معماری گیلان وصله پینهای است. کافیست به خانههای قدیمی سر بزنید تا متوجهاش شوید. یک طرف خانههای دویست ساله بیپنجره است که در بخش الحاقی پنجره اضافه شده، یک طرف پنجره لته است و یک طرف پنجره شیشه دارد. روی سقف همزمان لته و حلب و پلاستیک وجود دارد.
عروس که به خانواده اضافه میشد یک اتاق به خانه اضافه میشد، نوه که میآمد یک طرف ایوان خانه شیشه بند میشد و تبدیل به اتاق میشد. کویر نبود که اندرونی و بیرونی داشته باشد. این مختص روستا نبود، داخل شهر هم وصله برقرار بود.
همین الان گذر شیخ جواد که قبلتر راسته چوب فروشان بود دو ساختمان شیشه بند وجود دارد. یکی با شیشه و یکی با چوب ایوان را بسته است. مساجد هم همینطور است. حیاط مسجد یوتپه از ۵۰ سال پیش به این سمت کمکم جزیی از صحن مسجد شده است. حتی اساتید فن معتقدند؛ مساجد حول محور گلدستهها توسعه یافتهاند و این گلدسته آنقدر مهم بود که در مسجد صفی در تمام نقاشهای جهانگردان نقش بسته است و در مسجد گلدسته بدلیل ارتفاعش حتی باعث نامگذاری مسجد شده است. گلدستهای که در زلزله ۶۹ ریخت اما گمشدهی ناخودآگاه جمعی مردم شهر بود و به همت “قطب زاده “خیر معروف رشتی در سال ۹۸ بازسازی شد.
مسجد حاج مجتهد هم از این وصله پینه زیاد به خود دیده بود. مسجدی که ساخت آن به برادر میرزا خلیل رفیع اولین شهردار رشت منسوب بود و قدمت آن به حدود صد و بیست سال میرسید و بدلیل آتشسوزی غمبار دی ۱۴۰۴، صد و بیست ساله نشد.
همان میرزا خلیلی که شاید اهل رشت نبود اما حضور موثر وی و خاندانش در رشت هنوز پررنگ و مؤثر است. چه پدرش که بانی مرمت و بازسازی پل عراق بود، چه برادرش که ذکرش رفت و چه خودش که علاوه بر مشروطهخواهی و تاثیرات بسیار بر ساخت و ساز مدرن رشت، خانهای به یادگار گذاشت که قرار است بعنوان خانه مشروطه رشت، نجاتبخش اسناد مشروطه گیلانی باشد.
برگردیم به وصله پینه. کاشیهای مسجد مُهر دوران قاجار را بر خود داشت. یعنی چند رنگ بود اما نمای مسجد حدود بیست سال پیش و محراب آن حدود ۳۵ سال پیش بازسازی شده بود. برنج فروش روبروی مسجد که حالا دیگر نیست بانی شده بود و محراب را بازسازی کرده بود.
مسجد علاوه بر قدمت بدلیل حمایت بازاریان هم معروف بود. سالها سفرهدار افطار رمضان و ناهار دهه محرم بود. حتی وقتی از اهالی مسجد دلیل تخریب کامل آن را پرسیدم در حال همزدن فرنی افطار ۲۹ رمضان در شلوغی شب عید در غروب ۲۸ اسفند بودند.
وقتی گفتند؛ دیوارها ترک عمیق داشت و قابل بازسازی نبود، یاد ورود به مسجد چند روز بعد از آتشسوزی افتادم که هنوز کاشیهای آن سالم بودند اما ناخودآگاه یاد وصله پینه خانه پدری افتادم که به تناسب بزرگ شدن فرزندان شیشه بند شد و در نهایت تاب نیاورد که صد ساله شود.
مسجد حاج مجتهد هم تاب نیاورد که صد و بیست ساله شود. هرچه ساخته شود تنها نام حاج مجتهد را دارد و نه خاطرات آن را.