روایتی از گیلان با همکاری نشر فرهنگ ایلیا و گروه شبهای سپیدرود؛
سبزِ سرخ، گیلان در گذار مشروطه و جنگل
تاریخ گیلان در سالهای مشروطه و پس از آن، یکی از دورههای پرتحول تاریخ معاصر ایران را در خود جای داده است، دورهای که تحولات سیاسی و اجتماعی، گیلان را به یکی از عرصههای مهم رخدادهای آن روزگار، تبدیل کرده و مشروطه و نهضت جنگل را در امتداد تاریخ این سرزمین قرار داد. کتاب «سبزِ سرخ، گیلان در گذار جنبش مشروطه و جنگل» نوشتهی ابوالقاسم مومن صالحی، که به تازگی از سوی نشر فرهنگ ایلیا منتشر شده، به بررسی این دوره و تحولات آن در گیلان پرداخته است.
نشست معرفی و بررسی این کتاب به همت نشر فرهنگ ایلیا و گروه فرهنگی شبهای سپیدرود رشت، با حضور جمعی از پژوهشگران، نویسندگان و علاقهمندان تاریخ گیلان، عصر روز چهارشنبه 15 مهرماه در پژوهشکدهی گیلانشناسی دانشگاه گیلان برگزار شد و سخنرانان پیرامون موضوعات کتاب و مباحث مرتبط، به بحث نشستند.
در ابتدا طاهره صابری، مدیر اجرایی برنامه، ضمن خوشامدگویی به حاضران، دربارهی هدف برگزاری این نشست و اهمیت موضوع مورد بحث، سخن گفته و برگزاری این نشست را فرصتی برای بازخوانی رویدادهای مشروطه و جنبش جنگل و بررسی روایتهای شکلگرفته در این دوره دانست. این پژوهشگر در ادامه، اجرای نشست را به سید هاشم موسوی، عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان و پژوهشگر حوزهی مردمشناسی، سپرد.
موسوی در آغاز سخنان خود، با اشاره به آیینهای رونمایی و معرفی کتاب در ایران، انتشار یک اثر را آغاز زندگی عمومی آن دانست و گفت: کتاب از هنگام رونمایی، باید دیده و خوانده شود و در معرض مقایسه و پرسش قرار گیرد. به گفتهی او، گردهمایی برای معرفی کتاب، فرصتی است تا از تلاش نویسنده و تعهد او به تاریخ و فرهنگ، قدردانی شود و در عین حال زمینهی گفتوگو و نقد اثر فراهم آید.
سیدهاشم موسوی: کتاب از هنگام رونمایی، باید دیده و خوانده شود و در معرض مقایسه و پرسش قرار گیرد. به گفتهی او، گردهمایی برای معرفی کتاب، فرصتی است تا از تلاش نویسنده و تعهد او به تاریخ و فرهنگ، قدردانی شود و در عین حال زمینهی گفتوگو و نقد اثر فراهم آید
او بخش دیگری از سخنانش را به اهمیت روابط انسانی و شکلگیری اجتماعات فرهنگی، اختصاص داد و تأکید کرد که جامعه برای دیدن، به رسمیت شناختن و تشویق تلاشهای فرهنگی افراد، به چنین فضاهایی نیازمند است.
این پژوهشگر حوزهی مردمشناسی صمیمیت این نشستها و اجتماعات فرهنگی را ضروری دانسته و گفت: گفتوگوهای علمی زمانی پیش میرود که امکان نقد و بررسی وجود داشته باشد. شکلگیری نقد نیز در فضایی مملو از دوستی و همراهی میتواند به گفتوگویی سازندهتر منجر شود.
در ادامه ابراهیم علیزاده نیز، سخنان خود را با بحث دربارهی ماهیت تاریخ و شیوهی بازنمایی گذشته آغاز کرد. او با اشاره به دیدگاه داریوش رحمانیان دربارهی «پسین» بودن دانش تاریخ گفت: پژوهشگر تاریخ، با رویدادهایی مواجه است که پیشتر رخ دادهاند و از همین رو، روش تحقیق در تاریخ، ویژگیهای خاص خود را دارد.
این پژوهشگر و نویسنده، با اشاره به دیدگاه ویل دورانت، پیرامون تاریخ و هنر، توضیح داد که مورخ تنها گزارشگر رخدادهای گذشته نیست، بلکه از میان اسناد، مدارک و شواهد، انتخاب نموده و با تفسیر آنها روایتی از گذشته را ارائه میدهد. از این منظر، بازنمایی تاریخی، تصویری است که مورخ از گذشته بر اساس شواهد و در نتیجهی انتخاب و تفسیر خود عرضه میکند.
علیزاده در ادامه میان «واقعیت» و «حقیقت» در تاریخ تمایز گذاشته و گفت واقعیت، رخدادی است که در گذشته اتفاق افتاده، اما حقیقت تاریخی، شناخت و روایتی است که از آن واقعه بر اساس اسناد و مدارک، شکل میگیرد. به گفتهی او، این روایت در طول زمان میتواند تحتتأثیر سیاست، ایدئولوژی و عوامل دیگر دچار تغییر و تحریف شود.
وی با طرح این پرسش که چرا با وجود آثار متعدد دربارهی جنگل، همچنان باید پیرامون آن کتاب نوشته شود، تاریخ را گفتوگویی پایانناپذیر میان گذشته و حال دانست و افزود: هر نسل از منظر مسائل و پرسشهای زمانهی خود، به گذشته بازمیگردد. از این رو، مورخ تنها گذشته را کشف نمیکند، بلکه آن را از دریچهی حال تفسیر میکند.
این پژوهشگر در ادامه به ویژگیهای کتاب «سبزِ سرخ» پرداخت و نخستین ویژگی کتاب را ارائه همزمان تصویر کلی و جزئی از نهضت جنگل دانست. به گفتهی او، نویسنده در کنار روایت کلی از رخدادها، سرنوشت افراد زنده مانده، پس از میرزا کوچکخان را نیز دنبال کرده است. بخشی که به اعتقاد او در بسیاری از آثار مربوط به جنگل، کمتر دیده میشود.
ترکیب تاریخ و جغرافیا، دومین ویژگی مورد اشاره علیزاده بود. او توضیح داد که زمان، مکان و عاملیت از عناصر مهم در مطالعهی تاریخ هستند و کتاب در بخشهای مختلف، جغرافیای رخدادها را دنبال کرده و به مناطقی از گیلان، خلخال و مازندران پرداخته است.
او شخصیتپردازی نقشآفرینان نهضت جنگل را سومین ویژگی کتاب دانسته و گفت: نویسنده تلاش کرده است چهرهی شخصیتهای مختلف، از دوستان و همراهان جنگل تا مخالفان و نیروهای قدرت مرکزی را مورد توجه قرار دهد. به گفتهی علیزاده، ویژگی دیگر کتاب، قلم و شیوهی روایت تسلسلوار آن است؛ به گونهای که با وجود حجم زیاد کتاب، روایت از کشش لازم برای دنبال کردن وقایع برخوردار است.
ابراهیم علیزاده: نویسنده در کنار روایت کلی از رخدادها، سرنوشت افراد زنده مانده، پس از میرزا کوچکخان را نیز دنبال کرده است. بخشی که در بسیاری از آثار مربوط به جنگل، کمتر دیده میشود. زمان، مکان و عاملیت، از عناصر مهم در مطالعهی تاریخ هستند و کتاب در بخشهای مختلف، جغرافیای رخدادها را دنبال کرده و به مناطقی از گیلان، خلخال و مازندران پرداخته است. نویسنده تلاش کرده چهرهی شخصیتهای مختلف، از دوستان و همراهان جنگل تا مخالفان و نیروهای قدرت مرکزی را مورد توجه قرار دهد
استفاده از عکسها و نقشهها، ذکر مستندات با درج شمارهی صفحه در پایان فصلها و وجود نمایه از دیگر ویژگیهایی بود که این پژوهشگر برای کتاب برشمرد. وی دربارهی زبان اثر نیز گفت: ممکن است برخی آن را ژورنالیستی بدانند، اما جامعهی هدف کتاب، تنها مورخان و پژوهشگران نیستند و دانشجویان و عموم علاقهمندان به حوزهی تاریخ نیز در شمار مخاطبان آن قرار دارند.
در ادامه محمدتقی پوراحمد جکتاجی، یکی از اهداف نویسنده برای نگارش این کتاب را، پاسخ به بخشی از پرسشهایی دانست که در سالهای اخیر دربارهی نهضت جنگل در جامعه مطرح شده است. او افزود: پاسخ دادن به این پرسشها، نیازمند استفاده از اسناد و منابع متعدد بوده و همین مسئله بر حجم این کتاب افزوده است. پاسخ دادن به همه پرسشهای تاریخی، نیازمند زمان است و انتشار هر اثر تازه، منابع موجود پیرامون نهضت جنگل را غنی میکند.
مدیرمسئول مجلهی گیلهوا، در ادامه ضمن مروری بر آثار منتشرشده دربارهی نهضت جنگل، به این مهم اشاره نمود که پیش از انقلاب ۱۳۵۷، منابع موجود پیرامون این جنبش محدود بوده و تنها چند عنوان کتاب در این زمینه وجود داشت.
او در ادامه به کتابهایی چون: «سرکوبگر جنگل» حاوی خاطرات ژنرال دنسترویل، «جنگل» نوشتهی حسن تهرانی، آثار مرحوم مهرنوش و «سردار جنگل» اشاره کرد و کتاب سردار جنگل را یکی از منابع پایه در مطالعات مربوط به نهضت جنگل دانست که بسیاری از تحلیلهای بعدی نیز بر اساس همین منابع شکل گرفتهاند.
جکتاجی با اشاره به خاطرات و یادداشتهای شماری از افراد حاضر در نهضت جنگل گفت: بخشی از منابع ارزشمند این دوره، یادداشتهای دستنویس شاهدان و رهبران جنگل بوده است. ابراهیم فخرایی و شماری دیگر از افراد مرتبط با نهضت جنگل چون: سیدصالح، غلامحسین جوینده، حسین جودت و سعدالله درویش، بخشی از یادداشتها و اطلاعات خود را در اختیار مرحوم گیلک قرار داده بودند.
این روزنامهنگار افزود: بخشی از این مجموعه در سال ۱۳۲۱ خورشیدی تدوین شد، اما انتشار نیافت و سالها بعد ابراهیم فخرایی بخشی از یادداشتهای خود را از آن مجموعه خارج کرد و با افزودن اسناد و اطلاعات تازه، کتاب «سردار جنگل» را منتشر کرد. اثری که تاکنون بارها تجدید چاپ شده و در مطالعات مربوط به نهضت جنگل مورد استناد قرار گرفته است.
محمدتقی پوراحمد جکتاجی: بخشی از منابع ارزشمند این دوره، یادداشتهای دستنویس شاهدان و رهبران جنگل بوده است. ابراهیم فخرایی و شماری دیگر از افراد مرتبط با نهضت جنگل چون: سیدصالح، غلامحسین جوینده، حسین جودت و سعدالله درویش، بخشی از یادداشتها و اطلاعات خود را در اختیار مرحوم گیلک قرار داده بودند. بخشی از این مجموعه در سال ۱۳۲۱ خورشیدی تدوین شد، اما انتشار نیافت. سالها بعد ابراهیم فخرایی بخشی از یادداشتهای خود را از آن مجموعه خارج کرد و با افزودن اسناد و اطلاعات تازه، کتاب «سردار جنگل» را منتشر کرد
وی در ادامه گفت: امروز برخی پژوهشگران، «سردار جنگل» را از نظر نگاه نویسنده، انتخاب اسناد و میزان پوشش رویدادها نقد میکنند، اما باید شرایط زمانی انتشار آن را نیز در نظر گرفت؛ چرا که در آن دوره دسترسی به منابع دربارهی نهضت جنگل بسیار محدود بود. پس از انقلاب، با دسترسی بیشتر پژوهشگران به آرشیوها و اسناد و همچنین فعالیت دانشجویان و محققان خارج از کشور، منابع تازهای دربارهی این دورهی تاریخی در دسترس قرار گرفت.
مدیرمسئول «گیلهوا» در ادامه از تجربهی خود در انتشار یکی از این منابع سخن گفت و توضیح داد که کتاب «خاطرات صادقخان کوچک» بر اساس یادداشتهای صادق کوچکپور و با دسترسی به اسنادی در این حوزه از طریق مرحوم میرابوالقاسمی انتشار یافته که در فهرست منابع کتاب «سبزِ سرخ» دیده نشده است.
این پژوهشگر در ادامه پیرامون ضرورت توجه به منابع دستنویس و خاطرات بازماندگان نهضت جنگل سخن گفت و از انتشار آثاری بر پایهی این منابع در سالهای اخیر خبر داد.
وی در پایان تأکید کرد که شناخت دقیقتر نهضت جنگل، نیازمند دسترسی به همین اسناد پراکنده و خاطراتی است که هنوز در اختیار خانوادهها قرار دارد و انتشار آنها میتواند به تکمیل و اصلاح روایتهای موجود از این دوره کمک کند.
در ادامه، مسعود جوزی، موضوع نشست را به سیمای جنگل در رسانههای جدید اختصاص داده و با اشاره به شبکههایی چون: اینستاگرام، واتساپ و یوتیوب و همچنین پادکستها، گفت: بخش قابل توجهی از محتوای تاریخی امروز در این فضاها تولید و مصرف میشود و نقش رسانههای جدید در انتقال اطلاعات روزبهروز افزایش یافته است.
این پژوهشگر، در بررسی بازنمایی جنبش جنگل در رسانههای جدید، به جریانهای مختلفی اشاره کرد که هر کدام روایت خاصی از میرزاکوچکخان و نهضت جنگل را ارائه میکنند. او از روایت رسمی جمهوری اسلامی، جریانهای چپ، جریانهای ملیگرا، جریانهای پادشاهیخواه و همچنین جریانهای محلی و پژوهشی به عنوان طیفهایی نام برد که در فضای رسانهای امروز دربارهی نهضت جنگل سخن میگویند.
به گفتهی جوزی، روایت رسمی جمهوری اسلامی از میرزا کوچکخان، بیشتر بر وجه روحانی بودن، مبارز ضد استبداد و ضد استعماری او تأکید داشته و بخش چپگرایانه شخصیت او کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
به گفتهی این پژوهشگر، در جریان چپ نیز دو خوانش متفاوت وجود دارد؛ یک خوانش، در شکل افراطی، احساناللهخان و نیروهای بلشویک را نمایندگان اصلی گرایش عدالتخواهانه نهضت میداند و میرزا را روحانیای محافظهکار معرفی میکند. خوانش دیگر که منتقد حزب توده و سیاستهای شوروی است، بر نقش میرزا تأکید بیشتری دارد و عملکرد بلشویکها را نقد میکند.
جوزی افزود در بخشی از این محتواها، دوگانهای میان میرزا و رضاخان شکل گرفته و میرزا با تعابیری همچون وابسته به شوروی، تجزیهطلب یا مخالف منافع ایران معرفی میشود. او گفت طی یکی دو ماه اخیر، در برخی از این روایتها نگاه تعدیلشدهتری نسبت به میرزا دیده میشود؛ تغییری که به گفتهی او میتواند با مواجهه بیشتر کاربران با اسناد و دیدگاههای تاریخی و ملاحظات مربوط به افکار عمومی گیلان ارتباط داشته باشد.
مسعود جوزی: یکی از مشکلات این حوزه را، کمبود آگاهی دقیق از دورهبندی و پیچیدگیهای جنبش جنگل است. فقر منابع را یکی دیگر از مشکلات پژوهش دربارهی مشروطه گیلان و نهضت جنگل است. پژوهش پیرامون جنگل بیش از آنکه به اثبات یک روایت سیاسی نیاز داشته باشد، به اسناد، روشنگری و مقابله با جعل تاریخ نیازمند است
او همچنین از یک جریان کوچک و افراطی با گرایشهای محلی در گیلان نام برد که میرزا را نماد جداییخواهی و استقلال گیلان میداند و در ادامه تأکید کرد این نگاه بیشتر در فضای مجازی دیده میشود و بازتابدهنده نگرش عمومی جامعه نیست. جوزی در کنار این جریانها، به فعالیت یوتیوبرها، پادکسترها و صفحات پژوهشی و روزنامهنگاری اشاره کرد که بدون وابستگی آشکار به جریانهای سیاسی، محتوای تاریخی تولید میکنند.
او یکی از مشکلات این حوزه را، کمبود آگاهی دقیق از دورهبندی و پیچیدگیهای جنبش جنگل دانست و گفت: این جنبش در دورههای مختلف، شرایط متفاوتی داشته است. از دورهی حضور نیروهای جنگلی در کوه و جنگل تا دورهی استقرار آنها در کسماء و رشت، دوره آوارگی و مانند آن.
این سخنران، فقر منابع را یکی دیگر از مشکلات پژوهش دربارهی مشروطه گیلان و نهضت جنگل دانسته و گفت: بسیاری از کتابهایی که در این زمینه انتشار یافتهاند، هنوز خوانده و دیده نشدهاند.
او در بخش پایانی سخنانش بر ضرورت فاصله گرفتن پژوهش دربارهی جنگل و میرزا کوچکخان از مناقشات سیاسی روز تأکید کرد و گفت: پژوهشگران باید تلاش کنند جنبش جنگل را در شرایط تاریخی خودش بررسی کنند و از قرار دادن آن در دوگانههای سیاسی امروز، بهویژه دوگانه میرزا کوچکخان و رضاخان، پرهیز کنند.
جوزی در پایان تأکید کرد که پژوهش پیرامون جنگل بیش از آنکه به اثبات یک روایت سیاسی نیاز داشته باشد، به اسناد، روشنگری و مقابله با جعل تاریخ نیازمند است.
در ادامهی این نشست سهراب یزدانی، سخنان خود را با طرح پرسشی دربارهی کارکرد تاریخ در جامعهی امروز آغاز کرد و پرسید: آیا تاریخ، رشتهای مربوط به گذشته است؟ یا میتواند در زندگی اجتماعی امروز نیز اثرگذار باشد؟
سهراب یزدانی: بسیاری از رهبران جنگل، تجربهی سیاسی خود را در دورهی مشروطه به دست آورده بودند. میرزا کوچکخان، میرزا حسین کسمایی و دکتر حشمت از جمله شخصیتهایی بودند که در فضای سیاسی و اجتماعی مشروطه رشد کردند. مشروطه بستری برای پرورش این نیروها بود و تأثیر اندیشههای مشروطه تا تحولات سیاسی بعدی ایران، از جمله نهضت ملی شدن صنعت نفت، ادامه یافت
وی با اشاره به دیدگاههایی که علمی بودن تاریخ را به دلیل تعدد روایتها و تفسیرهای تاریخی زیر سؤال بردهاند، گفت: وجود روایتهای متفاوت از یک واقعه به معنای بیاعتباری تاریخ نیست و مسئله اصلی، چگونگی استفاده از اسناد و شواهد و تفسیر آنهاست.
این پژوهشگر حوزهی مشروطه، در ادامه به اهداف و مقاصد مشروطهخواهان پرداخته و گفت: اگر بخواهیم خواستهی اصلی آنان را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه، قانون است؛ ایجاد دولتی قانونمند، مسئولیتپذیر و پاسخگو.
یزدانی در ادامه به این مهم اشاره کرد که در ایران پیش از مشروطه نیز مقررات و قوانین مختلفی در زمینههایی چون: تجارت، دادوستد، اجاره، خرید و فروش، اداره شهرها، بازارها و گمرک و امثال آن وجود داشت، اما قانون مشخصی برای تنظیم رابطه میان حکومتکننده و حکومتشونده وجود نداشت.
به گفتهی این نویسنده، در رأس ساختار قدرت، شخص پادشاه از اختیارات گستردهای برخوردار بود و جان و مال اتباع کشور در اختیار او قرار داشت. او مصادرهی اموال و املاک و دخالت در دارایی افراد را از نمونههای این وضعیت دانست و افزود: مشروطهخواهان به دنبال ایجاد سازوکاری بودند که قدرت حکومت را محدود و آن را در برابر جامعه پاسخگو کند.
یزدانی مجلس را یکی از ابزارهای تحقق این هدف دانسته و عنوان کرد: مشروطهخواهان میخواستند نمایندگان مردم بر عملکرد دولت، نحوهی اجرای قوانین و بودجهی کشور نظارت داشته باشند و از حقوق مردم و منافع عمومی حفاظت کنند.
وی همچنین استقلال سیاسی و اقتصادی را بخش دیگری از خواستههای مشروطهخواهان معرفی نموده و در این زمینه به مسئله امتیازات اقتصادی و وامهای خارجی اشاره کرد. او شرح داد که در دورهی قاجار، بخشی از منابع اقتصادی کشور در قالب امتیاز در اختیار افراد و شرکتهای خارجی قرار گرفت و دولت نیز برای بازپرداخت وامها، گمرکات کشور را در گرو قرار میداد.
این پژوهشگر حوزهی تاریخ، نمونهی ژاپن را نیز از جمله الگوهای مورد توجه مشروطهخواهان دانست و گفت: پیشرفت ژاپن پس از استقرار حکومت مشروطه و پیروزی این کشور در جنگ با امپراتوری روسیه، برای مشروطهخواهان ایران اهمیت داشت. آنان معتقد بودند ایران نیز برای خروج از عقبماندگی و حرکت به سوی توسعه، به حکومت قانون و استقلال سیاسی و اقتصادی نیاز دارد.
این سخنران در ادامه به ساختار اجتماعی ایران در دورهی مشروطه پرداخت و گفت: جامعهی ایران از نظر شکلگیری طبقات اجتماعی، شرایط لازم برای استقرار پایدار یک نظام مردمسالار را در اختیار نداشت. او به گستردگی جمعیت روستایی و ایلی، کوچک بودن طبقهی بازرگان، رشد محدود صنعت و طبقهی کارگر اشاره کرد و در مقابل، زمینداران بزرگ را از گروههای قدرتمند اجتماعی آن دوره دانست.
این پژوهشگر، با اشاره به نمونهی ظلالسلطان و شمار گستردهی رعایای وابسته به املاک او، گفت: تمرکز قدرت اقتصادی در دست گروهی محدود و ساختار زمینداری، یکی از موانع اجتماعی پیش روی مشروطه بود. یزدانی تأکید کرد که این مسئله از دید مشروطهخواهان پنهان نبود و نویسندگان، روزنامهنگاران و شاعران آن دوره نیز بارها به تمرکز قدرت در دست گروهی محدود اعتراض کرده بودند.
وی در ادامه به نقش نیروهای خارجی و شرایط داخلی در ناکامی مشروطیت اشاره کرده و در دورهی مشروطه از سه کانون مهم تهران، گیلان و آذربایجان نام برد. به گفتهی این پژوهشگر، تفاوت گیلان و آذربایجان با بسیاری از مناطق دیگر، شکلگیری جنبشهای مردمی و حضور گروههایی از پیشهوران، روستاییان، کارمندان و اقشار فرودست در تحولات مشروطه بود.
او از این منظر، جنبش جنگل را در ادامهی تحولات مشروطه تحلیل نموده و آن را یکی از جنبشهای پس از انقلاب مشروطه دانسته و گفت: همانگونه که در آذربایجان، جنبش دموکراتها شکل گرفت، در گیلان نیز جنبش جنگل را باید در چارچوب تحولات مشروطیت بررسی نمود.
یزدانی تأکید کرد که بسیاری از رهبران جنگل، تجربهی سیاسی خود را در دورهی مشروطه به دست آورده بودند. میرزا کوچکخان، میرزا حسین کسمایی و دکتر حشمت از جمله شخصیتهایی بودند که در فضای سیاسی و اجتماعی مشروطه رشد کردند. وی مشروطه را بستری برای پرورش این نیروها دانست و گفت تأثیر اندیشههای مشروطه تا تحولات سیاسی بعدی ایران، از جمله نهضت ملی شدن صنعت نفت، ادامه یافت.
وی در پایان این بخش، تأکید کرد که مشروطه را نباید یک پروندهی بسته تاریخی دانست، زیرا بسیاری از پرسشهایی که مشروطهخواهان دربارهی نظارت بر دولت، حقوق فردی و اجتماعی و رابطهی ایران با قدرتهای خارجی و مانند آن مطرح کردند، همچنان در تاریخ معاصر ایران اهمیت دارد.
در پایان نشست نیز مومن صالحی، نویسندهی کتاب «سبزِ سرخ؛ گیلان در گذار جنبش مشروطه و جنگل»، ضمن قدردانی از سخنرانان و حاضران، گفت: به محتوای اثر خود باور دارد و تا زمانی که پژوهشگران اسناد و مسائل تازهای در این زمینه ارائه نکنند، بر روایت و مطالب مطرحشده در کتاب پایبند خواهد بود.