درست عمل کردن چه در ساحت فردی و چه در ساحت گروهی و چه در جامعه، بیش از آنکه وابسته به دانش یا تجربه باشد وابسته به ذخیره دانایی است.
ذخیره دانایی یک فرد، یک گروه، یا یک جامعه ترکیبی از دانش و تجربههای زیستی است. دانش را در مراکز علمی، کتابها و در حضور اساتید میآموزیم. تجربه را در فراز و نشیب زندگی کسب میکنیم. یک جایی در ساختار ذهنی و آگاهی جمعی ما دانش و تجربههای زیستی به هم میآمیزند و ذخیره دانایی شکل میگیرد. ذخیره دانایی فرهنگ را فاخر، علم را نوآور، اقتصاد را درست و سیاست را واقع بین میکند.
اگر نهاد فرهنگ زایشهای فاخرانه ندارد و نهاد علم نوآوری ندارد و اقتصاد واقع بین نیست و سیاست واقع بینانه عمل نمیکند، یک دلیل در ساختار مدیریتی این مجموعهها نبود ذخیره دانایی است.
پژوهشکده گیلانشناسی دانشگاه گیلان در این سالها یکی از نهادهای علمی بود که به درستی راه اندازی شد. اقدامی به جا، لازم و حرفهای که از سوی دکتر سیدهاشم موسوی و مدیران وقت دانشگاه گیلان برداشته شد. هاشم موسوی شایستهترین فردی بود که میتوانست این افتخار را داشته باشد برای تاسیس این نهاد علمی و مدیریت آن تا زمانی که حضور داشت.
اکنون مدیریت این پژوهشکده به”رضا علیزاده” سپرده شده است. اگر میخواستم مثالی از ذخیره دانایی در حوزه پژوهش بیاورم بیتردید نام رضا علیزاده در ردیف نامهای اولیه برایم قرار میگرفت.
علیزاده بیش از دو دهه است که بطور مستمر درحال پژوهشهای جامعهشناختی است. دانشی که از دانشگاه وکتابها آموخته در کنار تجربهزیستی بیش از دو دهه در جامعه شناختی، او را نمونهای مشخصی از ذخیرهدانایی ساخته است.
امیدوارم در دوره مدیریتی ایشان پژوهشکده گیلان شناسی وارد مرحله نوین و خلاق و مبتکرانهای شود.
اما و اگر
تا جایی که اطلاع دارم؛ نشستها، گفتگوها و فعالیتهای علمی پژوهشکده غالبا حول محورهای تاریخی و مردم شناسی بوده است. گیلان حوزههای گوناگون و مهمی دارد که میتواند در دستور کار پژوهشکده قرار گیرد.
در حوزه اجتماعی و فرهنگی موضوعاتی چون مهاجرت به گیلان که ساختار حکمرانی در گیلان نه برنامهای به منافع و فرصتهای این موضوع دارد و نه توجهی به مخاطرات و آسیبها و تهدیدات آن.
-موضوعات محیطزیستی و پسماند که در این سالها تبدیل به یک تهدید جدی برای محیطزیست و سکونت گاههای شهری و روستایی شده است و هنوز محل مناقشه جدی است.
-موضوعات توسعهای و برنامهای استان بطور جدی محل بحث و گفتگو است.
-موضوعات اقتصاد منطقهای و بینالمللی و نسبت آن با گیلان بهطور جدی میتوان به آن پرداخت.
فراوان موضوع وجود دارد که پژوهشکده میتواند در قالب پژوهش، گفتگوهای کارشناسی، نقادی و مناظره به آنها بپردازد و به عنوان عقل منفصل برای ساختار حکمرانی جایگاه ویژه ای داشته باشد.
از شرح وظایف تعریف شده برای پژوهشکده اطلاعی ندارم شاید ملاحظات، محدودیتها و بیانیه ماموریت خاصی برای پژوهشکده تعریف شده باشد اما پژوهشکده ظرفیت یک عقل منفصل برای حکمرانی است و باید تا جایی که میتوان و میشود این ظرفیت را محقق کرد.