آیین معرفی و امضای کتاب «کافه پولونیا» نوشته «منصور ضابطیان» به همت خانه کتاب کالاگان و همکاری شهرداری انزلی در بلوار تاریخی انزلی، پای پلکان عشق برگزار شد.
بدین ترتیب اهالی بندر مهآلود عصر ابریِ دوازدهمین روز از آبان به ضیافت روایتهایی رفتند که از شرافت پدران و مادرانشان نشان داشت. چرا که «کافه پولونیا» ماحصل سفر ضابطیان به لهستان و در پی شنیدن و نوشتن حکایت پناهندگان رنجوری است که حدود 84 سال پیش در وانفسای جنگ جهانی دوم ازشوروی به ایران منتقل شدند و دروازه ورود آنها به ایران شهر بندرانزلی بود.
«کافه پولونیا» ماحصل سفر ضابطیان به لهستان و در پی شنیدن و نوشتن حکایت پناهندگان رنجوری است که حدود 84 سال پیش در وانفسای جنگ جهانی دوم ازشوروی به ایران منتقل شدند و دروازه ورود آنها به ایران شهر بندرانزلی بود
و اما آنچه در انتظار پناهندگان لهستانی در این شهر بود، مهربانی و نوعدوستی مردمی بود که خود درگیر جنگ و مصائب آن بودند. ضابطیان علاوه بر لهستان در ایران نیز به شهرهایی که مقصد لهستانیها بود، سفر کرد و در کتابش ازدیدهها و شنیدههایش از آن نوشته است.
حاضران در ابتدای نشست معرفی کتاب «کافه پولونیا» به تماشای فیلمی از آرشیو موزه سیکورسکی لهستان نشستند که دربرگیرنده تصاویری از ورود لهستانیها به بندرانزلی بود.
ادامه این محفل نیز با گپوگفتی شنیدنی بین «امیرعلی نبویان» نویسنده، مجری، بازیگر و «منصور ضابطیان» شکل گرفت.
ضابطیان در این گفتوگو اظهار کرد: به احترام مهماننوازی مردم انزلی در سال 1321، دوست داشتم تور معرفی و امضای «کافه پولونیا» از این شهر شروع شود. به سبب این که حق مردم انزلی است که در اینجا گفته شود چه کار بزرگی کردند. گر چه همه مردم ایران در آن سالها در اصفهان، مشهد، اهواز، تهران، قزوین و خیلی از شهرهای دیگر مهماننوازی کردند اما به هر حال لحظه ورود مهاجران لهستانی به انزلی بنا بر گفتوگو با آنها چنین بوده که انگار وارد جهانی دیگر شدند و به جایی رسیدند که زمین زیر پایشان سفت بود.
منصور ضابطیان: کتاب «کافه پولونیا» با انزلی آغاز نمیشود اما قصه آن از انزلی شروع میشود. به احترام مهماننوازی مردم انزلی در سال 1321، دوست داشتم تور معرفی و امضای «کافه پولونیا» از این شهر شروع شود. به سبب این که حق مردم انزلی است که در اینجا گفته شود چه کار بزرگی کردند
وی با بیان این که «کافه پولونیا» سیزدهمین سفرنامهاش است و چهاردهمین در دست نوشتن است گفت: 30 درصد محتوای سفرنامهها از قبل مشخص است و 70 درصد دیگر در مقصد سفر کشف میشود. کتاب «کافه پولونیا» با انزلی آغاز نمیشود اما قصه آن از انزلی شروع میشود.
من ابتدا راهی شدم تا با دو نفر از بازماندگان پناهندگان لهستانی صحبت کنم. چون تقریبا همه آنهایی که وارد ایران شده بودند، از دنیا رفتهاند و تنها دو، سه نفر هستند که از بین آنها بهخاطر شرایط سنی و وضعیت حافظه، دو نفرشان میتوانستند صحبت کنند.
یکی از آنها خانمی نود و اندی ساله بود به نام ماریا و دیگری آقای آنژه که در همان سن و سال هستند. یکی از آنها بعد از انزلی راهی مشهد و دیگری از انزلی روانه اصفهان شده بود. این دو نفر، دو روایت متفاوت تعریف کردند اما روایت بخش انزلی از زبان هر دو مشترک بود.
آنچه در انتظار پناهندگان لهستانی در این شهر بود، مهربانی و نوعدوستی مردمی بود که خود درگیر جنگ و مصائب آن بودند. ضابطیان علاوه بر لهستان در ایران نیز به شهرهایی که مقصد لهستانیها بود، سفر کرد و در کتابش ازدیدهها و شنیدههایش از آن نوشته است
این نویسنده درباره صحبتهایی که با فرزندان پناهندگان لهستانی داشت، گفت: روایتهای آنها مملو از قدرشناسی بود و ایران را سرزمین نجات میدانستند.
خالق کتاب «کافه پولونیا» تصریح کرد: نگاه اول من اینطور بود که کتاب محدود به لهستان شود و نشانههای آن جنگ و آمدن پناهندگان به ایران را در لهستان پیگیری کنم اما بعد دیدم چه ارتباط محکمی بین حافظه آنها و شهرهای مختلف ایران وجود دارد، از این رو تصمیم گرفتم، سفرنامه را گسترش دهم و بخشی از آن هم در ایران بگذرد و طبیعتا مهمترین مکان، انزلی بود.
ضابطیان در ادامه از سفر سال گذشتهاش به انزلی برای نگارش بخش مربوط به این شهر و کمک «محمود عباسیان» از فعالان فرهنگی این شهر یاد کرد و به خواندن قسمتی ازکتاب پرداخت که شامل روایت «غلامرضا اسلامی» است. اسلامی یکی از اهالی انزلیست که خاطرات روزهای کودکی و مواجهاش با حضور پناهدگان لهستانی را به یاد دارد.
و اما درپایان باید گفت: کتاب «کافه پولونیا» در 200 صفحه ازسوی نشر مون انتشار یافته است و محفلِ معرفی و امضای آن در سایهسار آسمان پاییزی و پرواز پرندگان دریایی، فرصتی پدید آورد تا اهالی انزلی بار دیگر به صفحهای از تاریخ بیاندیشند که با مهربانی و اصالتشان پیوندی دیرین دارد.