در روزگاری که سخن گفتن از امید دشوارتر از همیشه به نظر میرسد، کتابفروشی اردیبهشت رشت در واپسین روز تیرماه 1405 میزبان آیین رونمایی و جشن امضای کتاب «صبور مثل بذر زمستان» بود؛ کتابی که از دل ادبیات کهن، روایتی تازه از تابآوری و گشایش پیش روی مخاطب میگذارد.
«صبور مثل بذر زمستان»، بازآفرینی شمس لنگرودی از گزیده حکایتهای «فرج بعد از شدت» نوشته قاضی تنوخی است. اثری که میکوشد یکی از کهنترین روایتهای فارسی را با زبانی روان به مخاطبان امروز ارائه کند.
شمس لنگرودی در توضیح این کتاب آورده: در طول تاریخ ما، کتاب« فرج بعد از شدت» همچون کلیله و دمنه و جوامعالحکایات کتابی درسی و اخلاقی بوده و همواره توجه اهل علم و ادب را به خود جلب کرده است ؛چونان که مولوی نیز در مثنوی معنوی ، مستقیم و غیرمستقیم، بسیار از داستانهای این کتاب بهره برده است. اما جالب تر از همه، تاثیر این کتاب بر خورخه لوئیس بورخس، نویسنده آرژانتینی و بازنویسی جادویی او از آن است که بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
در این آیین، شمس لنگرودی شاعر و هنرمند بنام معاصر، پوریا سوری، شاعر روزنامهنگار و مدیر نشر «وزن دنیا» و دکتر کاظمی، استاد ادبیات فارسی در کنار جمعی از دوستداران کتاب از ضرورت آشنایی و پیوند با ریشههای فرهنگی و ادبیات کهن و نقش امید و تابآوری در روزهای سخت سخن گفتند.
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
شمس لنگرودی در این مراسم با اشاره به این که دوره سختی را سپری می کنیم گفت: قصد من از بازخوانی کتاب « فرج بعد از شدت» ، پیش از هر چیز خود موضوع امید به رهایی در لحظاتی است که هیچ امیدی نیست؛ صبور مثل بذر زمستان.
وی درباره روند آمادهسازی کتاب «صبور مثل بذر زمستان» توضیح داد: از « فرج بعد از شدت» ترجمهها و نسخههای مختلفی وجود داشت. در این بازآفرینی، بخشهایی را که پیچیدگی زبانی داشت اما حذف آنها آسیبی به روایت وارد نمیکرد، کنار گذاشتم و کوشیدم واژههای دشوار را نیز توضیح دهم تا مخاطبان، بهویژه نسل جوان، بتوانند آسانتر با این اثر ارتباط برقرار کنند.
شمس لنگرودی هدف خود از انتشار این کتاب را در دو محور خلاصه کرد: نخست اینکه جوانان بتوانند بدون درگیر شدن با دشواریهای متون کهن، به این گنجینه ادبی دسترسی پیدا کنند و دوم اینکه پیام اصلی کتاب را دریابند؛ اینکه باید مانند بذر زمستان صبور بود. بذری که ماهها در تاریکی و سرمای خاک پنهان میماند، اما با رسیدن بهار سر از خاک برمیآورد و شکوفا میشود. انسان نیز در سختترین روزها باید چنین امیدی را حفظ کند.
شمس لنگرودی: قصد من از بازخوانی کتاب « فرج بعد از شدت» پیش از هر چیز خود موضوع امید به رهایی در لحظاتی است که هیچ امیدی نیست؛ صبور مثل بذر زمستان
این شاعر و هنرمند با اشاره به یکی از حکایتهای کتاب با عنوان «عاقبت ظالمان» گفت: تمام «فرج بعد از شدت» روایت گشایش پس از سختی است؛ همان اندیشهای که حافظ با بیت “چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند” بیان میکند و در آثار مولوی نیز بارها به آن پرداخته شده است. مقصود من از انتشار این کتاب نیز انتقال همین پیام امید است.
لنگرودی در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر مطالعه متون کلاسیک بر زندگی امروز گفت: حافظ و مولوی از همین میراث ادبی تغذیه کردهاند، اما نسل امروز از این ریشهها فاصله گرفته است. گاهی تصور میکنیم ادبیات ترجمهشده جهان اصل است، در حالی که بخش مهمی از آنچه به دنبالش هستیم، در متون کلاسیک خودمان وجود دارد.
وی با اشاره به جایگاه جهانی ادبیات فارسی افزود: در بسیاری از کتابفروشیهای آمریکا، ترجمههای گوناگون آثار مولوی را میتوان یافت. اهمیت مولوی تنها به شعر او محدود نمیشود، بلکه به احاطه و شناخت عمیقش از فرهنگ ایران بازمیگردد.
این شاعر دلیل فاصله گرفتن نسل جوان از متون کلاسیک را دشواری زبان آنها دانست و گفت: به همین دلیل کوشیدم خواندن این کتاب برای مخاطب امروز آسانتر شود. آشنایی با این آثار، بهویژه برای شاعران و علاقهمندان ادبیات، ضروری است؛ زیرا به شناخت تفاوت واژگان، موسیقی زبان و ظرفیتهای بیان فارسی، یاری میرساند.
این شاعر و هنرمند با اشاره به یکی از حکایتهای کتاب با عنوان «عاقبت ظالمان» گفت: تمام «فرج بعد از شدت» روایت گشایش پس از سختی است؛ همان اندیشهای که حافظ با بیت “چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند” بیان میکند و در آثار مولوی نیز بارها به آن پرداخته شده است. مقصود من از انتشار این کتاب نیز انتقال همین پیام امید است
لنگرودی با تاکید بر نقش ادبیات در حفظ هویت فرهنگی ایران اظهار کرد: در دورههای طولانی تاریخ، همین کتابها فرهنگ و هویت ما را زنده نگه داشتهاند. به تعبیر نیچه، یا باید مغلوب واقعیت شویم یا با نگاهی دیگر به زندگی ادامه دهیم. حافظ، مولوی و نظامی تسلیم واقعیتهای تلخ نشدند، بلکه باور داشتند که هیچ وضعیتی پایدار نیست.
وی در پایان، کتاب «صبور مثل بذر زمستان» را تلاشی برای تقویت امید در جامعه دانست و گفت: پیام این کتاب آن است که نباید مغلوب سختیها شد. باید به این باور درونی رسید که “چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند”.
شمس لنگرودی موفقترین شاعر سورئالیست ایران
دکتر کاظمی، استاد ادبیات فارسی، در آیین رونمایی از کتاب «صبور مثل بذر زمستان»، شمس لنگرودی را موفقترین شاعر سورئالیست ادبیات معاصر ایران خواند و افزود: مولفههای سورئالیسم، حکمتگرایی و رئالیسم جادویی در آثار داستانی و شعری شمس بهخوبی دیده میشود.
وی کتاب «صبور مثل بذر زمستان»، را نمونهای موفق از بازآفرینی ادبیات کهن برای مخاطب امروز دانست و خاطرنشان کرد: یکی از ویژگیهای مهم این کتاب آن است که استاد شمس لنگرودی حکایتهای تعلیمی کتاب « فرج بعد از شدت» نوشته قاضی تنوخی را که همگی سرانجامی اخلاقی دارند، با زبانی امروزی و روایتی روان بازنویسی کردهاند. این شیوه، امکان بهرهگیری نسل جدید از گنجینه ادبیات کهن و ظرفیتهای زبان فارسی را فراهم میکند.
وی عنوان «صبور مثل بذر زمستان» را نیز انتخابی هوشمندانه و سرشار از معنا توصیف و بیان کرد: این نام، استعارهای زیبا از مفهوم امید و تابآوری است. زمستان نماد سختی و بحران، بذر نشانه ظرفیت نهفته برای رویش و صبوری، رمز عبور از رنج تا رسیدن به شکوفایی است. این ترکیب، اندیشه اصلی کتاب « فرج بعد از شدت» را به زبانی ملموس و امروزی منتقل میکند.
کاظمی با اشاره به ساختار کتاب گفت: در «فرج بعد از شدت»، قاضی تنوخی برای روایت گشایش پس از سختی، بارها به داستان پیامبران، از جمله حضرت یوسف، ایوب، موسی و ابراهیم، استناد میکند. برای نمونه، سرگذشت حضرت یوسف، از افتادن در چاه و بردگی تا رسیدن به حکومت، نمونهای روشن از همان مفهوم “صبور مثل بذر زمستان” است؛ بذری که مدتی از نگاهها پنهان میماند اما سرانجام به شکوفایی میرسد.
او افزود: اگرچه قاضی تنوخی گشایش را جلوهای از لطف الهی میداند، اما این روایتها در خوانش امروز میتوانند بهعنوان نمونههایی از تابآوری و توان انسان در عبور از بحران نیز فهمیده شوند.
این استاد ادبیات فارسی در ادامه به مقدمه کتاب اشاره کرد و گفت: استاد شمس لنگرودی در مقدمه از خورخه لوئیس بورخس و مفهوم “بازآفرینی جادویی” یاد کردهاند. این تعبیر دقیق است، زیرا بورخس صرفاً به بازنویسی متن اکتفا نکرده، بلکه با حفظ روح اثر، روایتی تازه و متناسب با مخاطب معاصر خلق کردهاند.
کاظمی استاد ادبیات فارسی: کتاب «صبور مثل بذر زمستان» نمونهای موفق از بازآفرینی ادبیات کهن برای مخاطب امروز است. یکی از ویژگیهای مهم این کتاب آن است که استاد شمس لنگرودی حکایتهای تعلیمی کتاب «فرج بعد از شدت» نوشته قاضی تنوخی را که همگی سرانجامی اخلاقی دارند، با زبانی امروزی و روایتی روان بازنویسی کردهاند
وی با اشاره به پیوند این کتاب با سنت شعر فارسی گفت: از میان ۲۳۰ حکایت« فرج بعد از شدت» ، استاد شمس لنگرودی ۳۶ حکایت را برگزیدهاند؛ حکایتهایی که درونمایه بیشتر آنها با جهانبینی حافظ همخوانی دارد. همان امیدی که در غزلهای حافظ میبینیم؛ “یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور” یا “هین مشو نومید”، همان اندیشهای است که قاضی تنوخی نیز بر آن تأکید میکند؛ اینکه در دل هر بحران، امکان گشایش نهفته است.
به گفته کاظمی، این اندیشه پیشتر در آثار نظامی گنجوی نیز بازتاب یافته است؛ آنجا که میگوید: “نومیدی اول امید است، پایان شب سیه سپید است”. او تأکید کرد: به زبان امروز، پیام این کتاب چیزی جز امید، تابآوری و امکان رهایی از بحرانهای زندگی نیست؛ خواه بیماری باشد، خواه فقر، رنج یا دیگر دشواریهای انسان. از همین رو، صبور مثل بذر زمستان تنها بازخوانی یک متن کهن نیست، بلکه روایتی معاصر از امید در دل سختیهاست.
ضرورت سخن گفتن از امید
پوریا سوری شاعر روزنامه نگار و مدیر نشر «وزن دنیا» در آیین رونمایی و جشن امضای کتاب «صبور مثل بذر زمستان»، با اشاره به روند شکلگیری مجموعهای از بازخوانی آثار کلاسیک ادبیات فارسی گفت: این کتاب گزیدهای از داستانهای «فرج بعد از شدت»، یکی از آثار ارزشمند ادبیات کهن ایران است. در نشر «وزن دنیا» از استاد شمس لنگرودی دعوت کردیم تا بر پایه تجربه و خوانش شخصی خود، داستانهایی از این اثر را برگزینند.
وی با اشاره به پیشینه انتشار این مجموعه افزود: در دو سال گذشته نیز چند اثر دیگر در همین قالب منتشر کردهایم. استاد محمود دولتآبادی ابتدا داستانهایی از «هزار و یک شب» و سپس گزیدهای از« تاریخ بیهقی» را انتخاب کردند که هر دو با استقبال مخاطبان روبهرو شد. همچنین « نوروزنامه » حکیم عمر خیام را با مقدمه زندهیاد مجتبی مینوی منتشر کردیم و «صبور مثل بذر زمستان» چهارمین کتاب این مجموعه است؛ اثری که پیشنهاد انتشار آن را خود استاد شمس لنگرودی مطرح کردند.
به گفته ناشر، شمس لنگرودی از همان آغاز همکاری، پیوند عاطفی خود با این کتاب را یادآور شد و گفت: در نوجوانی و جوانی نسخهای از« فرج بعد از شدت» در کتابخانه پدرم بود که بارها داستانهای آن را مطالعه کردم. بخشی از حافظه ادبی و ذهن من وامدار این کتاب است و همیشه دوست داشتم با گزینشی تازه و شکلی امروزی دوباره در دسترس مخاطبان قرار گیرد.
وی ادامه داد: پس از آغاز این همکاری، مراحل آمادهسازی کتاب انجام شد و در یکی دو ماه گذشته مجوز انتشار آن صادر شد. تصویرگری کتاب نیز بر عهده فرشید پارسیکیا، از نقاشان شناختهشده کشور، بود که برای هر یک از داستانهای برگزیده، اثری مستقل خلق کرده است.
ناشر در ادامه با اشاره به دشواری ارتباط نسل امروز با متون کلاسیک گفت: آثار ادبیات کهن معمولاً در قالب کتابهای حجیم و دانشگاهی منتشر میشوند؛ کتابهایی که سالها در کتابخانه خانهها باقی میمانند اما کمتر خوانده میشوند. چاپهای قدیمی، حروفچینی دشوار، نبود اعرابگذاری و واژهنامه مناسب، مخاطب امروز را از این آثار دور کرده است.
ناشر: زمانی که کار روی این کتاب را حدود یک سال و نیم پیش آغاز کردیم، شرایط امروز را پیشبینی نمیکردیم. اما انتشار «صبور مثل بذر زمستان» در این روزها برای من معنای دیگری پیدا کرده است. در روزگاری که جامعه با پیامدهای جنگ، فشارهای اقتصادی و دشواریهای فراوان، بهویژه برای نسل جوان، روبهروست، سخن گفتن از امید و عبور از زمستان، شاید بیش از هر زمان دیگری ضروری باشد
او افزود: در این کتاب، داستانها با انتخاب استاد شمس لنگرودی، همراه با ویرایش، اعرابگذاری و توضیح واژههای دشوار منتشر شدهاند تا خواندن متون کهن برای مخاطب امروز آسانتر و لذتبخشتر باشد.
ناشر همچنین با اشاره به همزمانی انتشار کتاب با روزهای دشوار جامعه، از پیام امیدبخش آن سخن گفت و اظهار کرد: زمانی که کار روی این کتاب را حدود یک سال و نیم پیش آغاز کردیم، شرایط امروز را پیشبینی نمیکردیم. اما انتشار «صبور مثل بذر زمستان» در این روزها برای من معنای دیگری پیدا کرده است. در روزگاری که جامعه با پیامدهای جنگ، فشارهای اقتصادی و دشواریهای فراوان، بهویژه برای نسل جوان، روبهروست، سخن گفتن از امید و عبور از زمستان، شاید بیش از هر زمان دیگری ضروری باشد.
وی در پایان حضور و گفتوگو با استاد شمس لنگرودی و بهره بردن از دانش و تجربه ایشان را در فضای فرهنگی و اجتماعی امروز ایران مغتنم و ارزشمند دانست. شاید راز ماندگاری آثاری چون «فرج بعد از شدت» نیز همین باشد؛ اینکه پس از قرنها، هنوز میتوانند با انسان امروز سخن بگویند.
در روزگاری که اضطراب، نومیدی و بیثباتی، بیش از هر زمان دیگری زندگی بسیاری را در سایه خود گرفته است، بازخوانی این روایتهای کهن یادآور حقیقتی ساده اما ماندگار است؛ هیچ زمستانی همیشگی نیست و هر بذر، اگر صبوری کند، روزی راه خود را به سوی نور خواهد یافت. شاید همین باور، همان میراثی باشد که ادبیات فارسی قرنهاست از نسلی به نسل دیگر سپرده است؛ امید به گشایشی که همیشه در دل سختیها جوانه میزند.
عکاس: مجتبی محمدی