آرشیو برچسب

اعتراض

قلب‌مان را به ماشین‌ چاپ پول نفروختیم

ربع دلتا، یکی از چهار بخش کهکشان راه شیری، جایی که به قلمرو بورگ‌ها درآمده است. نمی‌دانم آیا آن‌جا همیشه قلمرو بورگ‌ها بود یا این‌که آخرین قلب سرخی که در آن می‌تپید با زور انسان‌نماها یا از سر ترس و تنهایی بالاخره خاموش شد. این روزها در این گوشه از کره زمین، در ایران خودمان، اگر سر بچرخانیم نخواهیم فهمید آیا فردی که کنارمان هست انسان است یا آخرین مدل بورگ که سخت در تلاش است آمار بدهد، قلمرو خود را وسعت دهد و قلب‌های سرخ را به سلطه درآورد. بیشتر از 4 ماه است که جامعه ما به تبی سخت مبتلا شده و انگار…

میدان‌داری در سوگ

این‌روزها که در فضاهای خصوصی و عمومی، پی‌گیری نام کشتگان، دیدن عکس‌هایشان، و مشاهده تصویرهای سوگواری خانواده‌ها، بخش عمده‌ای از زیست پسافاجعه ما را می‌سازد، گاهی اشک /گاهی فلج عاطفی و گاهی فریاد/ گاهی سکوت، ما را در پیوندگاه همدلی فعال و  فرسودگی قرار می‌دهد. بیشترِ ما کم‌کم از «چه شد»های شوکه‌کننده در جستجوی «چراها» و « چه باید کرد»های قانع کننده و امیدبخش به خواندن و شنیدن تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی گوناگون روی آوردیم تا خود را از آن تاریکی مطلق بیرون بکشیم؛ بلکه راهی برای تاب‌آوری پیدا کنیم. باید…

از زمین بازی تا میدان اعتراض

بر اساس پیمان‌نامه‌ی حقوق کودک مصوب مجمع عمومی ‌سازمان ملل متحد در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹، هر انسان دارای کمتر از ۱۸ سال سن، کودک است، مگر این که طبق قانون قابل اعمال در مورد کودک، سن قانونی کمتر تعیین شده باشد. می‌دانیم که دولت جمهوری اسلامی ایران با تصویب مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای نگهبان، از اسفند سال ۱۳۷۲، رسماً کنوانسیون حقوق کودک را پذیرفته است. بر اساس ماده یک این پیمان هم به هر انسان کمتر از ۱۸ سال کودک گفته می‌شود. حالا با این پیش فرض، برای این که پاسخ درستی هم به پرسش شما بدهم اول باید بدانیم که پذیرش این پیمان توسط…