زبان گیلکی را گیلکی تلفظ کنیم؛

در حمایت از حذف “د”

0 ۱۹

خانه پدربزرگ یوتپه بود و شهرداری برای روبارتان خط مینی‌بوس داشت. سوار می‌شدیم و جلوی اخته مختار پیاده می‌شدیم و به سمت یوتپه می‌رفتیم.

 

برای ما که سرگرم مقایسه عمق حوض خانه پدربزرگ با عمق حوض خانه پدری بودیم هیچوقت سوال پیش نیامد که چرا روبارتان! اما سال‌ها بعد در آستانه چهل سالگی دیدیم که کارمندانی از نظر فرهنگی خودباخته هستند که هرجا “د” ندیده‌اند، برساخته‌اند و زبان گیلکی که از نظر تکامل از سایر زبان‌ها جلوتر است را با تزیین به “د” فارسیزه کرده‌اند. تمام تابلوهای محل را به رودبارتان تغییر داده‌اند.

 

یکی از زبان‌شناسان در خصوص زبان مادری می‌گوید: ما تا سن هفده سالگی هشتاد هزار کلمه یاد گرفته‌ایم و هرکس که به یک زبان تسلط دارد در واقع فهرست بسیار طولانی حقایق را که به صورت کلمات رمزگذاری شده‌اند و واژگان آن زبان می‌نامند، یاد گرفته است.

 

انسان‌ها سازگاری ویژه‌ای برای تنفس در خلال گفتار یافته‌اند: گفتار صرفا به چرخه تنفس اضافه نمی‌شود ، بلکه چرخه تنفس خود را با نیازهای گفتار سازگار می‌کند.

حرف “د” از چسبیدن نوک زبان به لثه بوجود می‌آید و در تکامل زبان، هرچقدر محل تولید حرف به جلوی زبان بیاید تلفظ کلمه راحت‌تر خواهد بود. حرف “خ” همین حالت را دارد.

 

بد نیست وسط خواندن یادداشت یک تمرین داشته باشیم. زبان گیلکی به شکلی هوشمندانه و توسط پیشینیان ما در گذر زمان این حرف را از وسط کلمه حذف کرده است. روبارتان را تلفظ کنید و بعد بلافاصله رودبارتان را تلفظ کنید تا ببینید زبانتان به کجا می‌چسبد و کدام ساده‌تر و هوشمندانه تر است. همین کار را برای رودخان و روخان تکرار کنید. قلعه رودخان یا قلعه روخان؟ روخان کول یا رودخان کول؟ و الی آخر.

 

شگفتی از نهادیست که به دلیل ماهیت و ماموریت بیشتر کارمندان آن بومی هستند اما آنقدر اعتماد به نفس ندارند تا از زبان خود دفاع کنند. کافیست سری به شهرهای گردشگر پذیر بزنید که زبانشان لهجه‌ای از زبان فارسی است تا ببینید چگونه اسم محله و کوی و برزن را با لهجه خود نام می‌برند و تابلوگذاری می‌کنند. آن‌وقت مایی که زبانی با ساختار، کلمات، فرهنگ لغت و دستور زبان متفاوت داریم کلمات را به فارسی می‌نویسیم. “د” بهانه است.

 

در شرایطی که زبان گیلکی خط الرسم مصوب دانشگاه گیلان و سهمی از کیبورد گوگل دارد‌، تغییر نام محلات آن همانقدر مسخره است که شما به تبریز بروید و جای “ائل گلی” با تابلوی “استخر مردم” مواجه شوید. “آب لب” را “لب آب” گفتیم، “طالشان پورد” را ” پل تالشان ” گفتیم، در شهر خودمان توسط شهرداری خودمان دستور زبان خودمان را در جایگذاری صفت و موصوف نادیده گرفتیم، اما اضافه کردن حروف به کلمات تغییر ماهیت زبان است.

 

بارها در این خصوص نوشته‌ام. امیدوارم که تغییر حروفی که از تبدیل “جیرکوچه” به “زیرکوچه” شروع شد، با برگرداندن نام روبارتان به تابلوهای خود و نوشتن نام درست محلات بر روی تابلوهای شهری به پایان خوبی برای فرهنگ این شهر برسد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.