بندرانزلی تنها یک شهر ساحلی نیست؛ این شهر بر لبه یکی از حساسترین و ارزشمندترین اکوسیستمهای ایران ایستاده است: تالاب بینالمللی انزلی. تالابی که در فهرست کنوانسیون رامسر ثبت شده و نه تنها زیستگاه هزاران پرنده مهاجر، آبزی و گونه گیاهی است، بلکه بخشی از هویت تاریخی، اقتصاد محلی، معیشت صیادان و آینده گردشگری گیلان را شکل میدهد.
از همین رو، هر تصمیمی که الگوی توسعه این شهر را تغییر دهد، صرفا یک پروژه ساختمانی نیست؛ بلکه مداخلهای مستقیم در تعادل یک اکوسیستم زنده است.
بلندمرتبهسازی صرفا ساخت ساختمانهای بلند نیست، برجها همراه خود جمعیت بیشتر، خودرو بیشتر، مصرف آب بیشتر، تولید فاضلاب بیشتر، پسماند بیشتر و فشار سنگینتر بر زیرساختهای شهری را میآورند. زیرساختهایی که هماکنون نیز زیر فشار بحرانهای مزمن شهری و زیستمحیطی قرار دارند.
گیلان امروز با بحرانهای زیستمحیطی متعددی روبهرو است. تالاب انزلی درگیر رسوبگذاری، ورود فاضلاب، گونههای مهاجم و کاهش کیفیت آب است، بسیاری از رودخانههای استان عملا یا خشک شده یا به کانال انتقال فاضلاب تبدیل شدهاند.
مدیریت پسماند همچنان یکی از بزرگترین چالشهای استان است و ظرفیت تصفیهخانههای فاضلاب فاصله زیادی با نیاز واقعی شهرها دارد و عزمی بر راهاندازی شبکه فاضلاب در استانهای شمالی وجود ندارد. در چنین شرایطی، افزایش جمعیت و تراکم ساختمانی در یکی از حساسترین مناطق ساحلی کشور، بیشتر شبیه افزودن بار به بدنهای فرسوده است تا توسعهای پایدار.
البته استدلال موافقان بلندمرتبهسازی نیز قابل تامل است. استاندار گیلان بارها تاکید کردند که توسعه افقی شهرها، بهویژه در استانهای شمالی، موجب تخریب اراضی کشاورزی، جنگلها و گسترش بیضابطه شهرها میشود و از این منظر، توسعه عمودی میتواند راهکاری برای کنترل گسترش کالبدی شهر باشد.
این گزاره در سطح نظری، قابل دفاع است، اما مساله اصلی آن است که توسعه عمودی تنها زمانی میتواند به حفظ محیطزیست کمک کند که مبتنی بر آمایش سرزمین، مطالعات مکانیابی دقیق، ظرفیتسنجی زیرساختها و ارزیابی توان اکولوژیک باشد. در غیر این صورت، بلندمرتبهسازی بدون برنامه نهتنها جایگزین مناسبی برای توسعه افقی نخواهد بود، بلکه میتواند بحرانهای تازهای در حوزه آب، ترافیک، فاضلاب، فرونشست زمین، آشفتگی سیما و منظر شهری و فشار بر اکوسیستمهای حساس ایجاد کند. به بیان دیگر، مسئله اصلی انتخاب میان توسعه افقی یا عمودی نیست؛ بلکه کیفیت حکمرانی شهری و میزان پایبندی به ظرفیت طبیعی سرزمین است.
توسعه پایدار یعنی آنکه پیش از صدور مجوز ساخت، ظرفیت اکولوژیک منطقه، منابع آب، توان تصفیه فاضلاب، وضعیت تالاب، تابآوری در برابر تغییر اقلیم و خطر سیلابهای شهری مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد. توسعه پایدار یعنی ابتدا پرسیده شود که آیا این سرزمین اساسا توان تحمل این میزان بارگذاری جدید را دارد یا نه. اگر این اصول نادیده گرفته شوند، توسعه به معنای انتقال هزینهها به نسلهای آینده خواهد بود.
آنچه بیش از خود طرح بلندمرتبهسازی موجب نگرانی است، نوع نگاه مدیریتی حاکم بر فرآیند تصمیمگیری است. در آغاز فعالیت استاندار گیلان، بسیاری از فعالان محیطزیست امیدوار بودند که با توجه به شرایط بحرانی استان، حفاظت از منابع طبیعی به یکی از اولویتهای اصلی مدیریت ارشد تبدیل شود. انتظار میرفت تصمیمات توسعهای با حساسیت بیشتری نسبت به ظرفیتهای طبیعی استان اتخاذ شوند و اصل احتیاط زیستمحیطی بر سیاستهای عمرانی حاکم باشد.
اما مجموعه تصمیمات اخیر، بهویژه حمایت از بلندمرتبهسازی در بندر انزلی، این امید را کمرنگ کرده است. وقتی یکی از حساسترین شهرهای ساحلی کشور بدون اقناع جامعه کارشناسی و در شرایطی که نگرانیهای گسترده محیطزیستی وجود دارد به سمت افزایش تراکم ساختمانی سوق داده میشود، این پرسش بهوجود میآید که جایگاه محیطزیست در فرآیند تصمیمگیری استان دقیقا کجاست؟
محیطزیستی بودن یک مدیر، با سخنرانی، شعار یا حضور در مراسمهای نمادین سنجیده نمیشود، بلکه با تصمیمهایی سنجیده میشود که درباره تالابها، جنگلها، رودخانهها و سواحل اتخاذ میکند. مدیری که در بزنگاههای مهم، بارگذاری کالبدی و منافع کوتاهمدت را بر ظرفیت اکولوژیک سرزمین ترجیح دهد، در عمل از اصول مدیریت محیطزیستی فاصله گرفته است؛ حتی اگر در گفتار از حفاظت محیطزیست سخن بگوید.
انزلی فقط یک شهر نیست. زیستگاه قوها، تالابها، بادهای مرطوب خزری و حافظه طبیعی گیلان است. برجها شاید خط آسمان را تغییر دهند، اما ممکن است برای همیشه تعادل این اکوسیستم شکننده را نیز برهم بزنند.