شهرها فقط در روزهای آرام ساخته نمیشوند؛ بخش مهمی از هویت آنها در لحظههای دشوار شکل میگیرد. تاریخ بسیاری از شهرهای جهان نشان میدهد که بحرانها از جنگ و ناامنی گرفته تا بلایای طبیعی و اختلالات اقتصادی همواره بخشی از تجربه زیست شهری بودهاند.
در چنین شرایطی، آنچه سرنوشت شهر را تعیین میکند تنها شدت بحران نیست، بلکه توانایی شهر برای ادامه دادن، سازگاری و بازسازی است. این همان مفهومی است که در ادبیات برنامهریزی شهری با عنوان «تابآوری شهری» شناخته میشود.
تابآوری شهری به معنای ظرفیت یک شهر برای حفظ کارکردهای اساسی خود در شرایط دشوار است؛ توانایی ادامه حرکت، ادامه ارایه خدمات و ادامه زندگی اجتماعی حتی زمانی که شرایط عادی مختل شده است.
شهر تابآور شهری است که میتواند در برابر شوکها و تنشها مقاومت کند، خود را با وضعیت جدید تطبیق دهد و پس از عبور از بحران، مسیر بازسازی و بهبود را آغاز کند. به همین دلیل، تابآوری تنها یک مفهوم فنی یا مدیریتی نیست، بلکه مفهومی چندبعدی است که ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی شهر را در بر میگیرد.
در این میان، زیرساختها نقشی کلیدی دارند. زیرساختهای شهری ستونهایی هستند که زندگی روزمره شهروندان بر آنها استوار است. شبکههای حملونقل، سیستمهای انرژی، تامین آب و خدمات شهری، شبکههای ارتباطی و فضاهای عمومی، مجموعهای از ساختارهایی را تشکیل میدهند که بدون آنها شهر عملا از کار میافتد. در شرایط بحران، این زیرساختها اهمیت دوچندانی پیدا میکنند؛ زیرا استمرار آنها به معنای استمرار زندگی شهری است.
برای مثال، سیستمهای حملونقل شهری در زمان بحران تنها ابزاری برای جابهجایی نیستند؛ آنها به شبکهای حیاتی برای دسترسی مردم به خدمات ضروری تبدیل میشوند. امکان دسترسی به مراکز درمانی، توزیع کالاهای ضروری، جابهجایی نیروهای امدادی و حتی حفظ ارتباط میان بخشهای مختلف شهر تا حدزیادی به کارکرد این شبکهها وابسته است. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران شهرسازی، حملونقل شهری را یکی از مهمترین ارکان تابآوری شهرها میدانند.
در کنار زیرساختهای فنی، فضاهای عمومی نیز نقشی مهم در تابآوری شهری دارند. میدانها، پارکها، خیابانها و دیگر عرصههای عمومی شهر تنها مکانهایی برای عبور یا فراغت نیستند؛ آنها بستر شکلگیری روابط اجتماعی و تعامل میان شهروندان هستند. در زمان بحران، همین فضاها میتوانند به نقاطی برای همبستگی، کمکرسانی و سازماندهی اجتماعی تبدیل شوند. شهروندان در این فضاها یکدیگر را میبینند، اطلاعات رد و بدل میکنند و شبکههای غیررسمی حمایت اجتماعی شکل میگیرد.
با این حال، تابآوری شهری صرفا به سازهها و زیرساختهای فیزیکی محدود نمیشود. بخش مهمی از تابآوری در لایههای اجتماعی شهر شکل میگیرد. اعتماد میان شهروندان، حس تعلق به شهر، مشارکت اجتماعی و ظرفیت همکاری جمعی عواملی هستند که میتوانند توان یک شهر برای عبور از بحران را افزایش دهند.
شهرهایی که از سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردارند، معمولا در مواجهه با بحرانها نیز توانمندتر عمل میکنند؛ زیرا شبکههای انسانی و اجتماعی میتوانند خلاهای نهادی و زیرساختی را تا حدی جبران کنند.
از این منظر، تابآوری شهری نوعی پیوند میان کالبد شهر و جامعه شهری است. زیرساختها بسترهای فیزیکی را فراهم میکنند، اما این شهروندان هستند که با رفتارها، تعاملات و همبستگی خود به این بسترها معنا میبخشند. هنگامی که این دو لایه در کنار یکدیگر قرار میگیرند، شهر میتواند حتی در شرایط دشوار نیز مسیر زندگی را ادامه دهد.
در بسیاری از شهرهای جهان، تجربه بحرانها به فرصتی برای بازاندیشی در سیاستهای شهری تبدیل شده است. برنامهریزان شهری امروز بیش از گذشته به اهمیت طراحی زیرساختهای انعطافپذیر، توزیع متوازن خدمات شهری و تقویت فضاهای عمومی توجه میکنند. هدف این رویکرد آن است که شهرها نهتنها در برابر بحرانها آسیبپذیر نباشند، بلکه بتوانند پس از آنها نیز سریعتر بازسازی شوند و کیفیت زندگی شهروندان را حفظ کنند.
در نهایت، شهر تابآور شهری است که صرفا به بقا اکتفا نمیکند. چنین شهری تلاش میکند از دل تجربههای دشوار، ظرفیتهای تازهای برای آینده ایجاد کند. بحرانها اگرچه میتوانند ساختارهای شهری را تحت فشار قرار دهند، اما در عین حال میتوانند زمینهای برای تقویت همکاری اجتماعی، بازطراحی زیرساختها و بازتعریف رابطه شهروندان با شهر فراهم کنند.
تابآوری شهری در واقع روایت توان ادامه دادن است؛ روایتی از شهری که در مواجهه با دشواریها فرو نمیپاشد، بلکه با اتکا به زیرساختهای کارآمد، شبکههای اجتماعی پویا و امید جمعی شهروندان، مسیر زندگی را ادامه میدهد. در چنین شهری، زیرساختها تنها ابزارهای فنی نیستند؛ آنها حاملان امیدی هستند که امکان تداوم حیات شهری را در سختترین روزها نیز فراهم میکنند.
* کارشناس ارشد برنامهریزی شهری، مدیرعامل انجمن حمل و نقل پاک و پایدار