طبق گزارش مرکز آمار ایران که با تاخیری حدودا دو هفتهای منتشر شد؛ تورم اکثر استانهای کشور (به خصوص استانهای مرکز و غرب کشور که در جنگ اخیر هدف مستقیم حملات هوایی بودند) به خاطر فشار تورمی کالاهای خوراکی بوده اما این وضعیت در گیلان برعکس اتفاق افتاده است. برخلاف 23 استان که سهم تورم کالاهای خوراکی آنها در ماه گذشته بیشتر از افزایش قیمت و بیثباتی کالاهای غیرخوراکی بوده در گیلان تورم بیشتر از هر چیز دیگری به دلیل افزایش قیمت کالاهای غیرخوراکی رقم خورده است.
تجزیه تحلیل این گزارش حاکیست؛ در بخش سهم خوراکیها و غیرخوراکیها از تورم اردیبهشت 1405، تورم کالاهای خوراکی در گیلان 46.3 و تورم کالاهای غیرخوراکی 53.7 است. این درحالیاست که تورم کالاهای خوراکی در مازندران 49.8 و تورم کالاهای غیرخوراکی آن 50.2 ثبت شده است. در گلستان دیگر استان شمالی حاشیه دریای خزر هم وضعیت مشابه مازندران بوده و با یلان اختلاف دارد. تورم کالاهای خوراکی در گلستان 47.8 و تورم کالاهای غیرخوراکی آن در ماه گذشته به 52.2 درصد رسیده است.
افزایش قیمت کالاهای خوراکی در شکلگیری تورم استانها نقش بسیار زیادی داشته اما در گیلان این افزایش قیمت، بیشتر در بخشهایی مانند مسکن، پوشاک، درمان و غیره رخ داده است. بررسیها نشان میدهد باتوجه به تقاضای بومی و غیربومی خرید، رهن و اجاره از فروردین امسال قیمت خانه در شهرهای شمالی کشور از جمله گیلان و شهر رشت جهش قابل ملاحظهای داشته و سرمایهها بیشتر به حوزه مسکن سرازیر شدهاند. شدت رشد قیمتها در جنگ اخیر از دوره جنگ قبلی بیشتر بوده است.
گیلان در جنگ 12 روزه و 39 روزه جزو معدود استانهای کم تنش بوده که باتوجه به تعداد پایین حملات انجام گرفته، به نوعی به خانه امن میلیونها ایرانی تبدیل شد. ظاهرا باتوجه به وضعیت شکننده نه جنگ نه صلح فعلی، تقاضا برای خرید مسکن حتی شده به صورت آپارتمانی در شمال کشور از جمله گیلان برخلاف استانهای غرب کشور همچنان وجود دارد.
در حال حاضر آنچه در آمارهای رسمی تورم گیلان دیده میشود، با بخشی از روایتهای مسئولان استانی همخوانی ندارد. مدیران استان در روزها و هفتههای اخیر بارها در مصاحبههای خود با عنوان”گرانی هست اما کمبود کالا نداریم” به تشویق عملکرد خود و ذخایر مطمئن کالاهای اساسی پرداختهاند.
حتی برخی مسئولان گیلان مدعی شدهاند که با توجه به نزدیک شدن به اواخر خرداد و آغاز موج گسترده سفرها به گیلان، برای تامین ارزاق عمومی و کالاهای اساسی تمهیدات لازم را اندیشیدهاند و استان از این نظر در شرایط بسیار مناسبی قرار دارد.
اما پرسش اصلی اینجاست که اگر بازار کالاهای اساسی و خوراکی و دیگر بخشهای اقتصاد تا این اندازه تحت کنترل مسئولان گیلان است، چرا سهم اصلی تورم گیلان از ناحیه کالاهای خوراکی به بخش کالاها و خدمات غیرخوراکی هجوم بوده و به مردم تحمیل شده است؟
چه کسی میتواند ادعا کند هزینههای سنگین مسکن، اجارهبها، درمان، پوشاک، حملونقل و سایر خدمات ضروری، فشار معیشتی گستردهای را بر خانوارهای گیلانی وارد نکرده است و همه چیز تحت کنترل بوده و شرایط بهتر از این نمیشود؟!
تا قبل از جنگ 12 روزه 36 درصد مرم گیلان زیر خط فقر قرار داشتند. این نسبت در مازندران 25 درصد و در گلستان 42 درصد اعلام شده بود. وضعیت بعد از آن جنگ که به اعتراضات دی ماه و بعد جنگ 39 ختم شد، وضعیت معیشتی گیلانیان را بیش از هر زمان دیگری به خطر انداخت.
در واقع بخشی از وفور کالایی در گیلان، به خاطر این است که مردم مانند قبل توان خرید ندارند و درآمد خود را برای بخشهای ضروریتر کنار گذاشتهاند. فشار اقتصادی که هماکنون مردم گیلان در حال تحمل آن هستند در آمارهای رسمی به وضوح قابل مشاهده است.
در حالیکه مسئولان عمدتا از جملات پوششی و تخفیفدار استفاده کرده و در مقابل موج شدید گرانیها از وفور کالاهای اساسی سخن میرانند، هیچ توضیح روشنی درباره دلایل جهش قیمت در بخش غیرخوراکیها ارائه نمیدهند و برنامه مشخصی هم برای مهار این روند ندارند. وضعیت فعلی عملا کمر بسیاری از خانوارهای گیلانی را زیر بار هزینههای روزافزون خم کرده و دیگر قابل تحمل نیست.