وقتی حق دسترسی سلب می‌شود؛

یک کلمهِ حرف حساب

0 ۲۲

120 سال پیش که شاهی‌ها و مشروطه‌خواهان هنوز به جان هم افتاده بودند و تورم بالاخره کار خود را کرده و قند و شکر و کرایه درشکه سر به فلک کشیده بود؛ درست در چنین روزهایی میرزا محمد علی ملک‌المتکلمین از مراسمی برمی‌گشت که در آن با آن فن بیان قوی‌اش در جهت به جای آوردن “سنتِ یک کلمه حرف حساب” سخنرانی پرشور ولی تلطیف ‌شده‌ای با موضوع “گرانی چیز بدی است” ارائه کرده و به حق بادی به غبغب انداخته بود.

 

میرزا جهانگیر خان سورارافیل در حالی‌که برای او و خودش در آن زمانهِ خراب، عمر طولانی‌تر آرزو می‌کرد ضمن تشویق و اضافه حقوق، اما به میرزا محمد علی دوستانه نصیحت کرد که کمتر حرص بخورد و برای برخورداری از عمری دراز، در بازتاب دادن حقیقت کمی محتاطتر باشد اما مانند او مطلقا زیر بار نرود.

 

امروز سنتِ مقدس “یک کلمه حرف حساب” جور دیگری ادامه پیدا کرده است. “شما را بخدا ما را نخندانید” عنوان جدیدترین مطلبی است که یکی از رسانه‌های خبری خیلی معتبر اما کم فالور گیلان چند ساعت پیش منتشر کرد. در این مطلب آمده است؛

 

زمانی که اینترنت هر گیگ 19 هزار تومان بود ما برای مخاطبان اندک اما بافهم‌مان خبر منتشر می‌کردیم. حالا قرار است بعد از کلی تحقیقات میدانی و مجازی، اینترنت هر گیگ ۴۵ هزار تومانی را به ما بفروشند. یک سوال؛ واقعا چه اصراری هست که زیر بارش برویم؟ تازه گیریم که نت گیگی 45 هزار تومانی را خریدیم و زیر بار هم رفتیم؛ برای کدام مخاطب قرار هست اخبار و مقاله یادداشت و گزارش منتشر کنیم وقتی ۹۹ درصدشان هم‌چنان بی اینترنت مانده‌اند!

 

اوضاع اقتصادی انقدر رو به وخامت رفته که بسیاری از رسانه‌های سرشناس کشوری به صورت گسترده دست به تعدیل نیرو زده‌اند. توقیف روزنامه‌ها طرفدار پنج آتیشه دارد و همین الان هم کم و بیش در جریان است. در این شرایط بی در و پیکر برای برخی دوستان که از بد روزگار و صد البته از بد اقبالی ما در بخش رسانه فعالند، هم‌چنان نان می‌رسد و آب باریکه‌شان پهناورتر از قبل شده است.

 

در عوض اوضاع برای باکیفیت اندیشان به حدی نابسامان هست که در غیاب برخی رسانه‌های موثر و کم‌کاری اجباری رسانه‌ها و به برکت حضور فعال‌تر رسانه‌های پهناور! همه جا برای این طیف به معنی واقعی کلمه پر از مطالبِ چرند و پرند شده است. طوری‌که جملگی خانواده بزرگ اما چند پاره خبرنگاران و روزنامه‌نگاران آرزو دارند کاش در روزگاری بودند که یک کلمهِ حرف حساب، جایگاهی برای خودش داشت و دفتر و دستکی. روزگاری که فوقش دهخدایی در آن می‌بود و چرند و پرندی واقعی منتشر می‌کرد تا عرصه بر این نمایش بی‌سوادی تنگ شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.