جای پای گیگاسری، رودباری و رشدیه در میراث فراموش شده ایران و گیلان؛
از رشت تا قم، میراثی که نباید یکدست شود
چهارم تیرماه بود که کارزاری از سوی شهروندان قم، پژوهشگران معماری و متخصصان میراثفرهنگی در فضای مجازی به راه افتاد و خواستار توقف تخریب قبرستانتاریخی نو قم شدند. این تنها یک کارزار مجازی نیست، پرسش مسوولانه ای است که باید پاسخ داده شده و عملیات تخریب قبرستان نو قم متوقف شود.
در شرایطی که کشورهای توسعه یافته از گورستانهای قدیمی، همچون «پرلاشز» درآمد گردشگری دارند در فقدان نگاه همه جانبه متولیان در ایران، شاهد تخریب گورستان های قدیمی به بهانه همسطح سازی قبور، توسعه حرم و … هستیم.
شاید در نگاه نخست این پرسش مطرح شود که با وجود مشکلات فراوان در خود گیلان، چرا باید حفظ یک گورستان تاریخی در قم به مطالبهای برای مردم گیلان تبدیل شود؟ پاسخ آن را باید در تاریخ جستوجو کرد.
تاریخی که نشان میدهد بسیاری از شخصیتهای تاثیرگذار در فرهنگ و اقتصاد گیلان و حتی خاندانهای سرشناس در گورستان نو قم دفن هستند. سرآمد این گورستان، «میرزا حسن رشدیه» است.
آرامگاه گیگاسریها
اگرچه او گیلانی نبود، اما نخستین پایههای آموزش نوین را در گیلان بنیان نهاد. خاندانهای آیت الله رودباری، شهیدی، گیگاسری از جمله خانوادههای گیلانی هستند که در کنار خاندانها و بسیاری دیگر از شخصیتهای برجسته ایرانی در این گورستان دفن هستند.
در نوشتار قبل خبر به مزایده رفتن خانه تاریخی «سعیدخان گیگاسری» در محله پیرسرای رشت منتشر شد. اکنون، در یک همزمانی سوال برانگیز، آرامگاه خاندانهای سرشناس گیلانی در قبرستان نو قم نیز در معرض تخریب و همسانسازی قرار گرفته است. گویی امروز نه تنها تیشه بر پیکر خانههای تاریخی گیلان فرود آمده، بلکه آرامگاه کسانی نیز هدف قرار گرفته که بخشی از تاریخ این سرزمین را ساختهاند.
قبرستان نو قم تنها محل دفن درگذشتگان نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی ایران است. جایی که چهرههای علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور در کنار هم آرام گرفتهاند و هر سنگقبر، روایتی از گذشته این سرزمین را در خود حفظ کرده است
قبرستان نوی قم که بسیاری آن را با نام «آرامستان حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی» میشناسند، از سال ۱۳۰۸ شمسی پس از تخریب قبرستان بابلان از سوی شیخ عبدالکریم حایری احداث شد و تاکنون یکی از مهمترین آرامستانهای تاریخی ایران بوده است.
این مجموعه تنها محل دفن درگذشتگان نیست، بلکه بخشی از حافظهتاریخی کشور است. صدها شخصیت علمی، فرهنگی، اجتماعی، اداری و ملی در این مکان آرام گرفتهاند. سنگهای قبور، آرامگاههای خانوادگی، کتیبهها و شیوههای معماری مقابر، هر یک سندی از تاریخ معاصر ایران هستند.
آرامگاه آیتالله رودباری
متاسفانه در روزهای اخیر، عملیات تخریب آرامگاههای قدیمی و اجرای طرحی با عنوان «نوسازی» آغاز شده است؛ طرحی که در صورت اجرای کامل، بسیاری از مقابر تاریخی را از میان خواهد برد و قبرستان را به فضایی یکدست تبدیل خواهد کرد. درحالیکه در بسیاری از کشورهای جهان، آرامستانهای تاریخی بهعنوان بخشی از میراثفرهنگی حفاظت، مستندسازی و مرمت میشوند، نه آنکه هویت تاریخیشان از میان برود.
در حافظه تاریخی مردم گیلان، قبرستان نو تنها یک گورستان در قم نیست. آرامگاههای خانوادگی خاندانهای رودباری، شهیدی و گیگاسری در این مجموعه قرار دارد؛ خاندانهایی که هر یک سهمی در تاریخ علمی، فرهنگی، اجتماعی و اداری ایران داشتهاند.
در میان آرامگاههای قبرستان نو، نام مردی دیده میشود که شاید بیش از هر کس دیگری مفهوم آموزش نوین را در ایران دگرگون کرد و هر یک از ما به نوعی مدیون این مرد بزرگ و دوراندیش هستیم؛ «میرزا حسن رشدیه».
قبرستان نو
درست به خاطر دارم اوایل اسفند 1404 زمانی که از متولی آرامستان آقای اسماعیل نواز سراغ مزار او را گرفتم، بیدرنگ گفت: «کنار آن درخت قدیمی.» همین جمله کوتاه نشان میدهد که نام او هنوز در حافظه این گورستان زنده است.
در وصف خدمات “میرزا حسن رشدیه” همین بس که او بنیانگذار آموزش نوین ایران بود. در روزگاری که مدرسه نوین با مخالفتهای فراوان روبهرو بود او با تحمل سختیها، نخستین مدارس جدید را بنیان گذاشت و شیوهای تازه برای آموزش خواندن و نوشتن به کودکان ابداع کرد؛ روشی که بعدها پایه آموزش ابتدایی در ایران شد.
اما اندیشه رشدیه تنها به آموزش پسران محدود نبود. او از نخستین مصلحانی بود که بر ضرورت آموزش دختران تاکید کرد و باور داشت پیشرفت ایران بدون آموزش زنان ممکن نیست.
این اندیشه به گیلان نیز راه یافت؛ استانی که به واسطه ارتباط گسترده با قفقاز و اروپا، یکی از پیشگامان تجدد و آموزش نوین در ایران بود. رشت از نخستین شهرهای کشور بود که مدارس دخترانه را پذیرفت و دختران این شهر فرصت یافتند در فضایی رسمی به تحصیل بپردازند.
مدارس دخترانه در رشت همچون مدرسه فروغ و دیگر مدارس، نماد آغاز فصلی تازه در تاریخ آموزش ایران بودند؛ مدارسی که راه را برای حضور زنان در عرصه فرهنگ، آموزش و اجتماع هموار کردند.
در شکلگیری این جریان، افزون بر تلاشهای رشدیه، حمایت خیرانی همچون «حاجی زینالعابدین تقیاف» نیز نقشی انکارناپذیر داشت. او با صرف ثروت خود برای مدرسهسازی و گسترش آموزش در ایران قاجاری، الهامبخش نسلی از نیکوکاران و مصلحان شد و نشان داد که آبادانی یک ملت، از مدرسه آغاز میشود.(1)
آرامگاه خاندانهای رودباری، شهیدی و گیگاسری در قبرستان نو قم قرار دارد؛ خاندانهایی که هر یک در شکلگیری تاریخ علمی، فرهنگی و اجتماعی گیلان نقش داشتهاند. همچنین مزار میرزا حسن رشدیه، بنیانگذار آموزش نوین ایران و کسی که نخستین پایههای آموزش جدید را در گیلان و ایران بنا نهاد، در همین آرامستان است
اگر تاریخ معاصر گیلان را مرور کنیم، خاندان «رودباری» از شناختهشدهترین خاندانهای علمی این سرزمین است. در میان چهرههای برجسته این خاندان، آیتالله محمدتقی رودباری قرار دارد که از علمای این خاندان و جدّ «آیتالله سید مجتبی رودباری» به شمار میرفت. استمرار حضور علمی و اجتماعی این خاندان در نسلهای بعد، نشاندهنده پیوند عمیق آنان با سنتهای علمی و فرهنگی و همچنین نقشآفرینی مداوم آنان در عرصههای اجتماعی گیلان است.
در کنار آنان، خاندان «شهیدی» نیز جایگاهی ویژه در تاریخ اداری گیلان دارد. در ورق زدن صفحات تاریخ اداری گیلان نام مرحوم «سید اسدالله شهیدی» در سالهایی که گیلان هنوز استانی پهناور بود و تا شهسوار و رامسر امتداد داشت به چشم میخورد.
او در دو دوره ریاست اداره ثبت اسناد و املاک فومن را برعهده داشت و در فاصله این سالها ریاست ادارات ثبت شهسوار، رودسر و سپس بندرانزلی را نیز عهدهدار شد. اسدالله شهیدی، پس از سالها خدمت در اسفند ۱۳۴۵شمسی درگذشت و در مقبره خانوادگی خود در قبرستان نو قم به خاک سپرده شد.
لیست خاندانهای مدفون در قبرستان نو
در ردیف ۳۵ هزار این آرامستان، دربی سبز رنگ با نردههای فلزی دیده میشود که آرامگاه خانوادگی «خاندان گیگاسری» است. آرامگاه ابدی؛ میرزا مهدیخان گیگاسری، باقرخان گیگاسری، حاج حسین آقا گیگاسری، یحییخان گیگاسری پسر ارشد میرزا مهدی خان که در نوشتار پیشین مروری کوتاه بر تاثیرگذاری او در رشت داشتیم و در نوشتارهای بعدی نیز تجربه زیستی او را ورق خواهیم زد.
به روایت بازماندگان خاندان گیگاسری، محل آرامگاه، روزگاری محل گردهمایی خانواده، پذیرایی از میهمانان و زنده نگهداشتن خاطره نسلهای گذشته بود و همین گردهمایی گویی تاریخ و فرهنگ نسل پیشین را به نسل آتی منتقل میکرد.
این مجموعه تاریخی در معرض اجرای طرحی قرار گرفته که میتواند به از بین رفتن بسیاری از مقابر تاریخی و هویت آن منجر شود. در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان، آرامستانهای تاریخی نه تخریب، بلکه حفاظت، مرمت و به مقصدی برای گردشگری فرهنگی تبدیل میشوند
خاندان گیگاسری از خاندانهای ریشهدار گیلان به شمار میآید که در اواخر دوره قاجار و همزمان با نهضت مشروطه در متن تحولات اجتماعی و سیاسی این خطه حضور داشت. گیلان یکی از مهمترین پایگاههای جنبش مشروطه بود و بسیاری از خاندانهای شناختهشده آن در حمایت از جریانهای آزادیخواه و توسعه اجتماعی منطقه نقش داشتند. خانه تاریخی این خاندان ها در رشت و آرامگاه خانوادگی شان در قم، دو سند ارزشمند از همین گذشته پویاست. گذشتهای که نباید به دست فراموشی سپرده شود.
مزار میرزا حسن رشدیه
اهمیت شهر «قم» در تاریخ ایران نیز تنها به این موضوع محدود نمیشود. این شهر در جریان نهضت مشروطه بهویژه در مهاجرت و گردهمایی بسیاری از علما و رجال سیاسی، نقشی مهم ایفا کرد و در دهههای بعد نیز به یکی از مراکز اصلی اندیشه و تحولات اجتماعی کشور تبدیل شد.
اما شاید این پرسش مطرح شود که چرا بسیاری از بزرگان ایران و حتی شاهان ایران در گذشته با وجود آنکه زادگاهشان شهرهای دیگری بود، قم را برای آرامش ابدی برگزیدند؟ پاسخ را باید در جایگاه قم در تاریخ معاصر ایران جستوجو کرد. چرا که برخی از شاهان ایران نیز قم را برای آرامگاه ابدی در نظر میگرفتند.
میرزا حسن رشدیه
در میان شاهان سلسله صفوی، شاه صفی اوّل، شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین در قم و در حرم مدفون هستند. در میان شاهان قاجار، اگرچه اکثریت ایشان در حرم عبدالعظیم حسنی مدفونند، لکن فتحعلی شاه و محمدشاه در حرم حضرت معصومه (علیها السلام) و در صحن موسوم به «صحن کهنه» دفن شدهاند.
قم در قرون گذشته تنها یک شهر مذهبی نبوده، بلکه یکی از مهمترین مراکز علمی، فرهنگی و فکری سرزمین ایران بوده است؛ شهری که اندیشمندان، مدیران، استادان، نویسندگان و شخصیتهای اثرگذار ایران در آن زندگی کرده، تدریس کرده یا سالهایی از عمر خود را گذراندهاند. به همین دلیل، قبرستان نو به آرامستانی ملی تبدیل شد؛ گفتنی است مکانی که شخصیتهایی از گیلان، آذربایجان، خراسان، فارس، اصفهان، تهران و دیگر نقاط ایران در کنار یکدیگر آرام گرفتهاند.
خاندان گیگاسری از خاندانهای ریشهدار گیلان به شمار میآید که در اواخر دوره قاجار و همزمان با نهضت مشروطه در متن تحولات اجتماعی و سیاسی این خطه حضور داشت. گیلان یکی از مهمترین پایگاههای جنبش مشروطه بود و بسیاری از خاندانهای شناختهشده آن در حمایت از جریانهای آزادیخواه و توسعه اجتماعی منطقه نقش داشتند
این همجواری، قبرستان نو را به بخشی از حافظه ملی ایران تبدیل کرده است. قبرستان نو که در حدفاصل چند قدمی حرم قرار دارد، تنها محل دفن گذشتگان نیست؛ اینجا کتابی است که هر سنگقبر آن صفحهای از تاریخ ایران را روایت میکند.
آرامگاه خاندانهای؛ رودباری، شهیدی، گیگاسری، میرزاحسن رشدیه، مهدی بازرگان، محمدابراهیم آیتی بیرجندی -نویسنده و مترجم و مورخ ایرانی، علیاکبر سیاسی-روانشناس، سیاستمدار، موسس و رییس دانشگاه تهران و دهها شخصیت اثرگذار دیگر، همه بخشی از حافظه مشترک این سرزمین هستند. اگر امروز این آرامگاهها یکسانسازی و تخریب شوند، تنها چند سنگقبر از میان نرفته است؛ بخشی از تاریخ، هویت و حافظه ملی ایران برای همیشه از دست خواهد رفت.
زینالعابدین تقیاف
توسعه و ساماندهی ضرورتی انکارناپذیر است، اما توسعهای که گذشته را نابود کند، آیندهای نیز برای یادآوری باقی نخواهد گذاشت. همانگونه که خانههای تاریخی، مدارس قدیمی و بناهای ارزشمند کشور را حفظ میکنیم، آرامستانهای تاریخی نیز شایسته حفاظت، مرمت و مستندسازی هستند، نه تخریب. قبرستان نو قم و دیگر آرامستان های تاریخی ایران، تنها متعلق به قم و شهر خاصی نیستند؛ اینها بخشی از میراث تاریخی و حافظه ملی ایراناند. حفظ آنها، احترام به گذشته و مسوولیتی در برابر آیندگان است.
مردم محترم گیلان اگر تمایل داشتید در این کازار شرکت کنید:
منابع:
(1)«سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران»، فریدون شیرین کام و ایمان فرجام نیا، انتشارات فرهنگ صبا
عکاس: محمد علی دانش صفت دوست – مصطفی معراجی






