کتاب «جام جعلنما؛ پارادایم اخبار جعلی در میدان نسل Z» نوشته «ایمان رنجکش» دانشجوی دکترای علوم سیاسی و فعال رسانهای جوان گیلان با سخنرانی تنی چند از جامعه شناسان و صاحب نظران حوزه رسانه در هتل ایران شهر رشت رونمایی شد.
در این آیین، لزوم تقویت تفکر انتقادی و سواد رسانهای برای تشخیص حقیقت، از میان رفتن انحصار روایتسازی، بررسی اخبار جعلی بهعنوان مسالهای اجتماعی، اهمیت اعتماد عمومی و حق مردم برای دانستن حقیقت در مواجهه با اخبار و ضرورت شناخت نسل زد بهجای برچسبزنی مورد بحث قرار گرفت.
ضرورت تفکر انتقادی در مواجهه با رسانه
«حسن محدثی گیلوایی» جامعهشناس و استاد دانشگاه در این مراسم با تاکید بر ضرورت نگاه علمی به تحولات اجتماعی گفت: رسانهها از عناصر مهم جهان جدید هستند که میتوانند جهان اجتماعی را به شیوهای متفاوت برساخت کنند و به تعبیر دیگر به نوعی جهانسازی (World Making) دست بزنند.
وی خاطرنشان کرد: نیروهای برخوردار از قدرت رسانهای میتوانند جهان را متناسب با منافع، علایق و خواستههای خود بازنمایی کنند و به این ترتیب، بر نگرش و رفتار افراد تاثیر بگذارند.
وی افزود: پیوند قدرت رسانهای و سیاسی نیز امکان بازنمایی متفاوت واقعیت را فراهم میکند؛ بهگونهای که افراد ممکن است تصویر برساختهشده را حقیقت بپندارند. این فرایند میتواند گرایشهای سیاسی و فرهنگی، الگوهای مصرف اقتصادی و افکار عمومی را در راستای اهداف و منافع نیروهای صاحب قدرت جهتدهی کند.
محدثی «تغذیه معرفتی » متفاوت را یکی از عوامل شکاف نسلی عنوان و تصریح کرد و افزود: ذهن ایرانی در طول تاریخ تحت تاثیر پنج منظومه معرفتی شامل معرفت دینی، عرفانی، ادبی، اسطورهای و خفیه شکل گرفته است. اندیشه ایرانی نیز پیوندی عمیق با آموزههای دینی و عرفانی و ادبیات، بهویژه شعر دارد.
وی خاطرنشان کرد: نسل دیجیتالزاده، آنگونه که در کتاب «جام جعلنما» به آن اشاره شده از منابع دانشی متفاوتی بهره میگیرد. ارتباط جهانی از طریق یادگیری زبانهای مختلف، فضای دیجیتال و بازیهای اینترنتی، تجربه زیسته این نسل را از نسلهای گذشته متمایز کرده و درک متقابل آنها را دشوارتر ساخته است.
این جامعهشناس با بیان این که نمیتوان این تحولات را صرفا مثبت یا منفی دانست افزود: برخلاف دیدگاهی که نسل جدید را فاقد تاریخ میداند، این نسل در حال ساختن تاریخی تازه و تغییر جهان است؛ فارغ از اینکه این تغییرات در نهایت چه پیامدهایی داشته باشند.
محدثی با تاکید بر لزوم شناخت نسل جدید گفت: نسلهای گذشته باید خود را با تحولات روز هماهنگ کنند و بهجای مقاومت و پیشداوری، جهان تازهای را که نسل جدید میسازد، بشناسند. مقاومت در برابر تغییر، امکان مشارکت موثر در این جهان و فرصت نقد و فهم درست آن را محدود میکند.
وی با اشاره به این که صنعت اطلاعات به بخش جداییناپذیر زندگی تبدیل شده و رسانههای جدید بر ابعاد مختلف زندگی از دریافت اطلاعات تا خریدهای روزمره، تاثیر میگذارند متذکر شد: انسان برای کاهش احتمال فریب و آسیب باید مهارت مواجهه آگاهانه و نقادانه با رسانهها و اطلاعات را بیاموزد.
حسن محدثی: نسل دیجیتالزاده، آنگونه که در کتاب «جام جعلنما» به آن اشاره شده از منابع دانشی متفاوتی بهره میگیرد. ارتباط جهانی از طریق یادگیری زبانهای مختلف، فضای دیجیتال و بازیهای اینترنتی، تجربه زیسته این نسل را از نسلهای گذشته متمایز کرده و درک متقابل آنها را دشوارتر ساخته است
محدثی با تاکید بر اهمیت تفکر انتقادی در مواجهه با رسانههای نوین اظهار کرد: اندیشیدن انتقادی مهارتی است که تنها شمار محدودی از افراد به آن دست مییابند؛ زیرا نظام آموزشی در پرورش انسان منتقد موفق نبوده و خانوادهها نیز اغلب بهجای تقویت استقلال فکری، بر تربیت انسانهای مطیع تاکید دارند.
وی با انتقاد از ساختارهای سنتی خانواده و نظام آموزشی افزود: نسل جدید درحال فاصله گرفتن از الگوهای پیشین است و گاه میکوشد در جهتدهی به خانواده نقش داشته باشد. ساختارهایی که همچنان درگیر مسایل سنتی و محدودیتهایی مانند تعیین نوع پوشش هستند بهسختی میتوانند انسانهایی با تفکر انتقادی پرورش دهند.
این جامعهشناس با اشاره به ظرفیتهای نسل جدید گفت: زیستن در فضای دیجیتال میتواند به نوجوانان در یافتن مسیر خود کمک کند. نسل جدید در بسیاری از زمینهها از نسلهای پیشین ماهرتر است و ممکن است توانایی بیشتری برای هدایت آنها داشته باشد.
وی افزود: شاید بیش از اندازه بر سویههای آسیبشناختی رسانهها و تحولات نسل جدید تمرکز کردهایم؛ درحالیکه جهان رسانهای میتواند ظرفیتها و راهحلهایی برای مواجهه با مسایل و چالشهای موجود نیز فراهم کند.
وی با تقدیر از تلاش ایمان رنجکش، نویسنده کتاب، برای طرح مساله اطلاعات نادرست و اخبار جعلی گفت: پیش از این با پدیده تبلیغات آشنا بودیم و میدانستیم که تبلیغات همواره میتواند با دروغ همراه باشد؛ اما اخبار جعلی و اطلاعات نادرست، پدیدهای پیچیدهتر از آن چیزی است که پیشتر با آن مواجه بودیم.
محدثی گیلوایی در پایان توضیح داد: اخبار جعلی و اطلاعات نادرست میتوانند به برساخت واقعیت اجتماعی منجر شوند؛ بهگونهای که این برساخت باورپذیر شود و به بخشی از جهان اجتماعی افراد تبدیل شود. در چنین شرایطی، ممکن است افراد دیگر آن را واقعیتی برساخته تشخیص ندهند، بلکه تصور کنند با حقیقت مواجه هستند.
لزوم امکان پرسشگری
«عباس نعیمی جورشری» جامعهشناس و پژوهشگر برگزیده ادوار کشور نیز در این آیین با تاکید بر اینکه بازنشر گسترده یک خبر یا تکرار یک ادعا لزوما آن را به حقیقت تبدیل نمیکند، گفت: افزایش دسترسی به اطلاعات ضرورتا به افزایش دانایی منجر نمیشود و تشخیص واقعیت، شایعه و فریب و سنجش اعتبار اطلاعات اهمیت دارد.
وی با اشاره به کتاب «جام جعلنما» اظهار کرد: اخبار جعلی فراتر از انتشار اطلاعات نادرست است و با جامعهشناسی رسانه، روانشناسی اجتماعی، سیاست، شکاف نسلی، حقیقت، قدرت و اعتماد اجتماعی پیوند دارد. اطلاعات نادرست همیشه حاصل دروغگویی آگاهانه نیست و عواملی مانند تکرار، تحریک هیجان، باورهای مخاطبان، هویت اجتماعی و اعتماد به نهادها در پذیرش روایتها نقش دارند.
این جامعهشناس افزود: اخبار جعلی زمانی به مسالهای اجتماعی تبدیل میشوند که بر روابط افراد، اعتماد عمومی، داوری سیاسی و کنش جمعی اثر بگذارند. وی با اشاره به تفاوت تجربه رسانهای نسل Z با نسلهای پیشین گفت: این نسل در فضای شبکههای اجتماعی و ارتباطات دیجیتال رشد کرده و نهتنها مصرفکننده اطلاعات، بلکه تولیدکننده، بازنشرکننده و تفسیرکننده آن است. با اینحال، نباید این نسل را یکدست دانست؛ زیرا وضعیت اقتصادی، آموزش، محل زندگی، سرمایه فرهنگی، تجربههای خانوادگی و دسترسی به فناوری، تجربههای متفاوتی ایجاد میکنند.
این جامعهشناس تاکید کرد: نسل جدید را نباید صرفا در معرض خطر اخبار جعلی دانست؛ نه میتوان آن را کاملا قربانی فناوری دانست و نه توانایی تشخیص اطلاعات نادرست را بهطور پیشفرض به آن نسبت داد. مساله اصلی، شناخت شرایطی است که ارزیابی درست اطلاعات را ممکن یا دشوار میکند.
وی با اشاره به اندیشههای میشل فوکو، رابطه حقیقت و قدرت را مورد توجه قرار داد و گفت رسانهها کانالهای خنثای انتقال اطلاعات نیستند؛ انتخاب موضوع، برجستهسازی رویدادها و کمرنگکردن برخی صداها بر برداشت عمومی از واقعیت اثر میگذارد. با اینحال، این موضوع به معنای نفی حقیقت یا یکساندانستن ادعاهای مستند و بیپشتوانه نیست؛ اعتبار اطلاعات با بررسی منابع و شواهد سنجیده میشود.
نعیمی جوشری: نسل جدید را نباید صرفا در معرض خطر اخبار جعلی دانست؛ نه میتوان آن را کاملا قربانی فناوری دانست و نه توانایی تشخیص اطلاعات نادرست را بهطور پیشفرض به آن نسبت داد. مساله اصلی، شناخت شرایطی است که ارزیابی درست اطلاعات را ممکن یا دشوار میشود
نعیمی جورشری تقویت «عقلانیت انتقادی» را از مهمترین راهکارهای مقابله با اخبار جعلی دانست و گفت این رویکرد به معنای بیاعتمادی دائمی نیست، بلکه مستلزم پرسشگری، مطالبه دلیل، تمایز میان شواهد و تفسیرها و اصلاح داوریها در مواجهه با شواهد تازه است.
وی بررسی منبع اصلی خبر، تطبیق محتوا با اسناد، مقایسه گزارش رسانههای مختلف و ارزیابی تصاویر و تیترها را در تشخیص اطلاعات نادرست موثر دانست و تاکید کرد: افراد باید باورهای خود را نیز نقد کنند و بپرسند آیا ادعایی را به دلیل شواهد پذیرفتهاند یا به دلیل سازگاری آن با علایقشان.
این پژوهشگر با اشاره به گسترش محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی گفت: تشخیص اصالت محتوا، درستی ادعا و اعتبار منبع انتشار از الزامات سواد رسانهای امروز است؛ زیرا نه هر محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی نادرست است و نه واقعیبودن تصویر، صحت تفسیر همراه آن را تضمین میکند.
نعیمی جورشری با تاکید بر اینکه جامعهی فاقد امکان پرسشگری در برابر خطا آسیبپذیر است، گفت: مقابله با اخبار جعلی به اعتماد بیچونوچرا به یک مرجع وابسته نیست، بلکه به جامعهای نیاز دارد که شهروندان آن امکان پرسشگری داشته باشند، نهادها پاسخگو باشند و هیچ ادعایی صرفا به دلیل جایگاه یا قدرت گوینده از نقد و سنجش معاف نشود.
این جامعه شناس در خاتمه ابراز امیدواری کرد انتشار این کتاب زمینهساز گفتوگوهای بیشتری درباره رسانه، نسلهای جدید و شرایط اجتماعی شناخت باشد.
سواد رسانهای؛ دفاع شخصی در برابر اخبار جعلی
«مهدی بازرگانی» روزنامهنگار و سردبیر مجله دیلمان بعنوان دیگر سخنران جلسه با اشاره به عنوان خلاقانه کتاب «جام جعلنما» و تداعی استعاره «جام جهانبین» حافظ گفت: رسانههای نوین قرار بود دریچهای برای شناخت صادقانه جهان باشند، اما از این رسالت فاصله گرفتهاند و بهجای نمایش حقیقت، به جام جعلنما تبدیل شدهاند.
وی با تشریح سه سطح مواجهه با اخبار جعلی اظهار کرد: در سطح نخست، اخبار جعلی با اطلاعات نادرست یکی گرفته میشوند؛ در سطح دوم، به ابزاری برای مهندسی افکار عمومی، تحریک احساسات و بازتعریف واقعیت اجتماعی تبدیل میشوند و در سطح سوم، فریب به بخشی از ساختار قدرت و واقعیتی تبدیل میشود که جامعه آن را به رسمیت شناخته است.
بازرگانی افزود: در چنین شرایطی، سواد رسانهای به ابزاری برای افزایش توانایی مخاطبان در تشخیص و مقابله با آثار این ساختار تبدیل میشود؛ نوعی آموزش دفاع شخصی در برابر تأثیرات گریزناپذیر رسانهها. وی با اشاره به نقش رسانهها در شکلگیری جنگها، تغییر نتایج انتخابات و جهتدهی به افکار عمومی گفت: رسانهها میتوانند با سطحی و احساسی نگهداشتن جامعه، امکان تفکر و تغییر را محدود کنند.
مهدی بازرگانی: اخبار جعلی و سواد رسانهای برای بسیاری از گروههای اجتماعی، از جمله نسل زد، دغدغه جدی نیست. فقدان آموزش مناسب و شناخت سطحی از تاریخ، جامعه ایران و تحولات جهانی باعث شده این نسل، مسائلی مانند انحصار رسانهای و اخبار جعلی را در چارچوب تئوری توطئه ببیند
این روزنامهنگار با تمرکز بر وضعیت نسل زد در ایران افزود: اخبار جعلی و سواد رسانهای برای بسیاری از گروههای اجتماعی، از جمله نسل زد، دغدغه جدی نیست. فقدان آموزش مناسب و شناخت سطحی از تاریخ، جامعه ایران و تحولات جهانی باعث شده این نسل، مسائلی مانند انحصار رسانهای و اخبار جعلی را در چارچوب تئوری توطئه ببیند.
پایان انحصار رسانههای بزرگ در روایتسازی
«امیرحسین ابراهیمی» فعال رسانهای و پژوهشگر ایرانشناسی، با طرح این پرسش که چرا نسل زد اساسا باید به روایتها اعتماد کند، گفت: پرسش از اعتبار روایتها پیش از ظهور این نسل نیز مطرح بوده، اما فناوریهای دیجیتال آن را به تجربه روزمره زندگی وارد کردهاند.
وی با اشاره به تفاوت رسانههای سنتی و اجتماعات آنلاین اظهار کرد: درحالیکه رسانههای سنتی با انتخاب و قاببندی رویدادها در تعیین اخبار و روایتهای معتبر نقش دارند، در اجتماعات آنلاین کاربران علاوه بر انتقال محتوا، در بازتولید فضای اجتماعی و شکلگیری معنا مشارکت میکنند؛ هرچند این فضاها نیز از زیرساختها، مالکیت پلتفرمها و قواعد فنی مستقل نیستند.
ابراهیمی افزود: تجربه زیستن در محیطهای دیجیتال میتواند درک نسل زد از مرجعیت و اعتبار روایتها را تغییر دهد و پذیرش یک مرجع واحد برای تعیین حقیقت را برای این نسل کمتر بدیهی کند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: مرجعیت صرفا به قدرت رسمی وابسته نیست، بلکه به اعتباری نیاز دارد که دیگران را به پذیرش داوری یک فرد یا نهاد ترغیب کند؛ اعتباری که ممکن است با وجود حفظ قدرت رسمی تضعیف شود.
وی با اشاره به نقش میمها، ویدئوهای کوتاه و شوخیهای جمعی در به چالش کشیدن تصویر رسمی نهادهای مقتدر گفت: کاربران میتوانند در شکلگیری روایتهای اجتماعی مشارکت کنند؛ هرچند الگوریتمها، سرمایه، شمار دنبالکنندگان و قدرت پلتفرمها همچنان بر میزان دیدهشدن اثر میگذارند.
امیر حسین ابراهیمی: مساله نسل زد لزوما بیاعتقادی به همه مراجع نیست، بلکه رابطه این نسل با مرجعیت مشروطتر، سیالتر و بیشتر در معرض پرسش و مناقشه قرار گرفته است
وی تاکید کرد: مساله نسل زد لزوما بیاعتقادی به همه مراجع نیست، بلکه رابطه این نسل با مرجعیت مشروطتر، سیالتر و بیشتر در معرض پرسش و مناقشه قرار گرفته است. این پژوهشگر جوان متذکر شد: چالش اصلی، دستیابی به معیارهای مشترک برای داوری، گفتوگو و کنش جمعی در جهانی با روایتهای متعدد و مناقشهپذیر است.
ابراهیمی با بیان اینکه راهحل این وضعیت نه بازگشت ساده به مرجعیتهای گذشته است و نه پذیرش اعتبار یکسان همه روایتها، بر ضرورت حفظ امکان نقد مرجعیتها در کنار پایبندی به معیارهای مشترک اعتبار تاکید کرد.
اعتماد عمومی؛ در گرو شفافیت و پذیرش حق مردم برای دانستن حقیقت
«ایمان رنجکش» نویسنده کتاب «جام جعلنما» در مراسم رونمایی از این اثر گفت کتاب برگرفته از پایاننامه کارشناسی ارشد او در زمستان ۱۴۰۳ درباره تاثیر اخبار جعلی بر تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران در میان نسل زد است.

وی هدف کتاب را شناخت سازوکار اخبار جعلی، تاثیر آن بر افکار عمومی و درک بهتر دغدغهها و زیست رسانهای این نسل عنوان و تاکید کرد پژوهش زمانی اثرگذار است که از دانشگاه فراتر برود و به گفتوگوی عمومی تبدیل شود.
رنجکش با اشاره به تجربه فعالیت در رسانهها و روابط عمومی گفت پشت هر تیتر خبری کشمکشی بر سر قدرت وجود دارد و بخش عمده اخبار جعلی، بهویژه در ایران، در حوزه سیاسی تولید میشوند. به گفته وی، اخبار جعلی میتوانند آگاهی سیاسی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار دهند، اعتماد عمومی را فرسایش دهند، انسجام اجتماعی را تضعیف کنند و به افزایش تنش و قطبیشدگی سیاسی بینجامند.
رنجکش مطالعه نسل زد را راهی برای فهم آینده جامعه ایران عنوان و تصریح کرد: شناخت این نسل مستلزم درک نحوه نگاه آن به واقعیت، منابع اعتماد و شیوه تمایز حقیقت از جعل است. وی نسل زد را نسلی دیجیتالزاده توصیف کرد که در فضای اینترنت و شبکههای اجتماعی رشد کرده و با گسترش هوش مصنوعی، بیش از پیش در معرض انبوه اطلاعات و روایتها قرار دارد.
ایمان رنجکش: نسل زد سبک زندگی خود را با همنسلانش در کشورهای دیگر مقایسه میکند؛ موضوعی که معیارهای ارزیابی امکانات، آزادیهای فردی و کیفیت زندگی را تغییر میدهد. برخلاف نسلهای پیشین که گاه سختیهای گذشته را بخشی از هویت خود میدانند، این نسل میپرسد چرا باید چالشهای گذشتگان سرنوشت محتوم او باشد
رنجکش متذکر شد: ذهن پرسشگر و نگاه انتقادی این نسل و فاصله آن از الگوهای سنتی سیاست و قدرت در تحولات امروز و آینده ایران موثر خواهد بود. وی تصریح کرد: نسل زد سبک زندگی خود را با همنسلانش در کشورهای دیگر مقایسه میکند؛ موضوعی که معیارهای ارزیابی امکانات، آزادیهای فردی و کیفیت زندگی را تغییر میدهد. برخلاف نسلهای پیشین که گاه سختیهای گذشته را بخشی از هویت خود میدانند، این نسل میپرسد چرا باید چالشهای گذشتگان سرنوشت محتوم او باشد.
رنجکش افزود: رسانهها علاوه بر افزایش دسترسی به اطلاعات، معیارهای مقایسه نسل زد را نیز تغییر دادهاند؛ تغییری که بر انتظارات، احساس محرومیت، برداشت از عدالت و نگاه به آینده اثر میگذارد. وی همچنین با انتقاد از رویکرد رسانهای صداوسیما گفت: این رسانه میخواهد همان کاری را با مخاطب ایرانی انجام دهد که رسانههایی مانند ایران اینترنشنال انجام میدهند، اما در این رقابت موفق نیست.
وی تاکید کرد: رسانه بهجای فراهمکردن زمینه فهم واقعیت، گاه درگیر جهتدهی به افکار عمومی میشود؛ درحالیکه اعتماد از طریق ابزارهای رسانهای به دست نمیآید، بلکه محصول بهرسمیتشناختن حق مردم برای دانستن حقیقت است. رنجکش در پایان، هدف اصلی کتاب را افزایش توانایی جامعه برای تشخیص جعل از حقیقت دانست و گفت: جامعه پرسشگر، نقد میکند و هر روایتی را بهسادگی نمیپذیرد.