آنچه در ادامه میآید، صرفا پاسخ به چند پرسش نیست؛ بلکه حاصل سالها تجربه در طراحی سازه، ارزیابی رفتار لرزهای ساختمانها، مطالعات ساختگاه و مشارکت در پروژههای عمرانی شمال کشور است.
این یادداشت نه مخالفتی با بلندمرتبهسازی است و نه دفاعی بیقید و شرط از آن؛ بلکه تاکیدی است بر این اصل که توسعه شهری، زمانی ایمن و پایدار خواهد بود که بر پایه شناخت علمی زمین، طراحی دقیق و مسوولیتپذیری حرفهای استوار باشد.
در سالهای اخیر، با طرح توسعه ساختمانهای بلند در شهرهایی مانند رشت و بندرانزلی، این پرسش بیش از گذشته مطرح شده است که آیا زیرساختهای علمی، فنی و مدیریتی لازم برای چنین توسعهای فراهم شده است؟ به اعتقاد من، پاسخ به این سوال نه یک «بله» مطلق است و نه یک «خیر» قطعی. بلندمرتبهسازی ذاتا نه خوب است و نه بد؛ کیفیت آن را کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که از نخستین مطالعات زمین تا آخرین مرحله اجرا اتخاذ میشوند.
هر زلزله بزرگ، فارغ از خسارتهای انسانی و اقتصادی، یک آزمایشگاه واقعی برای جامعه مهندسی است. زلزلههای اخیر ترکیه، میانمار، ونزوئلا و بسیاری از رویدادهای مشابه، بار دیگر نشان دادند که عامل اصلی بسیاری از فاجعهها خود زلزله نیست، بلکه تصمیمهای نادرستی است که سالها پیش از وقوع آن گرفته شدهاند؛ تصمیمهایی درباره انتخاب محل احداث، کیفیت مطالعات ژئوتکنیکی، شناخت ساختگاه، انتخاب سیستم سازهای، کیفیت اجرا و میزان پایبندی واقعی به ضوابط فنی.
شاید مهمترین درسی که این زلزلهها به ما آموختهاند، این باشد که هیچ سازهای از زمینی که بر روی آن قرار گرفته، ایمنتر نیست.
سالها تصور میشد که رعایت آییننامهها بهتنهایی میتواند ایمنی ساختمان را تضمین کند، اما تجربههای میدانی نشان داده است که رفتار زمین گاهی به اندازه خود سازه و حتی بیش از آن در میزان خسارت نقش دارد. بارها مشاهده شده است که دو ساختمان تقریبا مشابه با فاصلهای اندک از یکدیگر، عملکرد کاملا متفاوتی در یک زلزله داشتهاند.
امروزه بخش قابل توجهی از این تفاوتها با عواملی مانند شرایط ساختگاه، جنس و لایهبندی خاک، ضخامت رسوبات نرم، سطح آب زیرزمینی، پریود غالب زمین، اثرات حوضهای (Basin Effects)، احتمال روانگرایی و اندرکنش خاک و سازه تبیین میشود.
به همین دلیل، در پروژههای مهم دنیا، مطالعات ساختگاه دیگر یک گزارش تشریفاتی نیست؛ بلکه یکی از بنیادیترین اجزای فرآیند طراحی محسوب میشود. مهندس سازه پیش از طراحی ستون و دیوار برشی، باید بداند زمینی که ساختمان بر آن استوار میشود در هنگام زلزله چگونه رفتار خواهد کرد.
از این منظر، گیلان ویژگیهایی دارد که آن را از بسیاری از مناطق کشور متمایز میکند. وجود رسوبات جوان آبرفتی، سطح بالای آب زیرزمینی، ضخامت قابل توجه لایههای نرم، ناهمگنی خاک، مجاورت با دریای خزر، قرارگیری در دامنههای شمالی البرز و حضور گسلهای فعال و بالقوه در منطقه، سبب شده است که رفتار لرزهای زمین در این استان پیچیدگی ویژهای داشته باشد.
در چنین شرایطی، دانستن مقاومت مجاز خاک بهتنهایی برای طراحی کافی نیست. در پروژههای بلندمرتبه باید پاسخ دینامیکی ساختگاه، اثرات تشدید امواج، احتمال روانگرایی، اندرکنش خاک و سازه، نشستهای ناهمگون و سایر ویژگیهای ژئوتکنیکی با دقت بررسی شوند. هرچه ارتفاع ساختمان افزایش مییابد، حساسیت سازه به این عوامل نیز بیشتر میشود؛ ازاینرو، مطالعات اختصاصی ساختگاه و تحلیلهای پیشرفته پاسخ زمین، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است.
تجربههای جهانی نیز این واقعیت را بهخوبی تایید میکنند. در زلزله ۷٫۷ ریشتری میانمار با وجود آنکه کانون زلزله در نزدیکی ماندالی قرار داشت، خسارتهای قابل توجهی در بانکوک، در فاصله چند صد کیلومتری، مشاهده شد. یکی از عوامل مهم این پدیده، شرایط خاک نرم و رسوبی بانکوک بود که موجب تشدید حرکت زمین شد.
در زلزلههای اخیر ونزوئلا نیز بخش قابل توجهی از آسیبها در نواحی ساحلی با خاکهای نرم و رسوبی رخ داد؛ جایی که اثرات ساختگاه نقش تعیینکنندهای در افزایش پاسخ لرزهای داشت. این نمونهها نشان میدهند که فاصله از گسل، بهتنهایی معیار مناسبی برای قضاوت درباره میزان خطر نیست و شناخت دقیق ویژگیهای زمین اهمیت بسیار بیشتری دارد.
برای ما در گیلان، زلزله رودبار – منجیل همچنان یکی از ارزشمندترین منابع تجربه است. این زلزله نشان داد که شدت خسارت همیشه متناسب با فاصله از گسل نیست و شرایط محلی زمین میتواند رفتار سازهها را بهطور چشمگیری تغییر دهد. در برخی مناطق، اختلاف خسارت میان نقاطی با فاصله اندک، بسیار قابل توجه بود؛ موضوعی که اهمیت ریزپهنهبندی لرزهای و مطالعات دقیق ساختگاه را بهخوبی آشکار میکند. بنابراین، در رشت نیز نمیتوان برای همه مناطق نسخهای واحد پیچید. توسعه بلندمرتبه باید بر پایه شناخت دقیق هر ساختگاه و نه صرفاً ارزش اقتصادی زمین یا ضوابط عمومی شهرسازی انجام شود.
از دیدگاه من، بلندمرتبهسازی در رشت کاملاً امکانپذیر است، اما تنها زمانی که پروژهمحور باشد، نه صرفا آییننامهمحور. هر ساختمان بلند باید بهعنوان پروژهای منحصربهفرد تلقی شود که نیازمند مطالعات اختصاصی ساختگاه، طراحی پیشرفته، تحلیل اندرکنش خاک و سازه، بازبینی مستقل (Peer Review)، کنترل دقیق کیفیت اجرا و نظارت حرفهای در تمام مراحل است. تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که ایمنی ساختمانهای بلند صرفاً حاصل آییننامههای مناسب نیست؛ بلکه نتیجه وجود نظام مؤثر کنترل کیفیت، بازبینی تخصصی و فرهنگ مسئولیتپذیری مهندسی است.
در همین راستا، سرمایهگذاری بر مطالعات مهندسی، کنترل کیفیت و نظارت تخصصی را نباید هزینه تلقی کرد؛ اینها در حقیقت بیمه واقعی پروژه هستند. متأسفانه گاهی برای کاهش هزینه یا تسریع زمان اجرا، نخستین بخشهایی که حذف یا تضعیف میشوند، همان بخشهایی هستند که بیشترین نقش را در ایمنی دارند. حال آنکه در ساختمانهای بلند، هرچه ارتفاع بیشتر میشود، حاشیه خطا کوچکتر و پیامدهای اشتباه سنگینتر خواهد بود.
من نسبت به آینده بلندمرتبهسازی در رشت خوشبین هستم، اما این خوشبینی مشروط است؛ مشروط به آنکه توسعه شهری بر پایه مطالعات دقیق ساختگاه، تدوین ضوابط ویژه ساختمانهای بلند، بازبینی مستقل طرحها، کنترل کیفی موثر، آموزش مستمر مهندسان و نظارت حرفهای شکل گیرد. در چنین شرایطی، میتوان امیدوار بود که ساختمانهای بلند آینده، از ایمنترین سازههای کشور باشند. اما اگر به حداقل الزامات آییننامهای بسنده کنیم و از شناخت دقیق زمین و کنترل کیفیت غافل شویم، احتمال تکرار تجربههای تلخ گذشته دور از انتظار نخواهد بود.
در نهایت، توسعه شهری ضرورتی اجتنابناپذیر است و بلندمرتبهسازی نیز بخشی از این مسیر خواهد بود. اما ارزش این توسعه، نه به تعداد طبقات، بلکه به کیفیت تصمیمهایی وابسته است که امروز برای مکانیابی، مطالعات ساختگاه، طراحی، اجرا و نظارت اتخاذ میکنیم. آینده بلندمرتبهسازی گیلان در جایی رقم خواهد خورد که علم مهندسی، اخلاق حرفهای و مسوولیت اجتماعی در کنار یکدیگر قرار گیرند.