به بهانه‌ی روز جهانی موزه و میراث فرهنگی؛

موزه‌ها در میانه‌ی طوفان

0 ۱۷

موزه‌ها همواره به عنوان «کتابخانه‌های باز تمدن» شناخته شده‌اند؛ اما در دنیای امروز، این نهادها با چالشی دوگانه روبرو هستند: از یک سو وظیفه حفظ حافظه‌ی تاریخی ملت و از سوی دیگر، ضرورت تبدیل شدن به موتورهای محرک اقتصاد گردشگری.

 

با فرا رسیدن روز جهانی موزه، سوالی اساسی مطرح می‌شود: موزه‌های ما در سایه‌ی ناامنی‌های منطقه‌ای و تنش‌های نظامی، چه جایگاهی در زنجیره‌ی اقتصاد گردشگری دارند؟ آیا آن‌ها واقعا منابع درآمدزایی محسوب می‌شوند یا تنها نهادهایی هستند که درانتظار حمایت‌های دولتی می‌مانند؟

 

موزه‌ها بر پایه‌ امنیت و آرامش بنا شده‌اند. گردشگر برای تماشای یک ریتون سفالی یا یک آینه‌ مفرغی به دنبال تجربه‌ای آرام و در عین حال کنجکاوانه است. اما وقوع تنش‌های نظامی و جنگ‌ها (از درگیری‌های اخیر منطقه‌ای تا بحران‌های کوتاه‌مدت که منجر به تعطیلی‌ها شد)، مستقیما بر زنجیره‌ی اعتماد گردشگر ضربه می‌زند.

 

موزه‌ها و اماکن تاریخی ایران از ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴، همزمان با آغاز جنگ ۱۲ روزه با هدف حفاظت از آثار و بناهای تاریخی تعطیل شد و پس از گذشت سه ماه در شهریورماه، دوباره  فعالیت خود را از سر گرفت. اما با آغاز دوباره‌ی جنگ در 9 اسفندماه 1404، بار دیگر به تعطیلی انجامید که تا امروز نیز ادامه دارد. با تعطیلی موزه‌ها درجریان این دو جنگ، نه تنها درآمد، بلکه اعتبار گردشگری منطقه نیز، تحت تاثیر بسیاری قرار گرفت.

 

گسست میان جامعه و میراث فرهنگی هزینه‌ای قابل‌توجه بر نظام آموزش فرهنگ کشور نیز تحمیل کرده است. قطع فرآیند ارتباط و آموزش سبب شکل‌گیری فاصله‌ای ساختاری و عمیق میان مردم و موضوع فرهنگ می‌شود.

 

از مهم‌ترین پیامدهای جنگ می‌توان به اختلال در روند پژوهش‌های حوزه‌ی میراث فرهنگی اشاره کرد. مطالعات مستمر پژوهشگران، اعضای مراکز علمی و دانشجویان در مقاطع تکمیلی و همچنین پروژه‌های تحقیقاتی متنوعی که تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی یا در قالب همکاری با سایر مؤسسات و مراکز علمی داخلی و بین‌المللی انجام می‌گرفت، همگی در اثر شرایط ناشی از جنگ متوقف شدند.

 

تعطیلی موزه‌ها در زمان تنش‌های نظامی، فراتر از بستن درهای یک ساختمان است؛ این یعنی قطع شدن جریان روایت. وقتی موزه تعطیل می‌شود، نه تنها درآمد حاصل از بلیط‌فروشی از دست می‌رود، بلکه تمام زیرساخت‌های مرتبط با آن، از حوزه‌ی آموزش تا گردشگری دچار رکود می‌شوند. در واقع، جنگ، موزه‌ها را از مرکز آموزش و گردشگری به جزایر متروک فرهنگی تبدیل می‌کند.

 

در تحلیل اقتصادی گردشگری، موزه‌ها نقش جاذبه‌های اصلی را ایفا می‌کنند. با این حال، واقعیت موجود در بسیاری از استان‌ها، حکایت از یک شکاف بزرگ دارد.

‌واقعیت این است که در بسیاری از موزه‌های استانی، میزان درآمد حاصل از فروش بلیط، نسبت به هزینه‌های نگهداری، مرمت و حفاظت از آثار، بسیار ناچیز است. این یعنی موزه‌ها در اکثر موارد، نه به عنوان یک واحد اقتصادی خودکفا، بلکه به عنوان یک واحد خدماتی دولتی عمل می‌کنند. اما چرا این امر اتفاق می‌افتد؟

 

ضعف در مدیریت تجاری یکی از دلایل مهم آن است، بسیاری از موزه‌ها هنوز درگیر ساختارهای سنتی هستند و از مدل‌های درآمدزایی مدرن مانند: فروش محصولات جانبی، کافه، فروشگاه‌های کادویی با کیفیت و برگزاری رویدادهای اختصاصی استفاده نمی‌کنند.

 

پیوند باید با گردشگری تجربی در جریان باشد، موزه نباید فقط جایی برای دیدن باشد، بلکه باید مکانی برای تجربه کردن باشد. وقتی موزه نتواند تجربه‌ای ملموس مانند: کارگاه‌های سفالگری یا نمایش‌های زنده تاریخی ارائه دهد، ارزش افزوده خود را برای گردشگر از دست می‌دهد.

 

و اما باید به این نکته اشاره کرد که درآمد قابل توجه موزه‌ها مستقیماً با ورود گردشگران بین‌المللی گره خورده است. با هرگونه ناامنی یا تنش سیاسی، اولین چیزی که از بین می‌رود، گردشگر خارجی است؛ یعنی حذف منبع اصلی ارزآوری و درآمد بالا.

 

واقعیت تلخ این است که اگر موزه‌ها نتوانند در زمان آرامش، خود را به عنوان یک واحد اقتصادی فعال تثبیت کنند، در زمان جنگ و تنش، تنها به ابزاری برای گزارش خسارات تبدیل خواهند شد، نه بخشی از استراتژی بازسازی و امیدبخشی.

 

باید توجه داشت که موزه‌ها در اکوسیستم گردشگری رشت نیز، تنها یک نهاد فرهنگی نیستند، بلکه بخشی از منابع درآمدزایی کلان شهر محسوب می‌شوند. بنابراین، تعطیلی موزه‌ها در زمان تنش‌ها یا بحران‌ها، تنها یک وقفه در بازدیدهای فرهنگی نیست، بلکه یک شوک اقتصادی به بدنه‌ی گردشگری شهر است. تعطیلی یک موزه، به معنای قطع شدن جریان درآمدی است که مستقیما بر شاخص‌های گردشگری شهر اثر می‌گذارد.

 

اگر موزه‌ها به عنوان زیرساخت‌های درآمدزا عمل نکنند، در زمان بحران، نه تنها توان مالی لازم برای بقا و مرمت را نخواهند داشت، بلکه باعث از دست رفتن اعتماد گردشگر به پایداری و امنیت مقصد خواهند شد.

 

سخن پایانی آ‌ن‌که در روز جهانی موزه، باید از نگاه صرف فرهنگی به موزه‌ها فراتر رفت. ما نیاز داریم که موزه‌ها را به عنوان سرمایه‌های استراتژیک اقتصادی بازتعریف شوند. برای این‌که موزه‌ها دربرابر طوفان‌های سیاسی و جنگ‌ها تاب‌آوری داشته باشند، باید از مدل‌های تک‌بعدی یعنی فقط نمایش اثر به سمت مدل‌های چندبعدی چون: تجربه، آموزش و تجارت فرهنگی حرکت کنند.

موزه نباید تنها در زمان صلح، باز باشد؛ موزه باید با ساختاری اقتصادی و پویاتر، راهی برای بقای فرهنگ و اقتصاد در سخت‌ترین روزها بیابد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.