال، خوشنودی از برداشت را با دیدار و بخشش درمی‌آمیزد. آبانگان ستایش آب در در سرزمینی‌ست که کشت و آبادی‌اش به باران و چشمه و رود خورده است. ایزدبانوی آب‌ها در باور، اقلیم و ادبیات کهن ما ایرانیان جایگاه و معنای ویژه‌ای دارد.

 

آیین‌های ما تا جایی زنده می‌مانند که خیابان، محله و خانه برای آن‌ها نقشی در نظر گرفته باشد. اگرچه یلدا با آدابش هنوز بر اذهان و سفره‌های ایرانیان حضور دارد، اما مهرگان و آبانگان برای بسیاری از کودکان و نوجوانان امروز شناخته شده نیست، چراکه جایی در تقویم و کتاب‌های درسی ندارد. به واقع آن‌چه گم شده، ارتباط این آیین‌ها با تجربه‌‌های زنده‌ی این سرزمین است. حافظه‌ی ایرانی می‌تواند با بازگشت این آیین‌ها به زندگی روزمره، ارتباط خود را با  فرهنگ، سنت و ادبیات استوار کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.