عدالت آموزشی در خطر جدی است؛

بازار داغ مدارس غیردولتی در آستانه مهر

0 ۴

با بازگشایی مدارس در مهرماه، یکی از موضوعاتی که هر سال بیشتر از سال قبل به بحث عمومی راه پیدا می‌کند، جابه‌جایی سهم دانش‌آموزان میان مدارس دولتی و غیردولتی است. این‌بار هم خانواده‌های زیادی در آستانه سال تحصیلی جدید میان ثبت‌نام در مدرسه دولتی محله و مدرسه غیردولتی با شهریه بالاتر مردد بوده‌اند؛ تردیدی که ریشه در یک روند چندساله دارد، نه یک تصمیم لحظه‌ای.

 

بر اساس آمارهای موجود، اکنون بیش از ۱۰۷ هزار مدرسه در کشور فعالیت می‌کنند و جمعیت دانش‌آموزی ایران حدود ۱۶ میلیون نفر برآورد می‌شود. سهم دانش‌آموزان مدارس غیردولتی از ۱۱.۴ درصد در سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵ به حدود ۱۴ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ رسیده است.

 

در سال ۱۴۰۳ نیز حدود ۲.۵ میلیون دانش‌آموز در نزدیک به ۱۸ هزار مدرسه غیردولتی تحصیل کرده‌اند. این ارقام نشان می‌دهد مدارس غیردولتی دیگر یک بخش حاشیه‌ای نیستند، بلکه به یکی از اجزای اصلی ساختار آموزش کشور تبدیل شده‌اند.

 

***

 

چرا مدارس غیردولتی بیشتر می‌شوند؟

رشد این مدارس را نمی‌توان فقط به تمایل بیشتر خانواده‌ها برای پرداخت شهریه نسبت داد؛ چند عامل هم‌زمان در کارند:

 

بر اساس آمارهای موجود، اکنون بیش از ۱۰۷ هزار مدرسه در کشور فعالیت می‌کنند و جمعیت دانش‌آموزی ایران حدود ۱۶ میلیون نفر برآورد می‌شود. سهم دانش‌آموزان مدارس غیردولتی از ۱۱.۴ درصد در سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵ به حدود ۱۴ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ رسیده است.. این ارقام نشان می‌دهد مدارس غیردولتی دیگر یک بخش حاشیه‌ای نیستند، بلکه به یکی از اجزای اصلی ساختار آموزش کشور تبدیل شده‌اند

 

۱ افزایش انتظارات خانواده‌ها از مدرسه. مدرسه امروز برای بسیاری از خانواده‌ها فقط محل انتقال درس نیست؛ کیفیت تدریس، تعداد دانش‌آموز هر کلاس، آموزش زبان و فناوری، مشاوره تحصیلی و آمادگی برای دانشگاه و بازار کار هم مطرح است. وقتی مدرسه دولتی محله نمی‌تواند همه این‌ها را تامین کند، خانواده‌های متمکن‌تر به سراغ گزینه جایگزین می‌روند.

۲ بحران نیروی انسانی در آموزش‌وپرورش. ظرفیت پذیرش دانشگاه فرهنگیان طی سال‌های اخیر به‌شدت کاهش یافته و هم‌زمان موج بزرگی از بازنشستگی معلمان در جریان است؛ به گفته مسوولان، تا پایان ۱۴۰۴ شمار قابل توجهی از معلمان بازنشسته شده یا خواهند شد و لاجرم این تعداد معلم فضای آموزشی کشور را ترک خواهند گفت. نتیجه این کمبود، فشار روی مدارس دولتی برای تامین معلم کافی و باکیفیت است؛ فشاری که مدارس غیردولتی تا حدی می‌توانند با جذب نیرو و ارایه خدمات متنوع‌تر جبران کنند.

 

۳ فشار مالی روی دولت. ساخت و نگهداری مدرسه، تجهیزات، حقوق و دستمزد معلم و زیرساخت فناوری هزینه سنگینی روی دوش دولت می‌گذارد. لذا مدارس غیردولتی بخشی از این هزینه‌ها را از طریق شهریه خانواده‌ها تامین می‌کنند و همین موضوع از منظر دولت، توسعه این مدارس را جذاب‌تر می‌کند.

 

مدارس غیردولتی از نظر ساختارمالی و مدیریتی امکان دارند منابع بیشتری مستقیم صرف کلاس‌های کم‌جمعیت‌تر، امکانات جدید، کلاس تقویتی و مشاوره کنند؛ یعنی ظرفیت بالقوه‌ای برای کیفیت بهتر دارند. اما پرداخت شهریه به‌خودی‌خود تضمین کیفیت نیست؛ کیفیت واقعی فقط زمانی شکل می‌گیرد که این منابع مالی صرف معلم بهتر، کلاس کم‌جمعیت‌تر، محتوای به‌روز و ارزیابی مستمر دانش‌آموز شود

 

۴ تغییر نگاه خانواده‌ها به آموزش. در فضای رقابتی کنکور، انتخاب رشته و بازار کار، آموزش برای بسیاری از خانواده‌ها دیگر یک خدمت عمومی ساده نیست، بلکه نوعی سرمایه‌گذاری برای آینده فرزند تلقی می‌شود. همین نگاه، تقاضا برای مدارس غیردولتی، کلاس خصوصی و خدمات آموزشی مکمل را افزایش داده است.

آیا شهریه بیشتر یعنی آموزش بهتر؟

نه لزوما. مدارس غیردولتی از نظر ساختار مالی و مدیریتی امکان دارد منابع بیشتری صرف کلاس‌های کم‌جمعیت‌تر، امکانات جدید، کلاس تقویتی و مشاوره کنند؛ یعنی ظرفیت بالقوه‌ای برای کیفیت بهتر دارند.

 

اما پرداخت شهریه به‌خودی‌خود تضمین کیفیت نیست؛ کیفیت واقعی تنها زمانی شکل می‌گیرد که این منابع مالی صرف معلم بهتر، کلاس کم‌جمعیت‌تر، محتوای به‌روز و ارزیابی مستمر دانش‌آموز شود. باید میان «هزینه بیشتر برای آموزش» و «کیفیت بیشتر آموزش» فرق گذاشت.

 

جمعیت دانش‌آموزی کشور در چند سال آینده تغییر محسوسی نمی‌کند، اما پس از آن رو به کاهش می‌رود. این یعنی رقابت میان مدارس برای جذب دانش‌آموز بیشتر خواهد شد و مدارس غیردولتی برای حفظ سهم خود ناچارند کیفیت واقعی خدمات‌شان را بالا ببرند

 

نگرانی اصلی: عدالت آموزشی

مساله محوری، اصل وجود مدارس غیردولتی نیست، بلکه نحوه توزیع فرصت آموزشی باکیفیت میان قشرهای مختلف است. اگر دسترسی به آموزش بهتر عمدتا به توان مالی خانواده وابسته بماند، فاصله آموزشی میان دانش‌آموزان برخوردار و کم‌برخوردار به‌مرور بیشتر می‌شود؛ برخوردارها از کلاس کم‌جمعیت و مشاوره تخصصی بهره می‌برند و کم‌برخوردارها وابسته به ظرفیت محدود مدارس دولتی می‌مانند.

 

به همین دلیل، راهکار درست نه حذف مدارس غیردولتی است و نه واگذاری کامل آموزش به بخش خصوصی، بلکه ایجاد تعادل میان سرمایه‌گذاری در مدارس دولتی و رشد بخش غیردولتی.

 

جمعیت دانش‌آموزی کشور در چند سال آینده تغییر محسوسی نمی‌کند، اما پس از آن رو به کاهش می‌رود.

این یعنی رقابت میان مدارس برای جذب دانش‌آموز بیشتر خواهد شد و مدارس غیردولتی برای حفظ سهم خود ناچارند کیفیت واقعی خدمات‌شان را افزایش دهند؛ مدرسه دیگر تنها یک ساختمان نیست، بلکه یک مجموعه خدمات آموزشی است که باید ارزش واقعی برای خانواده و دانش‌آموز بسازد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.