از روزهای گذشته دولت اجرای طرح مسکن استیجاری را پس از چند دهه مسکوت ماندن در دستور کار قرار داده تا با ایجاد یک چتر حمایتی، میلیونها مستاجر را که با افزایش بیسابقه هزینههای اجاره و خرید مسکن مواجه هستند در قالب قراردادهای اجاره بلندمدت، ساکن واحدهای مسکونی استاندارد و نوساز با شرایطی مقرون به صرفه نماید.
دولتها طی سالهای اخیر همواره طرحهای مختلفی را برای افزایش عرضه مسکن و حمایت از متقاضیان اجرا کردهاند. ایدههایی که بهتر است از آنها به عنوان طرحهای کاغذی نام برده شود؛ چون هیچکدام از آنها نتوانستند در تسریع خانهدار شدن مستاجران و کاهش قیمت نرخ مسکن و اجاره اثرگذار باشند.
مسکن مهر، نهضت ملی مسکن، اهدای زمین رایگان و مسکن استیجاری طرحهای مختلفیاند که تنها نامشان متفاوت است و البته که به ظاهر هدف مشترکی را دنبال میکنند؛ صاحب خانه شدن شهروندان. اما چیزی که در عمل مشاهده میشود، سوداگری دلالان مسکن، افزایش بیش از پیش مستاجران، افزایش افسارگسیخته اجاره بها و گسترش حاشیهنشینی به خصوص در شهرهای بزرگ بوده است.
دیروز هم استاندار گیلان از آغاز فرآیند شناسایی اراضی مورد نیاز برای تامین مسکن ۵۰ هزار متقاضی در استان به عنوان گام نخست خانهدار شدن زوجهای جوان خبر داد و گفت: در حال حاضر بالغ بر ۴۶ هزار واحد در دست ساخت در بخش های نهضت ملی و مسکن روستایی و بازآفرینی و محرومین در گیلان در دست ساخت قرار دارد.
اما برخلاف آنچه که استاندار گیلان مدعی است که این اقدامات، منجر به کاهش هزینه تامین مسکن برای جامعه هدف مستاجران و زوجهای جوان میشود، این وعدهها تاکنون برای این قشر چیزی جز سراب و قولهای توخالی نبوده است. این خانهها صرفا بر روی کاغذ و جلسات ساخته میشوند و در واقعیت و حقیقیت زندگی مستاجران نمودی ندارد.
حداقل طی یک دهه گذشته، صدها هزار واحد مسکونی تحت عناوین مختلف ساخته شده یا هنوز در پروسه طولانی ساخت و ساز قرار دارند و در این میان نه تنها مستاجران، صاحبخانه نشدهاند بلکه در آنها را در گرداب مشکلات تامین هزینههای زندگی، اجاره و آوردههای مالی ساخت خانههایشان گرفتار کرده است. به طوری که خیلی از زوجهای جوان از همین آغاز راه از خانهدار شدن ناامید شدهاند.
هر چند که این ناامیدی شامل حال بسیاری از مستاجران متقاضی طرح نهضت ملی مسکن در رشت هم بوده که بعد از 7 سال انتظار و تزریق پی در پی آوردههای مالی همچنان صاحب خانههای روی کاغذ این طرح هستند و هیچ چشماندازی از تحویل و تکمیل واحدها برای آنها از سوی بنیاد مسکن گیلان وجود ندارد.
تنها واقعیتی که متقاضیان این طرح بدفرجام ملی با آن مواجه هستند، روند کند ساخت و ساز و عدم انعقاد قرارداد مشخص و نامعلوم بودن سقف نهایی آورده مالی و کیسهای است که بنیاد مسکن گیلان برای جیب های خالی آنها از محل این طرح دوخته است.
ایکاش استاندار گیلان و اعضای شورای مسکن بدانند که این نوع آمارسازیها از افزایش ساخت و ساز مسکن و تخصیص زمین برای ساخت وسازهای بیشتر بی پشتوانه روی طرحهای کاغذی، مستاجران خسته از انتظار را صاحب خانه نکرده و نمیکند.
آقای استاندار و مسئولان شورای مسکن در گیلان بهتر میبود به جای برگزاری جلسات و ارایه آمارهای هیجانی از تولید مسکنهای ساخته نشده و نیمه کاره در گیلان به دنبال تخصیص بستههای تشویقی از سازندگان و تسهیلات حمایتی از متقاضیان نهضت ملی مسکن در راستای تسریع در تکمیل واحدهای مسکن نیمه کاره باشند.
حتی نماینده عالی دولت در گیلان میتواند با استفاده از تفویض اختیاراتی که از سوی رییس جمهور به وی داده شده بانکهای عامل را ملزم به اجرای تعهدات خود در قبال تزریق منابع مالی ساخت مسکن نماید تا از بخشی از فشارهای مالی که بر دوش متقاضیان آوار شده کاسته شود.
همچنین دولت میتواند با طراحی قراردادهای دو ساله یا ارایه مشوقهای مختلف به مالکان، از حجم جابهجایی مستاجران بکاهد تا ثبات بیشتری در بازار اجاره ایجاد کند. یا مبحث ارزشگذاری زمین در مناطق مختلف متناسب با نرخ تورم و شرایط هر منطقه را به عنوان یکی از راهکارهای اساسی کاهش بار تورمی خرید و فروش و اجاره مسکن و حمایت از مستاجران اجرایی کند.
در نتیجه تا زمانی که واحدهای مسکونی نیمه کاره طرحهای حمایتی دولتهای پیشین از جمله واحدهای نهضت ملی مسکن در شهرهای مختلف گیلان به متقاضیان تحویل نشود، اقدام و برداشتن گامهای جدید برای طرحهای جدید تاثیری در بازار مسکن گیلان و صاحبخانه شدن مستاجران نخواهد داشت.
از گفتهی ناکرده و بیهوده چه حاصل / کردار نکو کن، که نه سودیست ز گفتار