این روزها جنگ در کشور عزیزمان سایه انداخته است و کشورهای منطقه هم درگیر آن شدهاند و حال مداوم در خبرها میشنویم که قیمت نفت خام هم بالا رفته است و یا در حال بالا رفتن است. اما نکته مهمی که در این میانه خود را نشان میدهد و امید است دور از نظر نماند این است که در شرایطی که تنشها و جنگ در منطقه ادامه پیدا کرده است، مساله امنیت غذایی بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد زیرا بالا رفتن قیمت نفت و انرژی در بازارهای جهانی یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر کاهش امنیت غذایی خواهد بود.
افزایش قیمت نفت، گرانتر شدن فقط سوخت نیست، این مساله میتواند به طور مستقیم بر تولید و توزیع مواد غذایی نیز تاثیر بگذارد. در واقع کشاورزی بیش از آنکه تنها به زمین و آب وابسته باشد، به انرژی وابسته است، از تولید کودهای شیمیایی گرفته تا بستهبندی و زنجیره سرد حملونقل، همه به نفت و گاز متکیاند. از این رو هر شوک انرژی، در نهایت خود را در قیمت نان و سفره مردم نشان میدهد. لذا جنگ و بیثباتی در منطقه زنجیره تامین مواد غذایی و صادرات و واردات مواد غذایی را نیز مختل خواهد کرد.
علاوه بر فعالیتها در بخش کشاورزی، سوخت ماشینآلات در صنایعغذایی را نیز باید در نظر داشت. امنیت غذایی تنها تولید مواد اولیه غذایی در مزرعه نیست، بلکه پایداری کل زنجیره تامین غذا ـ از تولید و فرآوری تا حملونقل و توزیع – وابسته است. شرایط تنش و جنگ این زنجیره را در چندین نقطه بهطور همزمان دچار اختلال خواهد کرد.
بسیاری از کشورهای خاورمیانه، از جمله ایران، برای تامین بخشی از نیاز غذایی خود به واردات وابسته هستند. این نکته قابل توجه است که در اقتصاد جهانی امروز، کشورهایی که بخشی از نیاز غذایی خود را در داخل تولید میکنند نیز از نوسانات بازارهای جهانی مصون نیستند. افزایش قیمت انرژی در بازارهای جهانی معمولا با فاصلهای کوتاه به قیمت نهادههای کشاورزی و سپس به بازار مواد غذایی منتقل خواهد شد.
در چنین شرایطی افزایش هزینه انرژی و حملونقل، قیمت مواد غذایی را در بازارهای داخلی کشور واردکننده بالا خواهد برد. در نتیجه اگر در کنار افزایش هزینه تولید مواد اولیه و محصولات مزرعه، هزینههای تولید در واحدهای تولیدی صنایع غذایی را هم در نظر بگیریم؛ قیمت خرید برای مصرفکننده سرسامآور خواهد بود که در میانه این گرانی و تورم خبر خوبی برای مردم ما نیست. البته نه فقط مردم، بلکه افزایش هزینه برای واحدهای تولیدی هم خبر خوبی نیست و به تدریج به کاهش بیشتر قدرت خرید مردم و کاهش بیشتر فعالیت کارخانجات تولیدی منجر خواهد شد.
در مورد کشور ما اما، ناگفته نماند که دیرزمانی است که بهدلیل تورم و گرانی، مسائل اقتصادی خانوادهها تحتتاثیر قرار گرفته است و اکنون نیز سایه جنگ بر آن سنگینی میکند. تجربه بحرانهای غذایی ناشی از تحریمها در سالهای گذشته نیز این واقعیت را نشان داده است که بخش قابلتوجهی از خانوارها با فشار اقتصادی بیشتری مواجه شدهاند. در چنین شرایطی حتی نوسانات کوچک در قیمت مواد غذایی میتواند کاهش بیشتر و قابلتوجهتر قدرت خرید مردم را منجر شود.
ادامه این روند ممکن است الگوی مصرف غذایی خانوارها را تغییر دهد و دسترسی شمار قابلتوجهی را به مواد غذایی سالم و باکیفیت را محدود کند. تجربه بسیاری از کشورها نیز این را نشان داده است که افزایش شدید قیمت مواد غذایی قادر است علاوه بر فشار اقتصادی، پیامدهای اجتماعی چون نارضایتی اجتماعی و افزایش شکافهای اقتصادی در جامعه، را نیز به همراه داشته باشد، لذا امنیت غذایی در بسیاری از کشورها بهعنوان یکی از پایههای ثبات اجتماعی در نظر گرفته میشود.
همچنان که یکی از ارکان توسعه پایدار دسترسی عادلانه همه اقشار جامعه به غذای سالم و کافی است. در شرایط حساسی که در آن قرار داریم، توجه به امنیت غذایی باید به عنوان بخشی از امنیت ملی مورد توجه قرار گیرد. در واقع مساله امنیت غذایی دیگر به یک موضوع اقتصادی یا کشاورزی محدود نمیشود.
جنگها و تنشهای منطقهای ممکن است موقتی باشند، اما پیامدهای آنها بر بازار انرژی و غذا قادر است برای مدت طولانی بر زندگی مردم اثر بگذارد که مدیریت ذخایر استراتژیک مواد غذایی را حائز اهمیت بیشتری میکند زیرا این ذخایر میتوانند در دورههای شوک قیمتی یا اختلال در واردات از بروز بحران در بازار داخلی جلوگیری کنند.
در کنار همه اینها از ما چه برمیآید؟ میتوانیم به کنترل الگوی مصرف اشاره کنیم. رفتار مصرفی ما میتواند در حفظ امنیت غذایی تا حدی موثر باشد. کاهش هدررفت مواد غذایی در خانهها، خرید آگاهانه و به اندازه نیاز و پرهیز از خریدهای هیجانی در زمان بحران میتواند به ثبات بازار مواد غذایی کمک کند. در شرایطی که کشورمان با جنگ و تنشهای سیاسی و اقتصادی روبهرو است، مسؤولیتپذیری اجتماعی در الگوی مصرف درست ما میتواند نقش مهمی در حفظ دسترسی عادلانهتر به مواد غذایی داشته باشد.