گیلان از دیرباز یکی از مهمترین نواحی کشاورزی ایران بود و کشت برنج، بهویژه در دشتهای حاصلخیز آن، بخش مهمی از زندگی و اقتصاد مردم منطقه را شکل میداد. دامه این شیوه کشاورزی بیش از هر چیز به آب وابسته بود. رودخانههایی مانند: سفیدرود و نهرهایی که از آن منشعب میشدند، آب مورد نیاز بخش وسیعی از زمینهای زراعی را تأمین میکردند و در شکلگیری و گسترش شالیزارها نقش مهمی داشتند.
کشاورزان، آب سفیدرود را از طریق نهرهای اصلی و فرعی به سوی زمینهای خود هدایت میکردند. در اسناد اواخر عصرقاجار و اوایل پهلوی از نهرهایی مانند: خمامرود، کیاجوب و حشمترود نام برده شده است. وجود چنین شبکهای نشان میدهد که رساندن آب به مزارع، تنها به جریان طبیعی رودخانه وابسته نبود؛ بلکه مسیرهای آبرسانی در طول زمان و متناسب با نیاز زمینها شکل گرفته و گسترش یافته بودند.
در اسناد اواخر عصر قاجار و اوایل پهلوی از نهرهایی مانند: خمامرود، کیاجوب و حشمترود نام برده شده است. وجود چنین شبکهای نشان میدهد که رساندن آب به مزارع، تنها به جریان طبیعی رودخانه وابسته نبود؛ بلکه مسیرهای آبرسانی در طول زمان و متناسب با نیاز زمینها شکل گرفته و گسترش یافته بودند
آب سفیدرود فقط در فصل کشت برنج مورد استفاده قرار نمیگرفت. در ماههای خارج از فصل زراعی نیز آب رودخانه و نهرهای منشعب از آن در فعالیتهای اقتصادی روستاها کاربرد داشت. برای نمونه، بیش از یکصد آسیاب در مسیر گلرود و خمامرود قرار داشتند که از شهریور تا بهمن هر سال مورد استفاده قرار میگرفتند.
این موضوع نشان میدهد که آب رودخانه در بخش قابل توجهی از سال، در زندگی و اقتصاد روستایی جریان داشت و کاربرد آن تنها به آبیاری شالیزارها محدود نمیشد.
کشاورزان نیز برای استفاده بیشتر از آب، تنها به مسیرهای موجود اکتفا نمیکردند. در برخی موارد مسیر نهرهای فرعی را تغییر میدادند و دهانه آنها را به سمت زمینهای مرتفعتر یا نواحی نزدیکتر به کوهستان منتقل میکردند. هدف از این کار، رساندن آب به زمینهایی بود که پیشتر امکان آبیاری آنها وجود نداشت و رساندن آب به آنها باعث افزایش سطح زمینهای قابل کشت مناطق روستایی میشد.
آب سفیدرود فقط در فصل کشت برنج مورد استفاده قرار نمیگرفت. در ماههای خارج از فصل زراعی نیز آب رودخانه و نهرهای منشعب از آن در فعالیتهای اقتصادی روستاها کاربرد داشت. برای نمونه، بیش از یکصد آسیاب در مسیر گلرود و خمامرود قرار داشتند که از شهریور تا بهمن هر سال مورد استفاده قرار میگرفتند
شرایط طبیعی منطقه نیز در این روند تاثیر میگذاشت. در بخشهایی از مسیر سفیدرود، بستر رودخانه سنگلاخی بود و جریان آب نمیتوانست بهآسانی در آن نفوذ کرده و مسیر خود را عمیقتر کند. در چنین وضعی، انحراف آب و ایجاد یا گسترش نهرهای فرعی در بالادست رودخانه، راهی برای رساندن آب به زمینهای اطراف بود. کشاورزان ناچار بودند مسیر آب را با پستی و بلندی زمین و ویژگیهای طبیعی منطقه هماهنگ کنند.
این اقدامات را میتوان نشانهای از تجربه و شناخت محلی کشاورزان گیلانی دانست. کشاورزی در آن روزگار فقط کاشت و برداشت محصول نبود. شناخت مسیر رودخانه، پیدا کردن محل مناسب برای انحراف آب، نگهداری نهرها و تنظیم جریان آب، بخشی از کار و تجربهای بود که در زندگی کشاورزان شکل گرفته بود.
وابستگی شالیزارها به آب، اهمیت نحوه انتقال و تقسیم آن را نیز بیشتر میکرد. آب از رودخانه وارد نهرهایاصلی و سپس نهرهایفرعی میشد و از آنجا به زمینهای کشاورزی میرسید. بنابراین، چگونگی هدایت آب و تنظیم دهانه نهرها مستقیما بر میزان آبی که به هر منطقه میرسید تاثیر داشت. این شیوه، بهتدریج مجموعهای از روشهای محلی برای بهرهبرداری از آب به وجود آورده بود که بر تجربه کشاورزان و شناخت آنها از شرایط زمین و رودخانه استوار بود.
گسترش شالیزارها نیز ارتباط مستقیمی با همین شبکه آبرسانی داشت. هر جا امکان رساندن آب بیشتر فراهم میشد، امکان زیر کشت رفتن زمینهای بیشتری نیز به وجود میآمد. از این رو، نهرهای منشعب از سفیدرود تنها مجاری انتقال آب نبودند؛ آنها بخشی از زیرساختی بودند که گسترش کشاورزی و کشت برنج در بخشهایی از گیلان به آن وابسته بود.
آنچه در این میان اهمیت دارد، نقش خود کشاورزان در شکل دادن به این نظام است. آنها با شناختی که از رودخانه، زمین و مسیرهای آب داشتند، نهرها را توسعه میدادند، مسیر برخی از آنها را تغییر میدادند و آب را تا حد امکان به زمینهای مورد نیاز میرساندند.
این تلاشها درشرایطی انجام میشد که هنوز از امکانات گسترده مهندسی و تاسیسات مدرن آبیاری خبری نبود و بخش مهمی از مدیریت آب بر تجربه و توان عملی مردم منطقه تکیه داشت.
رودخانه، زمین و تجربه کشاورزان در کنار هم نظامی از آبرسانی و کشاورزی را پدید آورده بودند. بررسی این شیوه سنتی، نشان میدهد که پیش از شکلگیری نظامهای جدید مدیریت آب، بخش مهمی از گسترش کشاورزی گیلان به ابتکار و تجربه مردم منطقه وابسته بود
این شیوه بهرهبرداری از آب تا پیش از احداث و بهرهبرداری از سد سفیدرود، بخش مهمی از نظام سنتی آبرسانی و کشاورزی منطقه را تشکیل میداد. در آن دوره، رودخانه و نهرهای منشعب از آن مستقیما با دوام شالیزارها و فعالیت کشاورزان پیوند داشتند و تغییر مسیر آب، ایجاد نهرهای تازه و استفاده ازجریان رودخانه، بخشی از واقعیت روزمره کشاورزی گیلان بود. با شکلگیری تاسیسات جدید و تغییر شیوه مدیریت منابع آب پس از احداث سد سفیدرود، این الگوی سنتی نیز بهتدریج دستخوش تغییر شد.
از این منظر، اسناد تاریخی تنها گزارشی از مسیر رودخانهها و نهرها به دست نمیدهند؛ آنها تصویری از تلاش کشاورزان برای سازگار کردن زمین و آب با یکدیگر نیز ارایه میکنند. شالیزارهای گیلان درچنین شرایطی شکل گرفتند؛ در جایی که رودخانه، زمین و تجربه کشاورزان در کنار هم نظامی از آبرسانی و کشاورزی را پدید آورده بودند. بررسی این شیوه سنتی، نشان میدهد که پیش از شکلگیری نظامهای جدید مدیریت آب، بخش مهمی از گسترش کشاورزی گیلان به ابتکار و تجربه مردم منطقه وابسته بود.
منابع:
اسناد دریافت شده از سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.