به بهانه روز ملی بوم‌گردی؛

رویای توسعه پایدار در غبارِ بی‌توجهی

0 ۲۰

سی و یکم اردیبهشت، روز ملی بوم‌گردی در ایران، فرصتی است برای نگاهی دوباره به سفری که ریشه در خاک، فرهنگ و زندگی مردم محلی دارد. بوم‌گردی قرار بود پلی باشد بین مسافرِ مشتاق آرامش و روستایی که نیازمند شغل و امید است.

 

با این‌که سال‌ها از تاسیس نخستین اقامتگاه بوم‌گردی در ایران می‌گذرد، اما هنوز بسیاری از اقامتگاه‌های بوم‌گردی در سراسر کشور، بدون حمایت جدی رها شده‌اند و کیفیت خدمات آن‌ها چنان است که گاه نه تنها جذابیتی ایجاد نمی‌کند، بلکه تصویری نامناسب از گردشگری روستایی در ذهن گردشگران می‌سازد.

 

در بهترین تعریف، بوم‌گردی یعنی اقامت در خانه‌های‌بومی، خوردن غذای‌محلی، همراهی با آیین‌های کهن و کم‌ترین آسیب به طبیعت. این مدل از گردشگری می‌توانست معادله‌ی مهاجرت روستا به شهر را تغییر دهد، برای زنان و جوانان شغل ایجاد کند و صنایع‌دستی را از انبار گرد و خاک گرفته نجات دهد.

اما آن‌چه امروز در بسیاری از روستاهای ایران می‌بینیم، فاصله‌ی عمیقی با این ایده‌آل دارد. تعدادی از اقامتگاه‌های بوم‌گردی با خلاقیت و سرمایه‌ شخصی راه افتاده‌اند، اما پس از مدت کوتاهی به دلیل فقدان آموزش، فقدان تسهیلات نگهداری، فقدان بازاریابی موثر و … رو به افول می‌روند.

دیوارهای گِلی کم‌کم ترک برمی‌دارند، تجهیزات فرسوده می‌شوند، رختخواب‌ها دیگر بوی تازگی نمی‌دهند و گردشگران یکی پس از دیگری با تجربه‌ای ناخوشایند بازمی‌‌گردند. در نتیجه یک اقامتگاه بوم‌گردی نه‌ تنها به منبع درآمد تبدیل نمی‌شود، بلکه به نمونه‌ای تلخ از وعده‌های نافرجام گردشگری بدل می‌گردد.

 

واقعیت این است که شمار قابل توجهی از اقامتگاه‌های بوم‌گردی‌های ایران بدون هیچ‌گونه پشتیبانی موثر رها شده‌اند. متولیان امر اغلب در روزهای پایانی اردیبهشت، بیانیه‌های امیدوارکننده منتشر می‌کنند و از رشد تعداد اقامتگاه‌ها آمار می‌دهند، اما کم‌تر سخنی از کیفیت، استاندارد و پایداری آن‌ها به میان می‌آید.

 

یک اقامتگاه بوم‌گردی صرفا نه برای بقا، بلکه برای شکوفایی به ارکانی اساسی نیاز دارد. متاسفانه بیش‌تر این ارکان در عمل نادیده گرفته می‌شوند. در نتیجه، آن‌که سرمایه دارد و با هتل‌ها رقابت می‌کند، هرگز سراغ اقامتگاه بوم‌گردی نمی‌رود و آن‌که فقط به عشق حفظ خانه‌ پدری وارد این راه شده، به زودی از گردونه خارج می‌شود.

 

باید پذیرفت که یک اقامتگاه بوم‌گردی بی‌کیفیت از نبودن اقامتگاه بوم‌گردی بدتر است. وقتی مسافری پس از یک شب اقامت در خانه‌ای روستایی با تجهیزات نامناسب، غذای نامطلوب و رفتار غیرحرفه‌ای مواجه می‌شود، دیگر حاضر نیست به هیچ اقامتگاه بوم‌گردی دیگری سفر کند. او این تجربه‌ی منفی را در جمع دوستان و فضای مجازی بازگو می‌کند و به تدریج «اقامتگاه بوم‌گردی» در ذهن عمومی به اتاقی محقر با قیمتی نجومی تبدیل می‌شود. این نابودی تدریجی اعتماد، مانع پیش‌روی توسعه گردشگری پایدار در ایران است.

 

پژوهشی میدانی در استان گیلان (یکی از قطب‌های اصلی بوم‌گردی کشور) تصویر این بحران را مستند می‌کند. از میان تمامی اقامتگاه‌های دارای مجوز، کم‌تر از نیمی از مدیران بنابه دلایل گوناگون، حاضر به مشارکت در پژوهش شدند. این یعنی بیش از نیمی از ظرفیت اسمی بوم‌گردی گیلان یا در حال فرسایش است یا با نظام پشتیبانی هیچ ارتباط موثری ندارد.

 

برخلاف تصور رایج، مشکل اصلی کمبود تقاضا نیست؛ گردشگران ایرانی و خارجی علاقه‌ی زیادی به تجربه‌های ناب روستایی دارند، اما بعد از یکی دو بار برخورد با کیفیت پایین، به کلی ناامید می‌شوند. از سوی دیگر، آن‌دسته از اقامتگاه‌هایی که واقعا استانداردهای لازم را رعایت می‌کنند، در ازدحام رقابت با نمونه‌های نامرغوب گم می‌شوند و نمی‌توانند به ظرفیت واقعی خود برسند.

 

بی‌گمان سهم اصلی این رهاشدگی بر دوش نظام برنامه‌ریزی و نظارت در سطوح ملی و استانی است. وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و ادارات‌کل استانی اگرچه در سال‌های اخیر برای صدور مجوز تسهیلاتی ایجاد کرده‌اند، اما در مرحله‌ی نگهداری و ارتقاء، عملکرد قابل قبولی ندارند.

حمایت‌ها اغلب متمرکز بر معدود اقامتگاه‌های شاخص و پربازدید است و انبوه بوم‌گردی‌های کوچک و دورافتاده، حتی کمکی برای دریافت وام یا شرکت در دوره‌های آموزشی دریافت نمی‌کنند. بخش خصوصی نیز گاهی با راه‌اندازی پلتفرم‌های رزرو، تنها به کارمزد فروش فکر می‌کند و نقشی در تضمین کیفیت یا آموزش ندارد.

 

روز ملی بوم‌گردی، اگر قرار است چیزی بیش از یک مناسبت تشریفاتی باشد، باید به روزی برای بازتعریف اولویت‌ها تبدیل شود. توقف شعار و شروع نظارت میدانی به جای برگزاری همایش‌های لاکچری در شهرهای بزرگ، گام نخست است. کارشناسان باید به روستاها بروند و از نزدیک مشکلات را شناسایی و رفع کنند. صدور مجوز اقامتگاه بوم‌گردی باید همراه با تعهد دولت به ارائه‌ی آموزش، مشاوره و تسهیلات در بازه‌های زمانی مشخص باشد.

 

روستاهای یک منطقه می‌توانند شبکه‌ محلی تشکیل دهند تا به‌صورت جمعی بازاریابی کنند، تجهیزات مشترک خریداری کنند و تجربه‌ها را به اشتراک بگذارند. همچنین ایجاد یک سیستم رتبه‌بندی شفاف و الزام‌آور به مسافران امکان می‌دهد پیش از رزرو، وضعیت دقیق هر اقامتگاه را بدانند. در کنار همه‌ی اینها، حمایت مالی هدفمند به جای وام‌های سنگین و دست‌نیافتنی، می‌تواند با اختصاص تسهیلات خرد و نظارت بر مصرف، تحولی اساسی ایجاد کند.

 

روز ملی بوم‌گردی را باید روزی دانست برای یادآوری این‌که طبیعت و فرهنگ روستایی امانتی در دست ماست. نه می‌توان از آن به نفع سوداگران سهل‌انگار گذشت و نه می‌توان اجازه داد اقامتگاه‌های بی‌کیفیت، نام بوم‌گردی را در افکار عمومی تخریب کنند. اقامتگاه بوم‌گردی خوب، به‌صورت تدریجی با آموزش، نظارت و سرمایه‌گذاری هوشمندانه ساخته می‌شود. اما اقامتگاه بوم‌گردی بد، بسیار سریع و با یک شب اقامت نامناسب، اعتبار کل یک صنعت را می‌سوزاند.

 

اگر به راستی به توسعه پایدار روستاها و حفظ میراث طبیعی و فرهنگی ایران باور داریم، باید از روز ملی بوم‌گردی امسال، حمایت از تمامی اقامتگاه‌ها به‌ویژه آن‌هایی که در سکوت رها شده‌اند را با اقدامات عملی در صدر برنامه‌ها قرار دهیم.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.