به نظر میرسد سازمان نظام مهندسی ساختمان گیلان نیز در طرف درست تاریخ قرار گرفته است؛ نه از آن جهت که قرار است پاسخ قطعی به پرسش «بلندمرتبهسازی خوب است یا بد؟» بدهد، بلکه از این جهت که هیاتمدیره دوره دهم سازمان نظام مهندسی ساختمان گیلان با همکاری اعضای حرفه ای کمیسیون بلند مرتبه سازی، همزمان با ورود بلندمرتبهسازی رشت به مرحلهای جدیتر از تصمیمگیری، تلاش کرده است موضوع را از سطح یک مجادله معمول میان موافقان و مخالفان ارتفاع، به سطح مطالبهگری برای شناخت ظرفیتهای واقعی شهر ارتقا دهد.
برگزاری یک نشست تخصصی با حضور نمایندگانی از حوزه شهرسازی، معماری، عمران، ترافیک و محیطزیست و حقوق را میتوان در همین چارچوب خواند؛ تلاشی برای اینکه پیش از تبدیل شدن بلندمرتبهسازی به یک واقعیت کالبدی گسترده، درباره ظرفیتها، محدودیتها و پیامدهای آن گفتوگو شود.
این ضرورت، اکنون بیش از گذشته اهمیت دارد زیرا در تیرماه ۱۴۰۵، شورایعالی شهرسازی و معماری طرح بلندمرتبهسازی رشت را تصویب کرد و در شهریورماه ضوابط آن ابلاغ شد. در مصوبه ابلاغی، جلوگیری از توسعه افقی، حفاظت از اراضی کشاورزی پیرامون شهر و پاسخگویی به نیاز مسکن از جمله اهداف طرح عنوان شده است. همچنین پهنهها و محورهای مشخصی برای بلندمرتبهسازی تعیین شده و برای احداث ساختمانهای بلندمرتبه نیز حدنصابهایی در نظر گرفته شده است. (Tasnim News)
حال به نظر میرسد که سازمان نظام مهندسی ساختمان گیلان نیز در جایگاه یک نهاد حرفهای، بیش از آنکه صرفا با پیامدهای تصمیمات مواجه شود، در حال طرح پرسش درباره پیششرطهای آن است. لذا با برگزاری نشستی تخصصی درباره بلندمرتبهسازی در رشت و دعوت از صاحبنظرانی همچون محمدسعید ایزدی، سینا لطفپور، محمد مهاجر، حسین معز، رضا نادم، نسیم طوافزاده و قاسم بزرگزاده موضوع را از سطح موافقت یا مخالفت با ساختمانهای بلند فراتر برده و بر ضرورت شناخت ظرفیتهای لازم برای چنین توسعهای تاکید کرده است. هر بخش از گفت گو با طرح سوالی تخصصی از جانب دبیر پنل، عماد ثروتی، آغاز شد که فرایند گفت وگو را در مسیری منسجم پیش برد.
یکی از مهمترین نکات مطرحشده در نشست، پرهیز از پاسخهای دوگانه به پرسش «بلندمرتبهسازی خوب است یا بد؟» بود. از منظر علمی، چنین پرسشی اساساً صورت مساله را ساده میکند. مطلوبیت یا نامطلوب بودن توسعه عمودی تابع متغیرهایی همچون مکان، مقیاس، کاربری، ظرفیت زیرساخت، شبکه حملونقل، ویژگیهای محیطی، ایمنی و زمینه اجتماعی ـ فرهنگی است. بنابراین مساله اصلی را میتوان اینگونه بازتعریف کرد:
چه نوع بلندمرتبهسازی، در چه مکان و با چه ظرفیتی، میتواند با ساختار فضایی، اجتماعی و محیطی رشت سازگار باشد؟
این تغییر صورت مساله، نقطه آغاز یک رویکرد علمی به توسعه عمودی است.
یکی از مباحث محوری پنل، تاکید بر این بود که ساختمان بلند نباید بهعنوان یک «حجم مستقل» ارزیابی شود. یک پروژه بلندمرتبه بخشی از یک سیستم شهری است و عملکرد آن با شبکه معابر، حملونقل، زیرساخت، فضای عمومی، محیطزیست و الگوی زندگی شهروندان ارتباط دارد. از این منظر، تراکم ساختمانی بدون سنجش ظرفیتهای پیرامونی میتواند صرفا انتقال فشار از یک مقیاس به مقیاسی دیگر باشد. به بیان دیگر، کاهش سطح اشغال زمین زمانی میتواند بهعنوان مزیت توسعه عمودی مطرح شود که زمین آزادشده به ارتقای کیفیت عمومی شهر، فضای سبز، دسترسی و زیرساخت منجر شود؛ نه اینکه صرفا امکان ساخت حجم بیشتری را فراهم کند.
از دیگر نکات قابل توجه نشست، نقد غلبه رویکردهای کمی در برنامهریزی شهری بود؛ رویکردهایی که ممکن است جمعیت و نیاز مسکن را به متغیرهای اصلی تبدیل کنند، اما ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی و محیطی را به اندازه کافی وارد فرایند تصمیمگیری نکنند. در بلندمرتبهسازی، افزایش تعداد واحدهای مسکونی به معنای افزایش صرف جمعیت نیست؛ بلکه به معنای افزایش تقاضا برای سفر، پارکینگ، خدمات شهری، انرژی، آب، فضای عمومی و سایر زیرساختها نیز هست.از این رو، ظرفیتسنجی باید فراتر از ظرفیت قطعه زمین و ساختمان تعریف شود و ظرفیت شبکه شهری را نیز دربرگیرد.
یکی از مهمترین ابعاد مطرحشده در پنل، رابطه بلندمرتبهسازی و الگوی سفر شهری بود. یک ساختمان بلند ممکن است سطح محدودی از زمین را اشغال کند، اما اثر آن بر شبکه شهری بسیار گستردهتر باشد. تعداد ساکنان و کاربران، حجم سفرهای تولیدشده و جذبشده، پارکینگ، دسترسی سواره و پیاده و ظرفیت تقاطعها از جمله متغیرهایی هستند که باید پیش از استقرار یک پروژه بلندمرتبه ارزیابی شوند. از این منظر، یک اصل مهم قابل استخراج است:
اثر بلندمرتبهسازی در ارتفاع پایان نمییابد؛ پیامد اصلی آن در سطح زمین و در شبکه حرکت شهری آشکار میشود. بنابراین ارزیابی ترافیکی پروژههای بلندمرتبه باید بخشی از فرایند تصمیمگیری اولیه باشد، نه اقدامی پس از قطعی شدن پروژه.
موضوع زلزله نیز از محورهای تخصصی پنل بود. با توجه به اهمیت خطر لرزهای در شمال کشور، توسعه ساختمانهای بلند نیازمند توجه جدی به مطالعات ژئوتکنیک، ویژگیهای لرزهای ساختگاه، سیستم سازهای، شکلپذیری، کنترل طراحی و کیفیت اجراست. در این زمینه باید میان «بلندمرتبه بودن» و «آسیبپذیری» تمایز قائل شد. ارتفاع بهتنهایی عامل تعیینکننده عملکرد لرزهای نیست؛ بلکه مجموعهای از ویژگیهای طراحی، سازه، خاک و اجرا در رفتار ساختمان نقش دارند. از این رو، بحث ایمنی نباید به ترس از ارتفاع تقلیل پیدا کند، بلکه باید به کیفیت نظام طراحی، کنترل و اجرای ساختمانهای بلند منتهی شود.
بعد دیگر بحث، پیامدهای کالبدی و فرهنگی بلندمرتبهسازی بود. ساختمان بلند به دلیل مقیاس و ارتفاع خود، تنها یک ساختمان نیست؛ بلکه در خط آسمان، منظر و ادراک شهروندان از شهر مداخله میکند. از سوی دیگر، مفهوم زیبایی نیز مستقل از زمینه فرهنگی و مکانی نیست. بنابراین نمیتوان الگوهای بلندمرتبهسازی شهرهای دیگر را بدون بازخوانی زمینه رشت به این شهر منتقل کرد. چالش اصلی معماری در اینجا آن است که آیا میتوان الگویی از توسعه عمودی ایجاد کرد که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای اقتصادی و کالبدی، با هویت، اقلیم، منظر و فرهنگ شهری رشت نیز ارتباط برقرار کند.
یکی از جمعبندیهای مهم نشست را میتوان در شناسایی چهار سطح خطا خلاصه کرد: خطا در فرایند، قانونگذاری، طراحی و اجرا. این تقسیمبندی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد کیفیت بلندمرتبهسازی محصول عملکرد یک نهاد یا یک حرفه بهتنهایی نیست. قانون نامناسب، فرایند تصمیمگیری ناکارآمد، طراحی ضعیف یا اجرای نامطلوب، هر یک میتوانند نتیجه نهایی را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین اگر رشت وارد مرحله جدیدی از توسعه عمودی میشود، لازم است ارزیابی این پروژهها به یک نظام چندبعدی تبدیل شود؛ نظامی که همزمان ظرفیت محیطی، زیرساختی، ترافیکی، سازهای، اجتماعی و معماری را بررسی کند.
مهمترین دستاورد چنین نشستهایی را شاید بتوان در تغییر پرسش اصلی جستوجو کرد. موضوع دیگر صرفا «بلندمرتبهسازی آری یا خیر» نیست؛ بلکه مساله، شناخت شرایط و ظرفیتهایی است که توسعه عمودی را در یک زمینه مشخص قابلقبول یا نامناسب میکند. برای رشت، پیش از گسترش این الگو، دستکم پنج محور نیازمند مطالعه و ارزیابی همزمان است: ظرفیت زیرساختی، ظرفیت محیطی، شبکه حملونقل و سفر، ایمنی و تابآوری سازهای و کیفیت معماری و منظر شهری. از این منظر، ورود سازمان نظام مهندسی به عرصه مطالبهگری درباره ظرفیتهای بلندمرتبهسازی را میتوان اقدامی در جهت تقویت نقش حرفهای این نهاد دانست؛ بهویژه اگر این مطالبهگری در ادامه به تولید داده، مطالعات مستقل و پیشنهادهای مشخص برای نظام ارزیابی پروژهها منجر شود.
اما خروجی واقعی این نشست نباید به طرح دیدگاهها و هشدارها محدود شود. گام بعدی، تشکیل یک کارگروه تخصصی و میانرشتهای با حضور متخصصان معماری، شهرسازی، عمران، ترافیک و محیطزیست و تدوین چارچوب مشخصی برای ارزیابی ظرفیت بلندمرتبهسازی رشت است. مهمتر از تشکیل این کارگروه، تداوم جلسات، پیگیری مصوبات و تبدیل نتایج آن به مطالبهای مشخص از نهادهای تصمیمگیر شهری است؛ چرا که در این صورت میتوان امیدوار بود این نشست، از یک گفتوگوی تخصصی به نقطه آغاز یک فرآیند مؤثر برای آینده توسعه شهری رشت تبدیل شود. همچنین این فرایند می تواند به تدوین یک سند کوتاه با عنوان پیشنهادی: “چارچوب ارزیابی ظرفیت بلندمرتبهسازی در رشت” منجر شده و موارد بررسی و اقدام را روشن نماید.