رشت؛ قربانیِ نمایش‌های عمرانی؛

نبردی بر سر علم یا توجیه ندانم‌کاری؟

0 ۸

در سال‌های اخیر، شهررشت شاهد ظهور روگذرهای بتنی پرتعدادی بوده است که مدیریت شهری، آن‌ها را «ویترین دستاوردهای عمرانی» خود می‌نامد. شهردار، رییس و نایب رییس شورا، ریاست کمیسیون‌های تخصصی اعم از عمران و حمل و نقل و شهرسازی شورای شهر، معاونین مختلف شهرداری و حلقه نزدیکانشان در بدنه مدیریت شهری، با اتکا به کلیدواژه‌هایی نظیر «جسارت» و «شکستن رکود عمرانی» تلاش دارند تا صدای انتقادهای کارشناسی را در هیاهوی پروژه‌های بتنی فاقد رویکرد علمی مدفون کنند.

 

در این بین پرسش اساسی مطرح است: آیا «بتن‌ریزی»، متر و معیار مدیریت علمی شهر است یا نشانه‌ای از انحراف از اصول شهرسازی مدرن؟

در طول چهار سال گذشته، مدیریت شهری رشت، با اتکا به رویکردی نمایشی و بدون پشتوانه‌های کارشناسی شفاف، اقدام به احداث پنج روگذربتنی عظیم کرده است. این سازه‌ها که قرار بود گره‌های کور ترافیکی شهر را بگشایند، نه تنها نتوانسته‌اند در عمل اثر بخشی محسوسی از خود نشان دهند، بلکه پرسش‌های جدی‌تری را درباره‌ علمیت، تخصص، و اولویت‌بندی پروژه‌های شهری مطرح ساخته‌اند.

 

شهردار و اعضای شورای شهر رشت به کرات بر «جسارت» خود در اجرای پروژه‌های عمرانی رشت پس از سال‌ها سکون تاکید کرده‌اند. این رویکرد در ظاهر تلاشی است برای نمایش کارآمدی و پیشرفت. اما در عالم مدیریت شهری و مهندسی ترافیک، «جسارت» بدون مبنای علمی و مطالعات تطبیقی نه تنها فضیلت محسوب می‌شود؛ بلکه مصداق«ریسک‌پذیریِ غیرمسوولانه» و «تهدید هدر رفتِ منابع عمومی» است.

 

پروژه‌هایی نظیر روگذرهای «باهنر»، «حمیدیان» و «رودباری» به وضوح در تضاد با اصول نوین مدیریت ترافیک قرار دارند. از اینرو کارشناسان متعددی که از همان ابتدا نسبت به عدم اثربخشی روگذرهای بتنی بر گره‌های ترافیکی هشدار داده و بر این نکته تاکید داشتند که در شهرهای هوشمند امروزی، تمرکز بر اجرای سازه‌های صرفا خودرو محور، پاسخی به پیچیدگی‌های ترافیکی قرن بیست و یکم نیست.

این روگذرها، به جای حل ریشه‌ای معضلات، صرفاً «توزیع مجدد ترافیک» را به همراه داشته‌اند؛ تجربه زیسته شهروندان رشت نیز گواهی بر این ادعاست که این سازه‌های غول‌آسا، صرفا گره ترافیکی را از نقطه‌ای به نقطه دیگر منتقل می‌کنند نه اینکه آن را گشوده باشند.

 

نقطه‌ی اوج این مناقشه، زمانی آشکار می‌شود که نایب‌رییس شورای شهر، انتقاد به این پروژه‌ها را «غیرعلمی» و منتقدین را «فاقد بینشی تخصصی و فنی» قلمداد می‌کند. این واکنش، نه تنها نشان‌دهنده‌ی عدم بلوغ سیاسی و فنی عضو شورای شهر است، بلکه تلاشی مذبوحانه برای منحرف کردن اذهان از اصل ماجراست: «فقدان اسناد علمی و مطالعاتی شفاف».

 

یک پروژه‌ی عمرانی استراتژیک، به‌ویژه در حوزه‌ی حمل‌ونقل، باید دارای پیوست‌های مطالعاتی جامع باشد که شامل موارد زیر است:

1- تحلیل وضع موجود: بررسی دقیق الگوهای ترافیکی، حجم تردد، میانگین سرعت، نقاط حادثه‌خیز و…

2- مدل‌سازی ترافیکی: شبیه‌سازی تاثیر اجرای پروژه بر جریان ترافیک با استفاده از نرم‌افزارهای تخصصی.

3-تحلیل هزینه – فایده: ارزیابی اقتصادی پروژه، با در نظر گرفتن هزینه‌های ساخت، نگهداری، و منافع حاصل از کاهش زمان سفر، آلودگی و تصادفات.

4- ارزیابی زیست‌محیطی و اجتماعی: سنجش تأثیرات پروژه بر محیط زیست، منظر شهری، و کیفیت زندگی شهروندان.

5- انطباق با طرح‌های فرادست: اطمینان از هم‌سویی پروژه با طرح جامع حمل‌ونقل شهر و سایر اسناد بالادستی توسعه‌ شهری.

 

تا به امروز، مدیریت شهری رشت نه تنها از انتشار عمومی این اسناد حیاتی سر باز زده است، بلکه با استناد به «علمِ پشتِ درهایِ بسته»، سعی در توجیه پروژه‌هایی دارد که به وضوح با اصول علمی روز دنیا در تضادند.

 

یکی از دلخراش‌ترین نمونه‌های این انحراف، احداث پل باهنر است. طبق اطلاعات موجود و تایید کارشناسان حوزه حمل‌ونقل، این پروژه نه تنها در طرح جامع حمل‌ونقل مصوب شهر رشت جایگاهی نداشته، بلکه به شکلی ناگوار، مسیر پیش‌بینی‌شده برای احداث «تراموا» را مسدود کرده است. تراموا، به عنوان یک سیستم حمل‌ونقل پاک، کم‌مصرف و با ظرفیت بالا، یکی از راهکارهای کلیدی برای ارتقای کیفیت حمل‌ونقل عمومی در شهرهای با تراکم بالا نظیر رشت محسوب می‌شود.

 

این تداخل ناخواسته که ناشی از عدم هماهنگی بین بخشی و یا نادیده‌انگاری طرح‌های بلندمدت شهری است، نشان می‌دهد؛ که اولویت مدیریت شهری نه «توسعه‌ی پایدار حمل‌ونقل»، بلکه «نمایشِ پروژه‌هایِ زودبازدهِ بتنی» بوده است. این رویکرد، ضربه‌ای مُهلک به برنامه‌ریزی استراتژیک شهری وارد می‌کند و سرمایه‌های عمومی شهر را صرف سازه‌هایی کرده که نه تنها کارایی لازم را ندارند، بلکه مسیر توسعه‌ی اصولی شهر را نیز مسدود کرده‌اند.

 

اگر این پروژه‌ها بر پایه مطالعات دقیق ترافیکی بنا شده‌اند، چرا مدیریت شهری تا به امروز از انتشار عمومی اسناد فنی، ترافیکی و توجیهی آن‌ها هراس دارد؟ چرا طرح‌های فرادستی مانند «تراموا» که قرار بود رگ حیاتی حمل‌ونقل رشت باشد، زیر چرخ‌دنده‌های همین پل‌های بدون مطالعه (مانند پل باهنر) قربانی شده‌اند؟ ادعای «علمی بودن» پروژه‌ها، زمانی که با پنهان‌کاری در ارایه اسناد همراه است، بیش از آنکه شبیه به یک گزاره علمی باشد، به یک شعار سیاسی شباهت دارد.

 

مدیران شهری، فراتر از مسوولیت سیاسی خود، دارای یک «مسوولیت علمی» در قبال شهروندان هستند. این مسوولیت، ایجاب می‌کند که تمامی تصمیمات عمرانی، بر پایه‌ی داده‌های دقیق، تحلیل‌های کارشناسی و شفافیت کامل اتخاذ و به اطلاع عموم برسند. وقتی در برابر پرسش‌های تخصصی به جای ارایه سند و مدرک با برچسب‌زنی و حمله به شخصیت منتقدین مواجه می‌شویم، باید نتیجه گرفت که «علم» در این میان، قربانی «نادانستن» یا «ندانستن اراده» شده است.

 

از اینرو باید پرسید: آیا مدیریت شهری رشت برای احداث این پل‌ها، طرح جامع حمل‌ونقل شهر را زیر پا گذاشته است؟ وقتی پروژه‌ای با طرح‌های کلان‌تر شهر (مانند مسیر تراموا) تداخل پیدا می‌کند، آیا می‌توان از «تخصص» سخن گفت یا باید نگران اتلاف جبران‌ناپذیر بودجه‌ای بود که می‌توانست صرف حمل‌ونقل عمومی کارآمد، اصلاح هندسی معابر و یا توسعه هوشمند شهری شود؟

 

احداث پنج روگذر بتنی در رشت، بیش از آنکه نشانه‌ی «جسارت عمرانی» باشد، زنگ خطری است برای انحراف مدیریت شهری از مسیر علم و تخصص. این پروژه‌ها، با هزینه‌های هنگفت مادی و فرصت‌های از دست رفته، نه تنها گره‌ای از ترافیک شهر نگشوده‌اند، بلکه بر شکاف میان ادعاهای مدیریت شهری و واقعیت‌های میدانی افزوده‌اند.

 

ضروری است که مدیریت شهری رشت، از این «بتن‌گراییِ بی‌منطق» دست بردارد و به دامان «علم شهرسازی و ترافیک» بازگردد. «علم» در اتاق‌های دَربسته تعریف نمی‌شود. علم شهرسازی، در پاسخگویی به پیوست‌های مطالعاتی، در شفافیت داده‌های ترافیکی، در ارزیابی کارشناسان مستقل و رضایت شهروندان ظهور می‌کند.

انتشار شفاف تمامی طرح‌های مطالعاتی روگذرهای بتنی، برگزاری جلسات تخصصی با حضور کارشناسان مستقل و اولویت‌بندی پروژه‌ها بر اساس نیازهای واقعی شهر و اصول توسعه‌ی پایدار، تنها راه برون‌رفت از این وضعیت بحرانی است.

 

جدال واقعی نه بر سر«بیسواد خواندن منتقدین» که بر سر«اثباتِ علمی بودن پروژه‌ها» و «پاسخگویی شفاف» در برابر شهروندان است. شهر رشت، شایسته‌ی مدیریتی است که بر پایه‌ی «علم» بنا شده باشد، نه بر «بتن» و «ادعاها».

 

*دانش‌آموخته کارشناسی ارشد شهرسازی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.