«سفر نویسنده» اثرکریستوفر ووگلر، با حضور محمد گذرآبادی، مترجم کتاب، جابر قاسمعلی، فیلمنامهنویس و محمد شاهشمس، منتقد ادبی، در کتابفروشی اردیبهشت رشت معرفی شد.
کتاب که در وهله نخست برای فیلمنامهنویسان نوشته شده، مورد استفاده رماننویسان، انیماتورها، طراحان بازیهای رایانهای، نمایشنامهنویسان، بازیگران، ترانهسرایان و حتی مددکاران اجتماعی قرار گرفته و دردورههای آموزش سینما و نویسندگی خلاق در سراسر جهان بهعنوان متنی آموزشی پذیرفته شده است.
«سفر نویسنده» نهتنها درباره اسطوره، ساختار روایت و فیلمنامهنویسی، بلکه به عبارتی روایتی فشرده از زندگی انسان است. ووگلر در این کتاب، داستانهای قهرمانی را بخشی از تجربه فردی و جمعی انسان میداند..
سفر نویسنده نهتنها درباره اسطوره، ساختار روایت و فیلمنامهنویسی، بلکه به عبارتی روایتی فشرده از زندگی انسان است. ووگلر در این کتاب، داستانهای قهرمانی را بخشی از تجربه فردی و جمعی انسان میداند
وی معتقد است؛ قصههای قهرمانی بر شکلگیری جامعه تاثیر میگذارند و به آن کمک میکنند؛ به یاری منابع مشترک فرهنگی، ما را به هم پیوند میدهند و نظامهای باور جمعی، اصول شرافت وسرمشقها را در اختیارمان میگذارند.
به باور وی داستانهای قهرمانی با نشان دادن جامعه و نیازها و آرزوهایش، درخدمت سلامت ذهن جمعی ما هستند. ما میتوانیم نسخه بزرگشدهای از نبردهای خودمان را در آینه مبارزات و پیروزیهای ابرقهرمانان، که چهرهای کموبیش آسمانی دارند، ببینیم و به شیوههایی برای عملکرد بهتر در بازی زندگی بیندیشیم.

الگوها را بیاموز، اما طرحی نو درانداز
«جابر قاسمعلی» فیلمنامهنویس، در این نشست با اشاره به اهمیت کتاب گفت: فیلمنامهنویس آماتور میتواند کتاب را بهعنوان «نقشه راه» بخواند تا با شیوه فیلمنامهنویسی، بهویژه الگوی «سفر قهرمان»، آشنا شود. اما فیلمنامهنویس حرفهای پس از نوشتن فیلمنامه از کتاب برای بازبینی و بازنویسی اثر خود استفاده میکند وفیلمنامهاش را با الگوهای ارایهشده در کتاب مقایسه میکند تا ببیند مراحل داستان و مسیر شخصیتها تا چه اندازه با این الگو هماهنگ است.
جابرقاسمعلی:این کتاب برای فیلمنامهنویس همان نقشی را دارد که یک سیناپس مفصل برای فیلمنامه دارد؛ یعنی چارچوبی در اختیار نویسنده قرار میدهد تا بتواند هنگام نوشتن یا بازنویسی، مسیر داستان و سکانسها را ارزیابی کند
به گفته او، این کتاب برای فیلمنامهنویس همان نقشی را دارد که یک سیناپس مفصل برای فیلمنامه دارد؛ یعنی چارچوبی در اختیار نویسنده قرار میدهد تا بتواند هنگام نوشتن یا بازنویسی، مسیر داستان و سکانسها را ارزیابی کند.
قاسمعلی تاکید کرد که استفاده از الگوی کتاب به معنای شبیه شدن فیلمها نیست. فیلمنامهنویس باید ابتدا قواعد و ساختارها را بیاموزد و سپس بتواند آنها را بشکند و متناسب با توانایی و نگاه خود تغییر دهد.
او نمونههایی از «محله چینیها»، «سرگیجه» و «شبهای کابیریا» را مطرح و تصریح کرد: این فیلمها با وجود استفاده از الگوهای مشابه، به دلیل شیوه متفاوت روایت و پرداخت شخصیتها، کاملا از یکدیگر متمایزند.
محمد شاه شمس: تفاوت کتاب «سفر نویسنده» با دیگر کتب در این حوزه این است که از خودش عبور میکند. به این معنا که الگوها را مطرح میکند که مخاطب ساختار را بهخوبی درک کند، اما در عین حال یادآوری میکند که هر خواننده یا نویسندهای باید الفبای خودش را در مواجهه با جهان داشته باشد
همهی ما در سفریم
در ادامه نشست «محمد شاهشمس» منتقد ادبی، با اشاره به دیدگاه کارل گوستاو یونگ درباره «ناخودآگاه جمعی» و نقش جوزف کمبل در شکلگیری مفهوم «سفر قهرمان»، گفت: کهنالگوها صرفاً ابزار داستانپردازی نیستند، بلکه با زندگی انسان ارتباط دارند.
به گفته او کمبل بهعنوان یکی از پایههای نظری کتاب «سفر نویسنده»، کهنالگوها را بهمثابه اموری زیستشناختی در وجود انسان مطرح میکند؛ از این منظر، همه انسانها، حتی اگر نویسنده نباشند، بهعنوان موجوداتی که در جهان زندگی میکنند، در این سفر قرار دارند.

وی با اشاره به نحوه طرح این مباحث در کتاب اظهار کرد: تفاوت کتاب «سفر نویسنده» با دیگر کتب در این حوزه این است که از خودش عبور میکند. به این معنا که الگوها را مطرح میکند که مخاطب ساختار را بهخوبی درک کند، اما درعین حال یادآوری میکند که هر خواننده یا نویسندهای باید الفبای خودش را در مواجهه با جهان داشته باشد.
شاهشمس درپایان گفت: امروز ما به چنین آثاری نیازمندیم؛ آثاری که ضمن تاکید بر بنیانهای نظری، از دعوت به ادراک سادگی و تامل در زندگی روزمره نیز غافل نمیمانند.
محمدگذرآبادی: کتاب هم به فیلمنامهنویس میآموزد که چگونه فیلمنامهای درست بنویسد وهم به مخاطب عادی امکان میدهد این الگوها را در زندگی روزمره خود ببیند و ازآنها درس زندگی بگیرد
سفر نویسنده؛ کتابی درباره زندگی
«محمد گذرآبادی» مترجم و فیلمنامهنویس، نیز در این جلسه درباره «سفر نویسنده» گفت: این کتاب اگرچه درباره فیلمنامهنویسی است در واقع کتابی درباره زندگی است و مخاطب آن فقط فیلمنامهنویسان نیستند.
نویسنده درفصل پایانی، تجربهای واقعی از گرفتار شدن خود در کوهستانی در کالیفرنیا را روایت میکند و نشان میدهد که چگونه با استفاده از الگوی «سفر قهرمان» از آن وضعیت نجات یافته است. بنابراین، سفر قهرمان را میتوان الگویی برای زندگی دانست و شخصیتهایی مانند «نگهبان آستانه»، «استاد»، «سایه» و «متلون» را در روابط و تجربههای روزمره خود نیز دید.
وی ضرورت شناخت ساختار پیش از شکستن آن را از نکات مهم مورد اشاره در کتاب عنوان و خاطرنشان کرد: همانگونه که شاعر برای فاصله گرفتن از وزن و ساختار شعر کلاسیک، ابتدا باید آن را بشناسد، این اصل درباره فیلمنامه نیز صدق میکند.
این فیلمنامهنویس افزود: کتاب همچنین بر اهمیت نخستین معرفی شخصیت تاکید دارد؛ نخستین حضور شخصیت باید بهگونهای باشد که درذهن مخاطب بماند و با درون شخصیت و مضمون فیلم ارتباط داشته باشد.
گذرآبادی خاطرنشان کرد: کتاب در نهایت هم به فیلمنامهنویس میآموزد که چگونه فیلمنامهای درست بنویسد وهم به مخاطب عادی امکان میدهد این الگوها را در زندگی روزمره خود ببیند و ازآنها درس زندگی بگیرد.
و درخاتمه، «سفر نویسنده» دعوتی است به دیدن داستانها نه فقط بهعنوان روایتهایی ساختهشده برای سرگرمی یا آموزش فن، بلکه بهعنوان آینهای از تجربه انسان.